«صلح با عدالت»، مانع «جنگ بی‌نهایت»!

امروز ما با جریانی در بطن ساختارمملکت مواجه هستیم که بیش ازهر جریان معارضی، بقای ملی و اقتدارنظام را با چالشی بنیادین روبه‌رو می‌کند؛ زیرا بخشی از نظام اسلامی شناخته می‌شود.جریانی که شاید بتوان آن را شبیه یک «انجمن مدرن فریب» نامید؛از قبیل امتداد انجمن «حجتیه» یا سازمان «منافقین» که در حقیقت «شیفتگان غرب» بودند؛ اما ظاهر مسلمانی خود را با استدلال‌های وارونه نگهداری می‌کردند و با بازتولید نحله‌های دغل‌کارانه‌ی «بهائیان» در صیانت از منافع انگستان پیشین و حالا هم در نقش حافظ منافع آمریکاواسرائیل عمل می‌کنند.مشخصه کلی این‌ها، نفی «مقاومت» با شعار «مسالمت» در برابر گردن‌کشان آمریکایی_صهیونی و سازش و تمکین مسلمانان به ساختارهایی است که نماد مدیریتی جهانی آن‌ها مثلث شرارت و خباثت و جنایت (ترامپ_اپستین_نتانیاهو) می‌باشند.این‌ها در پی احیای نوعی جاهلیت مدرن با توجیه هرنوع ستم‌گری و فسادوفحشای تحمیل شده از سوی مستکبران بر جهانیان هستند تا اردوگاه مستضعفان، مظلومان، عدالت‌خواهان و حق‌طلبان به تقابل با سلطنت ابلیسیان نپردازند.خطر این جریان «میانجی حق_و_باطل و عدل_و_ظلم» در چیست؟ ۱. ایدئولوژی پذیرش «ستم دائمی»:در منظومه فکری این جریان، دیپلماسی و همزیستی مسالمت‌آمیز، هیچ نشانه‌ای جز «ذلت‌پذیری» ندارد و لگدکوب نمودن جانفشانی رزمندگان مدافع وطن، شگرد همیشگی آن‌هاست!این‌ها با ترویج سازش مطلق با فقروفسادوفحشاوظلم در کل جهان، به دنبال کشاندن کشور به ورطه‌ای از ضعف و ذلت‌پذیری هستند تا زورگویان مفسدوجنایت‌کار صهیونی بتوانند در هر لحظه و به هرنحوی که اراده کنند با تجاوز و جنگ‌افروزی علیه ایران، ایرانیان را به اسارت و و نوامیس مسلمانان را به بردگی بگیرند.
از نگاه اینان، حالا که آمریکاسرائیل با جنگ نتوانستند ملت ایران را تسلیم کنند، باید با تحمیل هرگونه مذاکره‌ای، به‌مثابه ابزار سیاسی، مسئولان کشور را هم به خیانت نسبت به آرمان‌های انسانی_الهی و منافع ملی وابدارند و هم بستر جنگ‌افروزی‌های بعدی را برای دشمنان بشریت همواره مهیا سازند. ۲. خوانش آخرالزمانی صهیونیست‌ها برای تقابل با عقلانیت اسلامی_انسانی انقلابیون:تفکر نژادپرستانه آخرالزمانی جریان ابلیسی "ترامپ_اپستین_نتانیاهو" که بزرگ‌ترین مانع منطقی برای بقای انسانیت انسان‌هاست و کینه ذاتی دیرینه با آزادگی و نجابت ملل‌مسلمان، از جمله شیعیان دارد، از نگاه سیاسی_اقتصادی این «انجمن فریب»، اساساً «منافع ملی» ما در همراهی با همین ابلیسیانی تعریف و تأمین می‌شود؛ زیرا در تحلیل فرجام‌شناسانه ضدتوحیدی، آن‌ها "صاحبان جهان و اربابان جهانیان" بوده و هستند؛لذا حفظ زیرساخت‌های کشور، بقای اقتصادما در دست کارگزاران مطیع غرب و نیز جان شهروندان ایران، نه در اخراج بیگانگان از منطقه، بلکه در پناه آمریکاسرائیل تعریف می‌شود و بس! ۳. ولایت‌مداریِ ابزاری با تفسیر به رأی:این جریان، البتّه معمولاً در ظاهر، خودش را همراه نظام نشان می‌دهد، اما با تفسیر به رأی بیانات امام شهید و مقام امامت جدید، عملاً منویات بیگانگان و منافع باندی و مادی خویش را پی می‌گیرد.این‌ها با سرمشق قراردادن افرادی مانند "سریع‌القلم، سروش و نظایر آن‌ها" به عنوان «پدران معنوی» خویش، عملاً جایگاه جهانی ولایت‌فقیه و رهبری اقتدارآفرین نظام را تضعیف کرده و با "تحریف خط روشن ولی‌فقیه"، تسلیم کردن مملکت به اشرارجهانی را تئوریزه و توجیه می‌کنند.این شیطنت در تلفیق منافع ایران با ابلیسیان جهان، خطرناک‌ترین نوع نفاق سیاسی_اجتماعی است.
۴. گروگان‌گیری مملکت با فریب توده‌های خاموش:این «انجمن فریب» با در اختیار داشتن تریبون‌های وسیع رسانه‌ای [این‌سو_آن‌سوی مرز] و شبکه‌های اجتماعی آلوده‌ی ایران‌ستیز و نیز سازوکارهای تشکیلات باندی خودشان [مثلاً در کافه‌ها]، قشری از جامعه مرفه یا رفاه‌طلبان ساده‌لوح را چنان تهییج می‌کنندکه عملاً فدائیان وطن و مدافعان ایران را "خطرجنگ" تلقی کنند و آمریکاسرائیل را پناهگاه "صلح و امنیت" جهان بنمایانند تا مردم با وحدت‌ملی خویش از نظام اسلامی در تصمیم‌گیری‌های کلان و بن‌بست‌شکنی‌های قهرمانانه مدافعان میهن، حمایت نکنند.این‌ها با فشارتبلیغاتی رنگارنگ، «هرنوع عقب‌نشینی از اصول» در برابر زورگویان مفسدجهانی را، نوعی "انعطاف منطقی" جلوه می‌دهند. ‌۵. التقاط ویرانگر:این جریان با تعریف گستره‌ای نامتناهی از مفهوم «خودی» و انکار سرسختانه «غیرخودی‌ها»، حتی ترامپ را هم برای تعامل، «خودی» دانسته و دنباله‌روی از زیاده‌خواهی استکبارصهیونی را "میانه‌روی و خِرَدورزی" می‌نامد."این‌ها" با تطهیر دشمنان و منفور کردن انقلابیون، عامل اساسی فریب و جذب سرسپردگان به جاسوسان بیگانه هستند!هدف نهایی این‌ها، ممانعت از اقتدارسیاسی ایران در منطقه با فرسایش سرمایه‌های اجتماعی نظام و ایجاد شکاف میان لایه‌های متنوع و قوام‌دهنده‌ی ایران و جبهه‌ی مقاومت است.فریب بزرگ اینجاست که این جریان با نقاب «سوپرخِرَدورزی»، چنان هدف‌گذاری می‌کندکه درنهایت «ایران» و «نظام»، فدای تخیلات ایدئولوژیک ضدبشری صهیونیست‌ها بشوند و هم‌گرایی با ابلیسیان، خردمندانه تصور شود!هشیاری در برابر انحرافات و افشای ماهیت این «انجمن فریب»، نه یک انتخاب سیاسی، بلکه ضرورتی برای بقای سرزمین عزیز و شرافت انسانی ماست.محمدعلی رامین@maramin
18:49 - 25 فروردین 1405

5 واکنش
63k بازدید



2 پاسخ

@user17683014406525 فروردین 1405
در پاسخ به
حتی من رفاه زده بی درد در این به فرض محال هم باشم اما امنیت و رهبری نباشد اولا حجتی در آخرت ندارم مطابق ایه ۷۱ سوره اسرا و ثروتی در سایه امنیت کشور نباشد مانند طوق بر گردن است

@Alireza137425 فروردین 1405
در پاسخ به
فوق العاده دقیق.بعلاوه این جریان هر نوع پیروزی میدان را در جهت نابودی منطق تسلیم خود و قدرتمند شدن نیروهای انقلابی میبیند و حتی حاضر به کارشکنی نیز هست. که بسیار خطرناک‌است.بعلاوه آقای رامین، راهکاری که فرمودید پاسخگو نیست.رسانه باید از دست این جریان انحرافی گرفته شود. در قدم اول رسانه خارج از کش…نمایش بیشتر