دختری که به خاطر جانباز لانچر، چادری شد

کنار موکب‌ها دو مرد جاافتاده ایستاده‌اند و صمیمانه با هم خوش و بش می‌کنند. همسر یکی از آنها با فاصله‌ای اندک روی زیراندازی نشسته و ذکر می‌گوید. می‌روم سراغش و سر صحبت را باز می‌کنم. بانوی میانسال که هر شب در میدان است می‌گوید «باورت نمیشه اگه بگم این آقا کیه که داره با همسرم حرف می‌زنه!»
گروه زندگی: این شب‌ها همهٔ میدان‌های ایران یک‌دست پرچم به‌دست شده‌اند. همدلی و یک‌رنگی قلب‌ها را از نگاه‌ها می‌خوانی، آن وقتی که با لبخندی ساده، دوستی صمیمی برای خودت دست و پا می‌کنی، با یک قدم جا باز کردن برای کناردستی‌ات، مهربانی می‌ورزی، و با نگاهی گذرا آشنایی قدیمی را پیدا می‌کنی.این شب‌ها پر از روایت‌های ریز و درشتی است که از هر کدامشان درس‌های سرنوشت‌سازی می‌توان آموخت...

به خاطر جانبازی تو، چادری می‌شوم

شور عجیب و غریب میدان انقلاب را بچه‌ها طور دیگری دوست دارند. هر چند شب یک بار میدان درخواستی‌شان «انقلاب» است. و به قول شهید حسن باقری «ای بسا سعادت!» که برای ما هم محل دید و بازدید رفقا و آشنایان است.کنار یکی از خویشاوندان نزدیک که در تجمع همدیگر را دیده‌ایم ایستاده‌ام. خانمی از جلویمان رد می‌شود. «فامیل» با هیجان بازوی خانمِ عبوری را می‌فشارد و می‌گوید «عه! چادر پوشیدی؟» خانم می‌خندد، می‌گوید «آره دیگه! قول دادم!» و مسیرش را ادامه می‌دهد.مکالمهٔ کوتاه و جالبی به نظرم می‌رسد. با کنجکاوی می‌پرسم «می‌شناختیش؟»تعریف می‌کند «شبی که حسین محمدی، جانباز لانچر، آمد میدان انقلاب و ماجرای جانباز شدنش را تعریف کرد، مردم خیلی منقلب و متأثر شدند. مثل حضرت عباس علیه‌السلام جانباز شده بود. در حالی که دستی در بدن نداشت، با صورت زمین خورده بود... همه به شدت گریه می‌کردند. همین خانم از داربست‌های جلوی جمعیت رد شد و خودش را پای صحنه رساند. چفیه‌ای دور سرش بسته بود، اما حجاب چندانی نداشت. به این جانباز قول داد که “من به خاطر تو چادری میشم.” حالا که دیدم واقعاً چادری شده برایم جالب بود.»

«نزدیک بود همدیگه رو بکُشیم!»

کنار موکب‌های میدان انقلاب، دو مرد جاافتاده ایستاده‌اند و مثل دو دوست قدیمی با هم خوش و بش می‌کنند. همسر یکی از آنها با فاصله‌ای اندک روی زیراندازی نشسته و ذکر می‌گوید. می‌روم سراغش و سر صحبت را باز می‌کنم؛ «حاج‌آقا خوب گرم گرفتن با رفقاشون.»بانوی میانسال که هر شب در میدان است می‌گوید «باورت نمیشه اگه بگم این آقا کیه که داره با همسرم حرف می‌زنه!»کنجکاوانه و دقیق‌تر نگاهش می‌کنم تا شاید چهرهٔ وزیر یا وکیلی را در او ببینم. اما مرد مو سپید، شبیه تمام مردان جاافتادهٔ دیگری است که نمی‌شناسم.خانم تعریف می‌کند «چند سال پیش راهپیمایی ۲۲ بهمن، یکی از چتربازها مجبور شد بین جمعیت فرود بیاد. نزدیک بود بخوره به حاج‌آقا، یعنی همسر من. اون چترباز، همونیه که الان داره با حاج‌آقا خوش و بش می‌کنه! چند شب پیش همسرم این آقا رو دید و همین جوری با هم هم‌صحبت شدن. بعد شروع کردن به خاطره گفتن که رسیدن به این خاطره. این آقا هم گفت “اون چترباز من بودم حاجی! نزدیک بود همدیگه رو بکُشیم!”»الحق که دنیا جای کوچکی است...

مهرسانا؛ دخترکی که دل‌تنگِ آقاست

می‌رویم به میدان پونک. آنجا هم دست کمی از میدان‌های دیگر ایرانمان ندارد این شب‌ها.خانمی که در غرفه‌ای در میدان تجمعات شبانه خطاطی می‌کند، از «مهرسانا» می‌گوید؛ دختر ۷ ساله‌ای که سرطان داشت؛ «مادرش تعریف می‌کرد که از زمان شهادت آقا، بیماری مهرسانا عود کرد و شدت گرفت. می‌گفت دوست داشته آقا را ببیند، اما قسمت نشده. بعد از شهادت آقا مدام بهانهٔ ایشان و دیدارشان را می‌گرفت. با او حرف زدم. خیلی غصه داشت. اما راضی شد به جای دیدن آقا، برود کربلا. قرار شد مادرش او را ببرد زیارت.»دخترک «یا فاطمه زهرا» را انتخاب کرده بود که برایش خطاطی کنند. به هیچ روشی راضی نشده بود که بدون نوبت خطش را بنویسند و تحویل دهند. سِوِر ایستاده بود که «نه، من نمی‌خوام نوبت کسی رو بگیرم!»خانم خطاط می‌گوید «خط دو سه نفر را که نوشتم، گفتم بیا، حالا نوبت توست. خندید و گفت “نه، من این آخرم، هنوز نوبتم نشده.” تا وقتی واقعاً نوبتش نشد، جلو نیامد.»#غرفه_خطاطی_پونک#تجمعات_شبانه_تهران#تجمع_میدان_انقلاب#چتربازی_22بهمن#جانباز_لانچر_حسین_محمدیمطالب مشابه را از صفحهٔ زندگی خبرگزاری فارس دنبال کنید.
15:55 - 12 اردیبهشت 1405
زندگی
خانواده
فرهنگ شهروندی

4 بازنشر30 واکنش
111٫4k بازدید



10 پاسخ

@user170910099307852889612 اردیبهشت 1405
در پاسخ به
خدا به چادر فاطمه زهرا عاقبت به خیرتون کنه و دشمنان و متلک گویان رو اگر قابل هدایتند هدایت و اگر نیستند خوار و ذلیل و رسوا

تصویر نمایه‌ی ‌میلاد‌
@user17079150295012 اردیبهشت 1405
در پاسخ به
گاو های شیرده عربی دختران جوانشون رو بردند جلوی ترامپ تا رژه رقص مو بازی کنن.ترامپ گفت ولیعهد سعودی ماتحت منو میبوسه. بله عزت ما بخاطر فداکاری امثال این آقاست

تصویر نمایه‌ی ‌203***8‌
@ommateemam12 اردیبهشت 1405
در پاسخ به
این خون های پاک شهیدان و رشادت های جانبازان و مردم جاهلیت گمراهان را برطرف می کند....

@user17722624511412 اردیبهشت 1405
در پاسخ به
یعنی هر کی پاک و نجیبه چادریه بقیه نه این مسخره ترین استدلال کل منظومه راه شیری .دست بردارین از این دو قطبی سازی ..کی میخواید تغییر کنید حجاب رو با افراط گرایی نابود کردین .چون تو حجاب داری گلی به سر کشور نزدی همه چیزو به حجاب گره زدین عاقل شید

تصویر نمایه‌ی ‌جلال ترابی‌
@jalaltorabi12 اردیبهشت 1405
در پاسخ به
🌹😔❤️

تصویر نمایه‌ی ‌جلال ترابی‌
@jalaltorabi12 اردیبهشت 1405
در پاسخ به
تصویر نمایه‌ی ‌جلال ترابی‌
جلال ترابی

@jalaltorabi  •  12 اردیبهشت 1405

برای وضعیت قطعی اینترنت باید به چه فرد یا افرادی اعتراض کنیم؟

در شرایطی که حدود شصت روز از محدودیت گسترده دسترسی به اینترنت میگذرد، گزارشها نشان میدهد کاربران در عمل به شبکه ای محدود از خدمات داخلی دسترسی دارند.

نمایش گزارش


تصویر نمایه‌ی ‌علی باقری کاکش‌
@bualinews12 اردیبهشت 1405
اینجا در ایران فرزندان ملت جان می دهند برای امنیت مردم ، دست و پا ، .... که چیزی نیست و ضد انقلاب هم فقط دلخوش به اندک تجمعات روز های تعطیل شنبه و یکشنبه و خطرناک ترین تجربه شان ریختن سس خرسی روی خود در حمایت از سس خرسیتفاوت است میان کسی که الگویش حسین بن علی (ع) و ابوالفضل (ع) باشد با کسانی که …نمایش بیشتر

تصویر نمایه‌ی ‌SON3o1f3IRI‌
@SonofIRI12 اردیبهشت 1405
در پاسخ به
حجاب زیبنده زن ایرانی هست

@user17507230643913 اردیبهشت 1405
در پاسخ به
البته چه بهتر ک از ابتدا در مداری به حیا و عفت تاکید بشه چون همه خانمها نمیتونن چادر بپوشن یا دوس ندارن اما حیا داشتن حتی بدون روسری هم ممکنه