حقایقی از جنگ الکترونیک که نمیدانستید
امروزه جنگ الکترونیک محور اصلی نبردهای شبکهمحور مدرن محسوب میشود.
گروه علم و پیشرفت خبرگزاری فارس_ در سدههای گذشته، سرنوشت جنگها را بلندی تپهها، استحکام قلعهها و برندگی شمشیرها تعیین میکرد. اما در عصر مدرن، میدان نبرد تغییر ماهیت داده است. امروزه، فضایی نامرئی گرداگرد ما را فراگرفته که اگرچه با چشم دیده نمیشود، اما تسلط بر آن، تضمینکننده پیروزی یا شکست ارتشهای بزرگ است.این فضا، طیف الکترومغناطیسی نام دارد و نبردی که برای تصاحب آن در جریان است، جنگ الکترونیک یا به اختصار EW نامیده میشود.در ادامه، ابعاد مختلف این میدان نبرد نامرئی را بررسی میکنیم؛ جایی که سربازانش امواج رادیویی و سلاحهایش الگوریتمهای ریاضی هستند:
مفهوم بنیادین؛ جنگ بر سر صدا و دید
برای درک جنگ الکترونیک، باید تصور کنیم که تمام ادوات نظامی مدرن (جنگندهها، کشتیها، تانکها و حتی سربازان) در تاریکی مطلق میجنگند. تنها راه آنها برای دیدن دشمن (رادار) و تنها راه حرف زدن با یکدیگر (مخابرات)، ارسال و دریافت امواج نامرئی است.جنگ الکترونیک به زبان ساده یعنی: کاری کنیم که دشمن کور و کر شود، در حالی که ما بینا و شنوا باقی بمانیم.در ساز و کار نظامی تخصصی، این هدف را تسلط بر طیف الکترومغناطیسی مینامند. این نبرد سه رکن اساسی دارد که مانند پایههای یک صندلی، تعادل میدان جنگ را حفظ میکنند: حمله، حفاظت و پشتیبانی.
رکن اول؛ حمله الکترونیک (EA) شمشیر نامرئی
بخش تهاجمی جنگ الکترونیک که در گذشته اقدامات متقابل (ECM) نامیده میشد، وظیفه دارد به گیرندهها و سنسورهای دشمن حمله کند. این با انرژی انجام میشود. مهندسان این حوزه، این بخش را به چند روش هوشمندانه اجرا میکنند:
۱. ایجاد نویز یا Noise Jamming
سادهترین روش حمله، جمینگ یا ایجاد اختلال است. تصور کنید دو نفر در حال صحبت آرام با یکدیگر هستند و نفر سوم ناگهان با بلندگو شروع به فریاد زدن میکند. طبیعتاً آن دو نفر دیگر صدای هم را نمیشنوند. در اصطلاح تخصصی، جمر با ارسال انرژی بسیار زیاد به سمت رادار دشمن، گیرنده او را اشباع میکند. معادلهای کلیدی در اینجا وجود دارد به نام «نسبت جمینگ به سیگنال» (J/S)؛ به این معنا که صدای فریاد جمر باید بلندتر از صدای بازتابیِ خودِ هدف باشد تا رادار دشمن گیج شود.
۲. فریبکاری یا Deception Jamming
روش پیشرفتهتر، مشابه تقلید صدا در همان مثال قبل است. در تکنولوژیهای مدرن مانند حافظه فرکانس رادیویی دیجیتال (DRFM)، سیستم جنگ الکترونیک، سیگنال رادار دشمن را میگیرد، آن را در حافظه ذخیره میکند، کمی تغییر میدهد و دوباره به سمت دشمن میفرستد.نتیجه چیست؟اپراتور رادار دشمن روی صفحه نمایش خود هواپیمایی را میبیند که وجود خارجی ندارد، یا هواپیمایی را میبیند که صدها کیلومتر دورتر یا با سرعتی متفاوت از واقعیت در حرکت است. این تکنیک باعث میشود موشکهای دشمن به فضای خالی شلیک شوند.
۳. سلاحهای ضدرادار و انرژی هدایتشده
گاهی اوقات، حمله الکترونیک فیزیکی میشود. موشکهای ضد رادار Anti-Radiation Missiles مانند سگهای شکاری هستند که بوی شکار (موج رادار دشمن) را دنبال میکنند تا به منبع آن (آنتن رادار) برخورد و آن را منهدم کنند. همچنین، استفاده از لیزرهای پرقدرت برای کور کردن دوربینها یا سوزاندن بردهای الکترونیکی پهپادها، مرزهای جدید این حوزه است.
رکن دوم؛ حفاظت الکترونیک (EP)؛ سپر دفاعی
هر کنشی، واکنشی دارد. وقتی دشمن سعی در اخلال دارد، نیروهای خودی باید از تجهیزاتشان محافظت کنند. این بخش که قبلا اقدامات ضد-متقابل (ECCM) نامیده میشد، هنر پنهان ماندن و مقاوم بودن است.
اگر دشمن فرکانس رادیویی ما را پیدا کند، میتواند روی آن پارازیت بفرستد. راه حل چیست؟ تغییر مداوم فرکانس. سیستمهای مخابراتی مدرن در هر ثانیه هزاران بار فرکانس خود را عوض میکنند.این تغییرات بر اساس یک الگوی ریاضی پیچیده انجام میشود که فقط فرستنده و گیرنده خودی از آن خبر دارند. تا دشمن بخواهد فرکانس جدید را پیدا کند، ما دوباره جای خود را عوض کردهایم.
شاید بپرسید چرا هواپیماهای رادارگریز شکلی عجیب و زاویهدار دارند؟ هدف، کاهش سطح مقطع راداری است. وقتی بدنه هواپیما امواج را بازتاب نمیدهد، رادار دشمن سیگنال ضعیفی دریافت میکند. وقتی سیگنال هدف ضعیف باشد، سیستمهای جنگ الکترونیک خودی با توان کمتری میتوانند رادار دشمن را مختل کنند. در واقع، پنهانکاری فیزیکی، کار را برای جنگ الکترونیک راحتتر میکند.
رکن سوم؛ پشتیبانی الکترونیک (ES)؛ چشمهای بیدار
پیش از حمله یا دفاع، باید «شناخت». این رکن وظیفه جاسوسی و شنود سیگنالها را بر عهده دارد. سیستمهای پشتیبانی الکترونیک (ESM)، دائماً محیط را اسکن میکنند تا هرگونه سیگنال مشکوک را کشف کنند.
هر راداری در دنیا، اثر انگشت خاص خود را دارد که از طریق عرض پالس، فرکانس و نوع مدولاسیون آن شناخته میشود. سیستمهای ES با دریافت سیگنال دشمن، سریعاً آن را با بانک اطلاعاتی خود مقایسه میکنند و به فرمانده میگویند: این سیگنال مربوط به یک سامانه موشکی S-300 است یا این یک رادار هواشناسی معمولی است.این اطلاعات حیاتی است. خلبان جنگنده با کمک گیرندههای هشدار راداری (RWR) میفهمد که رادار دشمن روی او قفل کرده است یا فقط در حال جستجوست؛ و این تفاوتِ بین مرگ و زندگی است. همچنین با تکنیکهای مثلثبندی و محاسبه زمان رسیدن سیگنال، میتوانند مکان دقیق فرستنده دشمن را روی نقشه پیدا کنند.
آینده نبرد؛ همگرایی سایبر و هوش مصنوعی
جنگ الکترونیک دیگر محدود به رادیوهای قدیمی نیست. ما وارد عصر جدیدی شدهایم:1. ورود به دنیای سایبر (CEMA): امروزه مرز بین جنگ الکترونیک و هک کردن از بین رفته است. متخصصان میتوانند از طریق سیگنالهای بیسیم، کدهای مخرب و ویروسها را به شبکه دفاع هوایی ایزوله دشمن تزریق کنند.2. جنگ الکترونیک شناختی : این ترسناکترین بخش ماجراست. سیستمهای سنتی برای مقابله با رادارها نیاز به برنامهریزی قبلی داشتند. اما با ورود هوش مصنوعی، سیستمهای جدید میتوانند با رادارهای کاملاً ناشناخته که تا به حال ندیدهاند روبرو شوند، در کسری از ثانیه ساختار آنها را یاد بگیرند و همان لحظه، یک روش اختلال جدید برای مقابله با آن اختراع کنند.
جنگ الکترونیک، نبردی است که در سکوت برگزار میشود اما صدای انفجارهای ناشی از شکست در آن، مهیبترین صداهاست.در میادین نبرد قرن بیست و یکم، پیش از آنکه تانکی حرکت کند یا جنگندهای بلند شود، نبرد در طیف الکترومغناطیسی آغاز شده است. هر طرفی که بتواند در این فضای نامرئی برتری یابد، یعنی توانسته چشمان دشمن را ببندد و گوشهایش را پر از هیاهو کند؛ و پیروزی بر دشمنی که نمیبیند و نمیشنود، قطعی است.#جنگ#میدان_نبرد#هوش_مصنوعی#AI#جنگ_الکترونیک#نبرد#رادار#مخابرات#فریبکاری#جاسوسی 02:37 - 30 تیر 1405