از سرقت کفش برای راه رفتن تا اظهارنظر جالب یک دزد
مسئولان قضایی استان کرمان خاطرات بسیاری را از دوران خدمت خود دارند، خاطراتی که گاهی تلخ و گاهی شیرین است.
به گزارش خبرگزاری فارس از کرمان، مسئولان قضایی استان کرمان خاطرات بسیاری را از دوران خدمت خود دارند، خاطراتی که گاهی تلخ و گاهی شیرین است و در این گزارش بخشی از این خاطرات را میخوانید.
سرقت کفش برای راه رفتن و سرقت آذوقه برای زنده ماندن
دادستان عمومی و انقلاب کرمان درباره شیرینترین خاطره کاری خود میگوید: پروندهای برای دو جوان به اتهام مشارکت در حمل مسلحانه مواد مخدر تشکیل شده بود و مجازات اعدام برای آنها تقاضا شده بود، اما پس از اینکه من به این پرونده رسیدگی کردم در دادگاه پی به بیگناهی آنها بردم و از مرگ نجات دادم.
دادخدا سالاری همچنین به بیان تلخترین خاطره کاری خود میپردازد و بیان میکند: در زمان خدمت در دادگاه انقلاب اسلامی جنوب استان کرمان یک مورد راهزنی و راهبندی مسلحانه اتفاق افتاد و در گزارش قید شد که بعضی از سارقان بدون کفش بودهاند و از فرط فقر فقط کیسه آرد و مواد غذایی و کفش پای مسافران را سرقت کردهاند و تعرضی به طلا و نقره و سایر اشیای قیمتی مسافران نکردهاند.
وی ادامه میدهد: این افراد گفته بودند، برای پر کردن شکم بچههایمان «نان» میخواهیم و سارق نیستیم که اوج فقر و استیصال مردم این نواحی برایم تلخ و شکننده بود، سرقت کفش برای راه رفتن و سرقت آذوقه برای زنده ماندن.
اشکهای معاون دادگستری کرمان برای یک قاتل
اما معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری استان کرمان هم میگوید: خاطرهای هنوز با گذشت سالها در ذهنم باقی مانده است، مربوط به روز اعدام خانمی میشود که به اتفاق شوهرش و چند نفر دیگر پس از سرقت از منزل یک پیرزن، وی را سوزانده بود.
حمید خالقی بیان میکند: با وجود شواهد و مدارک دال بر آتشسوزی غیرعمدی منزل پیرزن، اما پرونده به این جانب ارجاع شد و با صحنهسازی مجدد و جمعآوری مدارک و مستندات معتبر وجود آتشسوزی عمدی کشف شد.
وی میافزاید: پس از طی شدن مراحل قانونی و فرا رسیدن روز اعدام قاتل با وجود این که خود من با اصرار رضایت اولیاء دم مقتول را جلب کرده بودم از قصاص زن جوان صرفنظر کنند، اما آنها گفتند در محل اجرای حکم گذشت میکنند و برای درس عبرت گرفتن سایرین تمام مقدمات و صحنه اعدام کاملاً طبق روال انجام شد.
خالقی مطرح کرد: مردمی که آن روز در صحنه حضور داشتند با فریاد و گریه از اولیاءدم میخواستند، قاتل را ببخشند و مرتب بچه قاتل را دستبهدست کردند و تقاضای عفو و گذشت داشتند و من با وجود اینکه میدانستم، قرار نیست، اعدام صورت بگیرد و رضایت اولیاءدم جلب شده است، اما آن قدر تحت تاثیر فضا قرار گرفته بودم که به همراه مردم در آن صحنه اشک میریختم.
وقتی یک مقام قضایی از میان 100 تیر جان سالم به در برد
رئیس دادگستری شهرستان کرمان هم درباره خاطرات کاری خود میگوید: حدود هفت سال در منطقه محروم خدمت کردم و یک بار که برای حضور در محل صحنه قتل به پاسگاه منطقه رفته بودم، بیش از 100 تیر از سوی اشرار به خودروی من شلیک شد، اما خدا را شکر به خیر گذشت.
حجتالاسلام محمدامیر ابراهیمی به بیان یکی دیگر از خاطرات خود هم میپردازد و ادامه میدهد: یک بار ساعت سه و نیم شب از تهران با اتوبوس به کرمان رسیدم و با خودروی خود به محل کارم میرفتم که خودرو در میان راه خراب شد و آن شب خودروام توسط سرنشینان لندکروزی که سرنشینان آن سر و روی خود را بسته بودند، درست شد، اما متوجه نشدم، آنها اشرار و یا خودی هستند.
بیگناهی که تا پای دار رفت، اما بالای دار نرفت
همچنین دادستان عمومی و انقلاب جیرفت درباره یکی از خاطرات خود میگوید: در دوران قضاوتم یک متهم پلیس انتظامی با اتهام حمل و نگهداری میزان یک هزار و 500 کیلو گرم مواد مخدر از نوع تریاک برای سیر مراحل قضایی تحویل شعبه مربوطه این جانب دادند.
مجید رستمی اضافه میکند: با توجه به شخصیت متهم و تحقیق درباره اشتهار یا عدم اشتهار متهم به بحث موادمخدر و تحقیقات گسترده متوجه شدم این متهم طعمهای بیش نبوده است و قاچاقچیان اصلی مواد مخدر وی را به این شرح که مواد را در جایی مثل آغل گوسفندان نگهداری کرده بودند و او را برای حمالی به آن جا فرستاده بودند که در دم توسط ماموران دستگیر شده بود.
وی یادآور میشود: حتی خانواده این متهم با فروختن یک راس گاو که تنها منبع درآمدشان بود، برای وی وکیل گرفته بودند، اما هیچ امیدی برای تبرئه شدن و آزادی او نداشتند، اما با اتکا به عدالت اسلامی و وجدان بیدار به خانوادهاش گفتم، وکیل عزل کنند و پول آنها را از وکیل پس گرفتم و وی را نیز تبرئه کردم.
رستمی خاطرنشان میکند: یادم میآید یک سال بعد از این موضوع همان شخص پلیسی که این مرد را متهم کرده بود، نزد من آمد و گفت، بگذار، دستت را ببوسم، من را از آتش جهنم نجات دادید.
علت عدم سرقت از خانه دادستان سیرجان از زبان یک سارق
دادستان عمومی و انقلاب سیرجان هم درباره خاطرات به یاد ماندنی خود میگوید: روزی یک سارق همراه با شاکی در شعبه این جانب بودند، من به شاکی تذکر دادم اگر از منزل خود به درستی محافظت میکردی و از امکانات امروزی مثل دزدگیر و دوربین و گاو صندوق استفاده میکردی، اینگونه دزد زده نمیشدی.
مهدی بخشی مطرح میکند: به شاکی گفتم، من خودم از این امکانات استفاده میکنم و تاکنون منزلم مورد سرقت قرار نگرفته است، ناگهان سارق گفت، حاج آقا این امکاناتی که گفتید هیچ کدام مانع سرقت نمیشود، زیرا از کار انداختن آنها کار راحتی است و اینکه تاکنون منزل شما سرقت نشده به این علت است که هنوز نوبتتان نشده و از طرفی منازل مستعد سرقت زیاد است و از آن طرف سارقان کم هستند و با این تعداد سارقی که داریم، هر کس در زندگیاش حداقل یک بار نوبتش میشود تا منزلش سرقت شود.
وقتی پیرزن شاکی روی میز شیشهای جلوی قاضی نشست
در همین حال رئیس حوزه قضایی شهرستان رابر هم خاطره جالبی از دوران کاری خود دارد، جواد طالبیان میگوید: در اوایل خدمت قضایی به خانم مسنی که شاکی پروندهای بود، گفتم، بفرمایید، بنشینید و او جلو آمد و درست روی میز شیشهای کوچکی نشست که روبهروی میزم بود.
وی میافزاید: چند مرتبه به این خانم گفتم، به روی صندلی بنشیند، اما اصلا متوجه نشد و ماندم چه کنم و نخواستم به علت کهنسالی نارضایتی در وی حاصل شود، بنابراین سریعاً اظهارات وی را اخذ کردم و در این میان از یک طرف حواسم به اظهارات شاکی بود و از طرف دیگر حواسم به این بود که خدای نکرده میز نشکند و مشکلی برای این خانم پیش نیاید.
گذشت از قاتل فرزند در آستانه نیمهشعبان
رئیس دادگستری شهرستان بافت در بیان خاطرات خوب خود از فعالیت در دستگاه قضایی میگوید: درباره یک پرونده قتل پس از تحقیقات لازم رأی مبسوطی مبنی بر قصاص قاتل تنظیم شد و نهایتاً با اعتراض وکلای متهم پرونده به دیوان محترم عالی کشور ارسال شد و رأی صادره اعلام شد.
یدالله سپهری بیان میکند: وقتی پرونده از تهران واصل شد، چند روزی قبل از نیمه شعبان بود و پدر مقتول که اصرار در صدور رأی داشت، نیز به شعبه مراجعه کرد، اما وقتی از موضوع تایید رأی مذکور با خبر شد در حالی که اشک در چشمهایش حلقه زده بود، گفت قصد دارد به خاطر تولد امام زمان (عج) رضایت خود را بدهد و سعی کند، رضایت مادر مقتول را نیز بگیرد.
وی ادامه میدهد: با توجه به اینکه شورای روستای محل سکونت متهم با همکاری هیئت محل نیز واسطه شدند، رضایت مادر مقتول را اخذ کردند که موجب رهایی مجرم از قصاص فراهم شد.
بازوبندی که نسوخت
اما خاطره کاری عنایتالله دهقانی رئیس دادگاه عمومی ارزوئیه هم برمیگردد به پرونده قتلی که وی بازپرس آن بود، این مسئول گفت: جسد مقتول این پرونده به طور کامل سوخته شده بود، اما هنگام بررسی صحنه جرم متوجه شدم، بازوبندی که آیه قرآن بر روی آن نوشته شده و بر بازوی مقتول بسته شده بود به هیچ عنوان آسیبی ندیده است.
==============گزارش از: مهسا حقانیت==============انتهای پیام/80019/ق30/ث3001
00:10 - 6 تیر 1394