یک بام و دو هوای اسکار در مواجهه با پناهی؛ زیرزمینی باش، کپیکار باش!
نامزدبازیهای مکرر فستیوالهای خارجی با «یک تصادف ساده» پناهی در حالی اتفاق میافتد که این روزها بحث دستبرد فکری این فیلمساز به نمایشنامه «مرگ و دوشیزه» اثر «آریل دورفمن» نمایشنامهنویس شیلیایی به شکلی جدی مطرح است.
خبرگزاری فارس _ گروه سینما: عصر چهارشنبه بود که خبر اعلام فهرست کوتاه نامزدهای نود و هشتمین دوره جوایز اسکار از سوی آکادمی علوم و هنرهای سینما منتشر شد. یکی از نکات تاملبرانگیز این فهرست که البته دور از انتظار هم نبود، حضور «یک تصادف ساده» جعفر پناهی در فهرست ۱۵ نامزد اولیه شاخه بهترین فیلم بینالمللی بود. این در حالی است که چندی قبل هم انجمن مطبوعات خارجی هالیوود نامزدهای گلدنگلوب را اعلام و فیلم ضعیف پناهی را به طرز عجیبی در چهار بخش نامزد کرده بود! نامزدبازیهای مکرر فستیوالهای خارجی با «یک تصادف ساده» پناهی در حالی اتفاق میافتد که این روزها بحث دستبرد فکری این فیلمساز به نمایشنامه «مرگ و دوشیزه» اثر «آریل دورفمن» نمایشنامهنویس شیلیایی به شکلی جدی مطرح است. در این راستا نخستین بار سعید مستغاثی نویسنده و منتقد شناختهشده کشورمان با انتشار یادداشتی در صفحه شخصی خود، بحث انتحال پناهی در «یک تصادف ساده» را مطرح کرد و با طرح قرائن روشن و قابل تامل، آن را کپی بلافصل، ناشیانه و اظهر من الشمسی از نمایشنامه «مرگ و دوشیزه» دانست. از منظر مستغاثی، فیلم پناهی دقیقا همان تم و قصه مرکزی نمایشنامه دورفمن را داراست و «مشابهتهای پیشانیسفیدی» میان این دو اثر وجود دارد. با وجود این، سازنده «یک تصادف ساده» در سراسر کار، اشارهای حداقلی هم به برداشت ولو آزاد خود از نمایشنامه دورفمن نداشته و عجیبتر آنکه در هیچ کجای دنیا -برخلاف آنچه تاکنون درباره نحوه برخورد فستیوالهای سینمایی با ناقضان حق کپیرایت مسبوق به سابقه بوده است- نهتنها فیلم او را کنار نگذاشتند، بلکه به شکل محیرالعقولی به حمایت از پناهی هم پرداختند!
در همین زمینه چندی قبل مجله فارسیزبان «رفقای نقد» با ارسال ایمیلی به دورفمن، نویسنده نمایشنامه «مرگ و دوشیزه» نظر او را درباره احتمال کپیبرداری جعفر پناهی از نمایشنامه معروف او جویا شد. این نمایشنامهنویس در پاسخ به ایمیل مذکور، اقرار کرد که سال ۲۰۰۹ ایمیلی را از یک تهیهکننده بریتانیایی که نماینده جعفر پناهی بوده، دریافت کرده که محور آن، خرید حق اقتباس نمایشنامه او برای ساخت اثری سینمایی توسط پناهی بوده است. دورفمن همچنین میگوید که پناهی فیلمنامه احتمالی که قصد ساخت آن را داشته، برایش فرستاده و او پس از مطالعه فیلمنامه، ساختار آن را به نمایشنامه خود بسیار نزدیک یافته است. شخصیتها، طرح داستان و چشمانداز فکری من بهطور رسمی از سوی سازندگان فیلم به رسمیت شناخته شود. هرچند همکاری دورفمن و پناهی در آن مقطع به ثمر نرسیده و توافقی میان این دو حاصل نشده است، اما پناهی ۱۶ سال بعد، بیآنکه حق کپیرایت و دیگر حقوق مربوط به مالکیت معنوی دورفمن را به رسمیت بشناسد، «یک تصادف ساده» را ساخته است!هرچند نویسنده «مرگ و دوشیزه» اظهار کرده است که هنوز فیلم پناهی را ندیده و نمیتواند درباره سرقت ادبی یا اقتباس بدون اجازه از نمایشنامهاش قضاوت و اظهار نظر کند، اما به صراحت میگوید که با توجه به چیزهای بسیاری که درباره «یک تصادف ساده» خوانده، تردیدی ندارد که جعفر پناهی اثر جدیدش را بر پایه «مرگ و دوشیزه» ساخته و از نوشتههای او الهام گرفته است.
او در بخش دیگری از پاسخ خود ناراحتیاش را از رفتار پناهی ابراز کرده و میگوید: "از اینکه با وجود همه اسناد و مکاتبات میان من و او و نمایندگانمان، حتی اشارهای به این بدهی هنری در هیچیک از مصاحبههای متعددش نکرده، ناامیدم. این حداقل انتظاری است که یک هنرمند از هنرمندی دیگر دارد. نمیتوانم همه شباهتهای چشمگیر میان «یک تصادف ساده» و «مرگ و دوشیزه» را نادیده بگیرم و تردیدی ندارم که این فیلم تازه از تأثیر دیدگاه، شخصیتها، موقعیتها و پیرنگ اثر من سرچشمه گرفته است. میتوانم با اطمینان بگویم که داستان مرکزی «یک تصادف ساده »، «یک تصادف» نبود". دورفمن در نهایت خواستار این شده است که شخصیتها، طرح داستان و چشمانداز فکری او بهطور رسمی از سوی سازندگان فیلم به رسمیت شناخته شود.
پس از طرح این مقدمات، باید گفت که مسئله کانونی نوشتار پیشرو، نقد سیاست یک بام و دو هوای فستیوالهای بینالمللی سینمایی است که در ظاهر، خود را به استانداردهای هنری و ضوابط حقوقی پایبند میدانند اما در عمل، طی سالهای اخیر بهواسطه اتخاذ رویکردهای دوگانه و اعمال تبعیضهای آشکار به نفع آثار زیرزمینی سینمای ایران، همواره ارزشهای هنری و حقوقی را نادیده گرفتهاند و با سیاسیکاریهای صریح و ضریبدهی به فاکتورهای غیرسینمایی به اعتبار خود چوب حراج زدهاند. ماجرا هنگامی بغرنجتر میشود که نگاهی گذرا به تاریخ سینمای معاصر جهان داشته باشیم و ببینیم فستیوالهای مذکور با فیلمسازانی که حول فیلمهایشان، شائبه دستبرد فکری و نقض کپیرایت مطرح بوده است، چگونه برخورد کردهاند.
یکی از آخرین نمونهها در این زمینه، فیلم سینمایی «جاماندگان» The Holdovers به کارگردانی «الکساندر پاین» فیلمساز آمریکایی است که به عنوان یکی از اصلیترین شانسهای دریافت بهترین فیلم اسکار سال ۲۰۲۴ مطرح بود اما در آستانه برگزاری مراسم اعطای جوایز آکادمی از سوی «سایمون استفنسون» نویسنده آمریکایی با اتهام سرقت ادبی روبهرو شد. همین مسئله باعث شد که «جاماندگان» بهرغم آنکه در شاخههای متنوعی نامزد دریافت جایزه اسکار شده بود، فقط در یک بخش به جایزه دست پیدا کند.
مشابه این اتفاق در سینمای غیرزیرزمینی ایران هم قابل ردیابی و نزدیکترین مثالش «قهرمان» اصغر فرهادی است. حواشی ایجادشده برای فرهادی در پی طرح اتهام سرقت هنری از سوی آزاده مسیحزاده، موجب شد که فیلم سینمایی «قهرمان» بهرغم شرکت در اسکار ۲۰۲۲ در هیچیک از بخشها جایزهای کسب نکند. فیلمهای ایرانی و غیرزیرزمینی دیگری چون «زیردرختان زیتون» به کارگردانی عباس کیارستمی و «پری» ساخته داریوش مهرجویی هم در سال ۱۹۹۴ با شرایطی کمابیش مشابه مواجه شدند و تبعات ناشی از این شرایط، سبب شد که در نهایت هر دو فیلم، شانسها و فرصتهای بسیاری را در مقیاس بینالمللی از دست بدهند.
به نظر میرسد اکنون میتوان گفت که فرمول ثابت و معینی برای موفقیت فیلمهای ایرانی در فستیوالهای خارجی وجود دارد؛ اینکه فیلمساز اثر خود را به صورت زیرزمینی بسازد و تا جایی که میتواند سیاهنمایی و ناسزاگویی به حاکمیت را چاشنی کار کند. کما اینکه مسعود فراستی منتقد سرشناس سینمای ایران هم معتقد است که جشنوارههای خارجی به فیلمهای اگزوتیک و دارای موضوعات ملتهب که به سیاهنمایی میپردازند و نقطه امیدی در آنها وجود ندارد، جایزه میدهند.
با تمام این اوصاف، سیاستگذاران و برگزارکنندگان فستیوالهای خارجی بهویژه اسکار، در تجاهل و بیتفاوتی کامل نسبت به اتهام سنگینی که اینک متوجه جعفر پناهی و «یک تصادف ساده» اوست به سر میبرند و در این فقره نهتنها به ساختار، فرم و استانداردهای سینمایی وقعی نمینهند، بلکه برای مقولههای مهمی چون: سرقت ادبی، حقوق مالکیت معنوی و موارد دیگری از این دست هم تره خرد نمیکنند!#سینما#اسکار 12:36 - 19 دسامبر 2025