حکمرانی بحران‌محور؛ از الهیات کاربردی تا کنشگری پساجنگ

نجمه نجم کادر علمی گروه پژوهشی قرآن و حدیث پژوهشگاه مطالعات اسلامی جامعه الزهرا سلام الله علیها، یادداشتی با عنوان «حکمرانی بحران‌محور؛ از الهیات کاربردی تا کنشگری پساجنگ(با تکیه بر آموزه‌های قرآنی و روایی)» در ویژه نامه نخبگانی "دفاع رمضان، بعثت مردم" منتشر کرد.
بحران، آزمون الهیات عملیاتیبحران‌ها و جنگ ‌ها، نه تنها فروپاشی زیرساخت‌ ها را رقم می ‌زنند؛ بلکه «نظام معنا» را در جامعه به چالش می ‌کشند. در چنین شرایطی، حکمرانی صرفاً مدیریت منابع نیست؛ بلکه الهیات کاربردی در میدان عمل، خود را نشان می ‌دهد. پرسش این است: چگونه می‌ توان پس از یک جنگ یا بحران، کنشگری مؤمنانه را با ساختارهای حکمرانی چنان پیوند زد که جامعه نه تنها بازسازی شود، بلکه از نظر معنوی نیز تعالی یابد؟این یادداشت با ترکیب سه ساحت «حکمرانی مناسب»، «الهیات کاربردی» و «کنشگری پساجنگ» و با بهره‌گیری از آموزه‌های قرآن و روایات، پاسخ خود را در قالب چهار بخش ارائه می ‌دهد.بخش اول: مبانی نظری؛ سه رکن اساسی1.1. حکمرانی مناسب از منظر قرآنقرآن کریم، حکمرانی را امانتی الهی می‌ داند که برای تحقق عدالت و قسط نازل شده است. خداوند در آیه 25 سوره حدید می ‌فرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»؛ ما پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب و میزان را نازل کردیم تا مردم به عدالت قیام کنند.این آیه نشان می ‌دهد که هدف نهایی نظام‌های الهی، ایجاد زمینه برای قیام مردم به عدالت است؛ نه تحمیل عدالت از بالا. بنابراین حکمرانی مطلوب، حکمرانی مشارکتی و توانمندساز است.
1.2. الهیات کاربردی؛ خدا در میدان عملالهیات کاربردی یعنی باورهای دینی، از حیطه انتزاع خارج شوند و الگوی عمل قرار گیرند. پیامبر صلوات الله علیه در این باره می ‌فرمایند: «ليْسَ اَلْإِيمَانُ بِالتَّحَلِّي وَ لاَ بِالتَّمَنِّي وَ لَكِنَّ اَلْإِيمَانَ مَا خَلُصَ فِي اَلْقُلُوبِ وَ صَدَّقَهُ اَلْأَعْمَالُ.» (بحارالانوار، ج۶6، ص72)؛ ایمان به آراستگی ظاهری و آرزوها نیست، بلکه چیزی است که در دل جای گیرد و اعمال آن را تصدیق کند.نکته کلیدی آنکه در شرایط بحرانی، «آزمونِ حقیقی ایمان» رقم می‌ خورد. کسی که در بحران، عمل او با ادعایش هماهنگ است؛ به الهیات کاربردی رسیده است.1.3. کنشگری پساجنگ؛ فرصت بازسازی معنویجنگ، اگرچه ویرانگر است؛ اما «لحظه‌ای حساس» برای بازتعریف هویت جمعی به شمار می ‌رود. قرآن در آیه 172 آل عمران در توصیف مؤمنان پس از جنگ می‌فرماید: «الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ»؛ کسانی که پس از آنکه زخم (جنگ) به ایشان رسید، دعوت خدا و رسول را اجابت کردند. این آیه نشان می ‌دهد که کنشگری پساجنگ، پاسخ فعالانه به ندای الهی است؛ نه واکنش انفعالی به آسیب‌ها. بازسازی پساجنگ، باید با «استجابت» فرامین حق و راهبران دین و ولایت همراه باشد.بخش دوم: تلفیق سه ساحت؛ مدل تعاملیحال که سه رکن اساسی روشن شد؛ می خواهیم بدانیم چگونه می توان این سه رکن را در قالب یک مدل عملیاتی ترکیب کرد؟مدل «حکمرانی بازسازی کننده ایمان»در این مدل، وظیفه حکمران پس از بحران، فراتر از جاده‌سازی و پل زدن است. حکمران باید زیرساخت‌های معنوی بازگشت به ایمان فعال را فراهم کند:
نکته راهبردی: امتدادِ امداد الهی در بازسازی تمدنیامدادهای الهی تنها به میدان جنگ اختصاص ندارد. خداوند درباره بازسازی تمدن ‌ها و حکومت های الهی و جانشینی و حاکم شدن اهل ایمان و عمل صالح بر مردم هم وعده امداد داده است. این مبحث را می توان از آیه 55 سوره نور استفاده کرد که می‌فرماید: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ»؛ خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، وعده می‌ دهد که قطعاً آنان را در زمین جانشین (حاکم) خواهد کرد.این آیه نشان می‌دهد که شرط استخلاف (حکمرانی پس از بحران)، ایمان همراه با عمل صالح است. بنابراین حکمران باید زمینه را برای «عمل صالحِ جمعی» فراهم کند تا امداد الهی در بازسازی تمدنی هم جاری شود.بخش سوم: کاربست عملی؛ هفت اصل برای کنشگران پساجنگبرای کسانی که در میدان بازسازی پس از بحران یا جنگ حضور دارند، هفت اصل عملی از آموزه‌های دینی قابل اشاره است:1. اصل «لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَهَا» (بقره، ۲۸۶)در بازسازی، توقعات نامتناسب با توان مردم ایجاد نکنید. برنامه‌ های واقع‌بینانه طراحی شود.2. اصل «وَ تَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوَى» (مائده، ۲)بازسازی باید مبتنی بر همکاری جمعی باشد، نه تحمیل از بالا. ستادهای مردمی بازسازی تشکیل شود.
3. اصل «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» (رعد، ۱۱)پیش از بازسازی فیزیکی، باید نگرش و انگیزه مردم تغییر کند. توانمندسازی روانی و معنوی، مقدم بر بازسازی کالبدی است.4. اصل «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» (انفال، ۶۰)بازسازی، آمادگی برای دفاع از دستاوردها را نیز شامل می ‌شود. بازسازی صرفاً جبران گذشته نیست، بلکه ساختن آینده‌ی مقاوم است.5. اصل نبوی: «مَنْ كَانَ مَعَهُ فَضْلُ ظَهْرٍ فَلْيَعُدْ بِهِ عَلَى مَنْ لَا ظَهْرَ لَهُ» (صحیح مسلم) الزکاه، باب فضل الصدقهدر بازسازی، عدالت در توزیع امکانات، روحیه جمعی را تقویت می ‌کند.6. اصل «وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ» (آل‌عمران، ۱۰۴)گروهی از شما مردم به سوی خیر (اتحاد، اتفاق، الفت، برادری، مواسات و درستی) دعوت نمایند، و به کار شایسته و پسندیده وادارند، و از کار ناپسند و زشت بازدارند. دیدگاه «مواسات»، «انذار» و «تبشیر» جز راهبردها و راهکارهای قرآن است. پس بازسازیِ کارآمد، نیازمند رهبران میانی و گروه‌های مرجع است. بنابراین لازم است کادرسازی محلی جدی گرفته شود.7. اصل علوی: «شرایط پیشوای شایسته» (نهج‌البلاغه، بخش سوم خطبه ۱۳۱)امام علی عليه السلام در آخرين بخش اين خطبه به بيان ويژگيهاى حاکمان عدل، و واليان حق، پرداخته وشش صفت مهم را براى آنها بيان مى کند و به اين ترتيب بحثى را که درباره حکومت الهى در اين خطبه آغاز فرموده است پايان مى دهد. قصد پردازش و تبیین ویژگی ها را نداریم که متن و مجالی اختصاصی می طلبد؛ اما در همین حد اشاره کنیم که کنشگری پساجنگ، ماهیتش حمایت از مظلوم است. جهت‌گیری بازسازی باید حفظ کرامت آسیب‌ دیدگان در ابعاد مختلف باشد.
بخش چهارم: جمع‌بندی نهایی و نتیجه ‌گیری راهبردیالف) نگاه مبنایی: ارتباط میان حکمرانی، الهیات کاربردی و کنشگری پساجنگ، یک رابطه «تکوینی» است؛ نه الحاقی. یعنی جامعه ‌ای که در بحران، ایمان خود را با عمل صالح همراه کند، مستحق استخلاف و امداد الهی می‌ شود.ب) نگاه راهبردی: حکمران پس از بحران، سه وظیفه موازی دارد:1. مدیریت منابع برای بازسازی کالبدی2. ایجاد زمینه برای ایمان فعال و عمل صالح جمعی3. توزیع عادلانه امدادها به گونه ‌ای که روحیه «مواسات»، «انذار و تبشیر»، «کرامت» و «استجابت» تقویت شودج) نگاه کاربردی برای کنشگران: هر کنشگر در میدان بازسازی باید هفت اصل یادشده را سرلوحه کار خود قرار دهد. مهم‌تر از همه، آنکه بازسازی را صرفاً یک پروژه مهندسی نبیند، بلکه آن را فرصتی برای تجدید حیات ایمانی جامعه تلقی کند.نکته نهایی: این یادداشت، بر خلاف برخی دیدگاه‌ ها که «امداد» را جایگزین «عمل» یا «حکمرانی» را جدا از «معنویت» می‌ دانند، تأکید می ‌کند که بازسازی حقیقی در گرو سه‌گانه «حکمرانی عادلانه + الهیات عملیاتی + کنشگری متعهد» است. هیچ یک بدون دیگری به سرانجام نمی ‌رسد، و این تجمیع همواره با امداد الهی همراه خواهد بود؛ چنانکه خداوند وعده داده است: إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ(محمد، ۷)؛ اگر خدا را یاری کنید، شما را یاری می‌کند و گام‌هایتان را استوار می‌دارد.این متن با نگاه تحلیلی و ترکیبی تلاش کرد هر سه ساحت «حکمرانی»، «الهیات» و «کنشگری» را در یک مدل واحد به هم پیوند دهد و از این طریق، به سوال اولیه پاسخ دهد.
13:05 - 26 خرداد 1405

19٫1k بازدید