اهالی چاهزرد: تنها هلالاحمر و بسیج به دادمان رسیدند/ وقتی مدیریت بحران، بحرانزده میشود
چاهزرد یا حاجیآباد حقداد از روستاهایی که یکی از پایگاههای اصلی ایل بهلولی ایران به شمار میرود، این روزها طعمه سیلی شده که جبران خسارات آن به تنهایی از عهده دستان پینهبسته اهالی روستا برنمیآید.
به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری فارس از زیرکوه، خشکسالی واژهای است که برای مردم استان خراسانجنوبی بیگانه نبوده و بیش از دو دهه است که با آن دستوپنجه نرم میکنند.سونامی خشکسالی آنچنان به جان این استان افتاده که هیچ چیز از باغ و درختان، چشمه و قنات و موجودات دارای حیات از آسیب آن در امان نماندهاند.اکنون پس از سپری شدن دو دهه خشکسالی، آثار و پیامدهای آن تا جایی پیش رفته است که رئیس سازمان جهاد کشاورزی خراسانجنوبی در سال 95 اعلام کرد، 50 درصد روستاهای خراسانجنوبی خالی از سکنه شدهاند.سیلابی به بیرحمی خشکسالی!اما در کمال ناباوری با وجود خشکسالی 20 ساله، بارندگیهای غیرمنتظره و سیلآسای بهاری هفتههای اخیر تا آنجا پیش رفت که بلای جان اهالی برخی روستاهای خراسانجنوبی شده و هر آنچه داشتند و نداشتند را در عرض چند ساعت زیر آب برد.روستای چاهزرد در شهرستان زیرکوه خراسانجنوبی یکی از مناطقی بود که سیلاب ناشی از این بارندگیها در 25 اردیبهشتماه بیشترین خسارت را به زیرساختها و منازل اهالی آن وارد کرد، همین مسئله باعث شد تا راهی یکی از روستاهای سیلزده این منطقه شده و از نزدیک عمق فاجعه را دریابیم.رخ زرد چاهزرد یک هفته پس از سیلچاهزرد یا حاجیآباد حقداد روستایی در دهستان پترگان بخش مرکزی شهرستان زیرکوه مقصدمان شد؛ این روستا که هماکنون یکی از پایگاههای اصلی ایل بهلولی ایران به شمار میرود، طعمه سیلی شده که جبران خسارات آن به تنهایی از عهده دستان پینهبسته اهالی روستا برنمیآید.
در یکی از روزهای ماه مبارک رمضان و پس از اقامه نماز ظهر، فارغ از هیچ امکانات امدادی برای ثبت واقعهای که خبر از درد و رنج بیانتهای مردم زحمتکش دیارمان را میدهد، راهی سفری 250 کیلومتری به مقصد روستای چاه زرد میشویمهجوم گل و لای به وسط جاده ورودی روستا، از یک جاده آسفالته، راهی ناهموار به وجود آورده بود که رفتوآمد را سخت و طاقتفرسا کرده است.سکوت چاهزرد اندوه را فریاد میزندتنها چند روز پس از وقوع سیل، سکوت حاکم بر روستا اندوه اهالی آن را فریاد میزند، اما لبخند دختربچهای که اولین استقبالکننده ما محسوب میشود، حکایت از آن دارد که زندگی در این روستا همچنان جاری است.چاهزرد همچنان در انتظار تدبیر مسؤولینحرکت خودرو و صدای ناشی از آن سکوت روستا را در هم میشکند و باعث میشود تا اهالی روستا حضور ما را متوجه شده و با اینکه عبور از حیاط خانه برایشان بسیار سخت و طاقتفرسا است، به بیرون سرازیر شوند؛ گویی همهی آنها آمدن مسؤولان را به انتظار نشستهاند تا پای درد دل آنها نشسته و به سختیها و بیتوجهیهایی که به آنها شده است، گوش فرا دهند.ویرانی سیل در برخی از مناطق بهگونهای است که دیگر امکان هیچ ترددی وجود ندارد و باید همانند اهالی روستا از جمله پسربچهای که کفشی به پا نداشت پای در گلولای گذاشته و وقایع را ثبت و ضبط کرد.
پیرمرد دوراندیدهای که چهرهاش اندوه وضعیت این روزهای روستا را نشان میداد، لحظاتی با ما به گفتگو نشست و با اشاره به از بین رفتن زندگیاش در سیل، نسبت به عدم توجه مسؤولان به این روستا زبان به شکوه گشودمادر چاهزردی: از نان و غذا بیبهرهایممادر فداکار چاهزردی نیز در گفتوگو با خبرنگار فارس میگوید: تمام زندگیام را آب برده و دارای 8 فرزند هستم، اما این روزها شرمنده آنها شدهام، زیرا از وجود نان و غذا بیبهرهام و دیگران لطف کرده و مایحتاج زندگی ما را تأمین میکنند.جهیزیهای که طعمه سیلاب شدوی ما را به گوشه دیگری از خانه خود برد و جهیزیه درهمشکسته و زیر آب رفته دخترش را که در خانه پر از گل و لای قرار داشت، به ما نشان داد و از اینکه نتوانسته بود، اقدامی در جهت بیرون آوردن آنها انجام دهد، شرمسار بود و با ناامیدی به آنها مینگریست.دیوارهای فروریخته، فرشهای پهنشده بر روی لبههای دیوار و لوازمی که دیگر امکان استفاده از آنها وجود نداشت و در کناری جمعآوری شده بودند، دیگر تصاویری بود که رنج ناشی از مشکلات پیشآمده را به خوبی به تصویر میکشید.
تنها هلالاحمر و بسیج به دادمان رسیدندیکی از جوانان ساکن روستا که بیاعتنایی مسؤولین به وضعیت اسفناک روستا امانش را بریده بود، در گفتگو با ما لب به سخن گشود و گفت: امروز چندمین روزی است که از وقوع سیل گذشته و با وجود اینکه سه خانوار در این اتاق زندگی میکنند، امدادرسانی مطلوبی صورت نگرفته و مسؤولان مرتبط برای رسیدگی به اوضاع مردم وارد منطقه نشدهاند، تنها بچههای هلالاحمر و بسیج بودند که از روز اول به دادمان رسیده و کمک حالمان هستندبرخی تنها برای عکس گرفتن به اینجا میآیندوی ادامه داد: با وجود اینکه خود و دامهایمان مدتی است که چیزی نخوردهایم، اما برخی از افراد تنها به عکس گرفتن از مصیبتهای اهالی کفایت میکنند و در فضای مجازی به اشتراک میگذارند.این جوان چاهزردی با اشاره به اینکه نمیدانم مسؤولین چه فکری با خود میکنند، ادامه داد: خواهشمندیم در کنار دعواهای سیاسی کمی هم به فکر مردم باشند.وی با بیان اینکه متأسفانه صدایمان به جایی نمیرسد، عنوان داشت: تا چه زمان این بیاعتناییها باید ادامه داشته باشد و از کمکهای مسؤولان خبری نشود، خانوادههایی هستند که به دلیل عدم رسیدگی به وضعیت آنها، دچار مشقتهای فراوان شدهاند. اهالی روستا از وضعیت نامناسب بهداشتی رنج میبرندوی ضمن اشاره به اینکه کلیه اهالی روستا از وضعیت نامناسب بهداشتی رنج میبرند، خاطرنشان کرد: با وجود اینکه به تمامی ادارات زنگ زدهام اما هیچ رئیس و مدیری به دادمان نرسیده است و از حال و روزمان خبری ندارد.
نالان از سرمای شبانهپیرمردی که از سرمای شبانه و عدم وسیله گرمایشی نالان بود، با نشان دادن کوپن نفت خود از ویران شدن زندگیاش توسط سیل گفت و خواستار توجه بیشتر و رسیدگی به اوضاع معیشتی خانوادهاش شدپای درد و دل پیرزن دیگری که نای راه رفتن نداشت نیز نشستیم که گفت: سه روز است که چیزی نخوردهایم، دامهایمان تلف شده و تمامی وسایل برقیمان سوخته است و هیچ مسؤولی به دادمان نمیرسد.هیچ کمکی از سوی مسؤولان در پشتیبانی غذایی شاهد نبودهایمپیرمرد دیگری که در نزدیکی ما حضور داشت نیز همصدای با دیگر اهالی روستا گفت: زندگی خود و پسرم که داماد شده بود، بهطور کامل از بین رفته اما در طول این چند روز که از وقوع سیل میگذرد، هیچ کمکی از سوی مسؤولان دولتی از نظر پشتیبانی غذایی شاهد نبودهایم و تنها چند لودر و بلدوزر برای هموار کردن جاده و ساختن سد بند خاکی در روستا خدمترسانی میکنند که آنان نان و غذا برای ما و دامهایمان نمیشوند.خراب شدن سدهای خاکی بالادست؛ عامل ایجاد سیلابوی ادامه داد: خراب شدن سدهای خاکی بالای روستا باعث به وجود آمدن این سیل گشته است که اگر این سدها از استحکام بیشتری برخوردار بودند شاید هیچوقت شاهد چنین سیلی نبودیم.گفتگو با اهالی روستا و گوش فرادادن به سخنان این مردم رنجدیده همچنان ادامه داشت اما ساعتها آنچنان بهسرعت گذشت که تنها با سوز سرما و غروب خورشید به خود آمدیم و کمکم آماده برگشت شدیم.آنچه چاهزردیها گفتند...
نسیم خنکی که در غروب خورشید بر چهره ما میخورد، غم و ناله اهالی را در گوشمان زمزمه میکرد: دامهایمان تلف شدهاند، چیزی برای خوردن نداریم، جهیزیه دخترم از بین رفته است، فرشهای دستبافمان نابود شدهاند، سقفی برای زندگی نداریم، بچههایمان مریض شدهاند، وسیلهای برای رفتن به شهر نداریم و..با تمام این وجود، تلف شدن دامها، عدم رسیدگی به وضعیت بهداشتی، نبود مواد خوراکی و لوازم گرمایشی، نابودی 100 درصدی زمینهای کشاورزی، نکاتی بود که اغلب اهالی به زبان آوردند و در آرزوی فردایی بهتر از امروزشان بودند.تنها لحظهای که میتوان در انتها به آن اشاره کرد نیز تجمع کودکانی بود که اگرچه دچار سیل شده بودند اما لبخندشان همچنان بر لبهایشان نقش بسته بود و تمامی سختیها را به فراموشی سپرده بودند.آنچه بدیهی است این است که مدیریت بحران در خراسانجنوبی خود در بحران به سر میبرد، چراکه اگر در این مورد خاص بهتر و بهموقع وارد میدان عمل میشد، شاید دیگر شاهد چنین تصاویر دردناکی از مشکلات رنجآور هماستانیهای خود نمیبودیم.----------------------------گزارش از ابوالفضل طالبی---------------------------انتهای پیام/چ.
12:02 - 3 خرداد 1397