آمریکا ستیزی یا ایران ستیزی؟
این جماعت سالهاست با تکرار یک عبارت کلیشهای، افکار عمومی را به یک روایت ناقص عادت دادهاند: ایران آمریکاستیز است. اما هرگز توضیح ندادهاند که این دشمنیِ ادعایی در خلأ شکل نگرفته است.
هیچگاه نگفتهاند که در سوی دیگر این معادله نیز دولتی قرار دارد که دههها با تحریم، فشار، تهدید و اقدامات خصمانه علیه ایران عمل کرده است. چرا از «آمریکاستیزی» بسیار گفتهاند، اما از «ایرانستیزی آمریکا» حتی یکبار هم سخنی به میان نیاوردهاند؟ این عبارت آنقدر تکرار شده که گویی به یک حقیقت بدیهی تبدیل شده است. اما پرسش اینجاست که چرا کمتر کسی از سوی دیگر ماجرا سخن میگوید؟ چرا کمتر شنیدهایم که آمریکا ایرانستیز است؟
اگر قرار باشد روابط دو کشور را منصفانه بررسی کنیم، نمیتوان تنها به واکنشهای ایران پرداخت و دههها فشار، تحریم، تهدید، مداخله و سیاستهای خصمانه آمریکا علیه ایران را نادیده گرفت. از کودتای ۲۸ مرداد گرفته تا حمایت از عراق در دوران جنگ تحمیلی، از تحریمهای گسترده اقتصادی تا تلاش برای محدود کردن نفوذ و توانمندیهای ایران، همه نشان میدهد که خصومت در این رابطه یکطرفه نبوده است. بسیاری از تحلیلگران نیز به وجود بیاعتمادی و نگاه خصمانه متقابل میان دو کشور اشاره کردهاند.
نکته قابل تأمل این است که برخی رسانهها و جریانهای سیاسی، همواره رفتار ایران را با برچسب آمریکاستیزی توصیف میکنند، اما حاضر نیستند سیاستهای خصمانه واشنگتن را ایرانستیزی بنامند. گویی یک طرف حق دارد فشار بیاورد، تحریم کند و تهدید کند، اما طرف دیگر حتی حق ندارد به این رفتارها اعتراض کند.واقعیت این است که برای فهم درست هر منازعهای باید هر دو سوی آن را دید. همانطور که نمیتوان همه مشکلات را صرفاً به دشمنی آمریکا نسبت داد، نمیتوان وانمود کرد که آمریکا در قبال ایران صرفاً یک بازیگر بیطرف بوده است. وقتی از آمریکاستیزی سخن میگوییم، باید این پرسش را نیز مطرح کنیم که چه عواملی این نگاه را شکل دادهاند و نقش سیاستهای آمریکا در ایجاد و تداوم این تقابل چه بوده است.
20:42 - 16 مرداد 1405