ساندیس‌خور باشم، اما بی‌غیرت و وطن‌فروش نه

موتورش را استارت زد و دوبار با همان لحن لوطی گری گفت: «رفیقای قدیمم بهم می‌گن ساندیس‌خور! ولی برام مهم نیست، اصلا آدم ساندیس خور باشه، ولی بی غیرت و وطن فروش نباشه.»
خبرگزاری فارس، رشت، ام سلمه فرد: آرام و بی‌خیال می‌راند. با یک دست فرمان موتور را گرفته بود و با دست دیگر، با مهارتی خاص، خاکستر سیگارش را تکان می‌داد. دود سیگار میان هیاهوی خیابان گم می‌شد، اما چیزی که پشت موتورش چسبانده بود، چشم را میخکوب می‌کرد: عکسِ رهبر شهید و جمله؛ «برای ایران»بی اراده در دلم برایش دعا کردم؛ «خدا به رزقت، برکت بدهد جوان.»
یک لحظه که موتور نزدیک‌تر شد، چشمم به دستش افتاد. سرتاسر پوستش پر بود از نقش‌های درهم‌تنیده‌ی خالکوبی. حتی روی گردن و لاله گوشش هم کلی نقش و نگار زده بود. تضاد عجیبی بود؛ آن ظاهرِ به اصطلاح «لاتی» و آن عکسِ روی باکس موتور. شیشه ماشین را پایین کشیدم. با بوق و اشاره متوقفش کردم. پیاده شدم و با یک سلام و علیک گرم، سوالم را پرسیدم: «داداش، جسارتاً چی شد که این عکس رو چسبوندین پشت موتور تون؟»
لبخندی زد که ردی از دندان‌های کامپوزیت شده‌اش را نمایان کرد. با لحنی که بوی لوطی‌گری می‌داد گفت: «خب این طبیعیه که آدم روی کشورش غیرت داشته باشه خواهر، منم به رهبر شهیدم ارادت دارم.» مکثی کرد و انگار که بخواهد سفره دلش را باز کند، ادامه داد: «راستش... من یک ساله که کلاً عوض شدم، یعنی توبه کردم. با خیلی از رفیقای قدیمم کات کردم و رفتم عضو بسیج شدم. می‌خوام یه جوری اون خطاهای گذشته رو جبران کنم. خدا توبه کننده‌ها رو دوست داره، مگه نه؟»

بهم میگن ساندیس خور!

سرم را به نشانه تأیید تکان دادم، بعد پرسیدم: «کسی بهتون تیکه نمی‌ندازه؟»خندید؛ از آن خنده‌هایی که یعنی عادت کرده‌ام. «اوه! تا دلتون بخواد. رفیقای قدیمم بهم می‌گن ساندیس‌خور! گاهی تو خیابون داد میزنن: «ساندیسی!» ولی برام مهم نیست، مهم اینه که خودم می‌دونم الان تو کدوم مسیرم، اصلا آدم ساندیس خور باشه، ولی بی غیرت و وطن فروش نباشه، هرچند واسه اونا هم دعا می‌کنم که یه روزی بیدار بشن، آدم تا نیاد تو این مسیر، خیلی چیزا رو نمی‌فهمه.»پرسیدم: «مثلاً چه چیزایی رو متوجه نمیشه؟»سیگارش را پرت کرد یک گوشه خیابان و بعد میان جیب‌هایش دنبال چیزی گشت. کارت بسیجش را با یک جور افتخارِ بچگانه نشانم داد. «عضو فعالم! با بچه های گردان حوزه سه می‌پرم. تو اون شلوغی‌های ۱۸ و ۱۹ دی، منم وسط میدون بودم، کف خیابون جلوی اغتشاشگرا وایسادم
با تعجب نگاهش کردم و گفتم: «واقعاً؟»دوباره همان لبخندِ عمیق روی صورتش نشست: «آره... چیه؟به قیافه‌م نمی‌خوره؟ میگم که می‌خوام گذشته رو جبران کنم. حتی آمارم رو به عنوان "بسیجی سرکوبگر" به اینور و اونور و شبکه اینترآشغال، هم داده بودن!»صفحه گوشی‌اش را باز کرد تا سند حرف‌هایش را نشانم بدهد، مدام گوشی‌اش آلارم می‌آمد؛ باری برای جابه‌جایی داشت و وقتش تنگ بود. پرسیدم: «حرفی مونده که بخواین بگین؟»‌کمی جدی شد. یک آهِ کوتاه کشید و گفت: «ببین خواهر من، راستشو بخوای الان دیگه حق و باطل از هم جدا شدن، همه چیز عین روز روشنه، اگه کسی هنوز فکر می‌کنه که آمریکا و اسرائیل قراره بیاد نجاتمون بده، یا خودش رو زده به خواب یا واقعاً نفهمه. چون هیچ کس از اون سرِ دنیا محض رضای خدا نمیاد دستِ ما رو بگیره، مخصوصا اون عوامل جزیره آدم خوارها، ما با این رگ و ریشه ای که داریم و اون چیزی که تاریخ از مقاومت و جوون مردی گذشتگان مون میگه، پس باید تو این شرایط سخت، پشت همدیگه باشیم و خودمون باید هوای خودمون رو داشته باشیم.»

ما اینجا رگ و ریشه داریم

گوشی اش را در جیبش گذاشت و با لحنی بسیار جدی، ادامه داد: «بنظر من، هر کی نون حلال خورده باشه و پای سفره پدر و مادرش بزرگ شده باشه، الان می‌فهمه که با هر قیافه و تیپی، باید پای وطنش بمونه. چون وطن ناموسِ آدمه. اگه کم و کاستی هست، دلیل نمی‌شه غیرت نداشته باشیم و جلوی زورگوهای دنیا سینه سپر نکنیم، ما تا جون داریم، پای این خاک می‌مونیم، چون اینجا رگ و ریشه داریم.»
موتورش را استارت زد و دوبار با همان لحن لوطی گری گفت: «خلاصه که ما تا آخر این خط هستیم، تا آخرین قطره‌ی خون، پای این خاک و این پرچم می‌مونیم، حتی اگر تمام دنیا مقابل‌مون وایسه، با اجازه آبجی، یا حق.»‌گازش را گرفت و آنقدر رفت تا در خیابان ناپدید شد.‌به راستی که این معجزه‌ی نانِ حلال پدر و شیرِ پاک مادر بود که از میان آن همه نقش و نگارِ دنیایی، راهی به سوی حق و حقیقت را برای این جوان گشود و وجدانش را بیدار کرد که حالا از او یک مدافع غیور و نگاهبانِ بیدارِ این مرز و بوم ساخت.
22:36 - 2 اردیبهشت 1405
جامعه
حماسه و مقاومت
روایت روز




29 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌سربازان گمنام امام زمان 《عج》‌
@aboofl_yoosfl3 اردیبهشت 1405
در پاسخ به
بسم الله رحمن رحیم‌وطن بسوزد،من در جوش،خوروش نباشم.خداکندکه بمیرم؛ وطن فروش نباشم🇮🇷

تصویر نمایه‌ی ‌مستند در برابر تاریکی‌
@AgainstDarkness3 اردیبهشت 1405
.ir

لجوج‌درمانیِ پرستویی!

دلنوشته برای پرویز پرستویی: عمو پرویز، نوشتی «میدونی داری با حمله به هتاکان ملت، فحش و ناسزا می‌خری و البته حرجی نیست». بعد از کمی مزاح با این تکه از فیلم رضا مارمولک که اتفاقا برخلاف برخی کوته‌بینان، مورد پسند شهیدرهبر بود، خدمتت عرض می‌کنیم که: قسم به لحظه‌ عیادتِ پیامبر مهربانی‌ها(ص) از آن ابَ…
نمایش بیشتر
۴ MB

تصویر نمایه‌ی ‌ایرانی آفلاین‌
@EuropeinIran3 اردیبهشت 1405
کسانی که ساندیس خور نیستند ولی دوست دارند کشورشون از نظر اقتصادی و آزادی های اجتماعی و سیاسی در منطقه حرفی داشته باشه کجا هستندشما در این گزارش مردم رو دو دسته تقسیم کردید ساندیس خور و اغتشاشگر

تصویر نمایه‌ی ‌حسین کاظمی‌
@Kazemi14043 اردیبهشت 1405
چرا اتفاقا اکثرا در جریان خائن غربگدا بودنیه نگاه به وطن فروشان فراری کن

@user1776746306783 اردیبهشت 1405
در پاسخ به
با اینترنت رانتی، محتوای ضد وحدت و تفرقه ساز ننویسید. هم حق الناس است و هم خیانت در امانت.ما مردم راضی نیستیم.

@user1776012211173 اردیبهشت 1405
در پاسخ به
خسته نمیشید از این همه برچسب زدن هاوقتی فقط خودت رو حق ببینی خب مشخصه طرف مقابلت رو هم دشمن ببینی حالا فرقی نمی کنه از کدوم دسته باشی

تصویر نمایه‌ی ‌ali‌
@user17090999836037962193 اردیبهشت 1405
در پاسخ به
هر کی یجوره و همه برابریم میبینم یه عده بی حجابند میخوان بیان پرچم تکون بدن باید حس کنند اینجا جاشون هست قضاوت نمیشن من امشب خیلی بیشتر از همیشه از اینجور دخترها دیدم که حتی روی گونه پرچم ایران درست کرده بودند

تصویر نمایه‌ی ‌محمد علی‌
@IIIIRRRAAN3 اردیبهشت 1405
غلط اضافه میکننادم ساندیس بخوره بهتر از اینه که مثل پهلوی چیای پ و ف یوز ، *** بخورهوالا داخل تجمعات ‌پهلوی ، داشتن اب میوه پاکتی میدادن ، باید وحشیگری این جماعت رو نگاه میکردید ، از روی هم رد میشدن عقب نمونن..یه سری انگل توو پوست خر رفتن خارج ، ژست روشنفکری گرفتن..تف به شرف همشون

تصویر نمایه‌ی ‌تراب 🇮🇷‌
@torab3 اردیبهشت 1405
در پاسخ به
دمش گرم ‌!

تصویر نمایه‌ی ‌آران رمضانی‌
@Aranramazani13 اردیبهشت 1405
در پاسخ به
تصویر نمایه‌ی ‌آران رمضانی‌
آران رمضانینشان رسمی فارس

@Aranramazani1  •  2 اردیبهشت 1405

میدان‌داری مرزداران پاوه در شب نبرد اراده‌ها

پنجاه و دومین شب از تجمعات مردمی پاوه، جلوه‌ای از پایداری کسانی بود که مرزبانانِ همیشگی شرف و غیرتند. امشب مردم دیار پاوه با حضوری آگاهانه در میدان، خط بطلانی بر خیالات باطل دشمنان کشیدند و نشان دادند که در مسیر دفاع از ولایت و امنیت، خستگی برای این مردم معنایی ندارد.
۱۱ MB

نمایش گزارش


تصویر نمایه‌ی ‌پیر آسیای مرکزی‌
@pirca3 اردیبهشت 1405
اسکرین شات از صفحه اینستاگرام توی چَت که یا برای یکی فرستاده یا یکی براش فرستاده رو نشون داده بعد یکسری احتمالا نابینا اومدن میگن چرا اینترنت داره ، جالبتر اینکه دو رقمی هم توسط عده ای .... لایک خورده کامنتشون 🤣

تصویر نمایه‌ی ‌یا مهدی (عج)‌
@user1775464438753 اردیبهشت 1405
در پاسخ به
مرحبا، مهم اینست که خدا میبیند، حرف مردم را نباید ملاک اعمال قرار داد👏👏

تصویر نمایه‌ی ‌پیروز‌
@PiroozTheGreat3 اردیبهشت 1405
در پاسخ به
اسنپی تراز

تصویر نمایه‌ی ‌عاشق ایران وطن پرست‌
@hamid_13573 اردیبهشت 1405
در پاسخ به
بله ساندیس کشور خودت بخوری هزاران بار شرف داره تا اینکه جیره خور و وطن فروش باشی

تصویر نمایه‌ی ‌شقایق اشک‌
@Shaghayegh1ashk3 اردیبهشت 1405
در پاسخ به
مثل همیشه عالی بود عزیزم. همه قشر مردم، در کنار هم در خیابان هستند. همینقدر یک‌دل همینقدر ساده.

تصویر نمایه‌ی ‌شقایق اشک‌
@Shaghayegh1ashk3 اردیبهشت 1405
در پاسخ به
چرا اینقدر بی‌مهر شدیم؟یک لحظه ساکت باشید برید روایت‌ها و مصاحبه‌های نگارنده رو بخونید. این همه مصاحبه میدانی با پیرمرد، با دوره‌گرد، با مهاجر، با مسافر، تو آفتاب و بارون با دهان روزه براتون نوشته؛ جای یه خسته نباشید و خدا قوّت این حرف‌ها رو میزنید؟!یک کم صبوری کنین اینترنتتون وصل میشه. بس کنید.

تصویر نمایه‌ی ‌رودسر‌
@Roodsar3 اردیبهشت 1405
در پاسخ به
تصویر نمایه‌ی ‌رودسر‌
رودسر

@Roodsar  •  3 اردیبهشت 1405

فیلم|| تریبون هرچی میخوای بگو!؟

تریبون آزاد رودسریها با عنوان "هر چی میخوای بگو" برگزار شد.ابتکار جالب مرضیه عسگری خبرنگار گیلانی را در رودسر با پربایی تریبون رسانه می‌بینید.
۲۰ MB

نمایش گزارش