ناگفته‌های راحله امینیان از یک هفته سوگ رهبر شهید در تلویزیون

یک هفته آنتن تلویزیون رنگ سوگ داشت؛ دوربین‌ها لحظه‌ به‌ لحظه تشییع رهبر شهید انقلاب را روایت می‌کردند و مجریان می‌کوشیدند میان احساس و رسالت حرفه‌ای تعادل برقرار کنند. راحله امینیان از پشت قاب تلویزیون ناگفته‌های روزهایی را روایت می‌کند که بغض، اجرا و مسئولیت رسانه‌ای در کنار هم قرار گرفته بودند.
خبرگزاری فارس-گروه رادیو و تلویزیون: هفته گذشته، رسانه ملی سراسر در سوگ بود و همه چیز حول محور یک رویداد می‌چرخید؛ بدرقه و تشییع رهبر شهید انقلاب. به گونه‌ای که تمام شبکه‌های تلویزیونی تمام وقت هرکدام به شیوه‌ای در حال پوشش مراسم تشییع رهبر انقلاب بودند.
راحله امینیان، مجری تلویزیون که اجرای یکی از ویژه برنامه‌های تشییع رهبر شهید انقلاب را بر عهده داشت، درخصوص یک هفته کار رسانه‌ای در گفتگو با فارس بیان کرد: واقعیت این است که هیچ وقت دوست نداشتم به شهادت رهبر انقلاب فکر کنم. یعنی خود را متقاعد می‌کردم که اصلا نباید به چنین موضوعی فکر کنم. روزهایی که دارم تجربه می‌کنم، روزهای کابوس زندگی من بودند و همیشه از آن هراس داشتم. ولی اگه بخواهم به لحاظ حرفه‌ای بگویم، من حدود ۳۰ سال است که در رسانه هستم و ۲۸ سال از آن را کار تصویر انجام داده‌ام. در این مدت هم اتفاق‌های مختلفی افتاده است. عزیزان و قهرمانانی را در عرصه ملی کشور از دست داده‌ایم و رسالت رسانه‌ای من نیز اینگونه است که در چنین شرایطی باید در جایگاه سرباز رسانه حضور داشته باشم. سعی کرده‌ام مدیریت هیجان داشته باشم؛ زیرا معتقد هستم مجری کسی است که باید توانایی و توانمندی مدیریت هیجان را در سخت ترین و خوش ترین لحظات شغلی داشته باشد. مجری مکلف است که به دور از هیجانات حرفی را در چهارچوب رسانه منتقل کند. با وجود اینکه من این‌ موارد را یاد گرفته و بارها تمرین کرده بودم، همچون ماجرای شهید سلیمانی و شهید نصرالله، یک هفته بسیار تلاش کردم که بر قلبم غلبه کنم اما در جاهایی بغض من نیز شکسته شد.
وی در ارتباط با لحظه‌ای که اسامی شهدا را برای نماز لیله الدفن اعلام می‌کرد گفت: در آن لحظه من باورم نمی‌شد که این اسامی را برای نماز لیله الدفن دارم ذکر می‌کنم. بسیار سعی کردم بغض خود را نگه دارم اما در زمان استراحت گریه می‌کردم. آنقدر وسعت درد و غم این اتفاق بالا بود که هر چقدر تلاش کردم، باید در جاهایی نیز از مردم غذرخواهی می‌کردم. به خصوص در پلاتویی که هنگام ورود پیکر به حرم امام رضا(ع) بود، از مردم عذرخواهی کردم و گفتم موظف به رعایت چهارچوب‌های اجرا هستم اما من نیز مانند همه شما آن حس یتیمی، درد و ماتم را دارم و بر من غلبه می‌کند.
امینیان افزود: من تا روزی که به مصلی رفتم، در مواجه با پیکرها، بازهم در پدیده انکار بودم و می‌خواستم شهادت حضرت آقا و خانوادشان را باور نکنم؛ ولی آنجا حکم آدمی را داشتم که با یک سیلی محکم از خواب بیدار شده است و چاره‌ای جز پذیرش آن نداشتم. دوشنبه عصر که پیکر حضرت آقا از تهران خارج شد من باز فرو ریختم اما امیدوار بودم به اینکه پیکری هست که در شهرها و حتی در عراق دارد می‌چرخد و انگار هنوز در میان ما حضور دارد. آن شبی که ایشان به خانه ابدی‌شان رفتند بسیار اجرا برای من سخت بود.
امینیان در ارتباط با روایت‌های رسانه‌ای اضافه کرد: آن یک هفته در میان همکاران شبکه ۳ دیدم که تا چند روز منزل نرفتند و در واقع تیم تولید آنجا بودند و تمام تلاششان را می‌کردند. روز تشییع حضرت آقا در کشور عراق من حدود ۶ ساعت برنامه اجرا می‌کردم. همه همین گونه بودند. یا شبی که پیکر در شهر کربلا بود همکاران تا حدود پنج و نیم صبح ماندند و و اجرا کردند. به گونه‌ای این دیگر آخرین کار دنیایی بود که می‌توانستیم برای رهبر شهید انجام دهیم. روایت رسانه‌ای درست بود اما مشکل عدم مدیریت صحیح در برگزاری بود که منجر شد آن حماسه به شیوه‌ای درست به تصویر کشیده نشود. رسانه رسالت خود را به درستی انجام داد اما برنامه ریزی تشییع چه در تهران، قم و مشهد دارای آسیب جدی بود؛ آن روایتی که دوبین‌ها بهتر می‌توانستند عرضه کنند انجام نشد. البته که کار رسانه‌ای در عراق را بیشتر تحسین می‌کنم. آنها به دلیل اربعین تجربه دارند و در کشور ما به این شکل تجربه نبود.
وی با بیان خاطره‌ای از روزهای اجرا برای رهبر شهید گفت: روز سه شنبه بود که من شیفت برنامه زنده رفتم ولی زنگ زدند و گفتند که پس از اتمام برنامه زنده باید بمانی تا بخشی را ضبط کنیم. برنامه زنده ما تمام شد. باز هم به من نگفتند قرار است چه اتفاقی بیفتد. داشتم رفع خستگی می‌کردم که دیدم چند خانم آنجا نشسته‌اند. البته یکی از خانم‌ها که دختردایی شهید بشری حسینی خامنه‌ای بود را می‌شناختم اما بقیه را خیر. در ارتباط با شهید زهرا حدادعادل در حد توان مراسم‌هایی برگزار شده بود و مردم ایشان را به گونه‌ای می‌شناختند؛ اما درخصوص شهید بشری حسینی خامنه‌ای این اتفاق ایجاد نشد و من در این خصوص ناراحت بودم. آنجا دیدم دخترخاله، دختردایی و زن دایی‌های شهید بشری حسینی خامنه‌ای در پشت صحنه حضور دارند و قرار است تا برنامه‌ای در ارتباط با این شهید انجام شود. بسیار خوشحال شدم و سراپا در اشک و غم بودم که چه لطفی ایشان در حق من انجام دادند که در این روایت حضور داشتم. بازخوردهای جالبی نیز از این برنامه دریافت کردم. خوشحال بودم که چنین اتفاقی رخ داد؛ زیرا شهید بشری حسینی خامنه‌ای را چندباری دیده بودم و متانت ایشان برای من بسیار قابل تامل بود.#رهبر_شهید #بدرقه_آقای_شهید_ایران #راحله_امینیان#تلویزیون#رسانهاخبار هنری را می‌توانید از طر‎یق صفحه ‌هنر و رسانه فارس دنبال کنید.
17:11 - 23 تیر 1405
هنر
رادیو و تلویزیون

2 بازنشر4 واکنش
17٫5k بازدید



2 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌فاطمه کریمی‌
@user1768395232913 روز پیش
در پاسخ به
خداقوت❤️‍🩹🌹

@Rezannia3 روز پیش
در پاسخ به
چرا