رضا عطاران در «اجل معلق» هم نتوانست خنده بگیرد!
رضا عطاران در «اجل معلق» تلاش میکند با فرشته مرگ شوخی کند و از دل فقر، لبخند بیرون بکشد؛ اما حاصل، طنزی بیرمق و شعاری است که کمتر کسی را میخنداند.
خبرگزاری فارس ـ سینما: رضا عطاران، هنرمندی که تقریباً همه مردم ایران با او خاطراتی شیرین از جنس خنده و شادی دارند، بهتازگی در سریالی با نام «اجل معلق» ایفای نقش کرده است؛ اثری که از طریق شبکه نمایش خانگی فیلمنت پخش میشود.اگر بخواهیم بنمایه داستان این سریال را در چند جمله خلاصه کنیم، باید گفت که کشمکش اصلی آن تکراری، کلیشهای و تا حدی برگرفته از فیلم سینمایی «اخلاقتو خوب کن» است. با این تفاوت که در آن فیلم، رضا عطاران نقش فرشته مرگ را ایفا میکرد و در کنار حامد کمیلی قرار داشت؛ کمیلی نیز از ارتباطش با فرشته مرگ برای رسیدن به اهداف عاشقانه و دراماتیک خود بهره میبرد. اما در «اجل معلق»، عطاران تلاش دارد از این ارتباط برای فرار از فقر و تنگدستی استفاده کند و بهطور نمادین نشان دهد که فقر میتواند منشأ بسیاری از بدیها باشد.شوخی با فقر او میکوشد با فقر و فلاکت شوخی کند، اما نتیجهاش در مواردی برعکس عمل میکند و چهرهای خشن و ترسناک با چاشنی طنز از فقر به تصویر میکشد. برای ایجاد کشش در روایت، داستان به خردهداستانهایی متوسل میشود؛ از جمله نخستین روحی که داوود (شخصیت اصلی) میبیند و با کمک او به خانهاش میرود تا جای پولها را به وارثانش نشان دهد، یا رفتن به سراغ مدیر کارگاهی که از آن اخراج شده است.
داستانی تکراری از مرگاستفاده از مرگ، ارتباط انسان با فرشته مرگ و نقطه تحولی که از این رابطه شکل میگیرد، خط روایی پرتکراری در آثار مشابه است. در اینجا نیز تلاش شده با نگاهی کاریکاتورگونه به فقر، در کنار ایجاد لحظاتی طنزآمیز، نوعی نقد اجتماعی نیز ارائه شود. اما این نگاه در بسیاری از موقعیتها چندان موفق نبوده و اصطلاحاً «تو چشم» است. حتی استفاده از دیالوگهای کلیشهای با مضامین سیاسی و اجتماعی هم نتوانسته آنطور که باید مخاطب را درگیر کند.دیالوگهای انتقادی کلیشهایدر قسمت هفتم، وقتی داوود پولها را پیدا میکند، فرشته مرگ به او میگوید: «اگر اهل نماز و عبادت بودی، دست به بیتالمال نمیزدی.» و داوود پاسخ میدهد: «ما که الان داریم میبینیم، هر کی که اختلاس میکنه، نماز هم میخونه!» این دیالوگ نمونهای از تلاش سریال برای ورود به مباحث اجتماعی-سیاسی است که بیشتر از آنکه تأثیرگذار باشد، شعاری به نظر میرسد.همچنین حجم زیادی از دیالوگهای بین شخصیتها لحن مؤدبانهای ندارند؛ گاه شامل الفاظ رکیک و شوخیهای لفظی ناپسند هستند که از چارچوب یک طنز سالم فاصله میگیرد.اولی خوب بود اما دومی نه!این دومین تجربه رضا عطاران در شبکه نمایش خانگی است. تجربه نخست او در سریال «دفترچه یادداشت»، از نظر فیلمنامه و ساختار، اثری موفقتر و منسجمتر بود. در مقابل، «اجل معلق» فرمی ساده و ابتدایی دارد. موضوع اصلی آن نیز کشش چندانی ندارد؛ چرا که مرگ، همواره نقطهای پایانی است و فردی که با آن مواجه میشود، یا باید دچار تحول شود یا به رستگاری برسد و این سیر تحولی در سریال نمود چندانی ندارد.
تصویر سازی فانتزی از مرگبا توجه به اینکه تصویری که از مرگ میسازد فانتزی است و در بخشهایی برای خنداندن قبح برخی از ساختارهای ذهنی نسبت به مرگ را میشکند به طور مثال داوود با فرشتههای زن به راحتی ارتباط میگیرد و با نام عسل صدایش میزند و این فرشته هم با شکل و شمایلی مثل سلبریتیهای فضای مجازی حاضر میشود.با این حال، رضا عطاران با تمام توان، بار این سریال را به دوش میکشد. حتی دیالوگ معروفش که گفته بود «من برای خندوندن مردم، شلوارمم درمیارم»، در این اثر بهطور عینی به نمایش گذاشته شده است.انتظار میرفت که...عادل تبریزی، کارگردان «اجل معلق»، در این اثر مسیری متفاوت از دیگر آثارش چون «گیجگاه» و «مفتبر» در پیش گرفته است. «گیجگاه» با اتکا به فرم نوستالژیک دهه شصت، فیلمنامهای قابلقبول و بازیهای موفقی از حامد بهداد و باران کوثری، اثری موفق بود. اما «مفتبر» دچار افت شدیدی شد، و حالا «اجل معلق» نیز نتوانسته در فضای کمدی، مخاطب را با خود همراه کند. این اثر دچار نوعی سردرگمی روایی است و در همهی ابعاد از جمله فیلمنامه، فرم و قاببندی اثری بیجان و پراکنده به نظر میرسد.انتظار میرفت که رضا عطاران در قامت مشاورکارگردان با تجربههایی چون «ترش و شیرین»، «بزنگاه»، «خانه به دوش»، «متهم گریخت» و ... معضلات اجتماعی را کاریکاتوری به نمایش گذاشته است.#رضا_عطاران#اجل_معلق#عادب_تبریزی 11:41 - 18 تیر 1404