مسجد شیخ لطف‌الله مرواریدی بی‌بدیل بر گردن میدان نقش‌جهان

مسجد شیخ لطف‌الله تنها مسجد سرپوشیده و بی‌صحن و مناره صفوی در اصفهان محسوب می‌شود که چشم گردشگران را با فیروزه‌ای کاشی‌های خود نوازش می‌دهد و مرواریدی بی‌بدیل بر گردن میدان نقش‌جهان محسوب می‌شود.
به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، زیبایی‌های نصف جهان تنها با گشتی در میدان نقش جهان دومین میدان تاریخی جهان بر هر هنرشناسی روشن می‌شود که در این میان مسجد شیخ لطف‌الله با زیبایی‌های استثنایی‌اش همچون مرواریدی بر گردن نقش جهان می‌درخشد. در ضلع شرقی میدان امام و روبروی عمارت عالی‌قاپو، مسجدی قرار دارد که در دوران صفویه مسجد فتح‌الله یا صدر نامیده می‌شد و شاه عباس دستور ساخت آن را برای اهل حرم و عبادت اطرافیان خود داده است. *‌ مسجد خصوصی شاه عباس شاهکار کاشی‌کاری معرق طرح ساخت این مسجد هم‌زمان با ساخت چهار باغ و هزار جریب ریخته شده و در اوج معماری باشکوه صفوی به بهره‌برداری رسیده و طراحی کوچک، اما ظریف و همسان آن با سایر بناهای دور میدان، این بنا را در زمره آثار نمونه ایرانی اسلامی قرار می‌دهد. سر در زیبا و پرکار این مسجد در سال 1012 ه.ق به پایان رسیده، اما باقی بنا و تزئینات تا سال 1028 ه.ق ادامه داشته است و کتیبه سر در که به خط ثلث و امضای علیرضا عباسی خوشنویس نامدار بر کاشی معرق و زمینه لاجوردی نقش بسته، سال 1012 ه.ق را نشان می‌دهد. نکته‌ای که همه تاریخ‌شناسان و محققان بر سر آن متفق القولند، اختصاصی و خانوادگی بودن مسجد است، چراکه در این اثر تاریخی مناره و صحن ساخته نشده است. این مسجد را شاه عباس اول به احترام شیخ لطف‌الله جبل‌عاملی ساخته و در کنار آن هم مدرسه‌ای برای تدریس شیخ بنا کرده که امروزه اثری از آن بر جای نمانده است.
جهانگردان عصر صفوی از این مسجد زیبا کمتر مطلب نوشتند، چراکه حضور در آن برای همگان میسر نبوده و عبادتگاه اختصاصی اهل حرام شاه عباس محسوب می‌شده است. از ویژگی‌های مسجد، چرخش 45 درجه از محور شمال به جنوب در جهت قبله است که این گردش در اصطلاح معماری پاشنه نام دارد و معماری خاص این مسجد و مسجد امام سبب می‌شود که این موضوع محسوس نباشد. گنبد کم ارتفاع، اما پرکار مسجد که خطوط اسلیمی دارد و به طرز باشکوهی بر زمینه خاکی رنگ گنبد گسترده شده، هماهنگی بی‌نظیری را در نقش و طرح و رنگ به نمایش می‌گذارد. محراب بی‌بدیل این مسجد که کار استاد حسین بنای اصفهانی است، هر بیننده‌ای را از اعجاب خود مبهوت می‌کند و کتیبه خارجی گنبد با کاشی سفید معرق بر زمینه لاجوردی که حاوی سوره‌های قرآن کریم است، هر هنرشناسی را به تحسین وا می‌دارد. در چهارگوشه داخل مسجد نیز بار دیگر آیات قرآن با خط سفید ثلث بر زمینه لاجوردی با کاشی سفید معرق نوشته شده و در ضلع شرقی و غربی مسجد هم اشعاری عربی نگاشته شده که سراینده‌اش شیخ بهایی است. در جلوی مسجد حوض هشت گوش بسیار زیبایی قرار داشته که همیشه پرآب بوده و در اواخر قاجار خراب شده است. وجود کتیبه‌های نفیس و طره‌های سر در که در درون گلدان مرمرین جای گرفته و سایر زیبایی‌های مجذوب کننده، روایت از الهام گرفتن هنرمند این آثار از وجود لایزال الهی دارد. این مسجد سرپوشیده منحصر به فرد که سازه‌ای متفاوت از دیگر آثار میدان دارد و فاقد مناره و صحن است؛ الگوی معماران حسینیه‌ساز در قرن‌های بعدی بوده است.
گنبد کوتاه و زیبای این مسجد همچون پیاله چینی واژگونی با قطر 12 متر سنگینی بارش را بر دوش دیوارهایی با قطر 170 سانتی‌متر افکنده و در میانه آن خورشید زرینی نقش بسته که انوارش را تا کرانه مسجد می‌پراکند. معمار بنا برای تقسیم نور زیرگنبد مهارتی دیدنی به کار گرفته که در دورتادور ساقه گنبد و در بالای هشتی طاق‌نمای زیبایی که گنبد را بر فراز چهار طاقی نگه می‌دارد، 16 جفت پنجره مشبک تعبیه کرده که فضای پر و خالی نقوش اسلیمی درهم تنیده آن به دلیل دو پوش بودن نور مستقیم را شکسته و به سطح داخلی گنبد باز می‌تاباند. این اثر باشکوه که میراث خانوادگی شاه عباس است در طول 18 سال با نهایت ظرافت و دقت ساخته شده و در ردیف آثار نمونه کاشی‌کاری معرق و هفت رنگ کشور قرار می‌گیرد و از مشهورترین آثار تاریخی صفوی است. حکایت ظل السلطان و سالهای پس از صفوی به گزارش فارس، این اثر و دیگر آثار میدان نقش جهان به لطف باریتعالی از گزند بی‌رحم حمله افغان‌ها و اعمال جنون‌آمیز اواخر افشاریه که مردم اصفهان را دچار یأس و خمودگی کرد، در امان مانده‌اند تا امروزه سندی بر تمدن غنی و افتخاری شکوه‌آمیز برای هر ایرانی باشند.
متأسفانه در 35 سال حکومت مسعود میرزا ظل‌السلطان بر اصفهان نیز بسیاری از آثار با ارزش صفوی و قبل از آن با بی‌رحمی و حرص و جنایت این حاکم ضد تاریخ و سفاک از بین رفتند و این شاهزاده خونریز بر اثر کینه با صفویان کاخ‌های باشکوهی را ویران و درخت‌های کهن‌سالی را قطع کرد، فقط برای اینکه مردم از شکوه و جلال عصر صفوی تعریف و تمجید می‌کردند. عدم امنیت در سال‌های پس از صفویه و نبودن جاذبه‌های سیاحتی، جهانگردان را در سال‌های بعد از صفویه از اصفهان فراری می‌داد و این مسئله حق بزرگی از میراث و فرهنگ اصفهان ضایع کرد. حتی سیاحان خارجی هم برای پرکردن جدول‌های باستانی چهارباغ و ویرانی کاخ‌ها و تخریب نقاشی‌ها و کتیبه‌ها و دیوارهای آن و سایر جنایات فرهنگی و میراثی این حاکم، افسوس خورده و او را ملامت کردند و صفحات زیادی در وصف این نابخردی نوشتند. گزارش از مهدی رفائیانتهای پیام/2301/ذ40/ژ1001
لطف الله
10:54 - 10 فروردین 1392

3 بازنشر
12 بازدید




1 پاسخ