شهید نوجوان؛ رضا پناهی
مادر روزی به حرم امام رضا(ع) رفت و از ایشان فرزندی خواست، تا در راه حق شهید شود؛ کمی بعد متوجه شد که باردار است. او که فرزندش را از امامرضا(ع) گرفته بود، نام «رضا» را بر او نهاد.
زندگینامه
رضا پناهی سال ۱۳۴۹ در خانوادهای مذهبی در کرج بهدنیا آمد. روح بلند و حقیقتطلب رضا، او را راهی جبههها کرد و توانست با اصرار، رضایت پدر و مادر خود را کسب کند.رضا، نوجوانی بااراده، آگاه و آرمانگرا بود که آگاهانه راهش را انتخاب کرد. حس کمالگرایی در نوجوانان آنها را از درون به حرکت وامیدارد تا خود را به افرادی که مظهر کمال هستند، نزدیک کنند و به طور طبیعی این نزدیکی در شکلگیری شخصیت و هویت آنان موثر خواهد بود.
هدف از رفتن به جبهه
رضا وصیتنامهی خود را روی یک نوارکاست ضبط میکند و از مادر میخواهد که آن را بهصورت یک امانت نزد خود نگهدارد، تا روزی که توفیق شهادت پیدا کرد آن را گوش کند. او در وصیتنامه خود، هدفش را از رفتن به جبهه، اینگونه بیان میکند؛ اولاً به ندای«هل من ناصر ینصرنی» لبیک گفته باشم و امام عزیز و اسلام را یاری کنم و آن وظیفهای را که امام عزیزمان بارها در پیامها تکرار کرده، که هر کس که قدرت دارد واجب است که به جبهه برود، و من میروم که تا به پیام امام لبیک گفته باشم. آرزوی من پیروزی اسلام و ترویج آن در تمام جهان است و امیدوارم که روزی به یاری رزمندگان، تمام ملتهای زیر سلطه آزاد شوند و صدام بداند که اگر هزاران هزار کشور به او کمک کنند او نمیتواند در مقابل نیروی اسلام مقاومت کند. من به جبهه میروم و امید آن دارم که پدر و مادرم ناراحت نباشند، حتی اگر شهید شدم، چون من هدف خود را و راه خود را تعیین کردهام و امیدوارم که پیروز هم بشوم.پدر و مادر مهربان من! از زحمات چندین ساله شما متشکرم.من عاشق خدا و امام زمان گشتهام و این عشق هرگز با هیچ مانعی از قلب من بیرون نمیرود، تا اینکه به معشوق خود یعنی «الله» برسم؛ و به حق که ما میرویم که این حسین زمان و خمینی بتشکن را یاری کنیم و به حق که خداوند به کسانی که در راه او پیکار میکنند، پاداش عظیم میبخشد. من برای خدا از مادیات گذشتم و به معنویات فکر کردم، از مال و اموال و پدر و مادر و برادر و خواهر چشم پوشیدم، فقط برای هدفم یعنی الله.
جسم کوچک رضا تحمل روح بلند و عرفانی او را نداشت؛ و سرانجام در سن ۱۲ سالگی در سال ۱۳۶۵ به شهادت رسید. پیکر او در آستان مقدس بیبی سکینه(س) کرج آرام گرفت.
خاطرات مادرِ رضا پناهی از فرزندش در قالب کتاب «عارف ۱۲ ساله»، به قلم سیدحسین موسوی گردآوری شده و نشر شهید کاظمی آن را به چاپ رسانده است. این کتاب روایتی از مادرانههای نوجوان شهید رضا پناهی است. او در این کتاب از تولد پسرش، حال و هوای او در دوران کودکی، خلقیات و علایق فرزندش روایت میکند. خواندن کتاب «عارف ۱۲ ساله» به ما کمک میکند روحیات شهید رضاپناهی را بهتر بشناسیم.
11:27 - 31 تیر 1403