چمدانهای بسته پاییز
فصل هزار رنگ پاییز به پايان راه امسال خود رسيده است و تمام رنگهای زرد و قرمز و نارنجياش را با خود همراه كردهاست. اينك اين فصل درخشان در حال گذر از سومين ماه افسانهای خويش است و قصد سفر دارد تا اين مهمانسرا را به زمستانی سفيدپوش تقدیم کند و ننه سرما را به ميهمانی زمينيان دعوت كند.
به گزارش خبرگزاری فارس از شهرستان ساری، قصه فصل هزار رنگ طبیعت، قصهای دیرینه است، قصهای کهن که با افسون رنگهایش افسونگری میکند و خاطرات خوش رنگارنگی را از خود به یادگار میگذارد. پاییز آرام آرام از لابهلای شهریور، خود را بیرون میکشد و اینچنین در میان فصلهای سال پادشاهی میکند، تک تک لحظههایش از میان گرمای تابستان گذر میکند و خود را به مهر میرساند تا نسیم خویش را مستانه میان درختان غمگین رها کند و با بازی رنگهایش رقصی تازه در میان برگها به راه اندازد. مهر و آبانش با وقاری وصفنشدنی از میان اهل زمین میگذرد و قلبهایشان را لبریز از عطر خوش باران میکند، بوی خاک بارانخورده پاییزی را تمام اهل دل، روزی استشمام کردهاند و در میان آن نفسی تازه کشیدهاند. رنگهای تازه و زنده آبانماه آرام درختان را نوازش میکند و گیسوان رهاشده آنها را با وزش بادهای پاییزیاش در میان زمین و آسمان به حرکت در میآورد. در جنگلهای مازندران در میان انبوه درختان، بوی ناب پاییزی نفسی حیاتبخش میشود بر وجود و روح را تا انتهای آرامش به پرواز وا میدارد. زمین مملو از برگهایی میشود که همانند ریسههایی که چراغهای رنگارنگ بر رویش خودنمایی میکند به جلوهگری میپردازد. از میان این برگها بوتههای گلهای رنگارنگ پاییزی چشمنوازی میکند و عطر خوشی را با بوی برگهای رهاشده در هم میآمیزد. سکوت پاییزی در میان جنگل، آرامشی را با خود همراه میکند که گویا تمام کائنات را به خوابی ابدی فرا میخواند.
اینک این فصل درخشان در حال گذر از سومین ماه افسانهای خویش است و قصد سفر دارد تا این مهمانسرا را به زمستانی سفیدپوش تقدیم کند و ننه سرما را به میهمانی زمینیان دعوت کند فصل هزار رنگ به پایان راه امسال خود رسیدهاست و تمام رنگهای زرد و قرمز و نارنجیاش را با خود همراه کردهاست، رنگهایی که هر کدام بر روی برگهای درختان، نقاشی زیبایی را به تصویر کشیدهاند و قدرت بیمانند خالقشان را به رخ میکشند. اکنون این پاییز هزار رنگ، چمدانش را بستهاست و قصد سفر دارد، شاید نمیداند دلتنگی نبودنش اینچنین برگهای رنگارنگ را برگریزان میکند و درختان را در خوابی عمیق غوطهور میکند. شاید نمیداند رفتنش بغض میشود بر دل آسمان که بیوقفه میبارد و زمین را در داغ فراقش اینچنین اندوهگین رها میکند. همین دوریست که پایانش را غمانگیزتر کردهاست و طولانیترین شب سال را رقم زدهاست. روزهای آخریست که نسیم پاییزی میوزد و درختان با ترانه وزش آن، پایکوبی میکنند، روزهای آخریست که صدای خش خش برگهای رها شده بر خاک، لبخند پر از شوقی را بر چهرهها میهمان میکند و گامها آشفته را با صدای دلانگیزش نظم میدهد. روزهای آخریست که آفتاب، پاییزیتر از همیشه میتابد و میوههای جنگلی را به بازیگوشی وا میدارد، شاید همین روزهای آخر پاییز، قصه زندگیای را از نو رقم زند و لبخندی را از نو متولد کند. این روزهای پایانی پاییزی را قدر بدانیم و چشمان خود را به دیدن این زیباییهای چشمنواز که در حال گذر است، دعوت کنیم. صائمه یوسفی گلافشانی انتهای پیام /و.
01:14 - 20 آذر 1397