تنشهای مادر و خاله نیکا شاکرمی
بیش از سه سال پس از فوت نیکا شاکرمی، تنشها و اختلافات خانوادگی او ادامه دارد؛ پس از انتشار اظهارات از سوی خاله نیکا و در پی شکایت مادر او، دادگاه خاله را به ۳۸ ضربه شلاق تعزیری و پرداخت جریمه نقدی محکوم کرد و هفته اخیر نیز این حکم به اجرا درآمد.
گروه قضائی خبرگزاری فارس: سکانس اول: در روزهای آغازین اغتشاشات ۱۴۰۱، خبر فوت یک دختر نوجوان به سرعت به موضوعی جنجالی تبدیل شد؛ سوژهای مناسب برای پروژه «کشتهسازی» رسانههای ضدانقلاب که آن روزها رونق یافته بود. نیکا شاکرمی، دختر ۱۶ ساله، در همان روزها بر اثر سقوط از یک ساختمان در تهران جان باخت؛ حادثهای که همزمانیاش با اغتشاشات، بهانهای برای انتشار شایعه «کشتهشدن توسط نیروهای امنیتی» شد.نتایج کالبدشکافی و معاینه جسد، وجود شکستگیهای متعدد در سر، لگن، اندامهای فوقانی و تحتانی و دررفتگی لگن را نشان میداد؛ شواهدی که سقوط از بلندی را تأیید میکرد. هیچ اثر گلولهای نیز در بدن او کشف نشد.در روند بررسی پرونده در دادسرای جرائم جنایی تهران، فیلمی از ۷ ساعت پیش از پیدا شدن جسد منتشر شد. نیکا در این فیلم، در حال صحبت با تلفن همراه، وارد خانهای نیمهکاره در نزدیکی منزل خالهاش میشود. صبح روز بعد، جنازه او در حیاط خانه مجاور همان ساختمان پیدا شد. بررسی دوربینهای مداربسته نیز نشان داد که او نه با فردی در داخل ساختمان در ارتباط بوده و نه کسی او را تعقیب کرده است.
جسد نیکا شاکرمی در تاریخ نهم مهرماه تحویل خانواده شد. همزمان با انتشار مصاحبههای خاله نیکا و حواشی گسترده رسانهای، نام نیکا به یکی از پرتکرارترین موضوعات فضای مجازی تبدیل شده بود. با وجود این هیاهوی رسانهای، روند قضائی پرونده آغاز شده و تحقیقات رسمی در جریان بود.
در جریان تحقیقات، آتش شاکرمی ـ خاله نیکا ـ نیز یکی از افراد مورد پرسش در پرونده بود. در یکی از موارد از او سؤال شد که با وجود صدور دستور صریح بالاترین مقام قضائی دادسرای جنایی تهران در تاریخ چهارم مهرماه برای مراجعه به اداره آگاهی، چرا خانواده تا هفتم مهرماه به آگاهی مراجعه نکردهاند. آتش شاکرمی در پاسخ به این سؤال تنها گفت: «جوابی ندارم.»همزمان بی بی سی فارسی طی گزارش های پی در پی مدعی شده بود که اسنادی که سرویس جهانی بیبیسی به دست آورده و تایید شده حاکی از آن است نیکا شاکرمی، دختر نوجوان شرکت کننده در اعتراضات ۱۴۰۱، پس از دستگیری مورد تعرض جنسی و ضرب و جرح قرار گرفته و بر اثر ضربات سه مامور امنیتی کشته شده است.این ادعاها در حالی مطرح می شد که بی بی سی فارسی نوشت که خودش هم نمیتواند اسنادی که درباره نیکا شاکرمی منتشر کرده را تایید کند.پس از انتشار خبر و سند ادعایی «فوق محرمانه» درباره نیکا شاکرمی، کاربران فضای مجازی با تحلیل سریع اسناد، ساختگی بودن آنها را آشکار کردند و بیبیسی را مورد تمسخر قرار دادند.
کاربران به مواردی مانند فونت غیرواقعی، نبود تاریخ و شماره سند و تلاشهای ابتدایی بیبیسی در فوتوشاپ برای کمرنگ کردن خطوط سند اشاره کردند. همچنین، محتوای این اسناد با مصاحبههای پیشین مادر و بستگان نیکا کاملاً در تناقض بود.
یک روز پس از هیاهو و جنجال فراوان، خود بی بی سی تاکید کرده که اسنادی که ابتدا میگفت خیلی محرمانه است، برای خودش هم به طور کامل قابل قبول نیست چه رسد به اینکه بر اساس آن فضاسازی کند. اظهارنظر پزشکی قانونی در پرونده نیکا شاکرمی از سوی دیگر در جریان رسیدگی به پرونده، مادر نیکا شاکرمی با در نظر گرفتن احتمال وقوع قتل، شکایتی رسمی مطرح کرد. در واکنش، بازپرس پرونده با صدور دستور قضائی مشخص از اداره کل پزشکی قانونی تهران خواست تا در سه مورد نظر کارشناسی خود را ارائه دهد.اداره کل پزشکی قانونی استان تهران در تاریخ دهم آبان ۱۴۰۱ در نامهای به مقام قضائی اعلام کرد: نحوه و شدت صدمات: با توجه به الگو، پراکندگی و شدت صدمات، نحوه حدوث آنها با حادثه سقوط مطابقت بیشتری دارد.بررسی آثار درگیری: در معاینه اعضای بدن، هیچ صدمهای منطبق بر درگیری یا دفاع شخصی مشاهده نشد.بررسی ناحیه تناسلی: معاینات نشان داد هیچ گونه آثاری از تجاوز یا برقراری رابطه جنسی وجود ندارد.این گزارش پزشکی قانونی، تأیید میکند که مرگ نیکا ناشی از سقوط بوده و شواهدی از درگیری یا تجاوز به وی در دست نیست.
سکانس دوم: سه زن در مرکز ماجرا
نام سه زن بیش از همه با پرونده نیکا گره خورده است، نسرین شاکرمی (مادر)، آیدا شاکرمی (خواهر بزرگتر) و آتش شاکرمی (خاله). اما نقش آنان در مرگ – یا دقیقتر، خودکشی – نیکا چیست؟فوت نیکا، سرآغاز مصاحبه های این مادر و خاله نیکا با شبکه هایی همانند بی بی سی و اینترنشنال بود، مصاحبه ها و پست ها و استوری هایی که همگی به صورت هدفمند در حال انجام بودند، در یکی از این مصاحبه ها مادر نیکا شاکرمی مدعی شده بود که «برای یک لحظه هم نمیتوانم آنچه را بر نیکا گذشت فراموش کنم. حتی در خوابهایم التماسش میکنم که بیاید و با من حرف بزند.»این در حالی است که نسرین، به دلیل اختلافات گسترده با دخترش، عملاً نیکا را طرد کرده بود و او نزد مادر زندگی نمیکرد. آیدا، خواهر دانشجوی نیکا، با وجود حضور مادر در اطراف تهران، ترجیح داده بود در خوابگاه بماند. نیکا مدتی نزد خالهاش، آتش، سکونت داشت.اما زندگی در خانه آتش پایدار نبود. آتش به دلیل مهمانیهای شبانه، در برخی شبها اجازه نمیداد نیکا به خانه بیاید؛ به گفته خانواده، «فضای مهمانی برای سن او مناسب نبود». در چنین شبهایی نیکا مجبور بود یا به خانه دوستش برود، یا به خوابگاه آیدا که محدودیت داشت، یا به همان پشتبامی پناه ببرد که بعدها از همانجا سقوط کرد.در این شرایط، خانه مادر هیچگاه یکی از گزینههای نیکا نبود. اختلاف میان نیکا و مادر، اختلاف مادر و آتش، و حتی اختلاف آتش با آیدا، فضای پیچیدهای را برای این دختر ۱۷ ساله رقم زده بود؛ فضایی بحرانی که زمینه آسیبپذیری شدید او را فراهم میکرد.
در شب ۲۹ شهریور ۱۴۰۱، پس از حضور در اغتشاشات، نیکا نمیتوانست به خوابگاه آیدا، خانه آتش یا منزل دوستش در فردیس بازگردد؛ بنابراین تصمیم گرفت وارد همان ساختمان نیمهکاره شود. ساعت ۰۰:۰۳ بامداد ۳۰ شهریور وارد شد. مادرش از بیمکان بودن او باخبر شده بود و تماس میگرفت، اما نیکا پاسخ نمیداد. نسرین حتی با مادرِ دوست نیکا تماس گرفت تا او را متقاعد کند به خانهشان در فردیس برود. تا دقایق پایانی حدود ساعت ۴ بامداد، هیچ ارتباطی بین نیکا و مادر برقرار نشد. پیامهای مادر به نیکا در گزارشهای قبلی درباره پیامهای ردوبدلشده در لحظات پایانی اشاره شده بود. اما پیامهایی دیگر نیز وجود دارد که در این گزارش منتشر میشود؛ پیامهایی که نشان میدهد نسرین شاکرمی احتمال خودکشی دخترش را جدی گرفته بوده و در عین حال، آتش شاکرمی را عامل اصلی بحران میدانسته است.در ساعت ۱۹:۱۲ روز ۳۱ شهریور، زمانی که نیکا جان باخته و جسدش در سردخانه بود، نسرین دوباره برای او پیام میفرستد: «آتش خانوم تو این موقعیت تو رو از خونه بیرون کرد که اتفاقی برات بیفته.»این پیام لحنی دارد که گویی مادر از وقوع حادثه آگاه بوده و برای رهایی از عذاب وجدان چنین متنی را ارسال کرده است. پیامهایی بعدی نیز در همین مسیر قرار دارد: «به تو گفته برو پیش آیدا در صورتی که میدونه شرایط خوابگاه چه جوریه… فقط با این کارش میخواسته برای دانشگاه و کار آیدا هم مشکل درست کنه.»
این پیامها، همراه با تنشهای شدید اخیر بین نسرین، آیدا و آتش در فضای مجازی، نشان میدهد بحران خانوادگی عمیقی در جریان بوده است. پرسشهای مهمی نیز مطرح میشود، چرا مادر هیچوقت درباره این پیامها توضیح نداده؟ چرا نیکا هیچگاه به خانه مادر پناه نبرده؟ چرا آیدا نیز تصمیم گرفته بود با مادر زندگی نکند؟ چرا نسرین مراجعه به مراجع قضایی را تا چهارم مهر به تأخیر انداخت؟ اگر نسرین معتقد بود آتش عامداً نیکا را بیرون کرده، چرا از او شکایت نکرد؟
در گوشی نیکا پیامهای دیگری نیز کشف شده است. در یکی از پیامها که آتش برای نیکا ارسال کرده، آمده: «نذار اشتباهات بقیه باعث شن تو به خودت آسیب بزنی.» این پیام نشان میدهد که خاله نیز از احتمال آسیبزدن نیکا به خود آگاه بوده است. در پیام دیگری نوشته شده: «دست خالی کجا رو داری بری آخه… مامانت هم خیلی پشیمونه.» اینکه مادر از چه چیز پشیمان بوده، پرسشی مهم است که هنوز پاسخی به آن داده نشده است. تمام این پیامها به یک سوال اصلی منتهی میشود: نیکا در روزهای منتهی به مرگش در چه وضعیت روحی و خانوادگی بوده که مسیر تلخ خودکشی را انتخاب کرده است؟
سکانس سوم: جدال بر سر مهاجرت
در دیماه ۱۴۰۲، آیدا شاکرمی، خواهر نیکا، در واکنش به آنچه «سواستفادههای آتش شاکرمی» نامید، او را فردی «پستفطرت» معرفی کرد که پیش و پس از مرگ نیکا از او سوءاستفاده کرده است. آتش نیز در پاسخ، تهدید به افشای «پرونده نیکا» کرد.مدتی بعد آتش شاکرمی در اینستاگرام ادعا کرد که عبدالله مهتدی، سرکرده گروهک تجزیهطلب کومله، نقش مهمی در انتقال مادر نیکا به آلمان داشته است. یکی از اعضای تیم انتقال نسرین نیز در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که چند هفته در اربیل اقلیم کردستان حضور داشتند تا مقدمات سفر را فراهم کنند.آیدا شاکرمی نیز پیش از آن به خارج از کشور مهاجرت کرده بود. مجموعه این تحولات نشان میدهد چگونه اعضای خانواده نیکا، با وجود بیمسئولیتیای که در دوران حیات او داشتند، اکنون مرگ این دختر ۱۶ ساله را به سکویی برای مهاجرت تبدیل کردهاند.
سکانس چهارم: اجرای حکم شلاق برای آتش شاکرمی
سکانس آخر این روایت، به اختلافات اخیر دو خواهر بازمیگردد. آتش شاکرمی در پستی اینستاگرامی اعلام کرد که در ۱۹ آبان ۱۴۰۴ حکم ۳۸ ضربه شلاق برای او اجرا شده است؛ حکمی که در پی شکایت نسرین شاکرمی (مادر نیکا)، صادر و اجرا شده بود.
نسرین پس از انتشار ادعاهای آتش درباره رفتارهای خشونتآمیز او با نیکا – از «شکنجه» و «شلاق» گرفته تا «حبس در دستشویی» – از خواهرش شکایت کرده بود. این اختلافات خانوادگی به فضای مجازی نیز کشیده شد. هر یک از طرفین دیگری را به سوءاستفاده از مرگ نیکا متهم میکرد.
آتش در یکی از پستهایش تهدید کرده بود: «زندگی نیکا رو با تمام مستنداتش ثبت کردم… به جوجوم قول دادم با تو و نسرین همون کاری رو بکنم که با نیکا کردین.» آیدا نیز در پاسخ عنوان کرد که «دروغهای» آتش را افشا خواهد کرد.همه آنچه روایت شد، تصویری روشن از یک پرونده است؛ پروندهای که در لایههای زیرین آن، اختلافات عمیق خانوادگی، طردشدگی، بیپناهی و بحرانهای متوالی یک نوجوان دیده میشود.
17:27 - 25 آبان 1404