بسیجیها نبودند، جنایات خونباری در شهرهای بزرگ ایران رخ میداد
عکاس و مستندساز برنده جوایز بینالمللی گفت: اگر بسیجیها نبودند، جنایاتی شبیه به آنچه که امروز داعش انجام میدهد، در شهرهای بزرگ ایران رخ میداد.
رضا برجی امروز در حاشیه برنامه «جنگ در قاب خبر و دوربین» که به همت انجمن خبرنگاران بسیجی خواهر شیراز برگزار شد، در گفتوگو با خبرنگار فارس در شیراز اظهار داشت: با مقایسه زمان انتشار نخستین روزنامههای ایران مانند «صوراسرافیل» و «کاغذ اخبار» پی میبریم که غربیان 200 سال در زمینه رسانه از ما جلوتر هستند و ما تنها با غنای محتوی باید در مقابل فن آنها ایستادگی کنیم.
بازمانده گروه تلویزیونی «روایت فتح» در ادامه بیان کرد: در آلمان نمایشگاه عکس برپا کرده بودم و برخی عناصر ضدانقلاب شعار خبرنگار فاشیست میدادند، اما من میدانستم که از چه چیزی دفاع کردهام و به آنها پاسخ میدادم که شما با هر تفکری که دارید، نمیتوانید دلاوری و ایثار بسیجیان را منکر شوید.
وی در تشریح عظمت بسیجیان ایران گفت: در بوسنی هنگان ساخت مستند «مادران سربرنیتسا» با یک فرد صرب به نام «هیراد» صحبت کردم که در طول شش ماه جنگ بیش از 100 نفر را سر بریده بود و 50 نفر آنها زن و دخترانی بودند که قبل از سر بریدن به آنها هتک حرمت کرده بود.
برجی یادآور شد: چهار بار در طول مصاحبه دست من به دست این فرد صرب خورد و احساس کردم دستم به چیزی متفاوت برخورد کرد و چندشم شد.
کارگردان «سواحل اشک و زیتون» ابراز داشت: این فرد کسی بود که مردم روستاهای منطقه وقتی میشنیدند او در حال آمدن است، زنان خود را در گودالهایی پنهان میکردند.
وی در ادامه افزود: این جنایتکار به همراه گروه خود وقتی زن حامله مسلمان پیدا میکردند، جشن میگرفتند و بر سر پسر یا دختر بودن نوزاد شرط میبستند و زن باردار را زندهزنده با رقص چاقو مثله کرده و فرزند او را بیرون میکشیدند.
برجی افزود: بسیجیان ایران اما با مظلومیت تمام به جبههها رفتند و انواع تهمتها و تحقیرهای داخلی را شنیدند، اما نگذاشتند جنگ به شهرها و خانههای ایران کشانده شود.
عکاس 14 جنگ بینالمللی اظهار داشت: در تاجیکستان کمونیستها کودتا کردند و اجازه ندادند حکومت اسلامی منتخب مردم بر سر کار بیاید و در روستایی چهار دختر یک پیرزن را در مقابل چشمان وی سر بریده بودند و پسر شش سالهای را پس از چندین بار به دیگ آب جوش رساندن و شکنجه، در مقابل چشم زنان در دیگ پخته بودند و زنان روستا شاهد این ماجرا بودند و میگفتند تا سالها جیغهای این کودک را در خواب میشنوند.
برجی اضافه کرد: در مناطقی که راهیان نور بازدید میکنند جایی در نزدیکی شهر بستان وجود دارد که گور دستهجمعی 40 بانوی ایرانی است که بعثیها به آنها هتک حرمت کرده و سپس آنها را به شهادت رساندهاند.
وی تصریح کرد: برخی از این بعثیها قادر بودند کارهایی بسیار بدتر از صربها و کمونیستها بکنند که امروز در عراق نمونه آن را میبینیم و خدا میداند اگر بسیجیان ما گذاشته بودند پای این حیوانات به اهواز و کرمانشاه و شهرهای بزرگ ایران باز شود، چه چیزی در انتظار ایران بود.
این عکاس و مستندساز عنوان کرد: اینگونه است که اعتقاد داریم ما در حق بسیجیان خود ظلم کردیم، چرا که باید آنها را بر روی سر خود گذاشته و حلوا و حلوا میکردیم.
وی بیان کرد: در 14 و 15 جنگی که حضور داشتهام، بسیار مسائل را دیدهام و بدون شک اگر رهبری الهی امام خمینی(ره) و دلاوری فرزندان بسیجی او نبود، جنگ به شهرهای بزرگ ایران کشیده میشد و آنگاه مسائلی مثل آن گور دستهجمعی بستان شاید در ابعادی تکاندهندهتر رخ میداد.
برجی متذکر شد: در چند قرن اخیر اگر تنها کاری که بسیجیان کرده باشند، این باشد که یک وجب از خاک این سرزمین از دست نرفته همین کافی است که به احترام آنها کلاه از سر برداریم.
عکاس و مستندساز 14 جنگ بینالمللی اظهار داشت: در جنگ ایران و عراق 25 درصد از برنامههای دو کانال تلویزیونی ما به برنامههای جنگ اختصاص داشت، درحالیکه 75 درصد برنامههای شبکههای تلویزیونی عراق در مورد جنگ بود.
وی با بیان اینکه اتفاقاتی که در جبهه افتاده بود، بخش کوچکی از جامعه ما را درگیر کرده بود، اضافه کرد: سال 59 که برای نخستینبار به جبهه رفتم و عظمت جنگ و میزان ازخودگذشتگی فرزندان این سرزمین را دیدم، در بازگشت به تهران از دیدن مردم متعجب شدم.
وی بیان کرد: مردم در شرایط جنگ، هنوز در گیر و دار پول و درآمد بودند، بر سر تاکسی یکدیگر را هل میدادند و کسی دست پیرزنی که قصد عبور از خیابان را داشت، نمیگرفت.
برجی ادامه داد: با دیدن تفاوت جبهه و خیابانهای تهران بر زمین نشستم و گریستم و اینگونه بود که مانند بسیاری دیگر نتوانستم طاقت بیاورم و دوباره به جبهه بازگشتم.
وی تصریح کرد: رساندن پیام آن بچهها به مردم کوچه و بازار رسالتی بزرگ بود، اگر چه که نشان دادن برخی معنویات در قالب تصویر سخت بود اما شاید میشد با نشانههایی به مردم گرا داد.
وی با بیان اینکه در جبهه کسانی بودند که بیخبر و بدون هماهنگی پوتینها را واکس میزدند، گفت: در سنگر بچههای رزمنده شهردار یا خادمالحسین انتخاب میکردند و من در نوبت خود این کارها را به اما و اگر و فردا و بعد واگذار میکردم که صبحگاهان با لباس و ظرف شسته مواجه میشدم.
وی در ذکر نحوه مستندسازی گروه روایت فتح نیز مطالبی را بیان کرد و اظهار داشت: شهید آوینی در روایت فتح 10 روز پیش از شب عملیات، ما را به میان بچههای گردان میفرستاد تا رزمندهها به حضور دوربین در زمان غذا خوردن، عملیات و عبادت عادت کرده و با آن احساس غربت نداشته باشند.
برجی افزود: در زمان جنگ سپاه، ارتش و واحد جنگ تلویزیون برنامههای خود را داشتند، اما در نهایت روایت فتح از تمام آنها بیننده بیشتری داشت.
به گفته وی، در «روایت فتح» صدای جبهه و شلیک کمتر از سایر برنامهها بود، اما تیم روایت فتح در جلوترین صحنههای رزم حضور مییافت.
وی ادامه داد: در سایر برنامهها چون اکیپهای فیلمبرداری به یکباره وارد صحنه میشدند، افراد در مقابل دوربین خودشان نبودند و حرفها و حرکات طبیعی نبود.
برجی با بیان اینکه برای به تصویر کشیدن آنچه که در جبهههای ایران رخ داده کمکاری کردیم که حتی روزی وزیری در این مملکت گفت که دیگر با عراق جنگ نداریم که فیلم جنگی بسازیم، یادآور شد: قصه جنگ و دفاع مقدس قصه جنگ ما با عراق نیست، قصه دفاع از خاک و مرز هم نیست، بلکه بسیار فراتر از این موضوعات است.
این عکاس و مستندساز تصریح کرد: دفاع مقدس داستان نبرد خیر و شر است و به تعداد آدمهای جنگ قصه جنگ وجود دارد که قابلیت فیلمنامه شدن و رمان و... را دارد.
وی افزود: ما به تعداد مادران شهدا قصه جنگ داریم و تنها باید افرادی عاشق باشند که این مطالب را ثبت و ضبط کنند و به زیبایی به تصویر بکشند.
برجی ابراز داشت: ما خبرنگاران و عکاسان وقتی به این لباس خبرنگاری ملبس شدهایم، وظیفه داریم به برخی سؤالات پاسخ دهیم.
به گفته وی، در خبرنگاری راستین اگر دوربین صداوسیما مشغول مصاحبه با یک فرد است و هواپیمایی از بالای سر آنها گذر کند که صدای آن بیاید، دوربین باید به دنبال صدا به سمت آسمان بچرخد و اگر نچرخد به مخاطب خود خیانت کرده است.
وی تصریح کرد: امروز خبرنگاران و عکاسان ایرانی باید جنایات داعش را به جهان نشان دهند و برای این مسئله نیز نباید منتظر اقدامات دولتی ماند.
برجی در پایان به ذکر خاطرهای از شهید آوینی پرداخت و اظهار داشت: یادم هست یک روزی شهید آوینی، شهید گنجی و بنده در جایی نشسته بودیم. شهید گنجی جملهای را ابراز کرد که شهید آوینی در جواب جمله جالبی گفت. من بین این دو شهید بودم. شهید گنجی خطاب به شهید آوینی گفت: «حاج مرتضی! دیگر باب شهادت هم بسته شد». آوینی در جواب گفت: «نه برادر، شهادت لباس تکسایزی است که باید تن آدم به اندازه آن درآید، هر وقت به سایز این لباس تک سایز درآمدی، پرواز میکنی، مطمئن باش».
به گزارش فارس، رضا برجی متولد اسفندماه سال 1343 در همدان فیلمبردار و عکاس ایرانی و رکورددار حضور در 14 جنگ بینالمللی است. جنگهای ایران و عراق، افغانستان، تاجیکستان، کشمیر، هند و پاکستان، قرهباغ، چچن، بوسنی، کوزوو، لبنان، سومالی، سودان، غزه و جنگهای خلیجفارس از جنگهایی هستند که وی با قاب دوربین به ثبت آنها پرداخته است.
تنها شش خبرنگار در دنیا هستند که ملامحمد عمر، رهبر طالبان افغانستان را از نزدیک دیدهاند، ولی فقط شاید یک خبرنگار در دنیا وجود داشته باشد که سه هفته با اسامه بن لادن، رهبر گروه القاعده زندگی کرده باشد و او کسی نیست غیر از رضا برجی، عکاس، مستندساز و خبرنگار ایرانی که تاکنون در 14 جنگ بینالمللی حضور داشته و وقایع آنها را ثبت و ضبط کرده است.
برجی از اواخر سال 1365 به گروه روایت فتح» پیوست. وی یکی از اعضای ثابت این گروه شد و در ثبت تصویرهای جنگی و پشت جبهه در مجموعه ماندگار روایت فتح نقش فعالی داشت.
در طول همین سالها در جریان یکی از بمبارانهای شیمیایی دشمن آسیب دید و زخمهای این آسیب، هنوز بر جسم و جان اوست و نیاز به مداواهای مداوم و دشوار دارد.
از کارهای او، مستند بلند سواحل اشک و زیتون» از جنگ 33 روزه لبنان است که در هنگامه حمله ارتش اسراییل به جنوب لبنان در تابستان سه سال پیش ساخته شده است.
«مادران سربرنیتسا» درباره فجایع بوسنی هم مستند دیگری اوست. این فیلم درباره قتل عامی است که صربها در اواسط دهه 1990 طی 48 ساعت در بوسنی کردند و از آن پس هر سال مادران کشته شدگان مراسمی را در سالگرد آن واقعه به یاد فرزندانشان برگزار میکنند.
این مستند حاصل پنج سفر برجی طی دو سال به بوسنی برای تحقیق و تصویربرداری گفتوگو با مادران کشتهشدگان است.
انتهای پیام/2448/ب40/د1000
13:26 - 4 مهر 1393