مادر شهیدی که با دستان خالی مسجد و مدرسه ساخت

عزت لطفی، مادر شهید مجید لطفی، زنی که با قلبی مملو از ایمان و عشق به وطن، نه فقط فرزندش را در راه دفاع از کشور فدا کرد، بلکه با دستان خالی و تلاش بی‌وقفه، مسجد و مدرسه‌ای بنا کرد تا چراغ علم و معنویت در دل مردم روشن بماند.
خبرگزاری فارس - اصفهان؛ بیش از ده سال است که او و خانواده‌اش مسیر تازه‌ای را در زندگی انتخاب کرده‌اند؛ مسیری که نامش نیکوکاری است و گره‌خورده با ایمان و عشق به وطن. عزت لطفی، مادر شهید نخبه مجید لطفی، یکی از زنان کم‌نظیری است که زندگی‌اش را وقف خیر و خدمت به مردم کرده است.روزگاری بود که او، زن ساده‌ای بود با قلبی بزرگ و دلی پرامید. آن روزها، وقتی پولی از پدرش به او به ارث رسید، تصمیم گرفت با آن پول مسجدی در محله قلعه گچ در کرمان بسازد، نه تنها سنگ بنای یک ساختمان را گذاشت، بلکه خانه‌ای از مهربانی و همدلی بنا کرد که امروز محل آرامش و درس برای بسیاری از مردم است. عزت همواره می‌گوید که هیچگاه برای خود چیزی نخواست و هرچه داشت را وقف مدرسه و مسجد کرد؛ جایی که معتقد بود می‌توان ریشه‌های معنویت و علم را در آنجا کاشت و شکوفا کرد.شوهرش سال‌ها در شرکت نفت کار می‌کرد و نان‌آور خانه بود. امروز که دیگر کنار او نیست، تنها از حقوق بازنشستگی‌اش بهره‌مند است و با همان ساده‌زیستی ادامه می‌دهد و تمام وجودش در یاد فرزندی است که در راه دفاع از کشور جانش را فدا کرد.شهید مجید لطفی، پسر خانم لطفی، جوانی بود که از کودکی در خانواده‌ای پر از عشق به علم و دانش بزرگ شد. او دانشجوی دانشکده نفت بود و در همان دوران، شور خدمت و ایثار در دلش شعله‌ور شده بود. او به همه نشان داد که می‌شود هم دانشمند بود و هم رزمنده، هم مهندس بود و هم سرباز وطن.
روایت زندگی شهید لطفی، داستانی از عزم، ایثار و ایمان است. روزی که به جبهه خرمشهر رفت، زخمی شد، اما این زخمی نشانه پایان راه نبود؛ بلکه نشانه‌ای بود برای ادامه مسیری که انتخاب کرده بود. درست در همان زمان که مجید در بیمارستان بستری بود، فرزندش مهدی به دنیا آمد؛ پسری که نامش یادگار حضور پدر در میان آنان بود و هر روز او را به یاد فرزند شهیدش می‌انداخت.مادر شهید لطفی، به یاد می‌آورد روزهایی که از بازگشت پرشور به جبهه جلوگیری کرد، چون تازه پدر شده بود و هنوز پاهایش به دلیل جراحات، توان کامل نداشت. اما شهید لطفی با ایمان راسخ پاسخ داده بود: مامان، امام گفته هر کس که توان دارد، باید به میدان برود. این جمله برای او مانند پیامی بود و در نهایت فهمید که پسرش تصمیمی دارد که از ایمان و عشق به وطنش برمی‌خیزد.زندگی در آبادان، شهری پر از سختی و چالش، برای خانواده لطفی یک آزمون بزرگ بود اما برای شهید لطفی و خانواده‌اش معنای دیگری داشت. پدر و پسر، هر دو نمازشان ترک نمی‌شد و همیشه پایبند به اصول دینی بودند. مادرش می‌گوید: حتی در میان سختی‌ها، جوانی و وسوسه‌های زندگی، راه پاکی را انتخاب کرده بود؛ راهی که در نهایت او را به شهادت رساند.مادر شهید لطفی می‌گوید: مجید مثل ستاره‌ای بود که همیشه در آسمان زندگی ما می‌درخشید. اخلاقش، ایمانش، همه چیزش ویژه بود.» او معتقد است که شهادت پسرش نه پایان راه، بلکه آغاز راهی است که به نام او رقم خورده است. امروز، وقتی نام پسرش به زبان می‌آید، همه از مردی سخن می‌گویند که زندگی‌اش پر بود از شجاعت، پاکی و عشق به وطن.
این مادر فداکار هر روز با یاد پسرش زندگی می‌کند و می‌گوید: من هرگز دنبال بزرگنمایی نیستم، اما وقتی سخن از پسر شهیدم به میان می‌آید، قلبم پر می‌شود از افتخار و اشک. او می‌داند که پسرش تنها فرزندش نبود؛ بلکه روحی بود که در میان آتش و خون، چراغ راهی شد برای همه آن‌هایی که به وطن عشق می‌ورزند.زندگی عزت لطفی پر از فراز و نشیب بود، اما او هرگز ناامید نشد. در آبادان، جایی که زندگی در آن سخت و پرخطر بود، مجید از کودکی با شرایط سخت آشنا شد. او نه تنها تحصیل کرد، بلکه دل در گروی وطنش سپرد. پدرش نیز مردی معتقد و متعهد بود که نمازش ترک نمی‌شد و این ایمان را به فرزندانش نیز منتقل کرد.عزت از آن روزها می‌گوید: زندگی در آبادان خیلی سخت بود. مردم زیاد به دین پایبند نبودند، اما مجید و پدرش همیشه نمازشان ترک نمی‌شد. مجید هیچ وقت اهل ولخرجی یا خوش‌گذرانی نبود. انگار برای کارهای بزرگ ساخته شده بود. او همیشه می‌خواست در راهی برود که بتواند خدمت کند، بتواند از وطنش دفاع کند.وقتی مجید به جبهه رفت، خانواده‌اش نگران بودند. او نه تنها مهندس بود بلکه روحیه‌ای داشت که رزمندگان را شگفت‌زده می‌کرد. زخمی شدنش در جبهه نیز مانع ادامه راهش نشد؛ او دوباره بازگشت و حتی با وجود نوزادی که تازه به دنیا آمده بود، مجدداً به میدان جنگ بازگشت.فرزند مجید، مهدی، یادگاری است از پدرش که همچنان به زندگی ادامه می‌دهد و نام پدر را زنده نگه می‌دارد. عزت با افتخار می‌گوید: مهدی اکنون خلبان است و نام پدرش را با افتخار به دوش می‌کشد. این برای من بهترین هدیه است.
زندگی مادر شهید مجید لطفی امروز میان یادبودهای پسر شهیدش و تلاش برای خدمت به مردم می‌گذرد. مسجدی که ساخته، مدرسه‌ای که کمک کرده، همه بخشی از راهی است که به یاد مجید و همه شهدای وطن آغاز کرده است.روایت زندگی او، داستان مادری است که با تمام وجود فرزندش را در راه حق و دفاع از وطن تقدیم کرد و اکنون با دلی پر از افتخار و دلتنگی، راه او را ادامه می‌دهد.#دفاع_مقدس #ایران #مدرسه_ساز #خیر #مسجد
08:01 - 27 مهر 1404
فرهنگ
استان ها
اصفهان