بازار، کالابرگ یک میلیون تومانی را بلعید؟!نکته نگرانکنندهتر اینجاست که ادامه این روند،سیاستهای حمایتی را از ابزار کمک به مردم،به عامل تشدید بیاعتمادی تبدیل میکند.وقتی مردم بارها تجربه میکنند که ارزش یارانهها و حمایتها ظرف چند هفته آب میرود،دیگر نهتنها امیدی به بهبود ندارند،بلکه هر وعده تازه را مقدمه موج جدید گرانی میبینند. این خطر کمی نیست.بیاعتمادی اقتصادی،فقط یک مسئله معیشتی نیست؛ آرامآرام به یک بحران اجتماعی تبدیل میشود؛بحرانی که نتیجه آن کاهش مشارکت،افزایش نارضایتی و فاصله گرفتن جامعه از روایتهای رسمی خواهد بود.دولت اگر واقعاً بهدنبال حمایت از اقشار ضعیف است،باید پیش از هر چیز تورم را مهار کند؛زیرا در اقتصاد تورمی،هر نوع حمایت نقدی یا کالایی خیلی زود بیاثر میشود.تجربه سالهای گذشته بارها این واقعیت را ثابت کرده که بدون ثبات اقتصادی،هیچ بسته حمایتی ماندگار نیست.مردم امروز بیش از یارانه،به امنیت اقتصادی نیاز دارند؛ امنیتیکه به آنها اطمینان دهد قیمت امروز،فردا چند برابر نخواهد شد و درآمدشان هر ماه بیارزشتر نمیشود.کالابرگ یکمیلیونتومانی میتوانست فرصتی برای ترمیم بخشی از اعتماد عمومی باشد،اما شتاب دوباره گرانیها، این فرصت را به تهدید تبدیل کرد.حالا پرسش افکار عمومی فقط این نیست که چرا قیمتها بالا رفت؛پرسش مهمتر این است که چرا سیاستهای حمایتی همیشه آنقدر دیر و آنقدر کماثر اجرا میشود که مردم پیش از رسیدن حمایت،اثر گرانی را حس میکنند؟تا زمانی که پاسخی واقعی برای این پرسش وجود نداشته باشد،هر وعده جدیدی هم در نهایت به همان سرنوشت دچار خواهد شد؛آب رفتن زیر آفتاب تورم. فرهاد خادمی
10:53 - 29 اردیبهشت 1405