ما و آنها در کنار هم
دولتآباد شهرری سالهاست میزبان مردمانی است که از عراق آمدهاند و حالا همشهریان خوب مردم جنوب تهران محسوب میشوند.
به گزارش خبرگزاری فارس از جنوب استان تهران، شهرری، دولتآباد، بلوار قدس، فلافل فروشها و کبابیها به سبک عربی و ایرانیهایی که عرب شناخته میشوند. آدمهایی که به هر دلیل از عراق و ... آمدهاند و دور هم جمع شدهاند و حالا سالهاست که در این محل زندگی میکنند. عربها حالا سالها است که همشهریان مردم شهرری محسوب میشوند. میگویند عراقیها که در دولتآباد زندگی میکنند، همه شناسنامه ایرانی دارند و سالهای زیادی است که اینجا هستند و مردم هم آنها را مثل همسایههای خود پذیرفتهاند. هر کدام شغل آبا و اجدادیشان را اینجا احیا کردهاند و حالا سی سالی است که محله دولتآباد شهرری به محله عربنشینها معروف است.محلهای با قدمت 30 سالاگر چرخی در محله دولتآباد بزنی جوان سفید پوست با چشمان روشن و موهای بور را میبینی که هفت ماه پیش به ایران آمده است. میگوید به ایران پناهنده شده و وقتی فهمیده در شهرری محلهای وجود دارد که اعراب در آن دور هم جمع شدهاند برای زندگی اینجا را انتخاب کرده است. از وضع زندگی در ایران راضی است، شغل وی در کشورش فلافلفروشی بوده و در ایران نیز همان شغل را ادامه داده و در این مدت کوتاه مشتریان خودش را پیدا کرده است. زیاد از تاریخچه پیدایش این محل اطلاعی ندارد فقط میداند که بیشتر ساکنان آن عراقی هستند و از زمان دوران دفاع مقدس برای زندگی به اینجا آمدهاند. جوان سوری «حیدر» نامی را معرفی میکند که مدت طولانی است در این محل زندگی میکند.آقا حیدر کبابی دارد.
در گفتوگو با خبرنگار فارس گفت: 30 سالی هست که اینجا است و از زمان جنگ بین ایران و عراق آمده است آنجا مبارز سیاسی بوده و از طرف دولت صدام حسین به اعدام محکوم شده و به همین علت از کشورش عراق به ایران که نزدیکترین کشور همسایه است پناهنده شده است.بعد از اینکه به ایران پناهنده شد، دولتآباد را برای زندگی انتخاب کرده چون بعضی از فامیلهایش که زودتر از عراق مهاجرت کرده بودند در این محل زندگی میکردند. به محض ورودش به ایران از طرف سپاه ایران در جنگ شرکت کرده است. سه بار هم مجروح شده و جانباز است.وی در ارتباط با برخورد مردم وقتی تازه به ایران آمده بود، عنوان کرد: خود دولت ایران چون مسلمان بودیم به راحتی به ما پناهندگی داد ولی برخورد مردم ابتدا خوب نبود. حق داشتند و میگفتند ما با عراق در جنگیم چرا باید به مردم عراق پناهندگی بدهند. حیدر تاکید کرد: خودم از همان روزهایی که به ایران آمدمم به جبهه اعزام شدم و اینجا نبودم که برخورد مردم را ببینم و سختیها را خانوادهام تحمل میکردند ولی مردم شهرری به مرور زمان بیشتر با حضور در دولتآباد کنار آمدند تا جایی که راحت کنار هم زندگی میکنیم و بین خانوادههایمان وصلت هم صورت گرفته است.وی ادامه داد: همسرم ایرانی است و بچههایم اینجا بزرگ شدهاند و درس خواندهاند و اینجا کار میکنند. حالا به عراق رفت و آمد داریم و هر سال به خویشاوندانمان که در عراق زندگی میکنند سر میزنیم ولی برای زندگی اینجا را انتخاب کردهایم.
نیزاری که شهر شد«سی و خردهای سال پیش با خانوادهام به ایران برگشتیم، ما اصالتاً ایرانی هستیم جدمان یزدی است که برای کار به عراق مهاجرت کرده بود. من و پدرم در آنجا به دنیا آمدیم. جنگ که شد دولت عراق تمام ایرانیهای مقیم عراق را اخراج کرد و گفت باید به ایران برگردند. برای همین من و خانوادهام هم به ایران برگشتیم. مطلع شدیم شهرداری زمینهای این منطقه را قسطی میفروشد چون قسمت زیادی از اموالمان در عراق مانده بود از این شرایط استقبال کردیم. با گروه زیادی از اعراب به دولتآباد آمدیم تا هم از پس هزینهها بر بیاییم و هم همگی کنار هم باشیم. وقتی ما آمدیم کسی اینجا زندگی نمیکرد و زمینهای اطراف همه نیزار بود.این حرفها را یکی از قدیمیهای دولتآباد میزند. او هم حیدر نام دارد و یکی از فلافلفروشهایی که انگار بیش از هر چیز به عابری که از دولتآباد رد میشود بیان داشت: اینجا محله عربنشینها است.حیدر ادامه داد: ولی کمکم دولتآباد شلوغ شد و محلهای که حالا میبینید را ساختیم. برای خود شغلی دست و پا کردیم. هر کدام همان شغلی را که در عراق داشتیم اینجا ادامه دادیم.این ساکن محله دولتآباد عنوان کرد: آن زمان برای مردم سخت سخت بود کنار ما زندگی کنند. آنها عراق را شروعکننده جنگ و باعث ویرانی کشورشان میدانستند و ما این را خوب درک میکردیم. تا مردم شهرری به ما عادت کنند و مدارک و تحصیلاتمان را قبول کنند زمان زیادی برد.
برای مثال پزشکان ما ابتدا به بخیه و آمپول زدن شروع کردند و به مرور زمان توسط مردم پذیرفته شدند و توانستند تابلوی پزشکیشان را نصب کنندحیدر خاطرنشان کرد: ما بچه بودیم که به اینجا آمدیم. کوچهای بود به نام کوچه آذر که ترک زبانها آنجا زندگی میکردند. آنها با حضور ما کنار نمیآمدند. همیشه یک جنگ محلی با هم داشتیم ولی مردم در آن زمان و شرایط حق داشتند و ما سعی کردیم برخوردمان خوب باشد و منطقی رفتار کنیم و نتیجهاش این شد که حالا راحت در کنار هم زندگی میکنیم.محله دولتآباد با کمبود امکانات فرهنگی و تفریحی روبهرو است. این را هر کسی که گذری به این محله میرود میفهمد. ساکنان آن شاید چنین کاستیهایی را مطرح نکنند. بسیاری از آنها زندگی اکنونشان را با قبل مقایسه میکنند که به مراتب بدتر بوده است اما، این دلیل موجهی نیست که محله از توسعه شهری محروم بماند. امکاناتی از قبیل پارک، فرهنگسرا و کتابخانه، سالنهای ورزشی و .... که ساختشان باعث ایجاد انگیزه در جوانان محل در امور مختلف میشود، وجود ندارد. خیابانها و جدولکشیها همه قدیمی هستند و احتیاج به ترمیم و بازسازی دارند. با این وجود مردم محله دولتآباد از عرب تا عجم با تمام مشکلات کنار هم با صلح زندگی میکنند.درباره دولتآباددولتآباد یا شهرک امام خمینی (ره) یکی از محلههای شهر تهران، پایتخت ایران است که در قسمت جنوب شرقی تهران بالاتر از مشیریه و پایین بزرگراه آزادگان واقع است و در کنار محلههایی چون مشیریه قرار دارد.
این محله دارای سه میدان بود که در سال 89 به چهار میدان تبدیل شد با احتساب میدان بزرگ دولتآباد یا شهید بروجردی اطراف این میادین مغازههای زیبا و مختلفی وجود دارد.محله دولتآباد چندین حسینیه و مسجد دارد. بخشی از ساکنان این محله را ایرانیتباران بازگشته از عراق (معاودان عراقی) تشکیل میدهند. معاودان مردمی هستند که در زمان حکومت صدام حسین به جرم ایرانیتبار بودن و عدم تمدید اقامتشان از کشور عراق به ایران بازگشتند. بیشتر معاودان ساکن شده در دولتآباد، ملیت ایرانی دارند.انتهای پیام/2462/س40/ف4004.
11:49 - 7 آبان 1392