نجات زندگی از پشت خط تلفن؛ روایت نفس‌گیر یک ماموریت

در لحظاتی که نفس‌های یک بیمار به شماره افتاده بود، اریس کارشناس فوریت‌های پزشکی گرگان، از پشت خط تلفن با راهنمایی‌های به‌موقع به خروج لقمه از گلوی بیمار و بازگشت تنفس او کمک کرد؛ تلاشی که به نجات یک زندگی انجامید.
خبرگزاری فارس استان گلستان_ صدای مضطرب مردی از پشت خط به گوش می‌رسد؛ صدایی که نگرانی در آن موج می‌زند. همسرش هنگام غذاخوردن دچار مشکل شده و لقمه در گلویش گیرکرده است. بیمار هنوز هوشیار است، اما به‌سختی نفس می‌کشد و رنگ صورتش به کبودی می‌زند.آن‌سوی خط، کارشناس اورژانس تلاش می‌کند آرامش خود را حفظ کند. هر ثانیه اهمیت دارد. آمبولانس در راه است، اما تا رسیدن نیروهای امدادی، باید کاری کرد.کارشناس اورژانس یکی‌یکی سؤالات را می‌پرسد؛ آیا بیمار هوشیار است؟ نفس می‌کشد؟ رنگ صورتش چگونه است؟سؤال‌ها یکی پس از دیگری مطرح می‌شود و هم‌زمان، همراه بیمار اقدامات را طی راهنمایی‌های کارشناس از پشت تلفن انجام می‌دهد و پس از طی شرایط بحرانی و استرس زا، بیمار نجات پیدا می‌کند و لقمه از گلویش خارج شده و تنفسش به حالت عادی برمی‌گردد.وقتی آمبولانس به محل می‌رسد، وضعیت بیمار پایدار است و لبخند رضایت بر چهره نیروهای اورژانس می‌نشیند.این خاطره فرزانه اریس، کارشناس فوریت‌های پزشکی گرگان است که ماه پیش تجربه کرده و هنوز هم شیرینی آن را موقع تعریف‌کردن، احساس می‌کند.اریس که هشت سال است در این مرکز فعالیت می‌کند و دارای مدرک کارشناسی در رشته پرستاری است به خبرنگار فارس در گرگان می‌گوید: این تماس برای من تنها یک تماس تلفنی ساده نیست؛ پشت این صدا، انسانی قرار دارد که در شرایطی حساس، چشم امیدش به آن‌سوی خط است و با مرگ و زندگی دست و پنجه نرم می کند.
جایی که چند دقیقه سرنوشت‌ساز می‌شودوی با بیان این که کارکنان اورژانس در طول خدمت خود بارها با موقعیت‌های مشابه مواجه می‌شوند، ابراز می کند: این موقعیت‌ها نیازمند تصمیم‌گیری سریع و دقیق است؛ از حوادث رانندگی و سوانح گرفته تا حملات قلبی، مشکلات تنفسی و دیگر شرایطی که جان بیمار را تهدید می‌کند. وی ادامه می دهد: پشت هر مأموریت اورژانسی، داستانی از تلاش برای بازگرداندن یک انسان به زندگی وجود دارد و وقتی بیمار از خطر می‌کند؛ خستگی تمام ساعت‌های کاری از جسم و جانمان بیرون می‌آید.شغلی که سختی‌هایش پشت صدای آرام پنهان می‌مانداین کارشناس اورژانس بیان می‌کند که علاقه به کمک به مردم و نجات جان انسان‌ها، دلیل اصلی انتخابش در این حرفه بوده است.وی عنوان می‌کند: پشت آرامش و خونسردی نیروهای اورژانس، روزهایی سخت و پرتنش قرار دارد؛ روزهایی که آنها باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن تصمیم بگیرند و درعین‌حال، اضطراب و نگرانی بیماران و خانواده‌هایشان را نیز مدیریت کنند.این نیروی اورژانس می‌گوید: کار در اورژانس در کنار شیرینی‌هایش، سختی‌های زیادی هم دارد. یکی از دشوارترین بخش‌های کار ما، مواجهه با مردم در شرایط بحرانی و پراسترس است. ما در طول روز فشار کاری زیادی را تحمل می‌کنیم و گاهی صدای فریاد و گریه همراهان بیماران و مصدومان تا ساعت‌ها در ذهنمان می‌ماند.اریس توضیح می‌دهد: وقتی یک مصدوم، به‌خصوص در تصادفات رانندگی یا حوادث مشابه، با التماس از ما درخواست کمک می‌کند، بخشی از آن صحنه‌ها و صداها در ذهن و وجود ما باقی می‌ماند و ما هم تحت‌تأثیر قرار می‌گیریم.
اعتماد؛ اولین قدم برای نجاتفعالیت در اورژانس تنها به مهارت‌های پزشکی محدود نمی‌شود؛ گاهی نحوه برخورد با همراهان بیمار و جلب همکاری آنها نیز بخشی از فرایند نجات است.اریس با اشاره به این موضوع ابراز می کند: ما هم انسان هستیم و طبیعی است که این شرایط روی روح و روانمان تأثیر بگذارد، اما تلاش می‌کنیم استرس خود را مدیریت کنیم و همیشه آمادگی لازم برای کمک به مردم را داشته باشیم. از خدا می‌خواهیم در این مسیر به ما صبر و آرامش بدهد تا بتوانیم در سخت‌ترین لحظات بهترین تصمیم را بگیریم.او از تجربه‌های دشوار دیگری هم می‌گوید: گاهی برخی تماس‌ها با فحاشی و ناسزا آغاز می‌شود یا همراهان بیمار به دلیل اضطراب و نگرانی همکاری لازم را با ما ندارند. می‌خواهم از مردم‌خواهش کنم به نیروهای اورژانس اعتماد کنند. ما نیروهای آموزش‌دیده‌ای هستیم که تحصیلات دانشگاهی و تخصص لازم را داریم و می‌دانیم در شرایط بحرانی چه اقداماتی باید انجام دهیم.اریس تأکید می‌کند که همکاری خانواده بیمار در همان دقایق ابتدایی می‌تواند نقش مهمی در نجات جان او داشته باشد: از مردم می‌خواهم هنگام تماس با اورژانس، ضمن حفظ آرامش، به توصیه‌های کارشناسان و نیروهای اورژانس اعتماد کنند و اجازه دهند ما وظیفه خود را برای نجات جان بیمار به بهترین شکل انجام دهیم.برای بسیاری شاید این فقط یک مأموریت اورژانسی باشد، اما برای خانواده آن بیمار، همان چند دقیقه به معنای بازگشت یک عزیز به زندگی است؛ و برای نیروهای اورژانس، همین لحظه‌هاست که معنای واقعی این شغل را به یادشان می‌آورد.
به گزارش خبرگزاری فارس، ۲۶ شهریورماه در تقویم کشور به‌عنوان روز اورژانس و فوریت‌های پزشکی نام‌گذاری شده است؛ روزی برای قدردانی از انسان‌هایی که در سخت‌ترین و حساس‌ترین لحظات، برای نجات جان دیگران وارد میدان می‌شوند.#اورژانس#فوریت‌های_پزشکی #گرگان#گلستاناخبارگلستان را زودتر از همه بخوانید ‎@Golestan
10:45 - 26 شهریور 1405
سلامت
خدمات پزشکی
گلستان

3 بازنشر5 واکنش
22٫8k بازدید




1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌گنجشک درنده‌
@Gonjeshk_darandeh26 شهریور 1405
در پاسخ به @Parisa_masoudiو@Alishariatzadeh
تصویر نمایه‌ی ‌علی شریعت زاده‌
علی شریعت زاده

@Alishariatzadeh  •  23 شهریور 1405

قوه قضائیه حواشی ونیز را بی‌پاسخ نگذارد
مطالبه

قوه قضائیه حواشی ونیز را بی‌پاسخ نگذارد

انتشار تصویر لاله مرزبان بر فراز کوهی از کوله‌پشتی‌های صورتی در جشنواره ونیز ۲۰۲۶، خشم و انزجار عمومی را برانگیخته است. این کوله‌پشتی‌ها یادآور پیکرهای پاک ۱۶۸ دانش‌آموز شهید میناب است که در حمله موشکی ارتش آمریکا به مدرسه «شجره طیبه» به شهادت رسیدند. اما آنچه این تصویر را به یک سند محکومیت تبدیل می‌کند، سکوت و بی‌اعتنایی این بازیگر به خون کودکان مظلوم این سرزمین در ازای دریافت جایزه‌ای از دشمنان ایران است. اکنون پرسش اصلی این است: چرا تاکنون هیچ اقدام قاطع قضایی علیه این رفتار خیانت‌آمیز صورت نگرفته است؟ ضرورت برخورد قضایی بدون اغماض این افراد مطمئن هستند که از داخل ایران و مسئولین فعلی، کسی به آن‌ها خرده نمی‌گیرد و بازخواست نمی‌شوند. پس از اظهارات مرزبان، اگرچه انتقادات تندی از سوی چهره‌های رسانه‌ای و روزنامه هایی مطرح شد، اما نبود پیامدهای عملی و بازدارنده، این پیام خطرناک را به همراه دارد که می‌توان با خیال راحت به خون کودکان این سرزمین بی‌اعتنا بود و همچنان در سینمای ایران به فعالیت پرداخت. از سوی دیگر، شواهد نشان می‌دهد این اقدام یک عملیات سازمان‌یافته است. فیلم «مراقب» محصول مشترک ایران، آمریکا و آلمان است و محسن قرایی، کارگردان آن، پیش‌تر اعتراف کرده بود که فیلمنامه جعلی به مقامات ایران ارائه داده تا مجوز ساخت بگیرد. این یعنی فریبکاری از پیش طراحی‌شده با هدف تطمیع از خارج و فروش سابقه کاری به دشمن. حضور چهره‌هایی چون ریما رامین‌فر و فرهاد اصلانی در این پروژه، نشان می‌دهد که ما با یک جریان سازمان‌یافته و نه یک خطای فردی روبرو هستیم. خواسته‌های مشخص از دستگاه قضائیه با توجه به موارد فوق، ما امضاکنندگان این مطالبه، خواستار اقدام فوری و قاطع قوه قضائیه در قبال این خیانت هنری هستیم: ۱. برخورد قضایی با عوامل فیلم: برخورد قانونی و قاطع با لاله مرزبان، محسن قرایی و سایر عوامل فیلم «مراقب» به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و همکاری با رسانه‌های معاند. ۲. توقف فعالیت‌های اقتصادی و هنری: توقیف اموال و دارایی‌های این افراد در داخل کشور و ممانعت از هرگونه فعالیت هنری و اقتصادی آن‌ها در ایران. ۳. بررسی پرونده مجوز ساخت فیلم: بررسی دقیق چگونگی صدور مجوز ساخت فیلم «مراقب» با فیلمنامه جعلی و برخورد با مقصران این فریب بزرگ. ۴. ممانعت از بازگشت بدون محاکمه: جلوگیری از ورود این افراد به کشور مگر پس از محاکمه قانونی و پاسخگویی به افکار عمومی. سخن پایانی خون کودکان میناب، بهای دریافت جایزه از دشمنان این سرزمین نیست. کسانی که بر فراز کوله‌پشتی‌های کودکان مظلوم می‌ایستند و جایزه می‌گیرند، شایسته عنوان «هنرمند» نیستند. قوه قضائیه باید نشان دهد که هیچ‌کس فراتر از قانون نیست و خیانت به وطن و بی‌حرمتی به خون شهدا، بی‌پاسخ نخواهد ماند. ما از دستگاه قضائیه مطالبه می‌کنیم: هرچه سریع‌تر، قاطعانه و بدون ملاحظه، با خائنان به این سرزمین برخورد کنید.

ریاست محترم قوه قضائیه جهت استحضار و صدور اوامر مقتضی

1000
پیگیری از مسئول مربوطه
10٬000
پیگیری از عالی ترین مسئول