پاسخ قرآنی به یاوهگویی ترامپ
لغو یکجانبه «تفاهمنامه اسلامآباد» و مواضع توهینآمیز آمریکا، فراتر از یک عهدشکنی دیپلماتیک بوده و نیازمند تغییر راهبرد از دیپلماسیِ مدارا به تقابل است.
گروه اندیشه: لغو یکجانبه «تفاهمنامه اسلامآباد» توسط دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، آن هم در قالب یک توییت توهینآمیز همزمان با خروش ملت ایران برای خونخواهی رهبر شهیدشان، تنها یک اتفاق ساده دیپلماتیک نیست. این اقدام، پردهبرداری از استراتژی نخنمای دشمنی است که اخلاق، تعهد و منطق را همزمان به مسلخ برده است. اما در برابر چنین صحنهآرایی خطرناکی، دستگاه دیپلماسی و میدانِ نظام اسلامی چه واکنشی باید نشان دهد؟ آیا زمانِ مماشات فرارسیده یا باید معادلات بازدارندگی را با منطقِ قدرت بازطراحی کرد؟
۱. تلاقیِ «نقض پیمان» و «طعنه در دین» در آینه قرآنهنگامی که رئیسجمهور آمریکا در توییت خود هم تعهدات بینالمللی را پاره میکند و هم به احساسات پاک و مطالبه بر حق یک ملت (خونخواهی رهبر شهید) توهین میکند، فضا بهطور کامل با آیه ۱۲ سوره توبه منطبق میشود:«وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ...»علامه جوادی آملی در تفسیر تسنیم به زیبایی اشاره میکنند که دشمن در اینجا دست به یک «جنگ ترکیبی» زده است؛ یعنی مرزهای سیاسی (عهدشکنی) و عقیدتی (توهین) را همزمان شکسته است.
اما نقطه اوج این برخورد در آیه ۱۳ سوره توبه نمایان میشود؛ جایی که خداوند با صراحتی حماسی، هرگونه انفعال و ترس در برابر دشمنِ متجاوز را زیر سوال میبرد:«أَلَا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُمْ بَدَءُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ ۚ أَتَخْشَوْنَهُمْ ۚ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ...»(آیا با گروهی که پیمانهای خود را شکستند و عزم بر اخراج پیامبر کردند، درحالیکه آنها نخستینبار [جنایت را] آغاز کردند، نمیجنگید؟ آیا از آنها میترسید؟ درحالیکه خداوند سزاوارتر است که از او بترسید...)این آیه، آینه تمامنمای امروز است. متجاوز، هم پیمان شکسته و هم فراتر از اهتمام به اخراج حق، «آغازگرِ ترور و خونریزی» از نایب امامزمان ارواحنافداه بوده است. قرآن با عتابِ (آیا میترسید؟) بر هرگونه محافظهکاری و ترس از هیمنه نظامی پوشالی آمریکا خط بطلان میکشد. در تکمیل این راهبرد، آیات ۵۶ و ۵۷ سوره انفال نسخه قطعی را میپیچد: دشمنی که عهدشکنی برایش یک عادت است، باید چنان با ضربات ویرانگر روبهرو شود که عقبه و حامیانش به وحشت بیفتند.
۲. دکترین علوی؛ خروج با تمام قوا علیه «غدّار»آیا در برابر رفتار عهدشکنانهای که با توهین و ترور ترکیب شده میتوان به اقدامات نمادین بسنده کرد؟ امیرالمؤمنین (ع) در منشور جاودانه حکمرانی خود (نامه ۵۳ نهجالبلاغه) به مالکاشتر، پاسخی کوبنده میدهند:«فَإِنْ نَهَدَ عَلَیْکَ عَدُوٌّ كُلُّ عُدْوانٍ، فَاخْرُجْ إِلَیْهِ بِجَمِیعِ قُوَّتِکَ، فَإِنَّهُ قَدْ أَبَاحَ ذَلِکَ بِغَدْرِهِ.»(اگر دشمنی با تمام توان برای ستم و تجاوز بهسوی تو آمد، تو نیز با تمام قوای خود بهسوی او خارج شو؛ چرا که او با پیمانشکنیِ خود، این برخورد را حلال کرده است.)تحلیل این عبارت روشن میسازد که وقتی دشمن فعل «غدر» (پیمانشکنی و فریب) را مرتکب میشود، خودبهخود مصونیت خویش را لغو کرده و به جامعه اسلامی مجوز شرعی برای «اقدام همهجانبه با تمام قوا» را میدهد. امام (ع) بهروشنی نشان میدهند که در منطق اسلامی، مدارا در برابر پیمانشکنِ متجاوز هیچ جایگاهی ندارد.
۳. ضرورت تحقق «رئالیسم تهاجمی» در معادلات بینالمللاگر آموزههای وحیانی قرآن (توبه و انفال) و فقه نظامی علوی را به زبان امروزیِ روابط بینالملل ترجمه کنیم، دقیقاً به کلیدواژه «رئالیسم تهاجمی» (Offensive Realism) میرسیم. در جهانی که ساختار آن آنارشیک است و قدرتهای استکباری به هیچ معاهدهای پایبند نیستند، چشم دوختن به دیپلماسیِ صرف، در بهترین حالت «سادهلوحی» و در بدترین حالت «قمار روی امنیت ملی» است.ندای خونخواهیِ بهحق مردم پس از ترور شهید انقلاب، صرفاً یک هیجان زودگذر نیست؛ بلکه یک ضرورت گریزناپذیر برای بقای کیان کشور است. بر مبنای رئالیسم تهاجمی و صراحت آیه ۱۳ سوره توبه، تنها زبانی که ماشین جنگی آمریکا را متوقف میکند، بالابردن نامحدودِ هزینه تجاوز برای آنهاست تا دیگر هرگز جرئت «آغازگری» نداشته باشند.پارهکردن «تفاهمنامه اسلامآباد» و اهانت به ملت سوگوار ایران، اتمام حجتی است که نشان میدهد دیپلماسیِ لبخند در برابر «ائمه کفر» کارکردی ندارد. امروز، تکلیف نظام اسلامی جز با یک مقابله سخت و همهجانبه ادا نمیشود؛ مقابلهای که نهتنها انتقام خونهای ریخته شده را بگیرد، بلکه با ایجاد یک «توازن وحشت»، بقا، امنیت و عزت ملت را برای آینده تضمین کند.
18:14 - 17 تیر 1405