تهیهکننده «کاپیتان»: میگفتند پس از «عصر جدید» سراغ استعدادیابی نروید
تهیهکننده «کاپیتان» میگوید برخی موفقیت یک استعدادیابی تازه در تلویزیون را بعید میدانستند و معتقد بودند «عصر جدید» معیار اصلی این گونه برنامهها شده است. با این حال این تهیهکننده اعتقاد دارد که عوامل برنامه تلاش کردهاند تا برنامهای مستقل بسازند.
خبرگزاری فارس-گروه رادیو و تلویزیون: در سالهای اخیر برنامههای استعدادیابی تبدیل به یکی از قالبهای پرمخاطب تلویزیونی شده است و تاکنون با موضوعات متعدد، انواعی از این نوع برنامهها به تلویزیون راه یافته است. برنامه «کاپیتان» با اجرای سینا مهراد که از شبکه سه و ورزش سیما پخش میشود، با هدف معرفی استعدادهای ورزشی از نقاط مختلف کشور طراحی شده و سعی میکند علاوه بر رقابت، نوعی سرگرمی نیز در بستر تلویزیونی به نمایش بگذارد.
این برنامه با حضور چهرههای شناخته شده در جایگاه داوری همچون هادی چوپان، پژمان درستکار و زهرا کیانی فرصتی را فراهم کرده تا نوجوانان و جوانان در رشتههای ورزشی تواناییهای خود را در معرض دید مخاطبان قرار دهند.
در این راستا گفتوگویی داشتهایم با عوامل این برنامه از جمله علی داودی(تهیهکننده)، امیر تهرانی(سرپرست کارگردانی)، علی واسعی (کارگردان) و زهرا کیانی(داور) که به شرح زیر است:
بسیاری به ما میگفتند به سمت حوزه استعدادیابی نروید
فارس: برنامههای استعدادیابی مدتی است که در تلویزیون جایگاهی برای خود پیدا کردهاند و در شاخههای متفاوتی برنامهسازی صورت گرفته است. ایده ابتدایی «کاپیتان» برای اینکه در حوزه تخصصی ورزش برنامهسازی شود، چگونه شکل گرفت؟
داودی: این برنامه مخصوص شبکه ورزش بود و پیشنهاددهنده نیز این شبکه بوده است. آقای معتضدی، مدیر محترم شبکه ورزش، بیان کرد که میخواهد برنامهای بسازد تا استعدادهای ایرانی و ورزشی نشان داده شوند. کارکرد این برنامه به گونهای بود که استعدادهای ورزشی در آن شکل بگیرند و ما با جستوجو در سراسر ایران، استعدادها را پیدا کنیم. این مسئله مربوط به اواخر سال ۱۴۰۳ است. رفتوبرگشتهایی داشتیم تا به تیم خودمان برسیم، فکر خود را روی کاغذ بیاوریم و نقاط قوت و ضعف آن را مشخص کنیم. در مراحل بعدی، به دلیل اینکه اتفاقات بهتری افتاد و برنامه باکیفیت بود، شبکه سه نیز آن را پخش کرد. شما میبینید که برخلاف سایر استعدادیابیها که تمام حوزهها را در بر میگیرند، اینجا فقط ورزش مدنظر است.
همان زمان هم خاطرم هست که برخی میگفتند این برنامه آن چیزی که باید، نمیشود؛ زیرا معتقد بودند استعدادیابی در ایران با برنامه «عصر جدید» مطرح شده و به دلیل تیم قوی و مخاطبانی که این برنامه داشت، به هر صورت ورود به آن ترسناک بود. قبل از ما هم قاعدتاً برخی تلاش کرده بودند در این حوزه ورود کنند و خاطره عصر جدید را زنده کنند. بسیاری به ما میگفتند به سمت این حوزه نروید؛ ولی ما نترسیدیم و اگر قرار بود مقایسه هم شویم، قصد داشتیم یک استعدادیابی ورزشی داشته باشیم. در دنیا نیز اینگونه برنامهسازی وجود دارد. به ما میگفتند چگونه برنامه ورزشی میخواهید بسازید که در طول چهل قسمت دچار تکرار نشود؟ اینجا زحمت بر عهده آقای تهرانی و واسعی بود که سوژههای خوب پیدا کنند و پرداخت درستی نیز داشته باشند.
ما اواخر خرداد ۱۴۰۴ قرار بود برنامه را ضبط کنیم و اساساً برنامه در فضای باز بود. شاید این نخستین باری باشد که این مسئله را میگویم. در یکی از زمینهای تنیس یک مجموعه ورزشی قرار بود ضبط برنامه را داشته باشیم و تقریباً دکور نیز آماده بود که جنگ ۱۲ روزه اتفاق افتاد. ضبط متوقف شد و آقای چوپان هم باید به مسابقات میرفت. در نهایت، ضبط به بعد از تابستان رسید که به دلیل فضای باز، شرایط هوایی مانع میشد. دکور را جمع کردیم، ضرر دادیم و در نهایت به استودیو رفتیم. در استودیو هم اتفاقات جدیدی افتاد و در نهایت از ابتدا تا انتهای این برنامه وقایعی رخ داد. هم قبل از ضبط برنامه، هم حین آن و سپس بعد از آن، اما در همه ی این زمان ها یک قراری بین خدا و خود داشتم که این برنامه فایده داشته باشد. کاری هم با میزان درصد بیننده نداشتم؛ میخواستم این برنامه یک کارکردی داشته باشد.
بازخوردهایی داشتیم که افراد به ما میگفتند: «در حال حاضر دارید برنامه را ضبط میکنید؟» کسی باور نمیکند که این برنامه در آذر ۱۴۰۴ ضبط شده است؛ به دلیل حجم بسیاری از صحبتها درباره ملیگرایی، ایران و پرچم. اتفاقات ویژهای که در شرایط کنونی، کشور و مردم به آن نیاز دارند؛ ایجاد احساس وحدت و همدلی. به شکلی که دختر و پسر زیر یک پرچم بتوانند فعالیت ورزشی انجام دهند و به پرچم کشور خود افتخار کنند. ایجاد این اتفاقات، به نظر من، مرتبط با آن قراری است که بسته بودیم؛ یعنی این برنامه یک کارکردی برای ایران داشته باشد. در ذهن من این بود که یک برنامه ایرانی بسازیم و مورد قبول خداوند قرار بگیرد.
قصد داشتیم که «کاپیتان» یک برنامه مستقل باشد
فارس: برنامه «عصر جدید» به گونهای باب استعدادیابی را در ایران باز کرد. نکتهای که معمولاً در این نوع برنامهها مهم است، این است که چگونه در کنار نشان دادن استعدادیابی، جذب مخاطب تلویزیونی نیز صورت گیرد. در سناریوهایی که تنظیم میشد، آیا به این قضیه توجه داشتید و خود را در کنار عصر جدید از لحاظ جذب مخاطب مقایسه میکردید؟
تهرانی: مقایسه دو برنامه صحیح نیست؛ ما برنامه را با برنامه مقایسه نمیکنیم. منتهی تجربه «عصر جدید»، چه به لحاظ ساخت و چه به لحاظ بازخورد، میتواند در برنامهسازی که شباهت به آن دارد مؤثر باشد و از آن استفاده شود. من در چند سالی که درگیر برنامه عصر جدید بودهام، یک سری اتفاقات افتاد و افرادی را دیده بودم؛ به این شکل که چگونه باید به کاراکتر و موضوع پرداخت تا مخاطب بپسندد. برای «کاپیتان» هم تأثیرگذار بود؛ از تجربه استفاده کردیم، اما قصد داشتیم که کاپیتان یک برنامه مستقل باشد. در کاپیتان به صورت تخصصی درخصوص ورزش و استعداد ورزشی صحبت میکردیم و حتی در میز داوران هم این موضوع را رعایت کرده بودیم.
روایت محتوایی، نکتهای بود که برای مخاطب تلویزیونی آورده دارد
فارس: رسانههای تصویری چون تلویزیون، به گونهای جنبه سرگرمی دارند. چگونه مرز بین سرگرمی و چهارچوبهای برنامهسازی در این حوزه را رعایت کردید؟
واسعی: قطعاً مسابقه تخصصی ورزشی خارج از تلویزیون است. نقطه تفاوت ما آن روایتی است که هر گروه اجرا میکند. این قصهها را در راستیآزماییهای خود در سفر به اصفهان، شیراز، مشهد و شمال کشور انجام داده بودیم. پس از طی شدن فرایند، یک مصاحبه بسیار مفصل نیز داشتیم. این نکته مهم است که فردی را که میخواهیم به مخاطب نشان دهیم، در درجه اول بشناسیم. اگر روایتی استخراج میشد، آن را در اجرا به کار میبستیم؛ کما اینکه برای برخی از شرکتکنندگان این اتفاق افتاد. در حواشی کار نیز این اتفاق میافتاد. تمام داوران و مجری ما مسلط بر روایت و زندگی شرکتکنندگان بودند. طراحی و پرفورمنسها یا از زندگی حقیقی آنها بود یا موضوعات دیگری که در تیم سردبیری به آنها رسیده بودیم. روایت محتوایی، نکتهای بود که برای مخاطب تلویزیونی آوردهای دارد. در درون پرفورمنس ورزشی به آن چیزی پرداختهایم که ممکن است مردم به آن نیاز داشته باشند. سعی کردیم برنامه جنبه تخصصی صرف نداشته باشد و بعد سرگرمی نیز رعایت شود.
داودی: در ذهن ما این بود که اگر برنامه در شبکهای دیگر قرار بگیرد و در قیاس با برنامههای سرگرمی مقایسه شود، آیا میتواند موفق باشد یا خیر؟ برخی نظرسنجیها در سازمان نشان داد که کاپیتان دو برابر برخی دیگر از برنامهها دیده شده است.
در مقایسه با برنامههای سرگرمیمحور اخیر تلویزیون، بالا هستیم
فارس: این جذب مخاطب در مقایسه با برنامههای کنونی است یا مقایسهای با سایر برنامههای پرمخاطب این حوزه در سالهای گذشته؟
داودی: اینگونه نمیتوان مقایسه کرد؛ زیرا بر فرض نمیتوان در حال حاضر سریالی ساخت و آن را با فصل دوم «پایتخت» مقایسه کرد. آن زمان تلویزیون ساحت متفاوتی داشته است و رقبا نیز در حال حاضر متفاوت هستند. نمیتوان ۲۰ درصد مخاطب امروز یک برنامه را با ۵۰ درصد مخاطب یک برنامه در سال ۹۷ مقایسه کرد. ادعایی هم نداریم، اما خوشحال هستیم که در مقایسه با برنامههای سرگرمیمحور مدت اخیر تلویزیون، بالا هستیم.
واسعی: در حقیقت از درون روایتها، داستانهایی بیرون آمد که صرفاً برای استفاده جلوی دوربین نبود. اگر احساس میکردیم که خارج از برنامه میتوان دغدغه کسی را برطرف کرد، آن اتفاق را رقم میزدیم. به لحاظ شباهت به «عصر جدید» نیز، به نظرم اگر کسی بخواهد در این حوزه برنامهسازی کند، میبایست آن را رصد کند و نقاط قوتش را بگیرد؛ اما در عین حال در دنیا نیز با فرمتهای متفاوت، برنامههای استعدادیابی ساخته میشود.
فضای استعدادیابی اتفاق مهمی است
فارس: در زمان ساخت برنامههایی چون «عصر جدید»، قطعاً یک ذائقه خاصی در میان مخاطب وجود داشته است و در زمان کنونی نیز ذائقه به شکل دیگری است. چقدر به مفهوم ذائقه و ذائقهسازی در «کاپیتان» توجه کردید تا فرمت جهانی شما به یک فرمت بومی تبدیل شود؟
داودی: قاعدتاً به این مسئله فکر کردهایم که برنامه بهروز باشد و برای مخاطب سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ در نظر گرفته شود. اینکه تصور میشود برنامه در حال حاضر ضبط شده نیز نشانگر همین قضیه است. در حقیقت با درگیریهای جامعه در پیوند بوده است. از من بپرسید، میگویم که اگر الان عصر جدید با همان کیفیت ساخته شود، باز هم محبوب میشود؛ زیرا فضای استعدادیابی اتفاق مهمی است. من «محفل» را هم نوعی استعدادیابی میدانم و مردم هم آن را دوست دارند. این نوع فرمت داوران نیز جهانی و ترند است. فکر میکنم تا سالها این امکان وجود داشته باشد که از اینگونه برنامهها ساخته شود. گاهی اوقات اتفاق جذاب برای مخاطب، حواشی خارج از اجرا بوده است. به طور مثال کاری که آقای چوپان انجام داده، جذاب بوده است. هر استعدادیابی به این شکل برگزار شود، جذاب است و مخاطب نیز آن را دوست دارد. همان ابتدای شروع کار هم میگفتم که از مقایسه شدن با عصر جدید نمیترسم. حتی به لحاظ هزینه هم نمیخواهم مقایسه کنم. جالب است که ما اسپانسر هم نداشتیم و زحمت آن بر عهده ی خود شبکه و سازمان نهادی و خانه تولیدات جوان سازمان بوده است. به هر صورت راضی هستیم و این مدل استعدادیابی همچنان جذاب است؛ تنها باید آن ساحت را پیدا کرد.
«کاپیتان» یکی از بهترین اتفاقات زندگی من بود
فارس: خانم کیانی، شما برای ایرانیان از یک جنبه دیگر شناخته شده هستید و در «کاپیتان» مواجههای جدید شکل گرفت. این تجربه برای شما چگونه بوده است؟
کیانی: در واقع تجربه بسیار جذابی بود. برای هر شرکتکننده از قبل سعی میکردم تا جایی که میتوانم اطلاعات لازم را به دست بیاورم تا قضاوت بهتری انجام دهم. خودم ورزشکار هستم و مهم بود که حقخوری صورت نگیرد. علاوه بر اینکه تجربه جدیدی بود، مواردی هم به من اضافه کرد. از بچههای کوچکی که روی صحنه میآمدند تا آن مرد ۷۰ سالهای که با انگیزه همچنان ورزش را ادامه میداد، یاد گرفتهام. در مورد «کاپیتان»، به نظر من بیشتر از اینکه بخواهیم به این فکر کنیم که چقدر بازدید داشته، باید ابتدا در نظر بگیریم که چقدر آورده داشته است. به نظر من، کاپیتان جنبههای مختلفی را پوشش داد و مهمترین آن تبلیغ ورزش بود. اگر یک جامعه سالم بخواهیم، ابتدا باید ورزش را در آن تبلیغ کنیم و کاری کنیم که ورزش، بخشی جداییناپذیر از زندگی افراد باشد.
یک سری از بچههای شرکتکننده از روستاهای کمبرخوردار آمده بودند. من خودم در روستا به دنیا آمدهام و تا ششسالگی آنجا زندگی کردهام. خانواده حمایت کردند و من ورزش را در پیش گرفتم. کاپیتان در حقیقت نشان داد که مهم نیست شرکتکنندگان در کدام روستا هستند؛ اگر باور کنند و حمایت شوند، میتوانند در این مسیر گام بردارند. حتی جایزهای در نظر گرفته شده بود که کمکهزینه یک باشگاه بود. یعنی برنامه به سمتی میرود که بچهها را در مسیر ورزش قرار دهد و استعدادها را در مسیر درستی هدایت کند. ما نباید بچههای روستا را دستکم بگیریم. آمادگی جسمانی و اراده آنها بسیار قوی است و با امکانات مناسب میتوانند در سالهای آینده قهرمانیهای المپیک را به دست بیاورند. کاپیتان نشان داد که هم باید روی ورزش سرمایهگذاری شود و هم به شرکتکنندگان خودباوری داد. در مجموع فکر میکنم کاپیتان یکی از بهترین اتفاقات زندگی من بود. همیشه دوست داشتم فضایی باشد که بتوانم به ورزش خدمت کنم و کاپیتان این فضا را مهیا کرد.
فارس: گاهی اوقات در این نوع از برنامههای استعدادیابی، افرادی کشف میشوند و بعدها در حوزه مدنظر مطرح شده و به موفقیت میرسند. گاهی نیز برخی افراد رها میشوند. آیا برای اینگونه از استعدادیابی تخصصی، این مسئله را در نظر داشتید؟
کیانی: از افرادی که به صورت تخصصی حضور داشتند تا بچههایی که اجرای نمایشی انجام داده بودند، در میز داوری این بحث وجود داشت که به صورت حرفهای نیز به کار خود ادامه دهند. سعی کردیم افراد را در مسیر حرفهای جلو ببریم. این برنامه با بحث دیده شدن، انگیزه ایجاد کرد تا جامعه بیشتر به سمت ورزش بیاید.
تهرانی: از نخستین تماس عوامل با بچههای شرکتکننده، این ارتباط ویژه برنامه با افراد شروع شد و در پروسه پرورش قرار گرفت. به طور مثال، پیشنهاد میدادیم که موارد دیگر را هم به کار خود اضافه کنند یا مکان تمرین در اختیار آنها قرار دهیم تا نتیجه جامعتری به ارمغان بیاورد. این پروسه پرورش طولانی بود و حدود یک سال با شرکتکنندگان سر و کار داشتیم. پس از آن نیز رها نشدند.
برای مثال، فردی میگفت: «من دوست دارم کاری را که در رشته ورزشی انجام میدهم نشان بدهم، اما نمیدانم چه کاری باید انجام دهم.» به او میگفتیم همین موضوع که دیگران را تشویق میکنی، تأثیر خود را دارد. ما نیز شرایطی را فراهم میکنیم که همان کاری را که در باشگاه انجام میدهی، روی صحنه به نمایش بگذاری. یعنی زمینه فراهم شد تا تجربه خود را در اختیار دیگران بگذارد. این فرد در ادامه میآید و باشگاه خود را افتتاح میکند؛ یعنی ما این اشخاص را رها نکردهایم.این میزگرد ادامه دارد.#کاپیتان#استعدادیابی#عصر_جدید#ورزش#مخاطب#رسانه#سرگرمی#تلویزیوناخبار هنری را میتوانید از طریق صفحه هنر و رسانه فارس دنبال کنید. 14:19 - 30 خرداد 1405