چرا جنگ با ایران توازن آمریکا مقابل چین را تضعیف میکند
در حالی که رقابت راهبردی آمریکا و چین بر سر قدرت در آسیا شدت گرفته است، تحلیلها نشان میدهد درگیری طولانیمدت واشنگتن با ایران میتواند توان نظامی و صنعتی آمریکا را فرسوده کرده و تمرکز آن را از غرب اقیانوس آرام منحرف کند.
گروه اقتصادی خبرگزاری فارس؛ هائو نان پژوهشگر، مؤسسه چاهار در تحلیل اقتصادی وضعیت جنگ گفت: جنگ طولانیمدت با ایران در حال تخلیه ذخایر مهمات، مواد معدنی حیاتی و ظرفیت صنعتی ایالات متحده است و پایگاه دفاعی و حضور نظامی این کشور در آسیا را در شرایطی تضعیف میکند که رقابت با چین شدت یافته است.جابهجایی داراییهای نظامی از اقیانوس آرام غربیوی افزود:هنگامی که داراییهای نظامی آمریکا از متحدان کلیدی در غرب اقیانوس آرام جابهجا میشوند، معنای استراتژیک آن بسیار فراتر از ایران است. سئول اذعان کرده که درباره استقرار مجدد برخی سامانههای پاتریوت آمریکایی مذاکراتی در جریان بوده و رئیسجمهور کره جنوبی علناً اعلام کرده است که دولتش نمیتواند واشنگتن را از خارج کردن تسلیحات از شبهجزیره کره بازدارد. در همین حال، دو ناوشکن موشکانداز هدایتشونده آمریکایی مستقر در یوکوسوکا اکنون از عملیات مرتبط با جنگ ایران پشتیبانی میکنند، در حالی که تنها ناو هواپیمابر آمریکایی مستقر در آسیا در حال تعمیرات است. این یک تعدیل لجستیکی جزئی نیست؛ بلکه یادآوری آشکاری است که جنگ در خلیج فارس میتواند حاشیه بازدارندگی در غرب اقیانوس آرام را کاهش دهد.پاشنه آشیل خاکهای نادر و آهنرباهای دائمیاین پژوهشگر عنوان می کند، سؤال اصلی این نیست که آیا آمریکا میتواند ضربات سنگینی به ایران وارد کند. سؤال اصلی این است که آیا میتواند یک عملیات خاورمیانهای را حفظ کند و همزمان بازدارندگی معتبر در آسیا را نگه دارد و ذخایر را با سرعت کافی بازسازی کند تا از انحراف استراتژیک جلوگیری شود.
واشنگتن قبلاً وارد حالت بازپرسازی شده است. دولت از پیمانکاران اصلی خواسته تولید را تسریع کنند، پس از آنکه حملات به ایران مهمات زیادی مصرف کرد، و پنتاگون روی یک بسته تکمیلی حدود ۵۰ میلیارد دلاری برای جایگزینی تسلیحات استفادهشده در درگیریهای اخیر کار میکند. این دیگر صرفاً داستان میدان نبرد نیست؛ اکنون یک داستان صنعتی، یک داستان اتحاد و بهطور فزاینده یک داستان زنجیره تأمین است.آمریکا کاملاً به واردات آهنرباهای دائمی خاکهای نادر برای تأمین تقاضای تجاری وابسته است، در حالی که تولید داخلی تنها بخش کوچکی از نیازهای دفاعی را پوشش میدهد.اینجاست که خاکهای نادر و آهنرباهای دائمی وارد تصویر میشوند. اعلامیه ژانویه کاخ سفید درباره مواد معدنی حیاتی فرآوریشده، این آسیبپذیری را بهطور غیرمعمولی آشکار ساخت: «مواد معدنی حیاتی فرآوریشده و محصولات مشتقشده آنها در سراسر زنجیرههای تأمین دفاعی و تجاری تنیده شدهاند. آهنرباهای دائمی خاکهای نادر تقریباً برای همه دستگاههای الکترونیکی و خودروها حیاتی هستند. این مواد برای هواپیماهای جنگنده، مهمات، ناوهای جنگی، سامانههای مخابراتی، ناوبری و نظارتی ضروریاند.»با این حال، آمریکا به شدت وابسته به واردات است: تا سال ۲۰۲۴، برای ۱۲ ماده معدنی حیاتی ۱۰۰ درصد وابسته به واردات خالص بوده، برای ۲۹ ماده دیگر ۵۰ درصد یا بیشتر وابسته بوده، و حتی با وجود اینکه دومین تولیدکننده بزرگ اکسیدهای خاکهای نادر استخراجی در جهان است، هنوز ظرفیت فرآوری داخلی کافی ندارد تا از وابستگی در مراحل پاییندستی اجتناب کند.
جنگ، آسیبپذیری را حادتر میکندوی در ادامه می گوید:جنگ این آسیبپذیری را تشدید میکند، زیرا تقاضای زمان جنگ اولویتهای سیاسی را تغییر میدهد. در اول مارس، یک روز قبل از آغاز حملات به ایران، پنتاگون از شرکتهای معدنی خواست پیشنهاداتی برای گسترش عرضه داخلی ۱۳ ماده معدنی حیاتی مورد استفاده در نیمهرساناها، تسلیحات و کالاهای استراتژیک دیگر ارائه دهند، از جمله گادولینیوم ، ساماریوم، ایتریوم، گرافیت، تنگستن و ژرمانیوم .مهلت ارسال پیشنهادات تا ۲۰ مارس بود، با بودجه توسعه بالقوه بین ۱۰۰ میلیون تا بیش از ۵۰۰ میلیون دلار. توالی این رویدادها اهمیت دارد زیرادرگیری ایران مشکل مواد آمریکا را ایجاد نکرد؛ بلکه نشان داد برنامهریزی نظامی، بازپرسازی صنعتی و وابستگی به مواد معدنی چقدر به هم نزدیک شدهاند.کمبودهای مشخص و فوریفوریترین نقطه درد، یک وابستگی مبهم به «خاکهای نادر» بهطور کلی نیست. بلکه کمبود مواد خاص و استراتژیک است که در اعماق زنجیرههای تأمین هوافضا و نیمهرسانا قرار دارند:- ایتریوم در پوششهایی استفاده میشود که موتورها و توربینها را از ذوب شدن در دماهای بالا محافظت میکنند؛ بدون اعمال منظم این پوششها، موتورها غیرقابل استفاده میشوند.- اسکاندیم نقشهای کوچک اما مهمی در فرآوری و بستهبندی تراشههای پیشرفته، آلیاژهای تخصصی هوافضا و سختافزار نسل جدید 5G ایفا میکند.
عرضه هر دو به شدت کاهش یافته است.صادرات محصولات ایتریوم چین به آمریکاتحلیلهای اقتصادی و سیاسی از ۳۳۳ تن در هشت ماه قبل از کنترلها به ۱۷ تن در هشت ماه بعد از آن افت کرد. قیمت اکسید ایتریوم جهش کرده و برخی شرکتهای آمریکای شمالی مجبور شدهاند تولید را متوقف یا عرضه را جیرهبندی کنند. این کمبود هنوز تولید موتور جت یا تراشه را در مقیاس بزرگ متوقف نکرده، اما فشار در حال حاضر محسوس است.راهبرد اولویتبندی آمریکا و پیامدهای آنوی در این تحلیل اورده است:کل تقاضای پنتاگون برای خاکهای نادر در واقع کمتر از 0.1% تقاضای جهانی است.این رقم اهمیت دارد زیرا به این معناست که واشنگتن هنوز میتواند برنامههای نظامی خود را در شرایط بحرانی با اولویتبندی حجمهای نسبتاً کوچک مواد برای دفاع حفظ کند.اما دقیقاً به همین دلیل پیامدهای غیرنظامی جدی میشوند. اگر دفاع در صف اول قرار بگیرد، کاربران تجاری نیازی ندارند که دسترسی خود را کاملاً از دست بدهند تا درد را احساس کنند. فقط کافی است اولویت را از دست بدهند. در یک محیط کمبود، تقاضای نظامی تقاضای غیرنظامی را نه با مصرف همهچیز، بلکه با مطالبه اول آنچه مهمتر است حاشیهنشین میکند.این اثر جبرانناپذیری پیامدهای بزرگی برای بخشهای فناوری پیشرفته آمریکا دارد. تقاضا برای مواد معدنی حیاتی قبلاً به دلیل الزامات نظامی و رشد در هوش مصنوعی، مراکز داده، انرژی هستهای و فناوریهای انرژی تجدیدپذیر در حال افزایش است. اگر جنگ طولانیمدت ایران پنتاگون را مجبور کند تا اولین حق تقدم را بر آهنرباها و مواد معدنی تخصصی کمیاب برای رهگیرها، رادارها، موتورها، سامانههای هدایت و تجهیزات مخابراتی تأمین کند، بار به بیرون منتقل میشود:
-زنجیرههای تأمین نیمهرسانا شکنندهتر میشوند.- تولید هوافضا آسیبپذیرتر میشود.- زیرساخت هوش مصنوعی ناگهان فرو نمیپاشد، اما ساختنش کندتر، مقیاسبندیاش پرهزینهتر و در معرض تریاژ سیاسی قرار میگیرد.- صنایع پیشرو نه به این دلیل که بیاهمیت میشوند، بلکه به این دلیل که دیگر اول نیستند، بازنده میشوند.مصالحهها: آمادگی همزمان در غرب اقیانوس آرامپیامدهای استراتژیک بهویژه در آسیا تند و تیز است، زیرا این اتفاق در بستر یک توازن نظامی رخ میدهد که در حال تنگتر شدن است. نیروی دریایی چین اکنون از نظر تعداد بزرگترین نیروی دریایی جهان است، با نیروی رزمی بیش از ۳۷۰ کشتی و زیردریایی، از جمله بیش از ۱۴۰ ناو رزمی سطحی عمده، و بخش بزرگی از ناوگان از کشتیها و زیردریاییهای مدرن چندمنظوره تشکیل شده است.این بدان معنا نیست که چین از آمریکا در سطح جهانی پیشی گرفته است. اما به این معناست که در یک رقابت نزدیک به آبهای خانگی چین، مجاورت و عمق صنعتی اهمیت فوقالعادهای دارند. اگر واشنگتن مجبور شود داراییهای پیشرفته، توجه صنعتی و تمرکز سیاسی خود را به سمت خلیج فارس منتقل کند، توازن اقیانوس آرام غربی در حاشیه تغییر میکند، حتی اگر بحرانی در آنجا رخ ندهد. مسئله قدرت مطلق نیست؛ مسئله آمادگی همزمان است.
سایه بر تایواناگر جنگ ایران هنگام رسیدن پنجره بعدی بازدید هنوز فعال باشد، بافت چانهزنی تغییر میکند.پس از کره جنوبی و ژاپن، سؤال بعدی که بهآرامی بر منطقه سایه انداخته تایوان است. تاکنون تایپه میگوید واشنگتن درباره انحراف تسلیحات اختصاصیافته به تایوان یا تجهیزات آمریکایی به خاورمیانه با آن تماس نگرفته، و نیروی هوایی تایوان اعلام کرده تحویل پهپادهای MQ-9B طبق برنامه پیش میرود. اما صرف مطرح شدن این سؤال، از نظر استراتژیک آشکارگر است.حتی بدون انتقال واقعی، صرف امکان اینکه داراییهای اختصاصیافته به تایوان روزی با انحراف، تأخیر یا تغییر اولویت مواجه شوند، همان نکته گستردهتر را تأکید میکند: جنگ طولانیمدت در خلیج فارس نهتنها مهمات و توجه آمریکا را مصرف میکند، بلکه سایهای بلندتر بر برنامهریزی بازدارندگی در غرب اقیانوس آرام میاندازد.اهمیت سفر ترامپ به چینبه همین دلیل است که سفر احتمالی ترامپ به چین فراتر از یک عکس رسمی اهمیت دارد. یک بازدید برنامهریزیشده در پایان ماه به تعویق افتاده، اما اگر جنگ ایران هنوز فعال باشد، بافت چانهزنی تغییر میکند.آمریکا بهعنوان یک قدرت شکستخورده به پکن نزدیک نمیشود، اما بیتفاوت نسبت به جریان پایدار موادی که اکنون هم بازپرسازی دفاعی و هم صنعت غیرنظامی پیشرفته را لمس میکنند نیز نخواهد بود. در این شرایط، خاکهای نادر و آهنرباها دیگر یک مسئله تجاری فنی نیستند و بخشی از یک مذاکره استراتژیک گستردهتر درباره تابآوری صنعتی، استقامت نظامی و ثبات ژئوپلیتیک میشوند.#ایران#چین#امریکا#جنگ 08:32 - 6 فروردین 1405