پروژه‌های بزرگ چین در ایران قربانی آشفتگی مدیریتی

سفیر اسبق ایران در چین می‌گوید چینی‌ها به من گفتند ما هر وقت ایران می‌آییم مدیران شما عوض شده‌اند و بدتر اینکه حرف شما هم ایرانی‌ها هم تغییر می‌کند در این شرایط نمی‌توان کار اقتصادی انجام داد.
گروه اقتصادی خبرگزرای فارس؛ در سال‌های اخیر، روابط ایران و چین به یکی از مهم‌ترین محورهای سیاست خارجی و اقتصادی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است؛ روابطی که همواره محل بحث و اختلاف‌نظر میان جریان‌های مختلف سیاسی و مدیریتی بوده و موافقان و منتقدان خاص خود را داشته است. در همین راستا در گفت‌وگویی با جواد منصوری، سفیر اسبق ایران در چین به بررسی روند شکل‌گیری و توسعه روابط تهران و پکن پس از انقلاب اسلامی، فرصت‌های از دست‌رفته در همکاری‌های اقتصادی دو کشور و نگاه مقامات چینی به نوع تعامل ایران پرداخته‌ایم.منصوری در این گفت‌وگو با مرور خاطرات و تجربیات خود از نخستین سال‌های ارتباط رسمی ایران و چین پس از انقلاب، به نقش برخی چهره‌ها در توسعه این روابط، سفر تاریخی رهبر معظم انقلاب به چین در سال ۱۳۶۸، ظرفیت‌های اقتصادی و فناورانه همکاری دو کشور و همچنین موانع داخلی گسترش این روابط اشاره می‌کند.سفیر اسبق ایران در چین همچنین در بخش‌هایی از این گفت‌وگو، روایت‌هایی از قراردادهای نیمه‌تمام و اختلافات اقتصادی میان تهران و پکن را مطرح کرده و از ماجرای قرارداد «سایناشور»، پروژه‌های مشترک زیرساختی، همکاری‌های نفتی، پروژه آزادراه تهران ـ شمال، اتوبان اصفهان ـ شیراز و سد طالقان سخن گفته است.وی همچنین با انتقاد از ناهماهنگی مدیریتی و تغییر مداوم سیاست‌ها در قبال چین، به بیان گلایه‌های مقامات و شرکت‌های چینی از رفتار طرف ایرانی پرداخته و معتقد است بخشی از فرصت‌های همکاری میان دو کشور به دلیل نگاه مقطعی و وابسته به غرب در داخل ایران از بین رفته است.
فارس: این روزها چین به مرکز توجه خیلی از کشورها تبدیل شده و چند وقت پیش هم رئیس جمهور آمریکا و هم رئیس‌جمهور روسیه به این کشور سفر داشتند. از نظر اقتصادی چین به یک قدرت بزرگ بلامنازع در دنیا تبدیل شده و بخش زیادی از تولیدات جهانی مربوط به این کشور است. میخواستم با این سوال شروع کنم که زمانی که شما سفیر ایران در چین بودید این نگاه را داشتید که که چین به قدرتی که امروز دارد خواهد رسید و بنابراین از همان زمان به فکر شکل دادن ارتباطات خود با این کشور باشید؟منصوری: تقریباً از حدود ۵۵ سال قبل، با توجه به مطالعاتی که درباره چین، تحولات این کشور و مسائل جهانی مرتبط با چین داشتم، با این موضوع درگیر بودم. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و زمانی که معاون وزیر خارجه شدم، به‌واسطه مسئولیتی که به‌عنوان معاون آسیا و اقیانوسیه داشتم، طبیعتاً با مسائل دوجانبه ایران و چین، تحولات بین‌المللی و همچنین ظرفیت‌هایی که در این کشور وجود داشت، ارتباط و آشنایی پیدا کردیم.اولین سفر من به چین در سال ۱۳۶۱ انجام شد که در واقع می‌توان گفت سنگ‌بنای تحول جدید روابط ایران و چین پس از انقلاب، در همان سال و در همان سفر طراحی و پایه‌گذاری شد؛ زیرا پیش از آن سفر، تحت تأثیر شرایط انقلاب، روابط فعالی میان ایران و چین وجود نداشت.ثانیاً پیش از پیروزی انقلاب، اساساً رابطه‌ای میان ایران و چین وجود نداشت؛ زیرا ایران در چارچوب سیاست جهانی آمریکا حرکت می‌کرد و طبیعتاً در چنین شرایطی روابط جدی میان ایران و چین شکل نگرفته بود.
روابط جدی ما با چین از سال ۱۳۶۱ به بعد آغاز شد. در این میان، شخصی که به نظر من نقش بسیار مؤثری در این تحول داشت، جناب آقای دکتر ولایتی، وزیر امور خارجه وقت بودند. ایشان در این زمینه فعالیت بسیار جدی و مؤثری انجام دادند.البته در آن زمان جنجال‌هایی هم مطرح می‌شد؛ از جمله اینکه ایران به سمت شرق گرایش پیدا کرده، روابط خود را با شرق توسعه می‌دهد و از شعار «نه شرقی، نه غربی» فاصله گرفته است.اما وزارت امور خارجه بر اساس شناخت و تحلیلی که داشت، تصمیم خود را گرفت و به همین دلیل روابط فعال میان ایران و چین شکل گرفت. بنابراین، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، روابط میان دو کشور به‌تدریج آغاز و فعال شد.نکته‌ای که حائز اهمیت است این است که چین نیز از سال ۱۳۵۷ سیاست‌های خود را تغییر داد. به عبارت دیگر، تقریباً هم‌زمان با انقلاب اسلامی در ایران، در چین نیز یک تحول اساسی و اعلام‌نشده تحت عنوان «چین نو»، اصلاحات و برنامه‌های جدید با ریاست آقای دنگ شیائوپینگ آغاز شد. به این ترتیب، یک هم‌زمانی در تغییرات دو کشور به وجود آمد و در نتیجه روابط فعال شد.علاوه بر این تغییرات، یک شخص دیگر نیز در این زمینه تأثیرگذار بود و آن آقای خوالی‌مینگ بود. این فرد در دانشگاه تهران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی تحصیل کرده بود و به زبان فارسی نیز به‌خوبی مسلط بود، زیرا در سطوح بالای تحصیلی در دانشگاه تهران آموزش دیده بود. او در مشاوره با دولت چین، بخش‌هایی از واقعیت‌های ایران را برای دولت چین توضیح می‌داد.
چون متأسفانه در بسیاری از موارد، برداشت دولت‌ها از ایران بر اساس اطلاعاتی است که رسانه‌های غربی ارائه می‌دهند و این رسانه‌ها طبیعتاً در بسیاری موارد رویکردی علیه ایران و انقلاب اسلامی داشتند؛ بنابراین شناخت دقیقی از ایران وجود نداشت. اما این فرد در این زمینه نقش مؤثری ایفا کرد و به همین دلیل دولت چین او را به عنوان سفیر خود در تهران انتخاب کرد.در سال ۱۳۶۸، بر اساس تحلیل‌هایی که داشتیم، به این نتیجه رسیدیم که ظرفیت گسترش روابط با چین بیش از وضعیت موجود است. به همین دلیل طراحی شد که رئیس‌جمهور محترم وقت، آیت‌الله خامنه‌ای، سفری به چین داشته باشند و همچنین در ادامه این سفر، سفری نیز به کره شمالی انجام شود.کل برنامه این سفر با من بود و برنامه‌ریزی آن را انجام دادیم. پیش از سفر، خودم به پکن و پیونگ‌یانگ سفر کردم و تمامی هماهنگی‌های لازم را با دو دولت برای این سفر انجام دادم، حتی بخش‌هایی از مذاکرات نیز هماهنگ شده بود. این سفر در اردیبهشت‌ماه ۱۳۶۸ انجام شد.اتفاقاً عکسی نیز وجود دارد که در آن رهبر شهید، مرا به رئیس‌جمهور معرفی می‌کنند و می‌فرمایند ایشان برنامه‌ریزی این سفر را بر عهده داشته‌اند.
برنامه‌ریزی‌هایی که برای ایشان انجام شد، شامل یک سخنرانی در مجلس کره شمالی نیز بود. متن این سخنرانی از قبل توسط افرادی تهیه شده بود و روی آن بسیار کار شده بود. ایشان در مجلس کره شمالی یک سخنرانی بسیار پرمحتوا و عالی، البته بر اساس همان متن تهیه‌شده، ارائه کردند. تلویزیون ایران نیز متن این سخنرانی را پخش کرد. حضرت امام وقتی این گزارش را مشاهده کردند، به مرحوم حاج احمد آقا فرمودند که ایشان برای رهبری فرد مناسبی است.
۳۲ MB
این موضوع گذشت تا اینکه در خرداد ۱۳۶۸ و پس از رحلت امام، در جلسه مجلس خبرگان رهبری، حاج احمد آقای خمینی گفتند که من شهادت می‌دهم امام چنین جمله‌ای را فرموده‌اند. همین موضوع تأثیر زیادی در انتخاب ایشان به‌عنوان رهبر داشت. در هر حال، این سفر بسیار خوب و موفقی بود و تصمیمات مهمی در آن گرفته شد که پایه‌گذار روابط گسترده میان ایران و چین شد.خبرنگار فارس: خاطرتان هست رهبر شهید چه مباحثی را در آن سفر با چینی‌ها مطرح کردند؟منصوری: مذاکرات حول محورهای مختلفی از جمله همکاری‌های علمی و آموزشی، فروش نفت و مشتقات نفتی، همکاری در ساخت زیرساخت‌های مختلف کشور، و همچنین همکاری‌های دفاعی و صنعتی انجام شد. در مجموع بحث‌های بسیار گسترده‌ای مطرح شد. پس از آن سفر نیز کارهای بزرگی میان دو کشور صورت گرفت و در واقع این سفر یک نقطه عطف در روابط ایران و چین بود.
البته من معتقدم در دستگاه‌های اداری و مدیریتی ما آن‌گونه که باید به این اهمیت توجه نشد و مجموعه توافقاتی که در آن سفر انجام شد به‌طور کامل پیگیری نشد. دلیل آن هم تقریباً روشن است؛ زیرا بسیاری از دستگاه‌های اداری تحت تأثیر این نگاه بودند که چین کمونیستی است، چین شرقی است، نظام غیر دموکراتیک دارد، کالاهایش کیفیت ندارد و آینده‌ای هم ندارد؛ دیدگاهی که معمولاً تحت تأثیر القائات غربی در بدنه اداری کشور وجود داشت.حتی امروز هم متأسفانه گاهی همین نگاه وجود دارد و وقتی صحبت از روابط با چین می‌شود، بلافاصله گفته می‌شود که اصل «نه شرقی، نه غربی» کنار گذاشته شده است؛ در حالی که چنین برداشتی درست نیست. اولاً اصل «نه شرقی، نه غربی» به معنای نفی سلطه شرق و غرب است، نه نفی همکاری با آن‌ها. ثانیاً منظور از شرق و غرب، جغرافیایی نیست. همان‌طور که حضرت امام فرمودند ما با همه دولت‌ها می‌خواهیم روابط داشته باشیم؛ اسرائیل که اصلاً موضوعیتی ندارد، حتی اگر آمریکا هم مسیر دیگری در پیش بگیرد، امکان همکاری وجود خواهد داشت.
بنابراین هر دولتی در جهان که حاضر باشد بر اساس منافع متقابل، احترام متقابل و چارچوب‌های قانونی با ایران کار کند، ما در این زمینه استثنا قائل نیستیم. اکنون نیز با برخی کشورها در شرق عملاً رابطه‌ای نداریم، چون آن‌ها تمایلی ندارند؛ در حالی که با برخی کشورهای غربی یا حتی کشورهایی مانند برزیل و برخی کشورهای دیگر که از نظر جغرافیایی در غرب قرار دارند، همکاری داریم. در واقع این نوع نگاه، یک مغالطه است که رابطه با چین را به معنای پذیرش سلطه شرق تعبیر می‌کند، در حالی که چنین برداشتی درست نیست.حرکت اخیری که دولت جمهوری اسلامی انجام داد، با انتخاب آقای قالیباف به‌عنوان مسئول و پیگیر روابط ایران و چین، دقیقاً پاسخی به همین انتقاد است که از مدیریت روابط با چین مطرح می‌شود. به عبارت دیگر، دولت به این جمع‌بندی رسیده که در روابط با چین باید یک مسئول در سطح بالا وجود داشته باشد که بتواند مدیران دستگاه‌های مختلف را پاسخگو کند و تعهدات را پیگیری کند.
به نظر می‌رسد شاید وزارت امور خارجه به‌تنهایی توانایی انجام این هماهنگی را نداشته، لذا آقای قالیباف به‌عنوان رئیس مجلس و فردی با امکان اعمال هماهنگی در سطح کلان انتخاب شده تا مدیران کشور را نسبت به تعهدات خود در قبال چین مسئول و پاسخگو کند. این انتخاب از نظر من تصمیم درستی است و امیدوارم ایشان در این مسئولیت موفق باشد. در واقع ظرفیت‌های روابط ایران و چین بسیار بیشتر از وضعیت فعلی است و این موضوع کاملاً در راستای منافع دو طرف است؛ یعنی بحث یک‌طرفه نیست. همان‌طور که چین به بازار ایران، منابع انرژی، موقعیت جغرافیایی و جایگاه مستقل سیاسی ایران توجه دارد، ایران نیز باید بر ظرفیت‌ها، توانایی‌ها و پیشرفت چین حساب کند و از آن بهره‌برداری داشته باشد. من یک‌بار زمانی که در پکن بودم، از یکی از شرکت‌های بزرگ بین‌المللی چین به نام ZTE بازدید کردم؛ شرکتی که در حوزه مخابرات و الکترونیک در رده‌های بالای جهانی قرار دارد. در آنجا مشاهده کردم که تعداد زیادی از نیروهای پاکستانی و هندی در حال آموزش و کارآموزی هستند. پرسیدم چرا از ایران کسی حضور ندارد، گفتند از ما درخواستی نشده است؛ در حالی که اگر درخواست شود ما نیروهای ایرانی را هم جذب می‌کنیم. دولت پاکستان برای انتقال تکنولوژی چنین اقداماتی انجام می‌دهد، اما در ایران این مسئله به این شکل پیگیری نشده است.
ما موارد زیادی داشته‌ایم که طرف‌های چینی از ما گلایه کرده‌اند که شما می‌آیید، صحبت می‌کنید، حتی متن و توافقی نوشته می‌شود، اما بعد اجرا نمی‌شود.همان زمان با سازمانی در چین به نام «سایناشور» که سازمان بیمه چین است، قراردادی امضا کردیم. بر اساس آن قرارداد که با بانک مرکزی نیز هماهنگ شده بود، قرار بود چین به هر میزان که نفت نیاز دارد از ایران خریداری کند و در مقابل، زیرساخت‌های ایران را بسازد؛ بدون اینکه موضوع دلار یا تحریم مطرح باشد. همه‌چیز تقریباً نهایی شده بود تا اینکه در سال ۱۳۸۷ آقای احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور وقت، برای امضای نهایی به چین آمدند. اما در جریان مذاکره گفتند: «به میزانی که شما از ما نفت می‌خرید، باید پنج برابر آن برای ما زیرساخت بسازید؛ یعنی به ازای هر بشکه نفت، پنج برابر آن سرمایه‌گذاری زیرساختی انجام شود.»
۳۴ MB
مقامات چینی از این موضوع تعجب کردند و گفتند این پیشنهاد با قرارداد قبلی همخوانی ندارد و اساساً غیرمعمول است. در نهایت آن قرارداد منتفی شد. بعد از جلسه از ایشان پرسیدم چرا چنین تصمیمی گرفته شد، چون قرارداد آماده اجرا بود. ایشان گفتند وزارت نفت و بانک مرکزی ما می‌گویند ما کاری به زیرساخت نداریم، ما دلار می‌خواهیم؛ اگر چین در مقابل نفت دلار بدهد می‌پذیریم و در غیر این صورت قبول نمی‌کنیم. در نتیجه آن قرارداد عملاً از بین رفت.تا اینکه در سال ۱۳۹۵، پس از برجام، رئیس‌جمهور چین به ایران سفر کرد و طرحی تقریباً مشابه همان پیشنهاد اولیه را ارائه داد. اما در آن زمان رئیس‌جمهور ایران اعلام کردند که ما قصد داریم با اروپایی‌ها کار کنیم. این یکی از بدترین پاسخ‌هایی بود که می‌توانست به رئیس‌جمهور یک کشور داده شود.بنابراین مسئله رابطه ما با چین، برای چینی‌ها هم عجیب است و از نوع برخوردهای ما با آنها تعجب می‌کنند. می‌گویند اصلاً روابط شما با ما مشخص نیست.
من یک نمونه دیگر هم عرض کنم خدمتتان. من ملاقاتی با رئیس‌جمهور چین داشتم. در این ملاقات مذاکرات مفصلی درباره اینکه روابط ما باید پایدار باشد و بر همه جنبه‌های زندگی ما اثر بگذارد انجام شد. من خیلی روی زمین توضیح دادم و ایشان هم استقبال کرد، خیلی خوشش آمد و گفت ما قبول داریم که دو قدرت در شرق و غرب آسیا هستیم و باید بتوانیم با هم کارهای اساسی انجام بدهیم. حتی برگشت به همراهان خود که در جلسه بودند گفت از دولت ایران تشکر می‌کنیم که چنین شخصیتی را به عنوان سفیر برای ما فرستاده است. سپس به معاون اقتصادی نخست‌وزیر که در جلسه بود گفت با ایشان بنشینید و درباره اقتصاد مکمل دو کشور برنامه‌ریزی کنید. قرار بود ما با هم کارهای مکمل انجام بدهیم.چند روز بعد از این جلسه، معاون اقتصادی نخست‌وزیر تماس گرفت که برای ادامه مذاکره و صحبت بروم پیش او. به من گفت ما دو مشکل با شما داریم؛ قبلاً گفته بودند سه تا، اما در این جلسه دو تا را مطرح کردند. مشکل اول این است که هر وقت ما به ایران می‌آییم، مدیران شما عوض شده‌اند. مشکل دوم که بدتر از اولی است این است که حرف‌های شما عوض می‌شود و بنابراین کار اقتصادی در این شرایط اصلاً قابل انجام نیست.حرف سوم را که البته ایشان در جمع نزد، به من گفت که شما منتظر چراغ سبز اروپا هستید و روابطتان با ما روابط پایدار و دائمی نیست. شما منتظرید اروپا به شما چراغ سبز بدهد. و سخن آقای روحانی دقیقاً مستمسکی شد برای تأیید این حرف.
فارس: آقای دکتر، شما فرمودید چینی‌ها همیشه به ما می‌گویند شما جدی نیستید. آنها چه اقداماتی انجام داده بودند که ما بفهمیم واقعاً جدی هستند؟ آیا مواردی بوده که آنها تلاش کرده باشند و ما کنار کشیده باشیم؟منصوری: نمونه‌ها بسیار زیاد است و یکی دو تا نیست. به عنوان نمونه، سد طالقان را یک شرکت چینی از صفر تا صد ساخت و سه ماه زودتر از موعد تحویل داد. اما در زمان افتتاح این سد، آقای احمدی‌نژاد که برای افتتاح رفته بودند، یک پلاکارد بزرگ نصب شده بود که این سد به دست مهندسان ایرانی ساخته شده است و تمام چینی‌ها را از آن محوطه بیرون کرده بودند.رئیس آن شرکت پیش من آمد و گفت من به این کار ندارم که شما چنین دروغ‌هایی به ملت خود می‌گویید، من ۱۵ میلیون دلار از شما طلبکارم. شش ماه است که به هر مقام ایرانی مراجعه کرده‌ام، من را به دیگری پاس می‌دهند و می‌گویند پولم را بدهید.من رفتم پیش وزیر نیرو و گفتم قضیه از این قرار است. گفت او راست می‌گوید، اما به من ربطی ندارد که ما داریم دروغ می‌گوییم، پولش را هم ندارم، برو پیش رئیس‌جمهور بگو بدهد.
۲۰ MB
فارس: چه کسی امضا کرده بود؟منصوری: فرقی ندارد چه کسی امضا کرده، ولی معمولاً وزیر نیرو امضا می‌کند. از این نمونه‌ها زیاد داریم؛ یکی دو تا نیست. و این‌ها واقعاً از این جهت تعجب می‌کنند.یک شرکت چینی دیگری روزی از من دعوت کرد که به دفترشان بروم و با هم صحبت کنیم. من رفتم و گفتند که ما با دولت شما قرارداد بسته بودیم که اتوبان اصفهان–شیراز را بسازیم و حدود دو میلیون دلار هم هزینه کرده بودیم برای نقشه‌برداری، بررسی مسیر و کارهای اولیه.بعد از این مقدمات، قرارداد نهایی شد. بر اساس قرارداد قرار بود پروژه در مدت سه سال با مبلغ ۱۸۵ میلیون دلار تحویل داده شود. اما پس از انجام این مراحل، چند روز بعد به ما اطلاع دادند که آن قرارداد لغو شده و قرار است شرکت دیگری با مبلغ ۱۶۰ میلیون دلار این پروژه را اجرا کند.
۲۶ MB
ما بررسی کردیم و دیدیم یک شرکت ایرانی اعلام کرده که با ۱۶۵ میلیون دلار پروژه را اجرا می‌کند. در حالی که همان شرکت چینی تعهد داده بود پروژه را سه ساله تحویل بدهد، اما آن شرکت ایرانی حتی در ۱۵ سال هم نتوانست پروژه را به پایان برساند. واقعاً داستان اتوبان اصفهان–شیراز از این جهت بسیار عجیب است.یک مورد دیگر هم عرض کنم. اتوبان تهران–شمال را به یک شرکت چینی واگذار کرده بودند. رئیس آن شرکت بعد از چند سال که در ایران کار کرده بود، پیش من آمد و به حدی ناراحت بود که واقعاً می‌خواست گریه کند. می‌گفت ما در همه جای دنیا پروژه اجرا می‌کنیم، حتی در داخل آمریکا هم کار کرده‌ایم و پولمان را گرفته‌ایم و پروژه را تحویل داده‌ایم؛ اما در ایران نمی‌دانیم باید با این وضعیت چه کار کنیم.
او اشاره می‌کرد که مثلاً زمین پروژه هنوز تملک نشده و می‌گفت ما چقدر باید صبر کنیم تا شما زمین‌ها را تملک کنید. یا اینکه می‌خواستیم سیمان بخریم، به ما گفته می‌شد چون شما خارجی هستید باید دو برابر قیمت ایرانی‌ها پرداخت کنید. من ابتدا باور نمی‌کردم تا اینکه از معاون وزیر راه و یکی از معاونان بنیاد مستضعفان که به عنوان حامی مالی پروژه حضور داشتند دعوت کردم. وقتی با رئیس شرکت جلسه گذاشتیم و او صحبت‌هایش را مطرح کرد، هیچ جوابی نداشتند و گفتند حق با ایشان است، اما شرایط در ایران همین است.این مسئله برای من بسیار ناراحت‌کننده بود و واقعاً از اینکه در برابر این شرکت شرمنده شدم، نمی‌دانستم چه بگویم.فارس: بعد چه شد؟منصوری: آن شرکت رفت و الان می‌بینید که حدود ۳۰ سال است این پروژه هنوز به پایان نرسیده است.این گفت‌وگو ادامه دارد...#چین#ایران#روابط_دو_جانبه#آشفتگی_مدیریتی
14:39 - 26 خرداد 1405
اقتصاد
اقتصاد کلان




1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌9**8136‌
@ResaneMeliRadio37 دقیقه پیش
پروژه‌های بزرگ تجاری و اقتصادی چین با ایران قربانی آشفتگی مدیریتی کشور نشد !این‌ها قربانی عشق و علاقه یک مشت نفهم که عاشق و دلداده غرب بودند و همه چیز را فدایعکس گرفتن با فدریکا موگیرینی در مجلس وپباده روی با جان کری در خیابان‌های سوئیسو پرتاب خودکار و فشارهای تویتری شدند😔جماعت بی‌خرد برجام!