۱۰ عضو این خانواده قربانی موشک صهیونیستیـ آمریکایی شدند
همه هفته را زندگی میکردند تا برسد جمعه؛ جمعهای که خانه بابا غریب دوباره پر شود از گرمی صداها و نفسها. اما ناگهان… آسمان خانه بابابزرگ غریب تاریک شد. تاریکِ تاریک...
به گزارش خبرگزاری فارس از کرمانشاه، جمعه در خانه بابابزرگ غریب همیشه رنگ دیگری داشت؛ روزی که بوی صفا، صدای خنده بچهها و گرمای حضور خانواده، همه خانه را زنده میکرد. خانهای که برای سالها پاتوق امید، آرامش و مهر بود؛ جایی که هرکس از راه میرسید، انگار تکهای از دلش را به آن آستانه قدیمی میآورد.
روایت دردناک خانواده کهریزی
مریم، دختر مهربان خانواده، این جمعه هم مثل همیشه خانه پدری بود. پنج ماهه باردار، با دختری که نامش را «نورسا» گذاشته بودند؛ نوری کوچک که قرار بود چهار ماه دیگر چشم به جهان باز کند. دکتر به او استراحت داده بود و چه جایی بهتر از آغوش خانه بابابزرگ؟ خانهای که همه دردها را نرمتر میکرد.
عسل، هستی و نیهان—دخترداییها— همراه دایی مسعود و زندایی زهرا هم آنجا بودند. صدای خندهشان مثل باران میریخت روی حیاط. پانیا، دخترخاله شیرینزبان، هم به جمع شلوغ و شیرین بچهها اضافه شده بود. مادربزرگ خدیجه با همان لبخند همیشگی میگفت: «دردتان به جانم، مواظب باشید...» اما در دلش از این همه جنبوجوش، از این زندهبودن خانه، جان میگرفت.
همه هفته را زندگی میکردند تا برسد جمعه؛ جمعهای که خانه بابا غریب دوباره پر شود از گرمی صداها و نفسها.بعدازظهر جمعه ۷ فروردین ۱۴۰۵ هم همینطور شروع شد؛ آرام، سرشار، پر از صدا و زندگی.
زیر آوار خانه بابابزرگ «غریب» رؤیاهای چند نسل دفن شد
اما ناگهان…آسمان خانه بابابزرگ غریب تاریک شد. تاریکِ تاریک.لحظهای بعد، صدایی سهمگین— بوم. همه چیز، در چند ثانیه، فرو ریخت. خانهای که پناه دهها سال عشق و صفا بود، به تلی از ویرانی بدل شد. زندگی خاموش شد. ۱۰ نفر، ۱۰ شاخه از یک درخت، در یک لحظه پرپر شدند.
نامها حالا نه فقط نام، که هرکدام دنیایی هستند که خاموش شد:غریب کهریزی؛ پدر خانواده خدیجه امیریان؛ مادر خانواده مسعود کهریزی؛ فرزند زهرا رضایی؛ همسر مسعود پانیا امامی؛ نوه خانواده مریم کهریزی؛ دختر خانواده عسل کهریزی؛ نوه هستی کهریزی؛ نوه نیهان کهریزی؛ نوه و نورسا… کودکی که هنوز به دنیا نیامده بود و تنها پنج ماه از جانش گذشته بود.
خانهای که سالها با زندگی قد کشیده بود، یکباره با رفتن ۱۰ نفس عزیز تهی شد؛ اما چیزی در آن میان فرو نریخت: استواری و صبوری این خانواده.
تنها نابودی اسرائیل دل خانواده شهیدان کهریزی را آرام میکند
۲ خواهر باقیمانده خانواده، با صدایی آرام اما استوار، از روزهایی میگویند که نبودن عزیزان، هر لحظهشان را سنگینتر میکند؛ اما همان عشق، همان ریشههای عمیق خانوادگی، آنها را سرپا نگه میدارد.
دختر شهید غریب خواهر شهید مسعود کهریزی میگوید: تنها پیروزی ایران اسلامی و نابودی اسرائیل دل خانواده شهدا و ما را آرام میکند. ما تا آخر پای ایران، رهبر انقلاب و آرمانهای شهدا خواهیم ایستاد.او از داغی میگوید که هیچ انسانی طاقت تحملش را ندارد؛ از غمی که هر صبح با آن بیدار میشوند و هر شب با آن میخوابند. این یادگار خانواده کهریزی و مادر شهیده پانیا امامینیا اضافه میکند: تحمل ۱۰ داغ سنگین حتی در باورمان هم نمیگنجید، اما چنین قوتی تنها از جوشش خون پاک و دعای شهدا میآید.
دختر دیگر شهید غریب نیز بیان میکند: دشمن هرگز فکر نکند که ما سست و پشیمان میشویم و از راه شهدا برمیگردیم.وی از همه ملت ایران خواست که همین طور قوی بمانند و تا آخر پای آرمانهای شهدا ایستادگی کنند؛ در این راه نقش مادران و خواهران و قوت قلب دادن آنان بسیار مهم است.
همه شهدای ما فدای رهبر عزیزمان شدهاند
برادر شهیده زهرا رضایی عروس خانواده کهریزی نیز در میان خاکستر این غم، میگوید: «همه شهدای ما فدای رهبر عزیزمان شدهاند و اگر ایشان دستور دهند، سایر اعضای باقیمانده خانواده هم جان خود را در راه انقلاب فدا میکنیم. حرف نمیزنیم، بلکه در عمل نشان و خون میدهیم.وی افزود: امثال نتانیاهو و ترامپ پلید کسی نیستند که برای ملت بزرگ ایران تعیین تکلیف کنند.
شهادت ۱۰ عضو خانواده کهریزی، بالاترین سند در اثبات جنایت جنگی دشمن است
وقتی استاندار کرمانشاه برای دیدار خانواده رفت، واژهای برای این مصیبت نداشت؛ تنها از «عظمت صبر» گفت، از اینکه تحمل چنین فاجعهای فقط از دلهایی برمیآید که هزاران بار در آتش زندگی آزموده شدهاند.او خانه فروریخته کهریزیها را نه فقط یک ویرانی، که نمادی از رنج انسانی دانست و گفت: شهادت ۱۰ عضو خانواده کهریزی، بالاترین سند در اثبات جنایت جنگی دشمن است. رنجی که هر قلبی را در هر کجای دنیا بلرزاند. از کودکی که هنوز به دنیا نیامده بود، از مادری که آرزوی بغلکردنش را با خود به خاک برد، از عکسهای خانوادگی که حالا ماندگاریشان تلختر شده است.
دیدار با خانواده شهدای کهریزی مسئولیت ما را سنگینتر کرد
استاندار گفت: دیدار با این خانواده، بهجای اینکه دل را آرام کند، سنگینیِ مسئولیتی عمیقتر را بر دوش آدم میگذارد: مسئولیت ایستادن کنار مردم. مسئولیت التیام زخمهایی که التیامپذیر نیستند، اما بیاعتنایی به آنها، زخم را عمیقتر میکند.
امروز، کرمانشاه با همه قلبش، در سوگ این خانواده ایستاده است؛ خانوادهای که نامشان حالا با یک عدد گره خورده: «۱۰»ده نفری که در یک چشمبههمزدن، چراغ خانهای را که سالها روشن مانده بود، خاموش کردند.و حالا، از آن خانه قدیمی، تنها صدای باد میان دیوارهای فروریختهاش میگذرد؛ اما زیر همین خاک، خواهرانی ایستادهاند که داغ ۱۰ شهید را همزمان بر دل دارند و جلوهای کمنظیر از صبر، صلابت و ایستادگی را به تصویر کشیدهاند.
09:52 - 16 فروردین 1405