از نمایندگی مردم تا برانگیختگی ملی

خوانشی منظومه‌ای از پیام‌های رهبر انقلاب#یادداشت #محسن_دوباشیپیام‌های رهبر انقلاب را می‌توان در سطح نخست، متن‌هایی مناسبتی دانست؛ پیام‌هایی که به مناسبت آغاز دوره‌ای از مجلس، رخدادی ملی، حادثه‌ای تاریخی یا مقطعی اجتماعی صادر می‌شوند. اما توقف در این سطح، خطای تحلیلی مهمی است. این پیام‌ها، اگر در پیوند با یکدیگر خوانده شوند، صرفاً حامل توصیه‌های اخلاقی یا سیاسی مقطعی نیستند؛ بلکه قطعاتی از یک منظومه فکری درباره نسبت #مردم، #حکمرانی، #روایت، #امید و #نقش‌آفرینی ملی‌اند.در این منظومه، مردم تنها «موضوع سیاست‌گذاری» نیستند. مردم صرفاً جمعیتی نیستند که باید برای آنان تصمیم گرفت، به آنان خدمت رساند یا از آنان رأی گرفت. مردم در این خوانش، منبع اعتبار حکمرانی، میدان ظهور فضیلت، موتور امید اجتماعی و نیروی اصلی #پیشرفت کشورند. از همین نقطه است که باید نسبت میان «نمایندگی مردم» و «برانگیختگی ملی» را بازخوانی کرد.پیام اخیر رهبر انقلاب به مناسبت سالروز افتتاح مجلس شورای اسلامی و آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم، از همین منظر اهمیت دارد. در ظاهر، پیام درباره مجلس است؛ اما در عمق، درباره نسبت مجلس با ملت است. مجلس شورای اسلامی در این پیام، صرفاً یکی از ارکان رسمی نظام سیاسی معرفی نمی‌شود، بلکه «عصاره ملت»، «مظهر مردم‌سالاری دینی» و «رکن قانون و قانون‌گذاری» خوانده می‌شود. این ترکیب مفهومی، مجلس را در جایگاهی فراتر از یک نهاد اداری یا قانون‌نویس قرار می‌دهد. مجلس باید محل تبدیل اراده، فضیلت و بلوغ مردم به قانون، نظارت و تصمیم عمومی باشد.
اینجا معنای نمایندگی تغییر می‌کند. نماینده مردم فقط کسی نیست که با رأی مردم وارد مجلس شده است. نمایندگی، در این سطح، یک نسبت حقوقی صرف نیست؛ یک نسبت اخلاقی، اجتماعی و تمدنی است. نماینده حقیقی ملت باید بتواند ظرفیت‌های نهفته ملت را بفهمد، دردهای واقعی مردم را به زبان قانون ترجمه کند، از سطح منافع محلی و جناحی فراتر برود، و در لحظه‌های حساس، شأن مردم را در ساخت حکمرانی نمایندگی کند.بنابراین، پرسش اصلی فقط این نیست که مجلس چه تعداد قانون تصویب می‌کند یا چند جلسه نظارتی برگزار می‌شود. پرسش جدی‌تر این است: آیا مجلس در تراز مردمی که نمایندگی آنان را بر عهده دارد عمل می‌کند؟ آیا فضائل ملت در رفتار، اولویت‌ها، ادبیات و تصمیم‌های مجلس بازتاب پیدا می‌کند؟ آیا مجلس توانسته است ایمان، امید و عمل مردم را به سیاست عمومی مؤثر تبدیل کند؟نقطه کانونی پیام، همین‌جاست: رهبر انقلاب از مردمی سخن می‌گویند که در مقطع اخیر، «عیار باطنی و جوهره» آنان در ایمان، امید و عمل آشکار شده است. این تعبیر، صرفاً ستایش عاطفی از مردم نیست. این یک گزاره راهبردی درباره سرمایه اجتماعی ملت ایران است. یعنی در شرایط فشار، تهدید، جنگ روایت‌ها و آزمون‌های سنگین، ظرفیت درونی مردم نه تنها فرو نریخته، بلکه سطح تازه‌ای از خود را آشکار کرده است.
از این منظر، «ارتقاء تراز مردم» یکی از مهم‌ترین مفاهیم پیام است. اگر مردم در میدان آزمون، تراز بالاتری از ایمان، امید و عمل را نشان داده‌اند، نتیجه آن نباید فقط تقدیر لفظی از مردم باشد. پیامد واقعی این گزاره، مطالبه ارتقاء تراز حکمرانی است. مردمی که رشد کرده‌اند، نهادهای رشدیافته می‌خواهند. مردمی که در لحظه‌های حساس ایستاده‌اند، مجلسی در تراز ایستادگی می‌خواهند. مردمی که امید را در میدان حفظ کرده‌اند، سیاست‌گذاری امیدآفرین می‌خواهند. مردمی که عمل کرده‌اند، حکمرانی عمل‌گرا و مسئله‌حل‌کن می‌خواهند.ضعف بسیاری از خوانش‌های رسمی از چنین پیام‌هایی این است که مردم را فقط در مقام تحسین می‌بینند، نه در مقام معیار. وقتی گفته می‌شود مردم ارتقاء یافته‌اند، این جمله نباید به یک عبارت تزئینی تبدیل شود. این جمله یعنی مردم اکنون شاخص سنجش نهادها هستند. مجلس، دولت، رسانه، نخبگان و دستگاه‌های اجرایی باید با این پرسش روبه‌رو شوند که آیا آنان نیز به اندازه مردم رشد کرده‌اند یا نه.در این چارچوب، سه‌گانه «ایمان، امید و عمل» نیز اهمیت بنیادین دارد. ایمان، جهت حرکت را روشن می‌کند. امید، امکان تداوم حرکت را می‌سازد. عمل، سرمایه درونی جامعه را به اثر بیرونی تبدیل می‌کند. جامعه‌ای که ایمان دارد اما امید ندارد، فرسوده می‌شود. جامعه‌ای که امید دارد اما عمل ندارد، در سطح آرزو باقی می‌ماند. جامعه‌ای که عمل دارد اما ایمان و جهت ندارد، دچار پراکندگی و بی‌ثباتی می‌شود. قدرت اجتماعی زمانی ساخته می‌شود که این سه عنصر در کنار هم قرار گیرند.
پیام رهبر انقلاب، از این منظر، دعوت به دیدن مردم در سطحی بالاتر است. مردم فقط مخاطبان پیام نیستند؛ خود آنان بخشی از پیام‌اند. ملت ایران در میدان فشار و تهدید، خود را روایت کرده است. این روایت، فقط برای مصرف داخلی نیست؛ به تعبیر پیام، عیار ملت به دوست و دشمن ثابت شده است. یعنی مردم، در لحظه آزمون، به یک نشانه راهبردی تبدیل شده‌اند؛ نشانه‌ای از زنده بودن ایمان، پایداری امید و امکان عمل جمعی.اینجاست که نسبت میان نمایندگی مردم و برانگیختگی ملی روشن می‌شود. نمایندگی، اگر در سطح شکلی و انتخاباتی باقی بماند، نمی‌تواند برانگیختگی ملی ایجاد کند. اما اگر نمایندگی به معنای اتصال واقعی فضائل مردم به ساخت تصمیم‌گیری کشور باشد، مجلس می‌تواند یکی از کانون‌های فعال‌سازی امید و نقش‌آفرینی ملی شود. مجلس در این معنا، فقط محل تصویب قوانین نیست؛ محل تبدیل ظرفیت اجتماعی ملت به اراده حکمرانی است.این خوانش، برای خود مجلس نیز پیام روشن دارد. مجلس در تراز این پیام، باید از سه آسیب فاصله بگیرد: اول، تقلیل نمایندگی به رقابت‌های سیاسی و منطقه‌ای؛ دوم، غفلت از مسائل اصلی مردم و گرفتار شدن در دستورکارهای کم‌اهمیت؛ سوم، بی‌توجهی به نقش امیدآفرین قانون‌گذاری و نظارت. قانونی که مسئله واقعی مردم را حل نکند، نظارتی که به اصلاح حکمرانی منجر نشود، و ادبیاتی که اعتماد عمومی را تقویت نکند، در تراز مردم ارتقاءیافته نیست.
از سوی دیگر، این پیام فقط خطاب به مجلس نیست. نخبگان، رسانه‌ها، فعالان اجتماعی و نهادهای فرهنگی نیز باید آن را جدی بگیرند. اگر مردم در میدان، ظرفیت تازه‌ای از خود نشان داده‌اند، وظیفه نخبگانی ما فقط توصیف این ظرفیت نیست؛ باید آن را صورت‌بندی، تقویت، سازمان‌دهی و به میدان‌های تازه نقش‌آفرینی متصل کرد. برانگیختگی ملی با شعار ساخته نمی‌شود؛ با فهم دقیق مردم، طراحی میدان‌های واقعی، تولید روایت‌های معتبر و ایجاد مسیرهای مشارکت مؤثر ساخته می‌شود.بنابراین، پیام اخیر را باید نه صرفاً به‌عنوان یک متن مناسبتی درباره مجلس، بلکه به‌عنوان حلقه‌ای از یک منظومه بزرگ‌تر فهم کرد: منظومه‌ای که در آن مردم، نقطه آغاز و پایان حکمرانی دینی‌اند؛ مجلس، محل تبدیل اراده مردم به قانون است؛ امید، زیرساخت کنش ملی است؛ و نقش‌آفرینی مردم، معیار زنده بودن نظام اجتماعی و سیاسی کشور است.اگر بخواهیم این پیام را در یک گزاره فشرده کنیم، می‌توان گفت: رهبر انقلاب در این پیام، مجلس را به مردم ارجاع می‌دهند و مردم را به‌عنوان معیار تراز حکمرانی معرفی می‌کنند. این یعنی نمایندگی حقیقی، تنها با رأی آغاز می‌شود، اما با فهم فضائل ملت، حل مسائل مردم، تقویت امید عمومی و گشودن میدان‌های نقش‌آفرینی ملی معنا پیدا می‌کند.از این‌رو، مسیر آینده تحلیل این پیام‌ها باید از شرح عبارات فراتر برود و به استخراج یک دستگاه فکری منسجم برسد؛ دستگاهی درباره مردم، حکمرانی، روایت و پیشرفت. در این دستگاه، مردم نه حاشیه سیاست‌اند و نه صرفاً موضوع حمایت؛ مردم، متن اصلی حکمرانی‌اند. هر نهادی که در تراز این مردم قرار نگیرد، دیر یا زود از واقعیت اجتماعی کشور عقب خواهد ماند.این، معنای جدی «در تراز مردم» بودن است.
21:02 - 7 خرداد 1405
سیاست
امام و رهبری
مجلس

1 بازنشر5 واکنش
270٫6k بازدید



5 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌بیسیم چی‌
@Bicimchi7 خرداد 1405
در پاسخ به
تصویر نمایه‌ی ‌بیسیم چی‌
بیسیم چی

@Bicimchi  •  3 خرداد 1405

تعیین تکلیف کسبه متخلف خیابان ۲۰ متری افسریه
مطالبه

تعیین تکلیف کسبه متخلف خیابان ۲۰ متری افسریه

متاسفانه شهرداری منطقه ۱۵ تهران با کوتاهی در برخورد با کسبه متخلف خیابان ۲۰ متری افسریه که با سد معبر ، باعث اخلال در رفت و آمد و ترافیک در این خیابان می شود ، هیچ گونه برخوردی نمی کند. این درحالیست که اکثر مغازه ها ، با بستن خیابان تا ۶ متر در روبروی مغازه خود ، با نصب رگال و دیوارهای کوچک ، عملا خیابان را به مغازه خود تبدیل کرده اند. چرا هیچ نهادی علی الخصوص شهرداری با این اقدام برخوردی نمی کند ؟ #حق_الناس #حقوق_شهروندی #شهرداری_تهران #سد_معبر

شهرداری تهران، اماکن عمومی

100
گزارش از مطالبه
1000
پیگیری از مسئول مربوطه

@Mr1380438 خرداد 1405
در پاسخ به
بله

@Amirhossein_ja8 خرداد 1405
در پاسخ به
نمایندگان محترم نگران وظیفه خودتان در این برهه حساس تاریخ ایران باشید و هرچه سریعتر قانون مدیریت تنگه هرمز را تصویب کنید تا به ابزار چانه زنی در مذاکرات تبدیل و منافعش لوث نشود

@user1778170387218 خرداد 1405
در پاسخ به
متاسفانه مجلس نماینده مردم نیست ! دشمن ملت‌شده ! این وضع کنونی حاصل تصویب چشم بسته همه طرح ها و بودجه کلان و ... توسط مجلس است حتی مجلس موافقت کزد با جهش چند برابری ارز رسمی !! رای اعتماد به وزرا و امثال همتی ! و ...

@Hando19 خرداد 1405
در پاسخ به
نمایندهای مردم در کف خیابان ها هستند نه در مجلس