ماجرای آقازاده‌ای که دل از رهبر شهید برد

همه چیز برای آقازادگی ناصرالدین مهیا بود؛ از پدری استاد در دانشگاه امام صادق(ع) تا آینده‌ای روشن در علوم سیاسی. اما باغانی راه دیگری را برگزید و محبوب رهبر شهید انقلاب شد.
به گزارش خبرگزاری فارس، همه چیز برای آقازادگی ناصرالدین میسر بود. هم پدرش از اساتید دانشگاه امام صادق(ع) و دوست شهید بهشتی بود، هم خودش نخبه‌ای بود که توانست در همان دانشگاه به تحصیل در علوم سیاسی بپردازد. اما باغانی راه دیگری را برگزید؛ این بخشی از زندگی شهیدی است که دل از رهبر شهید انقلاب ربود.محمدتقی عزیزیان؛ نویسنده لرستانی کتابی با عنوان «ناصرالدین» از زندگی‌نامه این شهید سبزواری منتشر کرده که به همین بهانه مروری داریم بر بخشی از زندگی این شهید که دل رهبر شهید انقلاب را نیز برده است.
٨٦٦ KB
فرزند خانه‌ای که سیاست و دیانت در آن جاری بودناصرالدین در سال ۱۳۴۶ در خانواده‌ای متولد شد که فضای آن، با دین، مبارزه و مسئولیت اجتماعی گره خورده بود. پدرش حجت‌الاسلام والمسلمین علی‌اصغر باغانی از چهره‌های فعال و شناخته‌شده سال‌های مبارزه بود؛ روحانی‌ای که در کنار فعالیت‌های علمی، با بزرگان انقلاب از جمله شهید آیت‌الله بهشتی ارتباط نزدیک داشت و در حادثه انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی نیز مجروح و جانباز شد.در چنین خانه‌ای، فرزندان تنها با نصیحت بزرگ نمی‌شدند؛ آنان الگوی زیسته می‌دیدند. مفاهیمی چون ایمان، تعهد، دفاع از حق و حساسیت نسبت به سرنوشت جامعه، موضوع درس و سخنرانی نبود، بخشی از زندگی روزمره خانواده به شمار می‌رفت.طبیعی بود که ناصرالدین نیز از همان نوجوانی با مسائل سیاسی و اجتماعی آشنا شود. اما آنچه او را متمایز می‌کرد، تنها تربیت خانوادگی نبود. او ذهنی جست‌وجوگر و روحی بی‌قرار داشت؛ روحیه‌ای که به کمترین‌ها قانع نمی‌شد.نخبگی‌ای که می‌توانست آینده‌ای متفاوت بسازدورود به دانشگاه امام صادق(ع) برای هر دانشجویی نشانه استعداد، تلاش و توان علمی است. ناصرالدین نیز توانست در این محیط علمی ممتاز، در رشته علوم سیاسی ادامه تحصیل دهد. بسیاری از هم‌نسلانش اگر در چنین جایگاهی قرار می‌گرفتند، طبیعی بود که همه تمرکز خود را بر آینده شغلی، موقعیت اجتماعی و موفقیت‌های بعدی بگذارند.
او هم می‌توانست چنین کند؛ می‌توانست درس بخواند، مدارج علمی را طی کند، مسئولیتی بگیرد و در ساختار رسمی کشور به چهره‌ای اثرگذار تبدیل شود. نه کسی او را سرزنش می‌کرد و نه کسی انتظار دیگری داشت. جوانی اهل درس که از خانواده‌ای انقلابی آمده و مسیر علمی را دنبال می‌کند، در نگاه همه موفق محسوب می‌شود.اما مسئله ناصرالدین چیز دیگری بود. او در درون خود پرسشی بزرگ‌تر داشت: وقتی کشور درگیر جنگ است، سهم من چیست؟جوانی که تفریحش هم رنگ دیگری داشتآنان که او را می‌شناختند، از سبک زندگی متفاوتش روایت‌های فراوانی نقل کرده‌اند. ناصرالدین اهل روزمرگی نبود. جمعه‌ها که بسیاری به استراحت یا تفریح می‌پرداختند، او همراه دوستانش راهی نمازجمعه می‌شد. پس از پایان نماز نیز در حوالی خیابان انقلاب، پارچه‌ای بر زمین پهن می‌کرد و کتاب‌های مذهبی‌ای را که تهیه کرده بود، عرضه می‌کرد.این کار، صرفاً فروش کتاب نبود. برای او نوعی فعالیت فرهنگی و ادای تکلیف به شمار می‌رفت. دلش می‌خواست سهمی در رساندن پیام دین و اندیشه اسلامی به دیگران داشته باشد. در روزگاری که جنگ در جبهه‌ها جریان داشت، او فهمیده بود نبرد دیگری نیز در عرصه فکر و فرهنگ در جریان است.همین نگاه، نشان می‌دهد که ناصرالدین پیش از آنکه به میدان جنگ برود، روحیه مجاهدت را در زندگی روزمره خود تمرین کرده بود
اشک‌هایی که پدر را متوجه تفاوت پسر کردگاهی یک صحنه کوتاه، شخصیت انسان را بهتر از صدها توصیف نشان می‌دهد. از پدر شهید نقل شده است که روزی هنگام تدریس معارف و شرح دعای عرفه، چشمش به ناصرالدین افتاد که بی‌اختیار اشک می‌ریزد.برای پدری که سال‌ها با جوانان و دانشجویان سر و کار داشته، این صحنه ساده نبود. او می‌دانست اشک بر معارف الهی، نشانه قلبی است که زودتر از سن و سالش بیدار شده است. ناصرالدین هنوز در آغاز جوانی بود، اما دلش راه‌هایی را طی کرده بود که برخی در سال‌های طولانی عمر هم به آن نمی‌رسند.اشک‌های او از جنس احساسات گذرا نبود؛ نشانه پیوندی عمیق با خداوند و حقیقتی بود که در جانش ریشه دوانده بود.وقتی امتیازها دیگر جذاب نیستنددر زندگی بسیاری از انسان‌ها، موقعیت‌های خوب به مقصد تبدیل می‌شوند؛ خانواده معتبر، تحصیل در دانشگاه ممتاز، احترام اجتماعی و آینده روشن. اما برای ناصرالدین، این‌ها صرفاً امکانات بودند، نه آرمان.او به دنیا نگاه کرده بود و فهمیده بود که هیچ‌کدام از این داشته‌ها، تشنگی درون انسان را سیراب نمی‌کند. شاید به همین دلیل است که کلماتش در وصیت‌نامه، این‌چنین صادقانه و زنده به دل می‌نشیند؛ کلماتی که از تجربه عبور سخن می‌گویند، نه از شعار.شهید باغانی می‌نویسد: به دنیا عشق ورزیدم، به مال و منال دنیا عشق ورزیدم، به مدرسه عشق ورزیدم، به دانشگاه عشق ورزیدم، اما همه این‌ها پس از مدتی کوتاه جای خود را به عشق حقیقی و اصیل داد؛ یعنی عشق به تو.در این چند سطر، می‌توان مسیر یک تحول روحی را دید؛ جوانی که از علاقه‌های طبیعی زندگی عبور کرده، نه با انکار دنیا، بلکه با کشف حقیقتی برتر.
١٢ MB
شلمچه؛ پایان یک مسیر، آغاز یک روایتناصرالدین باغانی سرانجام در اسفند ۱۳۶۵ و در عملیات کربلای ۵ در منطقه شلمچه به شهادت رسید. سنش هنوز به بیست سال نرسیده بود. عمری کوتاه داشت، اما برخی عمرها را نباید با تقویم سنجید.کربلای ۵ از سخت‌ترین و سرنوشت‌سازترین عملیات‌های دفاع مقدس بود؛ میدانی آکنده از آتش، ایثار و امتحان. در همان میدان، جوانی که می‌توانست پشت میزهای دانشگاه بماند، جان خود را در راه آرمانی بزرگ تقدیم کرد. شهادت او پایان حضور جسمانی‌اش بود، اما آغاز تأثیرگذاری معنوی‌اش از همان لحظه شروع شد.وصیت‌نامه‌ای که سال‌ها بعد هم زنده ماندبسیاری از شهدا یادگاری‌هایی از خود به جا گذاشته‌اند؛ عکس، نامه، خاطره یا دست‌نوشته. اما برخی نوشته‌ها از مرز زمان عبور می‌کنند و به متنی الهام‌بخش برای نسل‌های بعد بدل می‌شوند.وصیت‌نامه شهید ناصرالدین باغانی از همین دست است. رهبر معظم انقلاب در مقاطع مختلف از این وصیت‌نامه یاد کرده‌اند، به مطالعه آن توصیه فرموده‌اند و از تأثیر عمیقش سخن گفته‌اند. اینکه رهبر انقلاب در میان انبوه آثار و یادگارهای شهدا، بر نوشته یک جوان ۱۹ ساله چنین تأکیدی داشته باشند، نشان‌دهنده عمق نگاه و صداقت کم‌نظیر اوست.#رهبر_شهید #شهید_باغانی
10:56 - 31 فروردین 1405

8 إعادة النشر13 التفاعل
367٫3k من المشاهدات


5 الإجابة

‌طاهره دعاوی‌ صورة الملف الشخصي
@Tahere_doavi31 فروردین 1405
تعليقًا على
آقازاده یعنی دلبری کردن از اربابت ...https://farsnews.ir/Tahere_doavi/1775929063723445624
‌طاهره دعاوی‌ صورة الملف الشخصي
طاهره دعاوی

@Tahere_doavi  •  22 فروردین 1405

عدم تمدید مهلت دو هفته ای در مذاکرات

يطلب

عدم تمدید مهلت دو هفته‌ای در مذاکرات

با توجه به پیام اخیر امام سید مجتبی خامنه ای که فرمودند: «مسلّماً فریادهای شما در میادین، در نتیجه‌ مذاکرات مؤثر است.» ما ملت ایران درخواست عدم تمدید مهلت دوهفته ایی مذاکرات را داریم، زیرا همان گونه که در جنگ دوازده روزه، دشمن از پنجره زمانی جهت تجدید قوا، برنامه ریزی ترور رهبر و فرماندهان استفاده کرد و بعد اعتراف کرد،مذاکره یک فریب بود، این بار هم احتمال می رود دشمن با خرید زمان به بهانه های مختلف ،اهداف زیر را دنبال کند: ۱- مذاکره بصورت تک بندی و احاله پذیرش نتایج به کنگره آمریکا ۲-فراخ کردن میدان مذاکره و تمرکز زدایی از خواسته های ایران ۳-روایت سازی از جنگ به نفع خود با استفاده از امپراطوری رسانه ای و آماده سازی افکار جهانی برای خروج کم هزینه از جنگ در صورت عدم دستیابی به اهداف ۴-تغییر ساختار تیم مذاکره کننده ایرانی با انجام ترورهای هدفمند لذا درخواست عدم تمدید مهلت دوهفته ایی مذاکرات را در هر صورت داریم و بصورت جدی خواستاریم که تیم دیپلماسی هرگونه بهانه برای تمدید مهلت دو هفته‌ای را حتی از کشور میزبان نپذیردو راه تنفس مصنوعی به دشمن را ببندند. "مطالبه مردم" در خیابان با پشتوانه اراده ملی ،پشتیبان تیم مذاکره کننده است.

وزارت امور خارجه

100
1000

@user170910002714846715631 فروردین 1405
تعليقًا على
در انتها کاش وصیتنامه شهید پیوست می شد.ممنون موفق باشید

‌کورش عروج‌ صورة الملف الشخصي
@Koorosh_Orooj31 فروردین 1405
تعليقًا على
رضوان الله تعالی علیهرحمت و خشنودی خداوند رحمان و کریم بر ایشان بادرضوان الله تعالی عليهم جميعاًرحمت و خشنودی خداوند رحمان و کریم بر همه شهدای عزیزمان باداللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْشهادت اجر خوبان جهان استخدایا اجر این خوبان بیفزاشهادت با شریفان خورده پی…أظهر المزيد