تلههای زندگی؛ وقتی تجربههای گذشته انتخابهای امروز را میسازند
طرحوارهها یا همان الگوهای گذشته در شخصیت هر انسان نقش پررنگ و قابلتوجهی دارند؛ بسیاری از الگوهای رفتاری و فکری را باید در حوادثی جستجو کرد که در گذشته ذهنیت فرد را پیرامون مسائل مختلف شکل داده و هنوز پایدار است.
خبرگزاری فارس - بجنورد؛ طرحوارهها الگوهای عمیق و نسبتاً پایداری از باورها، احساسات، خاطرات و برداشتهای ما درباره خودمان، دیگران و جهان هستند. این الگوها بهتدریج شکل میگیرند و میتوانند نحوه تفسیر اتفاقات، انتخابهای ما و حتی واکنشهای عاطفیمان را تحتتأثیر قرار دهند.جفری یانگ، روانشناس و بنیانگذار طرحواره درمانی، در کتاب «زندگی خود را دوباره بیافرینید» به همین الگوهای ناسازگار توجه میکند و از آنها با عنوان «تلههای زندگی» یاد میکند؛ الگوهایی که ممکن است فرد را بارها به سمت احساس، رابطه یا موقعیتی آشنا ببرند، حتی وقتی این تجربه برای او دردناک است.طرحواره معمولاً زمانی فعال میشود که اتفاقی در زمان حال، به شکلی با تجربههای گذشته ارتباط پیدا کند. برای مثال، فردی که در کودکی بارها طردشدن را تجربه کرده است، ممکن است در بزرگسالی با دیر جوابدادن یک دوست یا کمی فاصلهگرفتن شریک عاطفی، احساس شدیدی از ترکشدن پیدا کند.در چنین شرایطی، واکنش فرد فقط به اتفاقی که همین حالا رخداده مربوط نیست؛ تجربههای گذشته نیز در حال اثرگذاری هستند. به همین دلیل ممکن است یک اتفاق نسبتاً ساده، احساس بسیار شدیدی ایجاد کند یا باعث شود فرد رفتاری نشان دهد که بعداً خودش نیز دلیل آن را بهدرستی درک نکند.طرحوارهها فقط بر احساسات اثر نمیگذارند؛ آنها میتوانند انتخابهای ما را نیز شکل دهند. ممکن است فردی که خود را بیارزش میداند، دائماً به دنبال تأیید دیگران باشد یا وارد رابطههایی شود که در آن کمتر مورداحترام قرار میگیرد. فرد دیگری ممکن است به دلیل ترس از طردشدن، از صمیمیت فرار کند تا اصلاً در موقعیتی قرار نگیرد که احتمال ترکشدن وجود داشته باشد.
اما این الگوها از کجا میآیند؟
در دیدگاه یانگ، بسیاری از طرحوارههای ناسازگار اولیه ریشه در دوران کودکی و نوجوانی دارند؛ دورهای که نیازهای هیجانی اساسی فرد در حال شکلگیری و تثبیت است. نیازهایی مانند امنیت و ثبات، محبت و پذیرش، استقلال، آزادی در بیان احساسات و داشتن مرزهای سالم.وقتی این نیازها به شکل مداوم و قابلتوجه برآورده نشوند، کودک ممکن است برای توضیح شرایط خود به باورهایی درباره خویش و جهان برسد. باورهایی مانند «من دوستداشتنی نیستم»، «دیگران مرا ترک میکنند» یا «برای ارزشمندبودن باید همیشه دیگران را راضی کنم».تجربههایی مانند طردشدن، بیثباتی، انتقاد مداوم، کنترل افراطی، کمبود محبت یا تجربه سوءاستفاده میتوانند در شکلگیری این الگوها نقش داشته باشند. البته شکلگیری طرحواره معمولاً نتیجه یک اتفاق منفرد نیست و ویژگیهای فردی و محیط زندگی نیز در این فرایند نقش دارند.مسئله اینجاست که طرحوارهها با پایانیافتن دوران کودکی از بین نمیروند. آنها میتوانند در بزرگسالی نیز فعال شوند و فرد را به سمت الگوهای آشنایی سوق دهند که همان باور قدیمی را دوباره تقویت میکنند.یانگ و کلوسکو در «زندگی خود را دوباره بیافرینید» توضیح میدهند که افراد معمولاً به سه شکل با تلههای زندگی خود مواجه میشوند: تسلیمشدن در برابر آن، اجتناب از موقعیتهایی که آن را فعال میکنند یا جبران افراطی و رفتارکردن در جهت مخالف.برای نمونه، فردی که احساس میکند دوستداشتنی نیست ممکن است دائماً تسلیم خواستههای دیگران شود تا پذیرفته شود؛ فرد دیگری ممکن است از هر رابطه صمیمانهای فرار کند و شخص دیگری برای پنهانکردن احساس بیارزشی، دائماً در تلاش باشد برتری خود را ثابت کند.
بنابراین مواجهه با طرحواره فقط به معنای فهمیدن اینکه «چه مشکلی دارم» نیست. نخست باید بتوان لحظه فعالشدن آن را تشخیص داد؛ اینکه چه اتفاقی افتاد، چه فکری از ذهنم گذشت، چه احساسی پیدا کردم و چه واکنشی نشان دادم.در مرحله بعد، لازم است میان تجربه گذشته و واقعیت اکنون فاصله ایجاد شود. هر احساسی که در زمان حال تجربه میکنیم، الزاماً تصویری دقیق از موقعیت کنونی نیست. گاهی یک اتفاق تازه فقط زخمی قدیمی را فعال کرده است.اما شناخت بهتنهایی کافی نیست. تغییر طرحواره زمانی جدیتر میشود که فرد بهتدریج شیوههای قدیمی رفتارکردن را تغییر دهد و در موقعیتهای مشابه، پاسخهای سالمتری را تمرین کند.برای مثال، کسی که همیشه از ترس طردشدن سکوت کرده است، میتواند بهتدریج خواستههای خود را بیان کند؛ فردی که همیشه از صمیمیت فرار کرده، میتواند یاد بگیرد بدون فرار، احساس ناامنی خود را تحمل و بررسی کند.
این تغییر معمولاً سریع اتفاق نمیافتد. طرحوارهها در طول سالها شکلگرفتهاند و به همین دلیل تغییر آنها نیز به زمان، تکرار و در موارد عمیقتر، مداخله تخصصی نیاز دارد.شناخت طرحوارهها قرار نیست گذشته را مقصر تمام مشکلات امروز بدانیم. هدف، پیداکردن الگوهایی است که ممکن است بدون آگاهی ما، بخشی از انتخابها و واکنشهایمان را هدایت کنند.شاید یکی از مهمترین نکات در نگاه یانگ همین باشد: اینکه انسان مجبور نیست تا پایان زندگی همان الگوهایی را تکرار کند که زمانی برای سازگارشدن با شرایط کودکی خودآموخته است.گاهی آنچه امروز «شخصیت خودمان» میدانیم، بخشی از یک الگوی قدیمی است؛ الگویی که زمانی به ما کمک کرده با شرایط دشوار کنار بیاییم، اما امروز دیگر لزوماً به کارمان نمیآید.شناخت این الگو، اولین قدم برای فاصلهگرفتن از آن است؛ و تغییر، از جایی آغاز میشود که فرد بتواند بهجای تکرار واکنش آشنای گذشته، پاسخ تازهای را انتخاب کند.#طرحواره #کودکی #روانشناسی 12:55 - 25 شهریور 1405