سلامتی روح و جسم راهکار موفق برای کاهش بزهکاری
سلامت جسم و روح یکی از مهمترین مولفهها در کاهش بزهکاری در بین نوجوانان و جوانان است که عوامل متعددی در این زمینه دخیل هستند و در این میان مسئولان در کنار خانوادهها موظف به ایجاد سلامت جسم و روح نوجوانان و جوانان هستند.
به گزارش خبرگزاری فارس از ارومیه، کودکان و نوجوانان سرمایههای معنوی جامعه هستند و سلامت روح و جسم آنها تضمین کننده سلامت جامعه در آینده است؛ بنابراین مسائل آنان از جمله مسائلی است که باید به آنها توجه ویژهای مبذول داشت.بررسی ریشهای مسائل اطفال و از آن جمله بزهکاری نوجوانان، برای رسیدن به یک جامعه ایدهآل شرطی ضروری است بررسی مفهوم بزهکاری و مجرمیت انجام گیرد.اصولا بزهکاری عبارت است از جرائم کم اهمیت و چون اطفال معمولا مرتکب این نوع جرائم میشوند، در مورد اطفال استفاده از واژه بزهکاری بهتر از استفاده واژه مجرمیت است.با یک تعریف ساده میتوان گفت، طفل بزهکار فردی است که قبل از رسیدن به سن 18 سالگی، مرتکب جرم شود و در واقع از قدیم الایام گفتهاند، پیشگیری بهتر از درمان است.طبعا اگر طفلی به هر دلیلی از ابعاد جسمانی، روانی و رفتاری به نقصان و یا انحرافی مبتلا شود، قهرا بازپروری وی مستلزم صرف هزینههای هنگفت و مضاعفی خواهد بود.برخورداری از یک سیاست جنائی و کیفری متناسب با شرایط و وضعیت نوجوانان میتواند به جامعه مدنی جهت پیشبرد یکی از اهدافش که پیشگیری از وقوع جرائم در آینده است، کمک فراوانی کند.در این میان خانوادهها، مسئولان و تمام اقشار جامعه در این میان میتوانند نقش بازدارنده و یا تشدید کننده داشته باشند.
*نوجوان و جوان در کانون خانواده احتیاج به حمایت والدین داردمعاون اجتماعی فرماندهی انتظامی آذربایجان غربی در این خصوص گفت: خانواده، گروه کوچکی است که ویژگی اساسی و غیر قابل تفکیک آن صمیمت آن استعلی قهرمان افزود: اجتماعی کردن نسل آینده جزء بدیهیترین و اساسیترین وظایف خانواده است و محبت موجب استواری کانون خانوادگی بوده و نفرت در جهت معکوس آن جریان دارد و متضمن نفاق و جدایی و مخاصمه و جدال است.وی تصریح کرد: هنگامی که نفرت و اختلاف عمیق و مخاصمه به کانونی راه یافت، بقای نظم خانوادگی بین افراد آن متزلزل و دشوار میشود و امروزه با پیشرفت سریعی که در تمام زمینهها نصیب جرم شناسی شده است، هم در مورد فرد تحقیقات لازم به عمل میآید و هم جرم و عوامل مؤثر بر آن مورد نظر قرار میگیرد یعنی در حقیقت علم جرم شناسی شامل بررسیهای جرم و مجرم و شخصیت فردی و اجتماعی وی شده است.این مسئول ادامه داد: بزهکاری، همواره در بین کودکان و نوجوانان وجود داشته است، ولی از اواخر قرن 19 تخلف و قانونشکنی این گروه سنی در کشورهای بزرگ صنعتی جلب توجه کرده است. قهرمان ادامه داد: گاهی فرد بزهکار به طور کلی فردی سرکش و ضداجتماع است و مرتکب اعمالی میشود که اگر بزرگسال مرتکب شود، مجرم شناخته نمیشود مثل فرار از خانه، تخریب اموال و ... هر چند بزرگسالان نیز میتوانند همچون نوجوانان بزهکاری کنند؛ اما بزهکاری نوجوانان نسبت به جرایم بزرگسالان تقریبا محدود است.
معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی آذربایجان غربی گفت: وقتی که اعمال و رفتار افراد بر خلاف هنجارها و انتظارات عمومی باشد، از آن تحت عنوان انحراف اجتماعی یاد می شودقهرمان افزود: از دیدگاه جامعه شناسی انحراف اجتماعی به دو طبقه بزهکاری و جرم قابل تقسیم است که این طبقهبندی نه برحسب نوع و شدت رفتار انحرافی، بلکه براساس سن افراد در هنگام ارتکاب چنین اعمالی است.وی اذعان داشت: ایران از نظر ساختار جمعیتی، کشوری با جمعیت نوجوان و جوان است و نوجوانان وجوانان بزرگترین سرمایههای هر کشور محسوب میشوند ، شناخت وضعیت اجتماعی و اقتصادی مجرمین نوجوان، برای مربیان مسائل تربیتی، مددکاران اجتماعی، افراد پلیس و تمام کسانی که با جوان و نوجوان به گونهای در تماس هستند، جهت برنامهریزی دقیق و بازسازی به منظور به حداقل رساندن جرم در جامعه میتواند مفید باشد.این مسئول نحوه رفتار و روابط پدر و مادر در خانواده یا نداشتن محیطی نشاط آور و فرح بخش را برای روح نوجوان و جوان نامناسب عنوان کرد و اظهار داشت: هر نوجوان و جوانی در کانون خانواده احتیاج به حمایت و محبت از طرف والدین خود دارد.*خانوادهها نقش موثری در پیشگیری از بزهکاری فرزندان دارندمعاون اجتماعی فرماندهی انتظامی آذربایجان غربی با اشاره به طبقهبندی بزهکاران، اعلام کرد: بزهکاران روانرنجور، بزهکاران دارای اختلالات منش و بزهکاران جامعهستیز ذاتی و بزهکاران روانپریش سه نوع بزهکار اجتماعی هستند.
قهرمان گفت: افراد مبتلا به وسواس فکری و عملی بزهکاران روانرنجور هستند که به وسیله محرکهای ناخودآگاه، مثل محرکهای جنسی سرکوبشده به سمت ارتکاب عمل مجرمانه سوق داده میشوندوی با بیان اینکه این افراد قادر به تحمل اضطراب نیستند، تصریح کرد: گروه دیگری از افراد روانرنجور، به واسطه احساسات گناهکارانه ناخودآگاه که ناشی از خشونت و تنفر عمیق آنان و احساسات گناهکارانه متعاقب آن است، مرتکب جرم میشوند که اعمال مجرمانه این بزهکاران شامل دزدی بیمارگونه، آتشافروزی، الکلیسم، قماربازی و ولگردی است.این مسئول اعلام کرد: بزهکاران دارای اختلالات منش و بزهکاران جامعهستیز ذاتی شامل مجرمینی هستند که دارای اختلالات منش بوده و به خودی خود، نشانههای روانرنجوری را از خود نشان نمیدهند.قهرمان گفت: این افراد ستیزهجو، ضداجتماعی، تحریکپذیر، خودشیفته، ناپایدار، لذتجو، در مرحله دهانی تثبیتشده و از نظر احساسات، بیتفاوت هستند؛ این اشخاص غالبا در خانوادههای بیثباتی پرورش یافتهاند که روابط عاطفی ضعیف و طرد و مسامحه شدید خانواده، آنها را از همسانسازی با مدلهای نقشی صحیح باز داشته است و افراد این گروه ممکن است به تمام جرایم دست بزنند.وی ادامه داد: بزهکاران روانپریش و یا مبتلا به نقایص عقلی نیز شامل مجرمینی هستند که به واسطه نقص استدلال و منطق، از درک اینکه اعمال مجرمانه آنها خلاف است، عاجز هستند.
این مسئول اظهار داشت: این گروه شامل افراد مبتلا به اسکیزوفرنی و نقص عقلی و کسانی که دچار آسیب مغزی شدهاند و همچنین افراد مبتلا به اختلال دوقطبی است که جرایم این گروه، ظاهرا بیمعنا و عجیب هستند و شامل ارتکاب به انواع گوناگونی از جرایم ساده، زد و خورد، آتشافروزی، عورتنمایی و قتل عمد استمعاون اجتماعی فرماندهی انتظامی آذربایجان غربی با اشاره به دلایل بروز بزهکاری در جوانان و نوجوانان، اعلام کرد: متغیرهای متفاوتی در بزهکاری نوجوانان مؤثر هستند که از جمله این متغیرها میتوان متغیرهای شخصیتی، متغیرهای خانوادگی و طبقه اجتماعی اشاره کرد.قهرمان عوامل شخصیتی را در این زمینه مورد اشاره قرار داد و اذعان داشت: تحقیقات نشان داده است که نوجوانان بزهکار در مقایسه با همسالان غیربزهکار خود، از لحاظ اجتماعی پرجرأتتر و جسورتر و نسبت به مراجع قدرت، بیاعتناتر هستند.وی با بیان اینکه انگیزه پیشرفت در این افراد کمتر است، یادآور شد: آنها خشمگینتر، بدگمانتر، مخربتر و تکانشیترند و در ضمن تسلط کمتری بر خود دارند.این مسئول به مولفه طبقه اجتماعی در بزهکاری اشاره کرد و افزود: از آنجا که بعضی از گروههای اجتماعی به منابع ضروری زندگی دسترسی ندارند، جوانانی که فاقد ثروت و موقعیت اجتماعی هستند و نمیتوانند به اهداف خود برسند، برای دستیابی به اهداف خود از راههای غیرقانونی استفاده میکنند.
معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی آذربایجان غربی ادامه داد: شواهد نشان میدهد که جرمهای رسمی و مهم میان طبقات پایین رایجتر است در حالی که جوانان طبقه متوسط و بالا بیشتر مرتکب تخلفات ویژه کودکی نظیر تخریب اموال، دلهدزدی و سوء مصرف مواد میشوندقهرمان نقش خانواده را در بزهکاری موثر عنوان کرد و خاطرنشان کرد: اینکه فرزندان چگونه پرورش یابند تا صحت و سلامت جامعه را تامین کنند خود زائیده تفکر، تلاش و روشهای تربیتی در خانواده است.وی ادامه داد: انسان در بدو تولد به دلیل ویژگی اجتماعی تحت تاثیر افکار، عقائد و رفتار اطرافیان قرار میگیرد و بعدها به تقلید از این رفتار و گفتار الگوهایی را که به نحوی در ارتباط با او هستند سرمشق رفتاری خود قرار خواهد داد.این مسئول گفت: امروزه با گسترش روزافزون بزهکاری در کودکان و نوجوانان خانوادهها در ابتدای امر باید انگیزه اولیه را جستوجو کنند.*بزهکاری به مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی وابسته استمعاون امور اجتماعی فرماندهی انتظامی آذربایجان غربی ادامه داد: با توجه به اینکه بزهکاری در کودکان به عوامل بسیاری از جمله مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی وابسته بوده این چنین کودکی والدین خشن و سخت گیر دارد که به علت عدم توجه به نیازها و خواستههای جسمی و روحی کودک ذهن آنها را مغشوش میکند.قهرمان گفت: خشونت، سرزنش، سرخوردگی و اضطراب را به کودک انتقال داده و وی با توجه به اینکه در خانه جایگاه مشخصی پیدا نکرده کم کم از حالت عادی خارج و جهت جلب توجه به دیگران روی میآورد.
وی افزود: هرج و مرج، بی انضباطی، پایبند نبودن به قانون و عدم مسئولیتپذیری از دیگر عوامل روی آوردن فرزندان به بزه است و علاوه بر این تبعیض بین فرزندان از نظر سن، جنس، استعداد و توانائی عاملی بوده که آنها را به فکر برده و زمینهساز ارتکاب جرم میشود*مراقبت و محبت بیش از حد مشکل آفرین استمعاون اجتماعی فرماندهی انتظامی آذربایجا غربی اذعان داشت: والدین باید از سنین پیش دبستانی فرزند خود را تحت آموزشهای صحیح قرار دهند.وی با بیان اینکه برخی از مشکلات و ناسازگاری کودک ناشی از کمبود محبت و سایر امکانات نیست، اعلام کرد: مراقبت و محبت بیش از حد مشکل آفرین است و لازم است والدین در محبت ورزیدن از حد اعتدال نگذشته و به طور ناخواسته زمینه انحراف کودک را فراهم آوردند.این مسئول ادامه داد: والدین با این کار حس استقلال را در کودک کاهش میدهند و در این صورت کودک در مواجهه با مشکلات به جای صبر و جستوجوی راه منطقی به سریعترین راه پرداخته هر چند که نادرست و غلط باشد.قهرمان خاطرنشان کرد: با تغییر شرایط خانواده و فراهم آوردن محیط تربیتی مساعد و مناسب میتوان رفتار، افکار و خصلتهای فرزندان را در دامان مادران شایسته و در زیر چتر حمایت پدران با تامین صحیح نیازها، همچنین مسئولیت دادن، دعوت به ارزشهای اخلاقی و پرورش ایمان خانواده را برای رسیدن به سعادت و دور نگهداشتن از انحراف یاری کرد.
وی تصریح کرد: والدینی که بیش از توان و استعداد کودک از او انتظار دارند، یا آنها که آزادی و ابتکارشان را محدود میکنند و مقررات خشک و سختی را به آنان تحمیل میکنند، روحیه پرخاشگری و عصیان را در آنان تقویت میکنند که در این حالت کودک علاوه بر مقررات خانواده، نسبت به قراردادها و مقامهای اجتماعی نیز بدبین شده و زمینه بزهکاری در او ایجاد میشودمعاون اجتماعی فرماندهی انتظامی آذربایجان غربی یادآور شد: مهمترین پیامد کنترل ضعیف بر فرزندان، احتمال ارتباط فرزندان با افراد گمراه و ناشایست را در جامعه افزایش داده و احتمال وقوع آسیبهای فردی، اجتماعی و بزهکاری را دو چندان خواهد کرد، در چنین خانوادههایی روابط اعضای خانواده بر خلاف خانوادههای سنتی که کاملاً مشخص و معین بود، رابطهای نامعین است و ارتباط ذهنی افراد چندان قوی نیست.قهرمان افزود: در چنین خانوادههایی رفتار، کنش و واکنش مناسب از اعضای خانواده، خصوصاً فرزندان سلب میشود، در نتیجه یا فرزند حالت انفعال به خود گرفته، در مقابل مسائل خانواده بی تفاوت شده و سعی در ایجاد حاشیه امنیت برای خود خواهد داشت، یا احتمالاً به علت تنشهای زیاد، فشارهای روانی جبران ناپذیری به فرزند وارد شده و محصولی جز انحراف از سلامت روان نخواهد داشت و یا اینکه به صورت پرخاشگری و انحراف اجتماعی و بزه پدیدار خواهد شد.
*عدم آشنایی فرزندان با مشکلات نتیجه تحول در الگوهای تربیتیمعاون اجتماعی فرماندهی انتظامی آذربایجان غربی ادامه داد: یکی از پیامدهای تحول در الگوهای تربیتی، این است که فرزندان کمتر با واقعیتها و مشکلات زندگی آشنا شده و با آن دست و پنجه نرم میکنند که در نتیجه آن در خانه خود مسئولیتها را کمتر به دوش میکشندقهرمان گفت: این امر دو پیامد مهم را به وجود میآورد، از سویی همکاری ضعیف فرزندان و مواجهه اندک آنها با مسائل و مشکلات باعث شده که آنها توانایی اندکی در مقابله با مسائل و مشکلات داشته باشند و در نتیجه به راحتی درگیر آسیبهای اجتماعی میشوند و از سوی دیگر برخلاف خانوادههای سنتی که احساس وابستگی و تعلق خاطر فرزندان به خانواده بسیار قوی بود و موجب انسجام خانواده میشد، احساس وابستگی در خانوادههای کنونی ضعیفتر میشود.این مسئول خاطرنشان کرد: ضعیف شدن روابط فرزندان با خانوادهها، موجب پیدایش گروههای مرجع خارج از خانواده شده که اگر این وابستگی و احساس تعلق نسبت به یک فرهنگ و یا گروه بزهکارانه باشد، احتمال بروز انحرافات اجتماعی آن ها را بسیار افزایش میدهد.
وی عوامل ژنتیکی را در ارتکاب به جرم مورد اشاره قرار داد و گفت: در میان کودکانی که کمی بعد از تولد به فرزندخواندگی پذیرفته میشوند، بزهکاری و ارتکاب جرم بیشتر با همینگونه رفتار در والدین تنی این کودکان ارتباط دارد تا با رفتار والدینی که کودک را به فرزندخواندگی میپذیرند و این نشان میدهد که عوامل ژنتیکی ممکن است بهطور غیر مستقیم در افزایش آمادگی برای رفتار بزهکارانه تأثیر بگذاردقهرمان عدم شکل گیری شخصیت فردی و اجتماعی فرد در دوران کودکی، کمبود و یا فقدان محبت در خانواده به فرد، آسیبهای احتمالی وارده به فرد از نظر احساسی، عاطفی یا جسمی، وجود اختلاف خانوادگی بین پدر و مادر، رشد بی رویه سرمایهداری و پیدایش تجّدد در ابعاد مختلف و کمرنگ شدن و در معرض انقراض قرار گرفتن آداب و سنن و در پی آن گسسته شدن روابط انسانی و عاطفی را از دیگر عوامل بزهکاری در کودکان عنوان کرد.اگر زمینههای لازم برای نوجوانان و جوانان در خانواده و بیرون از آن برای آنها مهیا باشد و والدین میزان صمیمیت خود را با فرزندان بیشتر کنند، خانوادهها کنترل لازم را برای دوست یابی نوجوانان و جوانان داشته باشند و از رابطههای نامشروع با دوستان ناباب جلوگیری شود، احتمالاً میزان جرم آنها نیز کمتر خواهد شد.
علاوه بر این، بهینه سازی منابع انسانی، فرهنگی و اجتماعی در جامعه، برنامهریزی دقیق و صحیح در امر آموزش نوجوانان چه به صورت آموزش چهره به چهره و یا آموزش غیر حضوری و یا مجازی، افزایش و یا سازماندهی محیطهای ورزشی، تفریحی و آموزشی مخصوصاً برای نوجوانان، نیاز سنجی و برنامهریزی دقیق و صحیح برای اوقات فراغت نوجوانان در طول سال میتواند در کاهش بزهکاری موثر واقع شود که امید میرود مسئولان امر در این زمینه اهتمام جدی و کافی داشته باشندانتهای پیام/61001/ن30/ض1002.
00:02 - 10 مارس 2016