وقتی آتشبس به سلاح تبدیل میشود
در ظاهر، آنچه درلبنان رخ داد «آتشبس» نام گرفت، اما در واقع، آنچه شکل گرفت یک توقف تاکتیکی بود که دشمن صهیونیستی بهدقت آن را طراحی کرد تا جبهه مقاومت را از اوج تحرک میدانی به وضعیت انتظار و انفعال بکشاند.
بنیامین نتانیاهو بهخوبی فهمیده بود که در میدان، در حال از دست دادن ابتکار است، بنابراین بهجای ادامه یک مسیر پرهزینه، با پذیرش یک آتشبسِ صوری، معادله را تغییر داد. این همان نقطهای است که «فریب» آغاز شد.
آتشبس، در تعریف کلاسیک خود باید همزمان سه مؤلفه را تأمین کند:۱- توقف کامل درگیری۲- عقبنشینی نیروهای متجاوز۳- بازگشت شرایط انسانی به وضعیت قابل تحمل.در حالی که اکنون بخش قابل توجهی از مردم جنوب لبنان آوارهاند، نه توقفی واقعی در حملات شکل گرفت، نه عقبنشینی معناداری رخ داد، و نه مردم لبنان از فشار خارج شدند.
بیش از شصت روز است که بخش قابل توجهی از جنوب لبنان در معرض تخریب تدریجی قرار دارند، و دشمن عملاً در حال تثبیت موقعیت خود در برخی نقاط است. این وضعیت، نامش آتشبس نیست؛«مدیریت جنگ با سرعت پایین» است.مسأله اصلی اما فراتر از میدان لبنان است. آنچه در حال تضعیف شدن است، معادلهای است که پس از جنگ چهل روزه بهسختی شکل گرفت: وحدة الساحات.این معادله، بزرگترین دستاورد راهبردی جبهه مقاومت بود، اینکه جنگ دیگر در یک جغرافیای محدود تعریف نشود، بلکه هر تجاوزی، پاسخ چندجبههای داشته باشد.اما پذیرش یک آتشبس ناقص در لبنان، بدون پیوند خوردن آن به سایر جبههها، دقیقاً در راستای هدفی بود که دشمن دنبال میکرد: شکستن همین وحدت.
خطای راهبردی در اینجا رخ داد، چراکه ما باید از ابتدا، آتشبس را بهعنوان یک «بسته کامل» مطالبه میکردیم:آتشبس + عقبنشینی + رفع محاصره.اما امروز، در شرایطی هستیم که نه آتشبس واقعی داریم، نه عقبنشینی، و نه رفع فشار از مردم که در چنین وضعیتی، ادامه حالت تعلیق، تنها به نفع دشمن است. هر روزی که بدون تغییر معادله میگذرد، یعنی فرسایش دستاوردهای میدانی و روانی مقاومت.بنابراین، لحظه کنونی، لحظه «بازپسگیری ابتکار» است، نه ادامه انتظار و راهحل روشنی برای این مسئله وجود دارد:باید همان چیزی را که در میدان بهدست آمد، با میدان تثبیت کرد.اگر آتشبس واقعی وجود ندارد، باید آن را تحمیل کرد و اگر محاصره ادامه دارد، باید شکسته شود و اگر دشمن از عقب نشینی طفره می رود، باید وادار به عقبنشینی شود.
دشمن با فريب از فشار میدان های تهران و مطالبه صحیح یاری مقاومت اسلامی در لبنان توسط مردم ایران گریخت.جبهه مقاومت نیز در یک مقطع چهلروزه، توانست دستاوردی کمنظیر خلق کند،اما تاریخ نشان داده است که دستاوردها، اگر تثبیت نشوند، بهسرعت تبدیل به فرصتهای از دسترفته میشوند.امروز، مسئله لبنان، فقط لبنان نیست؛مسئله این است که آیا معادله جدید منطقه حفظ میشود یا بهتدریج فرسوده و بیاثر خواهد شد؟پاسخ این سؤال، نه در مذاکرات، بلکه در «مبادرت» تعیین میشود و اگر این مبادرت بهموقع شکل نگیرد، آنچه با هزینه سنگین بهدست آمده، در سایه یک آتشبسِ بیمعنا، از دست خواهد رفت.
پینوشت: تصویر مربوط به دقایقی قبل و بمباران فرشی دشمن در هشت نقطه منطقه نبطیه است
11:21 - 12 اردیبهشت 1405