تولد ئهژین، زندگی و امید را برگرداند
اکرم و سوسن اسپری، اهل دشتذهاب غرب استان کرمانشاه بعد از دست دادن هر سه فرزندشان (روژین،ئهسرین و یوسف)، در زلزله 7.3 ریشتری با تولد ئهژین باز به زندگی برگشتند.
به گزارش خبرگزاری فارس از کرمانشاه، زلزله 7.3 ریشتری یکشنبه شب 21 آبانماه سال گذشته، غرب استان کرمانشاه را به شدت لرزاند. این لرزش زمین، ویرانیهای بسیاری را بر جای گذاشت، خانهها ویران، فرزندان بی پدر و مادر، زنان و مردان بیهمسر و پدران و مادران بیفرزند تمامی این داغها و دردها آثار زلزلهست که عمیقتر از آثار جنگ نهتنها بر دل مردمان دلیر و غیور غرب کشور بلکه بر دل تمام ایرانیان حک شده است. اگر نویسندگان بخواهند از زندگی مردمان غیور و ولایتمدار غرب کشور بنویسند میتوانند به ازای زندگی تکتک آنها از جنگ تا زلزله کتاب قطور و خواندنی چاپ کنند. شب گذشته در فضای مجازی از تولد نوزادی در مناطق زلزلهزده خبری منتشر شد که دل هر خواننده را شاد و امید به زندگی را برای همگان دوباره معنا کرد. گوشهای از ماجرای زندگی زلزلهزدهای را در ذیل میخوانید که با تولد فرزندشان دوباره صدای بچه در خانهشان پیچیده و بعد از نزدیک به 11 ماه از زلزله خنده بر لبانشان مهمان شده. اکرم و سوسن نماد یک زوج درد کشیده با یک زندگی مشقتبار و پر از انواع مصائبی هستند که مرزنشینان با آن عجین شدهاند، اما امید هرگز در دل آن 2 نمرد، امیدی که پایه و اساس زندگی است؛ داستان این زوج از این قرار است. *دیروز جنگزده امروز زلزلهزده در اوایل روزهای جنگ خانواده روستای اکرم و سوسن توسط رژیم بعث اشغال و نابود شد و خانوادههایشان به اسارتگاه اردوگاه رمادیه در مرز سوریه و اردن برده شد.
در آن اردوگاه زیر شدیدترین فشارها و بغرنجترین شرایط بزرگ شدند، تحقیر شدند در جریان حمله دولت صدام به کویت باج تجاوز و اشغال عراق را نیز اینها پرداخت کردند، با تشدید تحریمها و شیوع فقر و قحطی در عراق اغلب کودکان و سالمندان به دلیل گرسنگی، سوءتغذیه و نبود دارو جان خود را از دست دادند و در همان اردوگاه دفن شدند. بعد از ۱۵ سال توانستند به صورت غیررسمی به ایران برگردند و خانهای با خشت گل درست کنند. از بنیاد مسکن وام گرفتند و خانه ای نو ساختند؛ اکرم و سوسن ازدواج کردند و دارای سه فرزند شدند؛ اکرم برای زنده ماندن خود، همسر و بچههایش از هیچ کاری در هر جایی که باشد دریغ نکرد، از کارگری در تهران و کرج گرفته تا کار در اقلیم کردستان، سختیها را قلم توان نوشتن ندارد. *اما در زلزله کرمانشاه روژین و ئهسرین همراه سوسن و اکرم به بیرون از خانه میدوند، ناگهان سوسن جیغ میزند: پسرم یوسف؟؟ یوسف در اتاق خانه خوابیده بود، سوسن مادر یوسف، روژین و ئهسرین برای نجات جگرگوشهاش به داخل خانه برمیگردد و دخترهای 2 قلو یعنی روژین و ئهسرین نیز با او میروند. اما برگشتی در کار نیست و زیرآوار ناپدید میشوند. در نهایت تمام بچههای اکرم و سوسن برای همیشه پر میکشند و سوسن نیز دچار شکستگی کمر و پا میشود؛ گویی افسانه فرهاد و شیرین نمادی است که بیانگر ناکامی و درد و رنج کرمانشاهیان است! اما اینبار سوسن و اکرم تصمیم میگیرند که باز هم به زندگی لبیک بگویند...
تولد ئهژین، زندگی و امید اکرم و سوسن اسپری اهل دشتذهاب روستای سرابذهاب قادری بعد از از دست دادن هر سه فرزندشان یعنی روژین،ئهسرین و یوسف، باز به زندگی برگشتند و شب گذشته ئهژین به دنیا آمد ئهژین که مخففی از نام 2 دختر 2 قلو یعنی روژین و ئهسرین است و به معنای «دوباره زیستن» است. با همت ملت شرافتمند ایران و نهادهای و ارگانهای مختلف مناطق زلزلهزده روی پای خود همچنان ایستادهاند. انتهای پیام/ع.
08:04 - 17 مهر 1397