نگاهی به فیلم «غبار میمون»؛ ایده خوبی که قربانی پرداخت بد شد
ایده و دغدغه سازندگان فیلم سینمایی «غبار میمون» در خلق تصویری قاهر و مقتدر از قوای اطلاعاتی و امنیتی کشور در نوع خود ارزشمند است اما پرداخت فیلم به موضوع با ضعف و خلاءهای مشهودی روبهروست.
خبرگزاری فارس _ گروه سینما: فیلم سینمایی «غبار میمون» به تهیهکنندگی سعید مرادی و کارگردانی آرش معیریان، یکی از آثار حاضر در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر است که شب گذشته در سومین سانس پردیس سینمایی ملت برای اصحاب رسانه اکران شد.
قصه فیلم، حول محور صدرا نیروی ارشد اطلاعاتی-امنیتی شکل میگیرد؛ هنگامی که او متوجه میشود اِمانوئل (دانشمند علوم شناختی و منبع اطلاعاتی او) از سوی سرویسهای اطلاعاتی بیگانه شناسایی شده است. در پی این اتفاق، صدرا راهی کشوری ثالث میشود تا اِمانوئل را به کشور بازگرداند و در این مسیر با اتفاقاتی مواجه میشود.معیریان کارگردانی است که مخاطبان سینما او را بهواسطه ساخت شبهکمدیهای گیشهپسندی چون: خالتور، دمسرخها، آسوپاس، داماد خجالتی، دختر میلونر، شارلاتان و... به یاد میآورند و «غبار میمون» اولین تجربه و محک جدی او در ساخت یک تریلر جاسوسی بهشمار میآید؛ تجربهای که موفق از آب درنیامده است.
یکی از ضعفهای مشهود فیلم، فقدان منطق روایی باورپذیر است. برساخت کارگردان از نیروهای سرویس اطلاعاتی و امنیت دشمن با واقعیتهای موجود، متفاوت و به میزان قابل توجهی سادهانگارانه است؛ به نحوی که در برخی مواقع مرز میان انتزاع و انضمام یا به بیان دیگر، خیال و واقعیت گم میشود و درست در همین لحظات است که فیلم، شمایلی کاریکاتوری به خود گرفته و به اثری تخیلی یا حتی یک کمدی ناخواسته تبدیل میشود و در نتیجه، قدرت باورپذیری خود را از دست میدهد.
مشکل دیگر «غبار میمون» که به فیلمنامه آن بازمیگردد، شخصیتپردازی ناتمام و کلینگری فیلمساز نسبت به پرسوناژهاست. در این فیلم، با انبوهی از کاراکترهای یله و رها مواجهیم که اولا پرداخت ناقصی دارند و کارگردان زمان زیادی را صرف شخصیتپردازی آنها نکرده است و ثانیا برخی از آنها حضوری غیرضروری و زینتی پیدا کردهاند؛ گویی سازندگان فیلم، خواستهاند انبوهی از نامهای شناختهشده را در کنار هم جمع کنند و صرفا تیتراژ پر و پیمانی بسازند، بیآنکه نقش و کارکرد قابل توجهی در پیشبرد قصه برای این نامها در نظر گرفته باشند.
مسئله دیگر فیلم به خردهروایتهای پرشمار و غیرضروری قصه بازمیگردد که کارگردان از عهده لف و نشر آنها برنمیآید و در نتیجه مخاطب را دچار ابهام و سردرگمی میسازد. علاوه بر این، الگوی روایت غیرخطی و متداخلی که کارگردان از آن بهره گرفته نیز ثمرهای جز ابهامزایی و مغلقسازی بیهوده قصه به همراه ندارد.
افزون بر این، دیالوگهای شعاری و گلدرشتی که گاه از زبان برخی کاراکترها میشنویم، نهتنها چیزی به غنای پیام فیلم اضافه نمیکنند، بلکه ازقضا مدیریت پیام را با اخلال مواجه میسازند.
اما در ارزیابی استانداردهای فنی «غبار میمون»، اختصارا باید گفت که جلوههای ویژه فیلم، چندان شسته و رفته نیست و به شکلی اغراقآمیز از خط بیرون زده و در ذوق میزند؛ بهنحوی که در بسیاری از مواقع، بهرهگیری از تکنیک پرده سبز به وضوح مشهود و قابل تشخیص است؛ در حالی که کاربست این تکنیک در آثار سینمایی باید طبیعی و غیرتصنعی جلوه کند.
در تحلیل نهایی باید گفت که ژانر جاسوسی ژانر حساس و خطیری است و اساسا عرصه مناسبی برای آزمون و خطا محسوب نمیشود. با توجه به سوابق فیلمسازی معیریان و کمتجربگی او در ساخت تریلرهای جاسوسی، شاید بهتر بود که ساخت این اثر استراتژیک به کارگردان مجرب و کارآزمودهتری سپرده میشد.با وجود این، ایده و دغدغه سازندگان «غبار میمون» در خلق تصویری قاهر و مقتدر از قوای اطلاعاتی و امنیتی کشور در نوع خود ارزشمند و شایان توجه است اما دغدغهمندی صرف، کافی نیست و پرداخت فیلم به چنین موضوع حساسی با ضعف و خلاءهای مشهودی روبهروست.#سینما#فیلم#نقد#جشنواره_فیلم_فجر#غبار_میمون 17:22 - 12 بهمن 1404