پیر و کودکان
گاهی بهترین درسها را نه از معلمان، که از مهربانی و زیرکی کودکان میآموزیم. وقتی قرار است چیزی را به کسی یاد بدهیم، راههای زیادی هست، اما بعضی روشها دلها را نرمتر میکنند. مثل وقتی که دو کودک با بازی و محبت، حقیقتی را نشان دادند، بدون اینکه دل کسی را برنجانند.
پیرمردی مشغول وضو بود، اما طرز صحیح وضو گرفتن را نمیدانست. امام حسن و امام حسین که در آن هنگام طفل بودند، وضو گرفتن پیرمرد را دیدند.جای تردید نبود، تعلیم مسائل و ارشاد جاهل واجب است، باید وضوی صحیح را به پیرمرد یاد داد، اما اگر مستقیماً به او گفته شود وضوی تو صحیح نیست، گذشته از اینکه موجب رنجش خاطر او میشود، برای همیشه خاطرهی تلخی از او خواهد داشت.
بهعلاوه از کجا که او این تذکر را برای خود تحقیر تلقی نکند و یکباره روی دندهی لجبازی نیفتد و هیچ وقت زیر بار نرود.این دو طفل اندیشیدند تا به طور غیر مستقیم او را متذکر کنند. در ابتدا با یکدیگر به مباحثه پرداختند و پیرمرد میشنید.یکی گفت: «وضوی من از وضوی تو کاملتر است.»دیگری گفت: «وضوی من از وضوی تو کاملتر است.»بعد توافق کردند که در حضور پیرمرد هر دو نفر وضو بگیرند و پیرمرد حکمیت کند.
طبق قرار عمل کردند و هر دو نفر وضوی صحیح و کاملی جلو چشم پیرمرد گرفتند. پیرمرد تازه متوجه شد که وضوی صحیح چگونه است، و به فراست مقصود اصلی دو طفل را دریافت و سخت تحت تأثیر محبت بیشائبه و هوش و فطانت آنها قرار گرفت.گفت: «وضوی شما صحیح و کامل است. من پیرمرد نادان هنوز وضو ساختن را نمیدانم. به حکم محبتی که بر امت جد خود دارید مرا متنبه ساختید. متشکرم».#امام_حسین #امام_حسن #وضو #ایران #فارس_نوجوان 17:22 - 16 بهمن 1403