هنرهای سنتی آذربایجان، گوهری از بال خیال/ فرش آذربایجان؛ بهشت بافته ایرانی
آوازه کاشیکاران و معرقکاران تبریز آنچنان است که تبریز و آذربایجان را با مسجد کبود و کاشی معرقهای بینظیر و فرشگونهاش میشناسند و فرش... هنر ارزشمند و کم نظیری که با سرانگشتان ظریف و مشتاق هزاران بافنده کوچک و بزرگ از پود عشق بر تار اصالت گره میخورد و سرخ لاکی شده و آبی آسمان را یادآور میشود
به گزارش خبرگزاری فارس از تبریز، آذربایجان سرزمین هنر و هنرمند پروری است که در طول تاریخ هنرمندان و هنرسازان بسیاری را در دامان پربرکت خود پروریده و تقدیم ایران زمین کرده است، به دلیل شرایط اقلیمی و ویژگیهای تاریخی، هنرهای سنتی و صنایع دستی همواره مورد توجه و استفاده مردم آذربایجان بوده و رفته رفته به بخشی تفکیکیناپذیر از زندگی آنها تبدیل شده است به شکلی که امروز ردپای انواع گوناگون این هنرها در بخشهای مختلف و روزمره مردم آنقدر دیده میشود که نبودش قابل باور نیست.آوازه کاشیکاران و معرق کاران تبریز آنچنان است که تبریز و آذربایجان را با مسجد کبود و کاشی معرقهای بینظیر و فرش گونهاش میشناسند و فرش... هنر ارزشمند و کم نظیری که با سرانگشتان ظریف و مشتاق هزاران بافنده کوچک و بزرگ از پود عشق بر تار اصالت گره میخورد و سرخ لاکی شده و آبی آسمان را یادآور میشود.گلیم و ورنی آذربایجان هدیهای است که از دست عشایر که با تصویر شکستهاش نقل کوه میگوید و نوای نی را به همراه دارد.خاک زرخیز این دیار کوزهگری را رونق داده تا گلدان را رونق داده تا گلدان و بشقابهای مزین به لعاب فیروزهای و با ریز نقشهای از مهر و ماه و کوه چشمان هنر دوست مردم و گردشگران را نوازش دهد.نقشهای ظریف و بیمثال هنرمندان نه فقط بر بدنه سفال که از زمان اوج ربع رشیدی و بعدا با سلطان محمد نگارگر و کمال الدین بهزاد بر کاغذ و پوست و چرم نشسته و نگارگری را رونق بخشیده و مکتب تبریز را در مینیاتور و نگارگری به شهرتی ماورای مرزها رسانده است.
جنگل و درخت به هنرمندان آذربایجان امکان داده نقش را از کاغذ بر گرفته و بر تنه سخت چوب حک نماید تا گلهای سهند بر دستههای چوبی مبل و کتابخانه بروید و طبیعت آذربایجان را یادآور میشود، هنرمندان آذربایجانی، چوب را فقط به عنوان پایهای برای رستن گل و گیاه که جایگاهی برای جاری شدن نوا یافتهاند و با بهرهگیری از انواع چوبها و ضمیمه کردن جوهر عشق به آن یاد سازهای خوش الحان سنتی و اصیل این دیار را زنده و جاودان نگاه داشتهاندهرچند هر ریگ رودخانههای این سرزمین گوهری است بیهمتا اما باری تعالی لطف و مهر خود را در آذربایجان به نهایت رسانده و دلی گوهرفشان به خاکش هدیه داده از این روست که بهرهگیری از جواهرات قیمتی و نیمه قیمتی برای ساخت زیور آلات سنتی، سابقهای کهن دارد و تبریز را علاوه بر کاشی و سفال و فرش با جواهراتش نیز میشناسند.اینها همه آذربایجان است و آذربایجان فقط این نیست آنچه ذکر آن رفت قطرهای بود از دریای هنر مردمان سختکوش دیار کوه و رود و دشت که با عشق به فرهنگ و هنر اصیل زندگی را برای خود و دیگران زیباتر و لطیفتر و رنگینتر میکنند.فرش آذربایجان؛ بهشت بافته ایرانیقالیها و قالیچههای تولیدی به وسیله روستائیان خطه آذربایجان مالامال از نقوشی هندسی و شکسته با برخورداری از رنگهای تند و تیره، همواره از موقعیتی خاص بهرمند بوده و هست.
در جهان در تاریخ اقوام کمتر هنری استمرار یافته و برانگیخته از ذهن انسان می توان یافت که همچون فرشبافی ضمن داشتن جنبه هنری صد درصد، صنعتی و مصرفی صرف و قوام بخش پایه های اقتصاد خانواده ها، ایلات و عشایر و اقوام و کشورها و نیز متاعی تجاری و سود بخش باشد، بدون آنکه بتوان بین خواص متفاوت مذکور مرز و جدایی قائل شد و مشاهده نمود یا جنبه ای را بر سایر جنبههای آن برتری داداین ویژگی است که فرش را در میان دیگر دستاوردهای هنری جهانیان پرآوازه و مقبول عام ساخته است. از لحاظ هنری این دستباف چکیده ای از مجموعه هنرهای دستی انسان در طول تاریخ آشنایی او با هنر از جمله خط، نگارگری صورتگری و نقاشی و تذهیب و تشعیر، منبت، معرق، خاتم، کاشی کاری، مینیاتور، سیاه قلم، رنگ و رنگرزی و نیز مبین ذوق و سلیقه، استعداد و خلاقیت و تفکر و تجسم اوست.با وجود توسعه دامنه بهرهگیری از اهرم و چرخ و ماشین در عصر حاضر، امور مربوط به فرش از مرحله پرورش گوسفند تا چیدن پشم و رستن و تابیدن نخ و رنگرزی و طراحی و بافتن و سرانجام بریدن این دستباف از دار بدون هرگونه وابستگی انجام نشدنی است و بدین گونه صورت میپذیرد و بدین لحاظ است که عصاره هنر انسان و بهترین بیانگر طبیعت و تمنیات اوست.فرش کالایی مصرفی است نه تفننی، تزئینی محض است. کدام کالای دستی را میتوان یافت که بدین حد در متن زندگی و خانه و کاشانه اکثریت غریب به اتفاق جامعه حاضر باشد و پیوسته راحتی و آسایش هدیه کند.
قوام بخش پایههای اقتصاد افراد و خانوادهها و اقوام و در مجموعه کشور میباشد زیرا برای افراد سرمایهای است مطمئن که روز به روز به ارزش آن افزوده میشود و برای کشور تامین کننده ذخایر ارزی در سطح جهان است و تجربه نشان داده است که فرش در بین صادرات غیرنفتی مهم ترین پشتوانه و تامین کننده اعتبار استاین کالا سرانجام متاعی تجاری و سود بخش است بدان گونه که هزاران سرمایهگذار ایرانی و غیرایرانی را به خود مشغول داشته و جملگی از دست یافتن بدان خوشنود و راضی اند.تاریخچه قالی و فرش ایرانقالی ایران به عنوان هنر دیرپای ملی و اسطوره سترگ از باورهای قومی و دینی از دیرباز بر گستره لایتناهی فرهنگ و هنر سرزمین ما ایران سایه افکنده است.اما نکته مبهم تاریخ همیشه در جوامع بشری تازیانه ناجوانمردانه خود را بیش از سیاست بر فرهنگ و خاصه هنر نواخته است.قالی و در کل فرش به صرف کاربردی و تزئینی بودنش از سالیان دور مورد توجه اقوام گوناگون بوده است. در کنار فراز و فرودها،افت و خیزهای درخشش فرش ایران در تاریخ چند هزار ساله این سرزمین مسائل حل نشده و نقاط مبهم بسیاری چونان دیگر هنرهای این سرزمین نیز وجود دارد که همت محققان و پژوهشگران این گستره خاکی را طلب می کند.
عمده مصالح کاربردی فرش پشم است که تجزیه، فروپاشی و نیز عدم مقاومت در برابر شرایطی چونان آتش عمر این کالای هنری کاربردی را تقلیل داده است، به گونهای که اگر واقعا به کار بسته شود و نشیمن افراد شود زیر پای یکی دو نسل بیشتر دوام نیاورده و عمر آن فراتر از نیم قرن نمیشود و متسلسل شده از بین میرودنمونه هایی که در موزه های تاریخی و مجموعه های خصوصی وجود دارد بر اساس شرایط محیطی و طرق نگهداری آن هم نه به دانش و اختیار که به تصادف یا اجبار به جای مانده است.در مثال این نمونهها میتوان از پازیریک یاد کرد که قرنها در زیر یخ مدفون بوده و نیز فرشهایی که به موقوفات بقعه و یا تکایا تعلق داشته اشاره نمود، همچنین بعضی از فرش ها به علت زیبایی و نفیس بودن از کاخها به موزهها راه یافته است، در این بخش به تاریخ فرشبافی ایران میپردازیم و این هنر زیرپا را در ادوار و سلسلههای گوناگون بررسی میکنیم.قالیبافی در آذربایجانخطه آذربایجان به دلیل وسعت مراتع و زمین های کشاورزی و آب و هوای مناسب و طبیعی کوهستانی همواره در تولید قالی از موقعیتی خاص بهرمند بوده است. قالی ها و قالیچههای تولیدی به وسیله روستائیان این منطقه با ساختاری سفت و پرزی بلند و بافتی درشت، مالامال از نقوشی هندسی و شکسته با برخورداری از رنگ های تند و تیره از مردمی سختکوش و مقاوم و قناعت پیشه حکایت میکند که با طبیعتی به پایداری و استقامت کوهستان، به فرش، تنها به عنوان یک زیرانداز گرم مینگرند.
گرایش به قالیبافی، گرچه در برخی از مناطق به طور اجبار و ناشی از عدم استعداد کشاورزی و بی مهری زمین بوده است و روستائیان به حد فراوان در فصول طویل زمستان و دوران بیکاری ناگزیر با قالیبافی انس گرفتهاند، با این حال در شرایط مساعدتر نیز کشاورزی بخصوص در مناطق باختری (ارومیه، خوی) و خاور آن و طوالش با موفقیت کمتری مواجه شده و کمتر نضج گرفته استقالیبافی در آذربایجان نیز همچون دیگر مناطق از دو شیوه شهری باف و روستایی باف پیروی می کند، لیکن در این تقسیم بندی روستایی، هریس از نظر ویژگی های خاص در گروهی جداگانه قرار میگیرد.1- حوزه قالیبافی شهری باف با نوع تبریزی صرف نظر از تبریز و مرند و مراغه، شهرهای سراب، میانه و مشکین شهر را نیز از نظر برخی خصلت های ویژه در برمی گیرد.2- حوزه هریس و مهربان همسایه آن شامل هریس ، گراوان، قراء اطراف و نیز شهر اهر و شربیان و حومه آن خواهد بود.3- حوزه روستایی باف بیشتر در شهرستان های آذربایجان شرقی، قسمتهای شمالی ارسباران، سراب، میانه، هشترود، معمول است.فرش تبریزتوسعه روز افزون وسایل ارتباطی و ایجاد راه ها سبب شد تا طرحها و نقشهها و شیوه های بافت در صدها کیلومتر دورتر از محل اولیهشان مورد استفاده قرار گیرند.
تبریز از جمله مراکز قالیبافی است که توانسته از این رهگذر بهره فراوان گیرد،طراح و قالیباف تبریز برخلاف دیگران خود را پایبند تعصبات قرار نداده و با برخورداری از هرگونه نقش زیبا و تلفیق نقوش مختلف با یکدیگر در نهایت طرحی را ارائه میدهد که هر بخش آن متعلق به یک ناحیه استاختلاط ترنج کرمانی و لچک مشهدی و حاشیه کاشان در قالیبافی تبریز نقشی را به وجود میآورد که دلپسند و چشم نواز است. برخی طرحها زیاد هم از نقش اولیه دور نیست و ویژگیهای خود را حفظ میکند در نتیجه مواردی که بگوییم، تبریز نقشه کاشان، تبریز نقشه اصفهان کم نیستند و این گفتار تنها تاکیدی است بر بافنده تبریزی.نقشه رایج در تبریز و مناطق شهری باف بیشتر اسلیمی، شاه عباسی، انواع لچک ترنج(گوشه گوبک) است. نقشه افشان سرتاسری(باشاباش) از انواع طرح های شاه عباسی است. انواع شکارگاه، شیخ صفی، منظره و چهار فصل،زیر خاکی، بته ترمه ای،انواع ماهی، درختی، گلدانی، شمعدانی، هشتی دو و چهار رنگ، قابی، گل حنایی، گل فرنگ، گوبلن بیجار،سه گل، قوبا و (داشلی قوبا)، لوله باف، چرخ فلکی نیز از جمله طرح هایی هستند که مورد استفاده قرار می گیرند.
امروزه با تقلید نقشههای معروف ایران در بسیاری از کشورهای همجوار و کپی نقشههای ایرانی در سطح بسیار وسیع و گسترده و با بهره گیری از نیروی فراوان کار در کشورهای غیرپیشرفته، فرش های بسیاری تحت نام فرش ایران، بازارهای جهانی را اشباع کرده است، گرچه از نقطه نظر ظرافت و مرغوبیت پشمها، آنها نسبت به فرش ایران در سطح نازلتری قرار دارند، لیکن برای خریداران اروپایی تشخیص آن بسیار مشکل است بافندگان تبریزی در اینجا نیز با در نظر گرفتن این نکته، دست به کار بافتن فرشهایی غیر از نقشههای مصطلح و معمول شدهاند. نقشههای صورتی و مجلسی با بهرهگیری از میراثهای گذشته نقشهای ایران و با الهامگیری از مجالس و بزمهای مینیاتور و گاه با کپی از آثار نقاشان برجسته جهان نظیر روبنس، بوچر، رامبراند، در بین بافندگان طراز اول تبریز، جایگاه ویژهای یافته است.نقشهای صورتی و مجالس که پویندگان اولیه آنها اساتید محترمی مثل استاد بهادری هنرمند اصفهانی و استاد رسام عرب زاده بودهاند امروزه با همت بافندگان خوش ذوق و علاقه مند و عاشق این حرفه به نحوی مطلوب بافته میشود. این قالیها و قالیچهها که بافت آنها با رج شمارهای بالاگاه برای سالها به طول میانجامد و در آنها از دهها نوع خامه رنگی استفاده می شود، اکثرا به صورت سفارشی انجام می پذیرد. آنچه در بافت این قالی ها و قالیچهها حیرت انگیز است، کاربرد دهها نوع خامه رنگی است که تنها برای ارائه رنگ چهره و خطوط چهره پرسوناژهای مجالس به کار میرود.
بدیهی است سرنوشت آینده فرش ایران، صرف نظر از بافت آن دسته فرش هایی که تنها برای زیرانداز استفاده می شوند، در گرو بافت نقوشی از همین دست خواهد بود، نقوشی که دیگر کشورهای همجوار را یارای کپی و بافت آنها نخواهد بودرنگ اغلب فرشهای ایران دارای رنگ هایی بخصوص هستند که بیشترشان در محل بافت متداول است و با توجه به رنگها میتوان محل بافت را تا حدودی تشخیص داد، مثلا، قرمز دوغی در اراک، لاکی در مشهد و بیرجند و نخودی در کرمان، سرخ روناسی در همدان و سربند و هریس و سفید در قم و نائین و آبی سیر در قالیهای عشایری فارس و شمال خراسان از جمله رنگهای متداولند. لیکن در تبریز برخلاف دیگر نقاط، رنگ های ویژه برای بافت فرشهای مورد استفاده قرار میگیرد و تنها در نظر گرفتن سلیقههای مختلف، تعیین کننده رنگ قالیها است.رنگها اغلب با شماره در کنار نقشه مشخص می شود. نقشهای که پس از چندین بار استفاده مستعمل میشوند، دوباره ترمیم میشوند. برای ترمیم نقشههای قالی گاه از اوراقی با رج شمار بیشتر استفاده میشود، به عنوان مثال نقشه قالیهای 30 رجی و کمتر را روی ورق40 رجی(160) ترسیم میکنند که 15در11 خانه دارد و در نتیجه تعداد اوراق لازم برای قالی ربعی4در3 به14 تا15 ورق تقلیل مییابد. هزینه نقشه در طرحهای نیمه(نظیر درختی و یا گلدانی) و به ویژه طرحهای تمام (نظیر زیر خاکی ) بسیار بیشتر است.
رنگهای طبیعی قالیهای آذربایجان عبارتند از روناس (گلی)، قرمز دانه(گلی و قرمز آتشی)، اسپرک (زرد)، از ترکیب رنگ های زرد و نیلی، رنگ های سبز چمنی، زیتونی و مله ای به دست می آید، رنگ موشی( طوسی) یا خاک سیاه که در اصطلاح محلی به آن «قره ترپاخ» می گویند از معادن «میشه باره» ارسباران استخراج میشودکاستن رنگ قالیهای نو برای کهنه کردن فرش ها تجار تبریز را می توان جزء نخستین افرادی دانست که به روش کهنه کردن فرشها آشنایی یافته اند، رونق فراوان صادرات فرش ایران به اروپا و ناتوانی این تجار در تغذیه بازار اروپا، آنان را بر آن داشت که فرشهای نو را که دارای رنگ هایی خام بودند با شستشو و آفتاب دادن و مالش با چوبک و انداختن در معابر عمومی به صورت کهنه درآورند لیکن آنان به زودی دریافتند بهترین وسیله برای کاهش رنگهای تند قالی های نو، شستشوی آنها با خاکستر چوب است و از آن پس شستشو با خاکستر چوب به عنوان تنها روش در این زمینه پذیرفته شده است.حوزه هریس و مهربانسایر شهرستانهای آذربایجان به سبب دوری از مراکز و بی نصیبی از مبادلات فرهنگی، اقتصادی با دیگر مناطق در طرح و نقشه و رنگ از اصالت بیشتری برخوردارند. این مناطق گاه از حیث طرح و رنگ دارای کیفیتی مشابهند. هریس در مرکز آذربایجان و شمال شرقی تبریز مرکز مهم منطقه است که تولیدات آن بخصوص در گراوان، مهربان، سراب، قراچه و بخشایش تولید میشوند، در این میان هریس به سبب بافت طرحهای متنوع و دلپذیر از دیگر مراکز گوی سبقت را ربوده است.
قالیبافی از روزگار قدیم در هریس معمول بوده و به واسطه طرحهای بدیع و رنگهای زیبا، شهرت جهانی داشته و هنوز هم با آنکه تولید آن به پستی گراییده، اهمیت منطقه مزبور به منزله یک حوزه ممتاز به کلی از بین نرفته استوجه مشترک کلیه نقشهها خطوطی هندسی است که از ترکیب خطوط افقی، عمودی و مایل تشکیل میشود. طرح های لچک و ترنج با تغییر خطوط افقی، عمودی و مایل تشکیل می شود. طرحهای لچک و ترنج با تغییر خطوط از منحنی به مستقیم و تبدیل طرحهای گردان به شکسته با همان ویژگیها تولید میشود. این گونه نقشهها به طور ذهنی بافته میشود و در صورت نیاز از نقشههای کوچک که بر پارچهای ترسیم یافته است، استفاده می شود.طرح و نقشه قالی های هریس، معمولا لچک و ترنج است که در اصطلاح محلی به آن «گوشه گوبگ» می گویند.حاشیه معروف به «توسباغا» یا «بالوق شاماما» و یا «سماوری» نیز از جمله حواشی متداول و رایج است. نقشه «قاچ خاتون» یا «داش خاتونن» با ترنجی کف ساده و «حاج عظیمی» با ترنجی لوزی و «صمدخانی» با ترنجی مدور و «نوعی اسلیمی» و «افشان» که هر دو با طرحهای اسلیمی و افشان شهری متفاوتند و بالاخره نقشه «تاجری» از جمله مهمترین نقشههای متداولند.بخشایش- گراوانبخشایش از نظر تولید کنارههای زیبا و دلفریب که بازی رنگهایی با مایههای آبی و قرمز نخودی و آجری آنها را از زیبایی خاصی برخوردار میسازند، در بین مناطق حوزه هریس دارای مرتبهای والاست.
نقشه ای بزرگ گیاهی که از نقشه ای هریس الهام گرفته اند، برخلاف تولیدات سراب در سرتاسر متن تکرار می شوندپشم «شاه وزن» که دارای درخشندگی و استحکام بسیار است، عامل اصلی شناخت تولیدات گراوان از بخش های دیگر است. مدالیون در قالیهای گراوان آنقدر بزرگ است که گاه برای حفظ توازن متن تا مرکز حاشیه داخلی میرسد. تار و پود تمام قالیهای هریس و توابع گراوان، سراب، مهربان و بخشایش از پنبه است و نخها اصولا زمخت هستند. در بعضی قالیچهها مثل قالیچههای بولوردی به طور استثناء به جای یک پود، دو پود از بالای ردیف گرهها میگذرد، یکی کشیده و پنهان و دیگری به رنگ آبی که از پشت قالی قابل رویت است.گره حاکم در منطقه ترکباف است که تراکم آن از 1000 تا 600 گره در دسی متر مربع می رسد. در برخی از قالیچهها که از سفتی و زمختی بیشتری برخوردارند، این تعداد گره از 1500 تا 1000 گره در دسی متر مربع در تغییر است. قالیبافان این مناطق بر حسب عادت به هنگام چیدن پرز آنها را بلندتر میچینند و به اصطلاح آنها را پرگوشت می گیرند. درشت بافی و زمختی از صفات ظاهری و مشخصه فرشهای هریس، گراوان، بخشایش و مهربان است.قالیچههای بزرگ در قطع2 /5در3/ 5 متر و 3در4 متر و کنارههای 1 در 3 ذرع و 1در 4 ذرع اندازههای متعارف هریس و مناطق اطراف است و رج شمار معمول نیز بین 18 تا 25 گره در هر رج (7 سانتیمتر) است.اهرشهرستان های اهر و مناطق اطراف آن نیز، شیوه هریس را پذیرفته اند.
روستای شربیان که قالی های بزرگ یک پودی می بافند نیز در این تقسیم بندی جزء هریس به شمار می آید، زیرا نقشه و قطع قالی های آن بی شباهت به نقشه اهر نیست لیکن طرح آنها دارای رفتار هندسی کمتری است و بافت فشرده و کیفیت مطلوب آن را از شهرت خاصی بهره مند نموده است. غالب طرحها ترنجی نسبتا بزرگ را در بردارند که برگهایی درشت اطراف آن را در بر گرفتهاند. اهر و ابهر دارای نقشه متنوعی نیستند و جنس آنها سفت و استخوانی است که با رنگهای تیره و نقشهای هندسی از دوامی بسیار بهره مندند.سرابسراب در نزدیکی شهر اردبیل و مشتمل بر 21 روستا است که در دو طرف جاده اردبیل واقع شده و از نظر تهیه کنارهها و پادریهای مرغوب در اندازههای مختلف مشهور است. در نقش قالی های سراب ترکیب تزئینی از چهار لچک و یک مدالیون طویل تشکیل می شود.محیط و یا لبه خارجی این مدالیون ها دندانه و بیشتر چنگکی و به طور عمده با زمینه پشم شتری است. لچکها با نقش های آبی آجری روشن شباهت بسیاری به مدالیون مرکزی دارند. مجموعه این نقوش (مدالیون لچک) در زمینههای مشحون از ساقه ها و شاخه گلها و برگهای نخلی قرار دارد، در حاشیه ها که از سه قسمت تشکیل شده ترکیب هندسی به تکامل می رسد و زمینه، نگارههای هندسی و برگهای دندانه دار را که به تناوب تکرار میشود، در خود جای میدهد.قالیچههای کناره سراب اغلب نرم و تقریبا بلند و دارای بافتی فشردهتر از قالیچههای هریس است. حاشیه خارجی دارای نقشی دندانه ای و کنگرهای به نام مداخل است.
بیشتر مطالب فوق برای تولیدات قدیم سراب صادق است صفت ممیزه قالیهای جدید، زمختی و فشردگی آنهاست. ابتدا و انتهای قالیها با ریشههای آنها تزیین میشود. در برخی از قالیهای یکی دو قرن اخیر، ریشه ها به صورت تور بافته شده تزیین شدهاند، علیرغم تعمیم واژه روستایی باف برای مناطق روستایی لازم به تذکر است که این مناطق خود دارای ویژگیهای خاصند، کنارههای سراب گرچه دیگر ظرافت و لطافت گذشته را ندارند، با این حال با کنارهها و قالیچههای سایر نقاط متفاوتند.قراچهقراچه نیز در شمال شرقی هریس و نزدیکی شهر تبریز، از جمله مهمترین مناطقی است که در حوزه فرشبافی هریس به داشتن کنارههایی بسیار متمایز نسبت به دیگر نقاط، مشهور است. این کنارهها که در بافت آنها تنها از یک پود استفاده میشود، با بافتی بسیار فشرده و پرداختی مناسب در بازار اروپا به نام کنارههای قراچه شناخته می شود. متن قالیچهها و کنارهها معمولاسرخ روناسی و حاشیه آبی سیر است و بیشترشان ترنجی هندسی در وسط و دو ترنج دیگر متفاوت با ترنج مرکزی در طرفین دارند. در مواردی این طرح گاه در متن قالی چند بار نیز تکرار میگردد. قالیچهای قراچه نیز از طرحهای هندسی و نگارههای بسیار کوچک در حواشی و متن برخوردارند.فرش دستباف نگین درخشان صادرات غیر نفتی (تهدیدها و راهکارها) فرش دستباف نقطه تلاقی صنعت و هنر ایرانی است و بسیاری با عبارت صنعت فرش مخالفند. زیرا آنجا که دستان خسته قالیبافان گره را بر گره روی دار فرش استوار میکنند و نقش میزنند، تنها هنر است که زنده میماند.
هنر فرش ایران از دیرباز معروف ذوق و هنر ایرانی بوده است شهرت جهانی فرش دستباف ایران از 2 جنبه تنوع زیاد طرح و نقشه و کیفیت مناسب مطرح بوده است و برای حفظ هویت، شهرت و موقعیت فرش ایرانی لازم است به ویژگیهای فرش از این دو جنبه توجه کافی شود.صنعت فرش با توجه به اشتغالزایی بالاو ارز آوری زیاد از اهمیت خاصی برخوردار است ولی در سالهای اخیر این صنعت با رکود نسبی مواجه شده است و به دلیل اهمیت فوق العادهای که صنعت فرش در اقتصاد کشور دارد نیاز است که از ابعاد مختلف این رکود مورد بررسی قرار گیرد.طی چند سال اخیر صنعت فرش ایران با مشکلات عدیدهای روبرو شده است و برای افزایش توان صادراتی و حفظ سهم ایران در بازارهای جهانی باید به نکات بسیار مهمی توجه کرد. امروزه فرش ایرانی از نظر مواد اولیه و رنگرزی با مشکلات عدیدهای روبرو است و از این رو در معرض یک تهدید جدی قرار دارد متاسفانه باید اذعان داشت که رقبا در حال حاضر برای پیشی گرفتن از ایران و تسخیر بازارهای جهانی فرش تلاش میکنند.سالانه نزدیک به 80 هزار تن پشم از گوسفندان نژاد ایرانی استحصال می شود و نزدیک به 90درصد آن برای بافتن فرش دستباف مورد استفاده قرار میگیرد.
نژادهای گوسفندی موجود در ایران به دلیل نوع نژاد و خصوصیات مناسب فیزیکی و مکانیکی مناسبترین نوع پشم را جهت مصرف در فرش دستباف تولید می کنند، این امر باعث شده است تا کشورهای رقیب همچون چین، پاکستان و هند که اقدام به تولید فرش دستباف و در برخی موارد تولیدفرشهایی با نقشههای ایرانی کردهاند، نتوانند تولیدی با خصوصیات فیزیکی و مکانیکی مشابه فرش ایران داشته باشند، اقدام به خرید و واردات پشم از ایران کردهاند تا بتوانند فرش ایرانی را با پشم گوسفندی ایرانی تولید و به بازارهای جهانی ارائه کنندکیفیت مواد اولیه از جمله الیاف پشم مصنوعی بر روی کیفیت یک فرش تاثیر تعیین کننده ای دارد. استحکام و ازدیاد طول الیاف پشم دباغی و خامه تولیدی از آنها نسبت به الیاف و نخ پشم نو بسیار پایین است. با افزایش درصد میزان الیاف پشم دباغی در خامه، میزان استحکام در خامه کاهش می یابد و حضور این الیاف باعث افزایش ناهمواری و پرز میشود.فرش ایران در گذشته به واسطه استفاده از رنگرزهای طبیعی در رنگرزی خامه قالی و برخی عوامل دیگر از شهرت جهانی برخوردار بوده است. متاسفانه چندی است که با ورود رنگزاهای مصنوعی و استفاده از آن در رنگرزی خامه قالی فرش دستباف ایرانی دستخوش تغییراتی شده است و در حال حاضر با رشد آگاهی مصرف کنندگان از مشکلات و معضلات احتمالی استفاده از رنگرزهای مصنوعی و فشار روزافزون محیط زیست، تولیدکنندگان فرش به دنبال جایگزین برای رنگرزهای مصنوعی هستند.
بازگشت به استفاده از رنگرزهای طبیعی در رنگرزی خامه قالی بافی به عنوان بهترین ماده جایگزین برای رنگرزهای مصنوعی امری غیرقابل اجتناب ناپذیر است و سازگاری رنگهای طبیعی با جسم و حتی روح آدمی مورد تائید همگان است، بنابراین میتوان از تمام امکانات مادی و معنوی جهت تحقق فراگیری رنگرزی طبیعی استفاده کرد متاسفانه باید اذعان کرد که این مشکلات و عدم توجه به آنها سبب شده است تا رقبا از ایران پیشی بگیرند و بازارهای جهانی فرش را تسخیر کنند.پارچهبافیبافتن پارچه با دست، خصوصاً پارچههای ابریشمی و زری از قدیم در ایران و همچنین آذربایجان شرقی معمول و متداول بوده است. چنانکه در دوره صفویه که به عصر طلا یی و درخشان بافندگی شهرت دارد، پارچههایی از حریر ساده، ابریشم زربفت و مخمل ابریشمی بافته شده.نقره سازیصنعت نقره سازی از دیر باز در تبریز رواج داشته است. تا 20 سال پیش حدود 25 کارگاه نقرهسازی با 100 نفر هنرمند نقره کار در تبریز فعالیت داشتند. اما امروزه این هنر بی نظیر دستی در حال نابودی است و صاحبان این هنر به مشاغل دیگری روی آوردهاند.سفالگری و سرامیک سازیمحصولات سرامیک استان در چند کارگاه در شهر زنوز و تبریز تولید میشود. استادکاران سرامیک زنوز از نوع خاک مرغوب (کائولن یا خاک چینی) استفاده میکنند. علاوه بر کارگاههای سرامیک سازی زنوز، در کوزه کنان شبستر هم صنعت سفالگری دارای سابقه ای بس طولانی است و تولیدات سفال آن در سراسر آذربایجان توزیع میشود.
سوزن دوزیسوزندوزی در بخش ممقان در 50 کیلومتری غرب تبریز از دیرباز رواج داشته است در سالهای اخیر با توجه به درآمد اندکی که از این صنعت عاید هنرمند سوزن دوز میشد، به تدریج علاقه به این هنر کاهش یافت؛ ولی با تلاش سازمان صنایع دستی، صنعت سوزن دوزی دوباره رونق یافته است. به جای ماده اولیه سوزن دوزی که در گذشته ابریشم طبیعی بود، امروزه از ابریشم مصنوعی استفاده میشود.سبد بافیدر شهر تبریز، بافت سبد برای حمل نان و میوه رواج دارد. برای بافتن سبد از تـَرکـِه (چوب انعطاف پذیر درخت) درختان قره آغاج، سنجد، به، آلبالو و بید استفاده میشود. در شهر مراغه و روستاهای اطراف آن نیز سبدهای بسیار ظریفی از چوب موسون میبافند. در مرند و روستاهای بُناب و بهرام و کشکسرای، از ساقه گندم برای ساخت سبد استفاده میشود.نقره کوبینوع جنس این تسبیحها از نوعی هسته میوه (آویگادو) است که در زبان عامیانه به آن کشکول گفته میشود و از آفریقا وارد میشود. نقره بکار رفته نیز کاملا خالص میباشد که با انجام سوراخکاری، نقرههای مورد نظر جایگذاری شده و سپس پرداخت زده میشوند. علاوه بر هسته میوه آویگادو، از چوب یسر، عناب، آبنوس و صندلوس در ساخت تسبیح استفاده میشود.چاپ کلاقهایچاپ باتیک یا کلاقهای با استفاده از رنگهای گیاهی، بازیک، کرومی، اسیدی، خمی و راکتیو روی پارچههای ابریشم طبیعی، مصنوعی و نخی انجام میشود. در حال حاضر تولیدات باتیک به کشورهای آلمان، آمریکا، آذربایجان، ترکیه و ترکمنستان صادر میشود.
زیور آلات سنتیزیورآلات سنتی علاوه بر طلا، از جنس نقره و طلای عیار پائین نیز ساخته میشوند بطور کلی نحوه ساخت زیورآلات سنتی در هفت مرحله و توسط افراد مختلفی انجام میگیرد تا یک اثر زیبا و باارزش شکل گیرد. این مراحل عبارتند از:1- طراحی2- ماکت سازی3- اجرا4 - مینا کاری5- مرصع کاری6- تمیزکاری(پرداخت)7- سرهم سازی قطعاتسفالگریدر این شیوه کلیه مراحل ساخت سفال به شیوه کاملا سنتی انجام میشود و عمدتا شامل ظروف کاربردی همچون بشقاب، کاسه، فنجان، نعلبکی، پارچ آب، قوری، قنددان و.... میشود. پوشش این نوع سفال با دو نوع لعاب ترانسپارانت بی رنگ و ترانسپارانت فیروزه ای انجام میگیرد که آوازه این نوع سفالها با لعاب فیروزهای به فراتر از مرزهای کشورمان نیز رسیده است. همچنین عدهای از هنرمندان این استان با ایجاد تزئیناتی بر روی سفال خاک سفید، با استفاده از تکنیکهای نقاشی، برجسته کاری، کنده کاری و مشبک کاری زیبایی دو چندانی به این آثار میبخشند.نقره سازینقره سازی و هنرهای وابسته به آن در شهر تبریز با کیفیت ممتاز و توسط هنرمندان بسیاری جریان دارد. دواتگری، ملیله کاری، حکاکی، قلمزنی و سیاه قلم از جمله رشته های فعال وابسته به هنر صنعت نقره سازی در این استان میباشد. زیورآلات، ظروف کاربردی و تزئینی، آئینه و شمعدان، قاب عکس و...... از جمله آثار تولیدی نقره میباشند.ورنی بافیورنی یکی از زیراندازهای سنتی منطقه آذربایجان است که در منطقه اهر و ارسباران به صورت وسیعی توسط زنان عشایر بافته میشود.
مشخصات فنی ورنی به شرح زیر میباشد: دار ورنی در دو نوع فلزی و چوبی ساخته میشود که به صورت عمودی چله کشی شده و از جنس نخ، پشم و ابریشم استزمینه معمولا از جنس پشم تازه، تمام ابریشم و یا پشم کهنه (تهیه شده از مصالح جاجیم های مستعمل) است. نقوش بافته شده به صورت ذهنی است اما امروزه نقشه های جدیدی آماده و بافته میشود. رنگرزی الیاف ورنی به هر دو شیوه شیمیایی و گیاهی انجام میگیرد.ساز سنتیقارمان از سازهای بادی کلاویهای است که از صدها سال پیش در کشور روسیه ساخته میشود و از حدود 10 سال قبل نیز، ساخت آن در ایران متداول شده است. در ساخت اتاق (بدنه) قارمان عمدتاً از چوب افرا، چوب کاج و... استفاده میشود. برای زیبایی ظاهر آن اشکال زیبایی از جنس صدف و به صورت معرق با پوشش پلی استر ایجاد میشود.نگارگرینگارگری، نقاشی سنتی با پیشینه ای کهن می باشد که حالت روایی دارد و از دیدگاه عرفانی و فلسفی و بیان وقایع تاریخی بهره می برد. ترسیم جزئیات و حقیقت نهایی از ویژگیهای هنر نگارگری میباشد. دانش و هنر تراش سنگهای قیمتی و نیمه قیمتی در گذشته فقط در انحصار چند کشور بوده اما خوشبختانه در سالیان اخیر هنرمندان ایرانی، به خوبی گام در عرصه این هنر نهاده و آثار زیبا و ارزشمندی را خلق کردهاند.
تراش سنگفرآیند تولید این هنرصنعت به این ترتیب است که ابتدا، راف (مواد خام) انتخاب و نوعی طرح بر روی آن توسط یک شخص کاملاً آشنا به فن تراش و با کمک رایانه دارای پردازشگر سه بعدی، بعد از عکسبرداری از راف مورد نظر، بهترین نوع و مدل و طرح تراش با کمترین ریزش انتخاب می شود، سپس راف بر روی داپ که به میله فلزی یا چوبی یا پلاستیکی غیرقابل انعطاف با قطر و اندازه های مختلف است توسط موم مخصوص که 90 درصد آن گیاهی است و یا چسب مخصوص متصل میشود سپس طرح مورد نظر بر روی آن راف اجرا میشود.سوزن دوزیشهرستان ممقان در 42 کیلومتری جنوب غربی تبریز واقع شده و هنر سوزن دوزی به صورت بومی سالیان متمادی است که در آن جریان دارد و عمدتاً توسط زنان و دختران منطقه انجام میگیرد. عرق چین، رومیزی، زیرلیوانی، کوسن، جلیقه و... از جمله تولیدات سوزن دوزی این منطقه می باشد. ویژگی خاص این نوع سوزن دوزی استفاده از طرحهای بسیار متنوع سنتی و هندسی و همچنین بکارگیری رنگهای شاد و درخشان همچون زرد، سبز، آبی فیروزه ای، نارنجی، بنفش، صورتی و... است که بواسطه جنس براق نخها (ابریشم مصنوعی)، درخشش دوچندانی به سوزن دوزی میبخشد.معرق چوبمصالح مورد نیاز آن عمدتاً شامل چوبهای رنگی، صدف، خاتم، عاج، استخوان و .... می باشد . ویژگی الحاقی بودن این هنر باعث شده تا بتوان آن را به روی زیرساختهای متنوعی اجرا نمود.
امروزه اغلب برای اجرای تابلوهای معرق از شیوه زمینه رزین استفاده میکنند ولی گاهی هم برای اجرای تابلوهای مرغوب تر، شیوه زمینه چوب به کارگرفته می شود گرچه تابلوهای ساخته شده به شیوه زمینه چوب ارزش فنی و هنری بالایی دارند ولی تابلوهای اجرا شده به شیوه زمینه رزین به دلیل تضاد رنگی خاصی که دارند از جلوه بیشتری برخوردارند و البته به لحاظ راحتی ساخت نسبت به تابلو زمینه چوب مشابه، قیمت پایینتری دارند.معرق کاشیدر دوره سلجوقیان معرق کاری رونق گرفت و به سمت کمال رفت و هنرمندان و صنعتگران که همیشه به فکر نوآوری بودند، موفق شدند قطعات کاشی را تا حد ممکن کوچکتر کنند تا زیباترین اشکال را در رنگهای آرام و لطیف نمایش دهند و بهترین نوع معرق کاشی را در سطوح بناها جلوه نمایند. یکی از بهترین نمونههای کاشی کاری معرق در جهان، مسجد کبود تبریز است.گره چینی چوبگره چینی چوب از جمله هنرهای زیبا و قدیمی کشورمان است که اجرای آن نیازمند وقت و مهارت زیادی می باشد. نوعی از گره چینی، گره چینی شیشه دار میباشد که کاربرد عمده آن در اروسی و درب و پنجره خانه های قدیمی میباشد و چوب و شیشههای مخصوص رنگی اصلیترین اجراء تشکیل دهنده این نوع گره چینی میباشد.منبت چوباز آنجا که عموما بخش تزیینی منبت به صورت پیرایشی و غیرالحاقی است، بنابراین دارای دوام زیادی نیز هست و در صورتی که بر اثر عوامل آسیب زای خارجی صدمه نبیند به اندازه عمر چوبی که منبت بر روی آن اجرا شده دوام دارد.
گلیم بافیدر گذشته بافت گلیم بیشتر مصرف خانگی داشته و به ندرت برای فروش تولید می شد و ابعاد آن نیز بسته به دلخواه بافنده صورت میگرفته ولی ابعاد گلیمهای این استان از نظر بافت و نقوش متنوع بوده و هر منطقه بافت و نقوش مخصوص به خود را دارا بوده است در حال حاضر بافت گلیم در شهرستانهای میانه، هشترود، و بخش خراجوی مراغه جریان دارد....................................نگارنده وحید زینالی...................................انتهای پیام/چ.
03:56 - 10 فروردین 1396