بررسی زمان و زمانمندی در متون کهن در محفل اشارات
در پنجمین محفل «اشارات» عنصر زمان در پرداخت حکایتهای عرفانی مورد بحث و تبادلنظر قرار گرفت.
به گزارش خبرگزاری فارس از قم به نقل از روابط عمومی حوزه هنری استان قم، پنجمین محفل اشارات با موضوع خوانش متون کهن با تکیه بر متن «تذکره الاولیا» عطار نیشابوری در سالن آسمان حوزه هنری قم و با حضور علاقمندان برگزار شد.در این نشست دکتر محمد حسین آقابابایی با بررسی حکایات مواجهه حسن بصری با مرگ و نحوه درک و دریافت او از این پدیده محتوم، به نفی عامل زمان، با توجه به دیدگاه متداول در دنیای کهن که بر طبق آن واقعیت در کلیهای ازلی ابدی وجود دارد اشاره کرد و گفت: در واقع جاندار پنداشتن مرگ از دید برخی از عرفا، مبیّن همین نگرش است که معلوم کردن حقیقت، نیازی به یک عمر ندارد و گاه طفل یک شبه ره صدساله میرود.وی ادامه داد: توجه ویژه عرفا در بیان داستانهای مرگ، توجه ما را نه به جریان زمان، بلکه به خصوصیت به غایت ازلی ابدی مرگ جلب میکند و وقوف ما بر زندگی روزمره را مورد تأثیر خود قرار میدهد تا برای روبرو شدن با زندگی پس از مرگ آماده شویم. از این منظر، جاندارپنداری مرگ، به اصل وحدت زمان شبیه است که بنیادی غیر تاریخی داشته و در غالب ادبیات پیش از رمان، اهمیت بسیار اندکی به بُعد زمان در روایت داده میشد»آقابابایی مدرس این دوره با اشاره به این نکته که «زمان روایت» و «زمان در حکایت» در ساختار حکایتهای عرفانی از اهمیت به سزایی برخوردارند، افزود: سادهترین رابطهای که در زمان داستانهای تذکره الاولیا مشاهده میشود، رابطه ترتیب است.
البته ترتیب زمان روایت سخن، همواره با ترتیب زمان روایت شده داستان، متوازن نیست و در ترتیب وقایع قبلی و بعدی داستانها تغییراتی به وجود میآید دلیل اینگونه تغییرات در ترتیب داستانها، در تفاوت میان این دو نوع زمانبندی نهفته است. به نحوی که زمانبندی سخن، تک ساحتی است و زمانمندی داستانها، چند ساحتی. به همین دلیل توازن میان این دو نوع زمانبندی معمولاً به زمان پریشی منجر میشود که دو گونه اصلی آن «عقبگرد» و «استقبال» است.انتهای پیام/2258/ز/.
12:55 - 11 آبان 1395