«گفتم: از نوکری پرسیدند؛ تابهحال از اربابت جایزه و کادو گرفتهای؟ گفت؛ یک روز ارباب قصد رفتن به دستشویی داشت و کادویی را که برای دوستش خریده بود به من داد که برایش نگه دارم تا...»
به دنبال کسانی بگردید که هسته های گزینش را به تعطیلی کشاندند تا مزدوران را به راحتی وارد نقاط حساس مملکتی کنند و امروز از تخم تلخی که کاشته اند میوه جنایت بچینند