فارس من| هجوم اقتصاد دیجیتال به فرهنگ عمومی ایرانیان
گسترش تبلیغات پلتفرمهای آنلاین بازتابی از تحولات فرهنگی و رسانهای است؛ از این روی، بازخوانی یک دغدغه مردمی نشان میدهد انضباط فرهنگی در اقتصاد دیجیتال نیازمند پیوند سیاستگذاری و خودتنظیمی هوشمند است.
فارس من - توسعه پرشتاب فروشگاههای اینترنتی و فراگیری بازارهای آنلاین در سالهای اخیر، شیوه خرید، سبک مصرف و سازوکار ارتباط بصری جامعه را به گونهای بنیادین دگرگون کرده است. پلتفرمهای بزرگ تجارت الکترونیک امروزه کالاها و محصولات مد و پوشاک را با بهرهگیری از مدلهای تصویری متنوع و الگوهای تبلیغاتی گسترده به مخاطبان عرضه میکنند؛ تصاویری که روزانه پیش چشم صدها هزار کاربر از طبقات و سلیقههای گوناگون اجتماعی قرار میگیرد. در این پیوند ناگسستنی میان اقتصاد دیجیتال و فرهنگ عمومی جامعه، نحوه بازنمایی الگوهای پوشش و رعایت هنجارهای بومی اهمیتی دوچندان یافته است.پلتفرمهای بزرگ تنها یک دالان تجاری ساده برای تبادل کالا و پول نیستند، بلکه به رسانههایی پرنفوذ و فرهنگساز تبدیل شدهاند که ناخودآگاه در بازتعریف سبک زندگی نقش ایفا میکنند. بر همین اساس، انتظار جامعه برای حفظ حریم هنجاری و رعایت ارزشهای حاکم، نه یک محدودیت در برابر نوآوری تجاری، بلکه بخشی تفکیکناپذیر از مسئولیت اجتماعی برندها در بستر بومی کشور محسوب میشود.
در همین چارچوب، مطالبهای از سوی بخشی از کاربران در سامانه «فارس من» به ثبت رسیده که در فرازی از متن آن آمده است: انتشار برخی تصاویر و محتوای تبلیغاتی در دیجیکالا با ضوابط حجاب و عفاف همخوانی ندارد و نگرانیهایی را درباره عادیسازی بیحجابی در فضای تبلیغات آنلاین ایجاد کرده است. دیجیکالا به تدریج و به صورت نرم در حال ترویج بیحجابی است و اگر جلوی این روند گرفته نشود، این موضوع به مرور در تبلیغات و پوسترهای داخل برنامه نیز عادیسازی خواهد شد و در نهایت حجاب و قوانین کشور با چالش جدی روبهرو میشود. درخواست ما از مسئولان و نهادهای نظارتی این است که محتوای تبلیغاتی و تصویری پلتفرمهای فروش آنلاین را به صورت جدی بررسی کنند و بر رعایت ضوابط قانونی حجاب و عفاف نظارت داشته باشند. چرا فضای تبلیغات آنلاین به میدان مناقشه تبدیل شده است؟
ریشه شکلگیری این پدیده را پیش از هر چیز باید در معماری فنی و تجاری بازارهای چندفروشگاهی (Marketplace) جستوجو کرد. در این مدل، پلتفرم تنها عرضهکننده مستقیم کالا نیست، بلکه زیرساختی در اختیار هزاران تولیدکننده، کارگاه، عکاس تبلیغاتی و فروشنده خرد قرار میدهد که هر روز هزاران تصویر و عنوان کالایی را بارگذاری میکنند. پایش دستی و لحظهای چنین حجم انبوهی از دادههای تصویری، همواره با چالشهای فنی و خطای انسانی روبهروست و همین امر بستر ورود تصاویر ناهماهنگ با عرف عمومی را مهیا میسازد.از سوی دیگر، دگرگونی در زبان بازاریابی و عکاسی مد نیز عامل مهم دیگری است. امروزه تبلیغات تجاری از نمایش صرف کالا عبور کرده و به سمت نمایش موقعیتها، سبک زندگی و استفاده از ژستهای مدرن حرکت کرده است. بسیاری از این الگوهای بصری مستقیما متأثر از روندهای جاری در شبکههای اجتماعی بینالمللی است که بدون بومیسازی یا توجه به حساسیتهای هنجاری جامعه ایران بازتولید میشوند. وقتی چنین تصاویری در ویترین یک سکوی رسمی و پرمخاطب داخلی به نمایش درمیآید، حساسیتها دو چندان میشود؛ زیرا کاربران، ویترین یک پلتفرم بومی را دارای جایگاه متفاوتی نسبت به کانالهای غیررسمی ارزیابی میکنند.
واکاوی دیدگاه کارشناسان حقوقی و رسانهای
از منظر حقوقی، مسئله مسئولیت محتوا در فضای مجازی و میزان پاسخگویی پلتفرمها همواره مورد بحث صاحبنظران بوده است. کمال رئوف، حقوقدان و وکیل پایهیک دادگستری، پیرامون انتشار محتواهای ناهماهنگ با پوشش رسمی در پلتفرمها تاکید کرده است که انتشار تصاویر در بسترهای برخط و تشویق به رفتارهای مغایر با قانون، علاوه بر قوانین عام، در چارچوب قانون جرایم رایانهای و تکالیف حقوقی پلتفرمها قابل ارزیابی و پیگیری است و سکوهای مجازی باید نسبت به آنچه در ویترین خود به نمایش میگذارند مسئولیتپذیر باشند.از دیدگاه ارتباطات و فرهنگ هم، حجتالاسلام عبدالحمید صادقی، نویسنده و پژوهشگر حوزه رسانه و عفاف، زاویه دیگری را مطرح میکند. وی بر این باور است مدیریت فضای بصری در عصر نوین پیش از برخوردهای انضباطی، نیازمند توانمندسازی و ارتقای سواد رسانهای در زنجیره تولید محتواست. همچنین معتقد است که استفاده از زبان هنر و آموزش استانداردهای جذاب و بومی عکاسی به کسبوکارها، میتواند به شکل ایجابی فضای تبلیغات دیجیتال را به بستری برای معرفی الگوهای شایسته و آراسته تبدیل کند و ریشههای بروز تنشهای بصری را بخشکاند.همگرایی نهادها و فناوری دستیابی به توازن میان پویایی اقتصاد دیجیتال و پایبندی به ارزشهای جامعه ایرانی، از مسیر برخوردهای اداری مقطعی عبور نمیکند. راهکار پایدار، استقرار یک نظام خودتنظیمی هوشمند در اکوسیستم نوآوری است؛ مدلی که در آن پلتفرمهای اینترنتی با سرمایهگذاری بر ابزارهای هوش مصنوعی و مدلهای پردازش تصویر، فرایند ممیزی پیش از انتشار را تقویت کرده و راهنماهای شفافی برای استانداردهای عکاسی در اختیار فروشندگان قرار دهند.
در این ساختار، نهادهای سیاستگذار و نظارتی نیز به جای اکتفا به نظارتهای پسینی، باید فضای تعاملی و پیشبینیپذیری با فعالان اقتصاد نوآوری بسازند. تدوین شیوهنامههای مصداقی و دقیق با مشارکت تشکلهای صنفی، این امکان را فراهم میسازد که حساسیتهای فرهنگی و دینی جامعه با زبانی اجرایی و حرفهای در فرایندهای کاری پلتفرمها نهادینه شود. با این رویکرد، کسبوکارهای دیجیتال نهتنها از بروز سوءتفاهمهای مکرر مصون میمانند، بلکه به الگویی از انضباط حرفهای و توجه به ارزشهای عمومی بدل خواهند شد؛ رویکردی که آرامش فرهنگی و تداوم رشد اقتصادی را همزمان تامین مینماید.به منظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافه بازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید. 13:22 - 11 مهر 1405