چرا مقاومت در برابر ماشین جنگی دشمن ضروری است؟
هرگاه جبهه باطل، اصل ایمان و عزت مؤمنان را هدف گرفت، عقبنشینی نه امنیت آفرید و نه آرامش؛ تنها دشمن را گستاختر کرد. بر همین اساس، رهبر معظم انقلاب در متن پیام تصریح کردند: «امروز که ملتهای جهان از ظلم و بیداد دولت آمریکا و صهیونیستهای جنایتکار و نابودکننده حرث و نسل به ستوه آمدهاند، راهی جز جهاد و مقاومت پیشِ رو نمانده است.»
خبرگزاری فارس: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ.»ای اهل ایمان! با دشمنانی که در برابر شما ایستادهاند پیکار کنید؛ به گونهای که استواری و صلابت شما را ببینند، و بدانید خداوند با پرهیزکاران است.رهبر معظم انقلاب، پیام خود در پاسخ به نامه بیعت دبیرکل و رزمندگان حزبالله لبنان را با همین آیه آغاز کردند. این انتخاب، صرفاً زینت کلام یا استشهاد به یک آیه نبود؛ بلکه کلید فهم پیام بود. قرآن، پیش از آنکه از پیروزی سخن بگوید، از ایستادگی سخن میگوید؛ پیش از آنکه نتیجه را وعده دهد، مسیر را نشان میدهد. گویی نخستین پرسش این نیست که «چه کسی پیروز میشود؟» بلکه این است که «چه کسی بر سر عهد خود میماند؟»از همین رو، قرآن در آیهای دیگر، میان اصل ایمان و دوام ایمان تفاوت میگذارد؛ نمیفرماید فرشتگان بر کسانی نازل میشوند که گفتند «پروردگار ما خداست»، بلکه میفرماید: «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا...»؛ یعنی آنچه وعده الهی را محقق میکند، صرف ایمان نیست؛ استقامت بر ایمان است. بسیاری آغاز میکنند، اما همه به پایان نمیرسند. بسیاری در روزهای آرام شعار میدهند، اما هنگام هزینه دادن، راه دیگری برمیگزینند. سنت الهی، بر «ماندن» بنا شده است، نه صرف «آمدن».
از همین منظر است که پیام رهبر انقلاب، تنها خطاب به حزبالله لبنان نیست؛ مخاطب آن، همه جبهه مقاومت است. امروز مسئله این نیست که آیا آمریکا و رژیم صهیونیستی دست از دشمنی برمیدارند یا نه؛ تجربه دهههای گذشته پاسخ این سؤال را داده است. مسئله اصلی آن است که جبهه ایمان، در برابر این دشمنی چه راهی را انتخاب میکند.پاسخ قرآن روشن است؛ همان راهی که همه پیامبران پیمودند. هرگاه جبهه باطل، اصل ایمان و عزت مؤمنان را هدف گرفت، عقبنشینی نه امنیت آفرید و نه آرامش؛ تنها دشمن را گستاختر کرد. به همین دلیل، قرآن فرمان میدهد دشمن باید در شما صلابت ببیند؛ زیرا تردید و سستی، پیش از آنکه روحیه مؤمنان را بشکند، دشمن را امیدوار میکند.بر همین اساس، رهبر معظم انقلاب در متن پیام تصریح کردند: «امروز که ملتهای جهان از ظلم و بیداد دولت آمریکا و صهیونیستهای جنایتکار و نابودکننده حرث و نسل به ستوه آمدهاند، راهی جز جهاد و مقاومت پیشِ رو نمانده است.»حکمت پیام علیالاصول رهبری معظم انقلاب با این پیام بیش از پیش روشن شد. آمریکا و رژیم منحوس عزم کردهاند که هر جریان ضد استکباری و آزادیخواهیِ موجود را نابود کنند؛ خصوصاً جریانهای شیعی که پشتوانهٔ تاریخی و مذهبی مستحکمی دارند. لذا بنا بر هر دستگاه محاسباتی، یک راه بیشتر باقی نمیماند و آن هم مقاومت در برابر زورگویی است.
سرّ اینکه امام شهیدمان در آخرین دیدار عمومیشان با استناد به فرمایش نورانی حضرت سیدالشهدا (ع) که فرمودند «مِثْلِي لَا يُبَايِعُ مِثْلَهُ»، بیان کردند که ملت ایران — که در رأس آن، وجود نازنین خودشان بودند — با سیاستمداران فاسد آمریکایی بیعت نمیکنند، همین مطلب بود که اساساً راه دیگری جز ایستادگی و مقاومت وجود نداشت.این جمله، یک توصیه تاکتیکی نیست که با تغییر شرایط سیاسی دگرگون شود؛ بیان یک سنت الهی است. همانگونه که قرآن وعده داده است اگر اهل ایمان بر طریق حق استقامت بورزند، خداوند درهای برکت و نصرت را به روی آنان میگشاید، در میدان مقاومت نیز پیروزی، محصول صرف حقانیت نیست؛ محصول حقانیتی است که بر آن ایستادگی شود.بنابراین، پرسش امروز این نیست که آیا مقاومت هزینه دارد یا نه؛ همه راههای بزرگ تاریخ، هزینه داشتهاند. پرسش واقعی این است که آیا راهی جز مقاومت، عزت ملتها را حفظ میکند؟ پیام رهبر انقلاب، با استناد به قرآن، پاسخ میدهد که در برابر جبههای که موجودیت ملتها را هدف گرفته است، راه سومی وجود ندارد؛ یا ایستادگی و حفظ عزت، یا عقبنشینی و از دست دادن همان سرمایهای که با سالها مجاهدت به دست آمده است.
اگر پیام رهبر انقلاب از «جهاد و مقاومت» سخن میگوید، مقصود صرفاً ورود به میدان نیست؛ ماندن در میدان است. تاریخ، آغازهای پرشور کم ندیده است؛ آنچه اندک است، ایستادن تا پایان راه است. از همین رو قرآن، اهل ایمان را با لحظه آغاز نمیشناسد؛ با لحظهای میشناسد که فشارها آغاز میشود و انسان باید میان حق و مصلحت، عزت و آسایش، استقامت و سازش یکی را انتخاب کند.حزبالله لبنان، بیش از چهار دهه است که در چنین آزمونی زندگی کرده است. از نخستین روزهای شکلگیری، همزمان با دشمن خارجی و فشارهای داخلی روبهرو بود. جنگ، تحریم، ترور فرماندهان، جنگ روانی، فشار سیاسی و مطالبه دائمی خلع سلاح، هر یک میتوانست جریانی را که بر مدار محاسبات مادی حرکت میکند، از ادامه راه منصرف کند. اما آنچه این جریان را حفظ کرد، صرف در اختیار داشتن سلاح یا نیروی نظامی نبود؛ حفظ روحیهای بود که حاضر نشد در برابر فشار، مسیر خود را تغییر دهد.قرآن، این صحنه را قرنها پیش در قالب یک قاعده بیان کرده است: «فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا.» اهل ایمان، با سختی از میدان خارج نمیشوند؛ سختی، حقیقت ایمانشان را آشکار میکند. تفاوت جبهه حق و باطل نیز همینجاست؛ دشمن، فشار را وسیله شکستن اراده میداند و خداوند، همان فشار را وسیله رشد اهل ایمان قرار میدهد.
به همین دلیل است که مسئله خلع سلاح حزبالله، صرفاً یک مطالبه امنیتی نیست؛ تلاشی برای خلع روح مقاومت است. دشمن میداند تا زمانی که این روحیه زنده باشد، ابزارهای قدرت نیز دوباره ساخته میشوند؛ اما اگر اراده یک ملت شکسته شود، انبارهای سلاح هم امنیت نمیآورند. از همین رو، همه فشارها در نهایت یک هدف را دنبال میکنند؛ تغییر محاسبه اهل ایمان.تجربه جمهوری اسلامی نیز همین حقیقت را نشان داده است. در روزهای آغازین دفاع مقدس، بسیاری از محاسبات نظامی میگفت ایران بیش از چند هفته توان ادامه جنگ را ندارد. برآوردها از کمبود تجهیزات، تحریمها و پشتیبانی همهجانبه قدرتهای جهانی از رژیم بعث، آیندهای جز شکست ترسیم نمیکرد. اما آنچه این محاسبات را برهم زد، ورود یک سلاح ناشناخته به میدان بود؛ سلاحی که در هیچ گزارش اطلاعاتی ثبت نمیشد و آن، استقامت مردمی بود که تصمیم گرفتند میدان را ترک نکنند.رهبر شهید انقلاب سالها بعد، با اشاره به همان روزها فرمودند که حفظ یک نعمت، بهمراتب دشوارتر از به دست آوردن آن است. آغاز حرکت، همیشه با شور همراه است؛ اما استمرار آن، مراقبت، صبر و استقامت میخواهد. انقلاب اسلامی، مقاومت لبنان و همه جبهه مقاومت نیز اکنون در همین مرحله قرار دارند. مسئله امروز، آغاز مقاومت نیست؛ حفظ آن است.
با همین استدلال سخن پایانی امام شهید انقلاب با استناد به کلام سیدالشهدا(ع) معنای عمیقتری پیدا میکند؛ «مِثْلِي لَا يُبَايِعُ مِثْلَهُ.» این جمله، اعلام یک موضع سیاسی مقطعی نبود؛ بیان یک قاعده دائمی بود. وقتی جبهه باطل، اصل عزت و استقلال را هدف قرار میدهد، سازش دیگر یک انتخاب متفاوت نیست؛ خروج از همان مسیری است که با خون شهیدان گشوده شده است.پس مسئله امروز جبهه مقاومت، فقط مقابله با دشمن بیرونی نیست. آزمون بزرگتر، حفظ همان ایمانی است که این مسیر را آغاز کرد؛ زیرا هرگاه ایمان بماند، مقاومت نیز میماند، و هرگاه استقامت حفظ شود، وعده الهی در پیروزی نیز تخلفناپذیر خواهد بود.
اما اگر استقامت، راز پیروزی است، خطر اصلی نیز درست از همینجا آغاز میشود. بسیاری گمان میکنند بزرگترین تهدید جبهه مقاومت، قدرت نظامی آمریکا یا رژیم صهیونیستی است؛ در حالی که قرآن، پیش از آنکه از دشمن بیرونی سخن بگوید، از لغزش درونی هشدار میدهد. شکست بسیاری از جبهههای حق، آن روزی آغاز شد که اراده ایستادگی در درون سست شد.رهبر شهید انقلاب بارها با استناد به آیه «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا» بر همین حقیقت تأکید کردهاند؛ گفتن «ربناالله» آغاز راه است، نه پایان آن. آنچه فرشتگان رحمت را نازل میکند و وعده الهی را محقق میسازد، ماندن بر این عهد است. حفظ نعمت، بهمراتب دشوارتر از به دست آوردن آن است. انقلابها، پیروزیهای بزرگ و دستاوردهای تاریخی، همه در معرض همین خطرند؛ خطر فرسایش اراده.
گاهی انسان آنقدر آرام از مسیر فاصله میگیرد که خود نیز متوجه نمیشود؛ تا روزی که میبیند همان شعارهایی را که زمانی برای آن هزینه داده بود، اکنون مانع پیشرفت خود میپندارد. ممکن است کسی روزی در صف مدافعان حق باشد، اما اگر مراقبت دائمی از ایمان و انگیزه خود نداشته باشد، همان دل که جایگاه ایمان بود، به تدریج اسیر جاذبههای دیگری میشود. انحراف، معمولاً یک تصمیم ناگهانی نیست؛ نتیجه غفلتهای کوچک و پیدرپی است.
از همین رو، قرآن تنها به پیامبر اکرم(ص) فرمان استقامت نمیدهد؛ میفرماید: «فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ.» یعنی مسئولیت، هم بر دوش رهبر است و هم بر دوش جامعهای که پشت سر او حرکت میکند. جامعه مؤمن، تنها با فرماندهانش شناخته نمیشود؛ با مردمی شناخته میشود که در روزهای سخت، میدان را خالی نمیکنند و اجازه نمیدهند دشمن، امید خود را بر سستی آنان بنا کند.امروز نیز پیام رهبر معظم انقلاب، بیش از آنکه توصیهای برای حزبالله لبنان باشد، خطاب به همه ملتهای جبهه مقاومت است. مقاومت، یک حادثه مقطعی نیست؛ یک مسیر تربیتی است که هر روز به مراقبت، محاسبه نفس و تجدید عهد نیاز دارد. اگر این سرمایه حفظ شود، هیچ محاسبه نظامی و هیچ فشار سیاسی قادر به شکست آن نخواهد بود؛ همانگونه که در دفاع مقدس، همه محاسبات دشمن با استقامت ملت ایران فرو ریخت و همانگونه که در لبنان، فلسطین و دیگر میدانهای مقاومت، هر بار دشمن پیروزی را قطعی پنداشت، ایستادگی مؤمنان معادله را تغییر داد.
بنابراین، مهمترین وظیفه امروز، تنها حمایت از مقاومت نیست؛ حفظ روح مقاومت است. این روح، با تقوا، مراقبه، حضور آگاهانه در میدان، ایستادگی بر عهد و اعتماد به وعده الهی زنده میماند. هرچه این استقامت عمیقتر شود، نصرت الهی نیز آشکارتر خواهد شد؛ زیرا سنت خدا تغییر نکرده است. او دیروز ابراهیم را در آتش، موسی را در برابر فرعون، پیامبر اسلام را در احزاب و ملت ایران را در دفاع مقدس یاری کرد؛ امروز نیز اگر اهل ایمان بر این راه بمانند، وعده الهی همان است که بود: پیروزی، از آنِ کسانی است که بر ایمان خود استقامت میورزند.
11:21 - 8 مرداد 1405