غرب بدنبال معاهده منع گسترش سلاحِ الله اکبر
علوم سیاسی شاخه ای دارد به نام روابط بینالملل و یک نظریه دارد به نام «توازن قوا». جان کلامش این است که در دنیای جنگل مأب امروزی، اگر سلاح متناسبی برای خود پیدا نکنید خورده میشوید. ترامپ و وزیر جنگش و کارشناسان کاخ سفید هم حتما بر اساس این نظریه تحلیل کردهاند. خب حق دارند؛ چه کسی باور میکند دو قدرت هستهای به کشوری که داوطلبانه عضو پیمان منع گسترش سلاح هستهای شده است حمله کند و بجای نالههای ملتماسانه، «الله اکبر» پاسخ بگیرد. اصلا هستهای به کنار، غول جنگندههای جهان به سراغ آسمان بیدفاع (به قول خودشان) آمده و هنوز سرنوشت قطعات میلیون دلاریاش معلوم نیست. موشکهایی که تا دیروز در رسانههایشان آبگرمکن صدا میشد چهار لایه پدافند نامدار و اسم و رسم دار را دریبل میکند و به چهارطاق دروازه مینشیند. نیروی دریایی نابود شده ما همچون ارواح سرگردان با یک دست گلوی تنگه را سفت چسبیده و با دیگری به شناورهای سرکش سیلی میزند. شمار کشورهایی که پایگاه آمریکا در آن آتش گرفته از تعداد کشورهای عضو پیمان ابراهیم درحال پیشی گرفتن است. حالا دیگر چطور میشود نظریه توازن قوا را منطقی جلوه داد. آنها که به غیب ایمان ندارند، صحنه را اینطور میبینند که آنطرف ناو هواپیمابر با پنج هزار خدمه راهی ایران میکند، تو میگویی الله اکبر؛ جنگنده فوق مدرن سراغت میفرستد میگویی الله اکبر؛ رهبر و فرماندهانت شهید میشوند باز هم الله اکبر؛ مگر این الله اکبر چیست که چنین توازنی با قوای بمبهای هستهای ایجاد کرده است. این سلاح را رهبر شهیدمان به ما دادند که از هر موشک و جنگنده و ناوی خطرناکتر است. گویی آنها زین پس مجبورند معاهده منع گسترش سلاح «الله اکبر» را هم راه بیاندازند.
07:14 - 20 مارس 2026