از تریبون تا صحنه نبرد معنا
یادداشت هفتم از دفتر سوم روایت سازی راهبردی#یادداشت #محسن_دوباشیعنوان فرعی: روایت در سیاستگذاری رسانهای؛ رسانه بهمثابه میدان روایت مقدمه: رسانه فقط حامل پیام نیست؛ خودش پیام استدر فضای رسانهای امروز، رسانهها صرفاً نقش «انتقالدهنده اطلاعات» ندارند. آنها بستر شکلگیری، تکوین و رقابت روایتها هستند. رسانه نه فقط انتقالدهنده پیامهای روایی، بلکه خود بهمثابه «راوی فعال» در میدان حکمرانی معنا ایفای نقش میکند.از همین رو، سیاستگذاری رسانهای باید در امتداد سیاستگذاری روایی تعریف شود. رسانهها دیگر فقط درباره روایتها گزارش نمیکنند؛ آنها خود روایت را میسازند، روایت را برمیکشند یا تحریف میکنند.سه سطح حضور روایت در رسانهدر نسبت روایت و رسانه، میتوان سه سطح اصلی را شناسایی کرد:۱. روایت در رسانه (روایت بهعنوان محتوا)۲. روایت از طریق رسانه (رسانه بهعنوان ابزار)۳. روایت بهمثابه منطق حاکم بر رسانه (رسانه بهعنوان میدان)اکثر سیاستگذاریها در ایران در دو سطح اول متوقف میمانند: چه بگوییم؟ در چه قالبی بگوییم؟ اما سطح سوم، یعنی اینکه خود «رسانه» چگونه روایت میسازد، چطور اولویتگذاری میکند، چه زاویهای دارد، و چگونه ساخت ذهن مخاطب را هدایت میکند، مغفول مانده است. چالشهای سیاستگذاری رسانهای در غیاب نظام روایتدر شرایط کنونی ایران، چند آسیب جدی قابل اشاره است: • روایتگری منفعل و دیرهنگام در رسانه ملی در بحرانها • روایتگری بیهویت در پلتفرمهای دیجیتال داخلی • نبود الگوی یکپارچه و خط روایی مستمر • گسست میان روایت رسمی با روایت مردمی • فقدان آموزش راویان رسانهای در لایه نخبگان و برنامهسازاناین آسیبها نه فقط ضعف رسانهای، بلکه نشانه نبود «سیاست روایی در رسانه» است.راهبردهایی برای پیوند سیاست رسانهای با حکمرانی روایی۱. تعریف مأموریتهای روایی برای رسانهها (نه فقط جدول پخش یا آمار بازدید)هر رسانه باید مأموریتی در امتداد روایت تمدنی جمهوری اسلامی داشته باشد. این مأموریت میتواند روایت مقاومت، روایت هویت زن مسلمان، روایت ایران نوین، روایت شهدا، روایت پیشرفت مردمی، روایت تاریخ اسلام و… باشد.۲. طراحی نقشه روایت رسانهای ملیباید به جای تولید محتواهای جزیرهای و مقطعی، «نقشهای راهبردی» برای روایت رسانهای کشور طراحی شود. این نقشه پاسخ دهد به: • چه روایتهایی باید تقویت شوند؟ • چه روایتهایی باید تضعیف یا خنثی شوند؟ • چه رسانههایی، در چه سطحی، چه مأموریتی دارند؟ • در چه قالبی روایتسازی انجام شود؟ (مستند، سریال، گزارش، روایت دیجیتال، انیمیشن،…) ۳. بازآفرینی هویت رسانههای رسمی بهمثابه راویان قابل اعتمادمهمترین بحران رسانههای رسمی، بحران اعتبار است. سیاستگذاری روایی باید رسانه را به سمت «راوی قابل اعتماد» هدایت کند؛ با صداقت، همدلی، سرعت، کیفیت روایت، تعدد زاویه و پرهیز از تحریف.
۴. حمایت از رسانههای مردمی روایتمحورفضای رسانهای محدود به صداوسیما و خبرگزاری و رسانه های رسمی نیست. روایتهای اصیل گاه در صفحات اینستاگرامی، کانالهای تلگرامی، پادکستهای مردمی و روایتگران میدانی جریان دارد. سیاست رسانهای باید این ظرفیتها را شناسایی، توانمندسازی و پیوند دهد، نه اینکه صرفاً کنترل یا انکار کند.۵. پرورش نسل راویان رسانهایبه جای آموزش صرف مجری، گوینده یا خبرنگار، باید «راوی رسانهای» تربیت کرد: کسی که میداند کدام داستان را با چه زبانی، برای چه مخاطبی، در چه لحظهای، با چه حس و زاویهای روایت کند. این مهارت، هم در دانشگاهها و هم در شتابدهندهها و کانونهای روایتمحور قابل توسعه است.۶. ارزیابی رسانهها با شاخصهای روایتمحورشاخص موفقیت یک رسانه باید فراتر از «میزان بازدید یا جذب مخاطب» باشد. باید ببینیم: • چقدر روایت ساخت یا تقویت کرد؟ • چقدر تصویر ایران را در ذهن مخاطب ارتقا داد؟ • چقدر حافظه جمعی را جهت داد؟ • چقدر روایت دشمن را تضعیف کرد یا خنثی ساخت؟ • چقدر مخاطب را از مصرفکننده به کنشگر روایت تبدیل کرد؟
جمعبندی: رسانه، میدان جنگ روایتهاستدر جهانی که معنا، قدرت نرم و افکار عمومی مهمتر از قدرت نظامیاند، رسانهها به سنگرهای خط مقدم تبدیل شدهاند. اگر رسانه را همچنان صرفاً «ابزار» یا «بلندگو» بدانیم، درک ما از حکمرانی روایت سطحی خواهد ماند.رسانه، خود میدان روایت است؛ و سیاستگذاری رسانهای باید با درک این حقیقت، بازطراحی شود: نه برای تنظیم برنامه پخش، بلکه برای هدایت روایت در سپهر عمومی.در پایان دفتر سوم، تاکنون سه سطح اصلی سیاستگذاری روایت را بازخوانی کردیم و تلاش بر ترسیمی از آن داشتیم:۱. سیاستگذاری در سطح کلان حکمرانی۲. سیاستگذاری در مواجهه با بحرانها۳. سیاستگذاری در عرصه فرهنگ و رسانهدو سطح دیگر، یعنی نهادسازی روایت و روایتسازی مردمی، موضوعاتی است که باید به صورت مجزا مورد بررسی و دقت قرار گیرد.
07:06 - 16 شهریور 1404