سکوت تا بیست و سومین روز جنگ
چهرههایی که همیشه از وطن، عشق و ایران میگفتید: آیا دل شما به طفل ۲۰ روزه، برای بچههای میناب، برای افتخار قهرمانان ناوشکن دنا، برای دانشآموزان شهید شده در سراسر کشور، به کادر درمان، به نیروی امداد نجات، به مادران جگر سوخته و خانواده های داغدار و... نسوخت؟
حتی یک پیام ساده، یک جمله امید، میتوانست معنایی بزرگ داشته باشد. اما سکوت تا بیست و سومین روز جنگ حتی از بیخبری هم سنگینتر است.
البته برخی بزرگان هنر و تئاتر و سینما، پیامهایی از همدلی و حمایت فرستادند، اما آنهایی که نامشان «سلبریتی» است، انگار ترجیح دادند سکوتی شیک داشته باشند؛ سکوتی آراسته با فیلترها و محدودیتهای برند شخصیشان.
شاید این روزها، ایران بیش از هر وقت دیگر، نیاز دارد تا مفهوم «چهره» را بازتعریف کند. البته نه چهرهای با رعایت برند و قرارداد، بلکه چهرهای با قلب و تعهد.
حتی جالب است که نخستوزیر اسپانیا و ایتالیا شهادت کودکان دانشآموز مینابی را محکوم میکند اما دریغ از برخی چهرهها یا همان به اصطلاح سلبریتیها.
در جهانی که سرعت خبر بیشتر از عمق انسانیت شده، شاید باید یادمان بیاید چهره بودن یعنی مأموریت داشتن، مأموریت برای امید، برای اتحاد، برای دفاع از مام میهن.
در واقع هرکس سهمی دارد: از تولیدکننده دستاوردهای دفاعی کشور تا شاعر و سرودههایش، از مستندساز تا بازیگر، از ورزشکار تا مربیان و ملی پوشان، از رئیس جمهور تا شهروند مینابی، اما آنکه سهم خود را فراموش کند، چهره نیست، سایهای است از گذشته.
البته که ملت ایران در بیش از ۳ هفته با حضور پرشورشان در میادین و خیابانها، دشمنان را ناامید و میدان را پُر از اتحاد و همدلی و انسجام کردهاند و نیازی به چهره های معلوم الحال ندارند.« اگر تا به امروز سکوت کرده اید، از این پس هم ساکت بمانید »
00:47 - 3 فروردین 1405