وحشتِ مشروعِ ۱۰۰ ساله؛ از جمجمههای مراکش تا کودکان میناب
واقعه شکست قیام مسلمانان مراکش در سال 1926 میلادی، نه یک رویداد منفرد، بلکه نمادی از یک پروژه بزرگتر استعماری بود که در آن، دو قدرت بزرگ اروپایی، اسپانیا و فرانسه، با وجود اختلافات ظاهری، در یک اتحاد گفتمانیِ پنهان، برای چپاول منابع و سرکوب هویت یک ملت مسلمان دستبهدست هم دادند.
گروه فارس پلاس: تاریخ بشر، سرشار از فراز و نشیبها، پیشرفتها و پسرفتها، و در این میان، روایتهای متفاوتی از تمدنها به دست ما رسیده است. اما در میان این روایتها، برخی تمدنها کوشیدهاند تا با نقابی از روشنگری، پیشرفت و آزادی، چهرهای متفاوت از خود به نمایش بگذارند. تمدن غرب، با داعیههای دموکراسی، حقوق بشر و توسعه، یکی از این مدعیان بوده است. اما ورق زدن صفحات تاریخ، بهویژه تاریخ استعمار، پرده از حقیقتی تلخ و تکاندهنده برمیدارد؛ حقیقتی که نهتنها با ادعاهای غرب در تضاد است، بلکه ماهیت واقعی آن را، سراسر قساوت، وحشیگری و چپاولگرایی نشان میدهد. در این مرقومه با تمرکز بر واقعه شکست قیام مسلمانان مراکش علیه استعمارگران اروپایی در سال 1926 میلادی، به تبیین ریشههای این قساوت و تداوم آن در جنایات امروزین بپردازد و ماهیت "وحشیگری مشروع" تمدن غرب را آشکار سازد.
سلطه اسپانیا و فرانسه: اتحاد در چپاولمراکش، نگین شمال آفریقا، با موقعیت راهبُردی و منابع غنی، همواره مورد طمع قدرتهای استعماری بوده است. در اوایل قرن بیستم، اسپانیا و فرانسه، هر یک با سهمخواهی از این سرزمین، آن را به مناطق نفوذ خود تقسیم کردند. اسپانیا، شمال مراکش را به تصرف خود درآورد و فرانسه نیز بخشهای وسیعی از مرکز و جنوب این کشور را تحتالحمایه خود قرار داد. آنچه در این میان حائز اهمیت است، نهتنها تقسیم جغرافیایی، بلکه اتحاد گفتمانی این دو کشور در توجیه سلطه خود بود. هر دو کشور، با شعارهای "تمدنسازی"، "پیشرفت" و "نجات مراکش از عقبماندگی"، به توجیه اشغالگری و چپاول منابع این سرزمین پرداختند. این اتحاد گفتمانی، به آنها این امکان را میداد که هرگونه مقاومت مردمی را بهعنوان "برخورد با بربریت" و "دشمنی با پیشرفت" قلمداد کرده و سرکوب وحشیانه آن را مشروع جلوه دهند.
تداوم قساوت: از مراکش تا میناب و غزهنکته مهم و دردناک اینجاست که این نگرش و قساوت، پس از گذشت نزدیک به یک قرن، نهتنها از بین نرفته، بلکه در اشکال جدید و با ابزارهای مدرنتر، همچنان ادامه دارد. امروز، "وحشیگری مشروعِ" تمدن غرب را میتوان در حمله ایالات متحده آمریکا به مدرسه میناب و قساوت رژیم صهیونیستی در کودککشی غزه مشاهده کرد.
این حملات، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، چه با سلاحهای نظامی و چه با محاصره و تحریم، همگی ریشه در همان دیدگاه برتریجویانه و بیاعتنایی به جان انسانهای غیرغربی دارند که در دوران استعمار نیز شاهد آن بودیم. تمدن غرب، با تمام پیشرفتهای فنّاورانه و علمی خود، هنوز نتوانسته از این منطق قساوتبار فاصله بگیرد و هرگز هم نخواهد توانست. ابزارها تغییر کردهاند، اما هدف و رویکرد، همان است. حمله به یک مدرسه، که محل آموزشوپرورش کودکان و آیندهسازان یک جامعه است، نمادی از بیرحمی مدرن و یادآور همان بیاعتنایی به جان انسانهاست که تاریخ در مراکش نیز شاهد آن بوده است.
ریشههای ایدئولوژیک قساوت غربیبرای درک عمیقتر این "وحشیگری مشروع"، باید به ریشههای ایدئولوژیک آن در تمدن غرب نظری افکند. لیبرال دموکراسی و سرمایهداری، دو ستون اصلی این تمدن، نقش مهمی در شکلگیری و تداوم این قساوت ایفا کردهاند.
۱. لیبرال دموکراسی و توهم برتریلیبرال دموکراسی، با ادعای ارائه بهترین الگوی حکومتی و اجتماعی، خود را برتر از سایر نظامها میداند. این نگاه برتریجویانه، به غرب اجازه میدهد که خود را معیار سنجش "تمدن" و "پیشرفت" بداند و هر آنچه خارج از این معیار باشد را "عقبمانده" و "بربر" تلقی کند. این توهم برتری، زمینهساز این باور میشود که غرب حق دارد برای "نجات" و "بهبود" دیگران، حتی با زور و خشونت، دخالت کند. "صدور دموکراسی" و "مداخله بشردوستانه" شعارهایی هستند که در دهههای اخیر برای توجیه همین دخالتها و جنایات به کار رفتهاند. در واقع، لیبرال دموکراسی، بهجای آنکه به صلح و همزیستی منجر شود، در بسیاری از موارد به ابزاری برای توجیه سلطه و قساوت تبدیل شده است.
۲. سرمایهداری و منطق سودجویی بیحد و مرزسیستم سرمایهداری، با منطق سودجویی بیحدومرز خود، عامل دیگری در تداوم قساوت غربی است. استعمار، از همان ابتدا، باهدف چپاول منابع و بازارهای جدید شکل گرفت. امروز نیز، منافع اقتصادی، نقش کلیدی در سیاستهای خارجی غرب ایفا میکند. جنگها، حمایت از رژیمهای دیکتاتوری، و سکوت در برابر جنایات، همگی میتوانند در راستای تأمین منافع اقتصادی و حفظ هژمونی سرمایه تفسیر شوند. جان انسانها، در این معادله، به رقمی ناچیز در برابر سودهای کلان تبدیل میشود. این منطق، به غرب اجازه میدهد که با بیرحمی تمام، به هر اقدامی دست بزند، بهشرط آنکه به سود اقتصادی آن باشد.
امام شهید و افشای ماهیت تمدن غربامام شهیدمان با درک عمیق از ماهیت تمدن غرب، در آخرین سخنرانی خود، به نکتهای کلیدی اشاره کردند که پرده از بسیاری حقایق برمیدارد. ایشان فرمودند: "هر چه دربارهٔ فساد اینها شنیده بودیم یک طرف، این قضیهٔ این جزیرهٔ بدنام و فاسد هم یک طرف! اینها در واقع نشاندهندهٔ تمدّن غرب است. اینکه ما راجع به تمدّن غرب، راجع به لیبرالدموکراسی غرب حرف میزنیم، این است. ۲۰۰ سال، ۳۰۰ سال حرکت میکنند، نتیجهاش میشود یک چنین چیزی. این جزیره یک نمونه است؛ ازاینقبیل حرفها خیلی زیاد است. همچنانی که این آشکار نبود و آشکار شد، خیلی چیزهای دیگر هم هست که آشکار خواهد شد!!" (۱۴۰۴/۱۱/۲۸)این فرمایش امام شهید، نهتنها به یک واقعه خاص اشاره دارد، بلکه ماهیت کلی تمدن غرب و لیبرال دموکراسی را به چالش میکشد. ایشان با بیان اینکه "اینها در واقع نشاندهندهٔ تمدّن غرب است"، به این نکته اشاره میکنند که فساد، قساوت و بیرحمی، نه استثنا، بلکه جزئی جداییناپذیر از هویت واقعی این تمدن است.#تمدن#غرب#امام#شهید#خشونت#رژیم 16:14 - 3 خرداد 1405