رسانه در جنگ ترکیبی ۱| فتنهٔ براندازی با دستمال کاغذی!
«رسانه» میتواند جنگ باخته را پیروزمندانه جلوه دهد و در پی آن، نتیجه را در میدان هم دگرگون کند. در سلسلهدرسهای «رسانه در جنگ ترکیبی» با حضور دکتر «عباس خسروی» رسانه را بهعنوان یکی از مؤلفههای جنگ ترکیبی مینگریم.
خبرگزاری فارس - گروه رسانه: رسانه امروز جزوی از زندگی ماست. رسانه میگوید به چه چیزی فکر کنیم و به چه چیزی فکر نکنیم. رسانه افکار عمومی را کنترل میکند و هنجارهای جامعه را شکل میدهد. رسانه میتواند صلح و آرامش ایجاد کند یا جنگ و بحران. و بسیاری کارکردهای دیگر که شاید به ذهنمان هم نرسد.اما در دنیای امروز رسانه یکی از ابزارها و مؤلفههای اصلی جنگ است. با سلسلهدرسهای «رسانه در جنگ ترکیبی» با حضور دکتر «عباس خسروی» دکترای مدیریت راهبردی، مدرس دانشگاه، پژوهشگر علوم راهبردی و نویسندهٔ کتاب «جنگ» این موضوع را دقیقتر بررسی میکنیم.این اولین قسمت از سلسلهدرسهای «رسانه در جنگ ترکیبی» است.
آیا جنگ صرفاً یعنی تیر و تفنگ؟
برای پرداختن به «رسانه در جنگ ترکیبی» باید به ۳ مؤلفه بپردازیم: جنگ، جنگ ترکیبی و رسانه.شاید محوریترین مؤلفهٔ این عبارت «جنگ» باشد. به اعتقاد دکتر «عباس خسروی» پژوهشگر علوم راهبردی «تعبیرها و معنیهایی که از «جنگ» در منابع مختلف آمده، جامع و کامل نیست. مثلاً در کشور ما «دفتر واژهگزینی ستاد کل» مرجع تعیین عبارات جنگی است. اما جنگ را محدود میکند به تیر و تفنگ و ارتش. در این صورت پس جنگ نرم یعنی چه؟ یا بعضی کارشناسان استناد میکنند به تعریف کلاوزویتس که میگوید «جنگ ادامهٔ سیاست است، با ابزار دیگر.» این توصیفی از جنگ است، نه معنای آن. ضمن اینکه همین توصیف هم محل اشکال است. مثلاً دزد دریایی که امروز دیگر سلاح سنگین هم دارد، ادامهٔ کدام سیاست است؟ دزد دریایی به دنبال چیز دیگری است. البته بماند که گاهی سیاستمداران از هر چیزی، از جمله دزد دریایی هم برای اهداف سیاسی خود استفاده میکنند؛ اما یک دزد دریایی، به خودی خود، چگونه جنگش ادامهٔ سیاست است؟»
جنگ واقعاً یعنی چه؟!
خسروی در ادامه میگوید «اگر بخواهیم معنای جنگ را درست بفهمیم، باید دقت کنیم که طرفینی که با هم درگیر میشوند، اصولاً چرا به هم نزدیک میشوند که بعد درگیر شوند. نزدیک شدن و گرد هم آمدن آدمها، به خاطر همراستایی منافع است. یعنی منافع وقتی همراستا باشد، آدمها دور هم جمع میشوند.»اما شاید به طور کلی بتوان گفت به جز ۱۲۴ هزار پیامبر و معصومین علیهمالسلام، هیچ دو نفری را سراغ نداریم که منافعشان همواره با زاویهٔ صفر همراستا باشد. بنابراین در ۹۹.۹۹ درصد موارد، همراستایی منافع محقق نمیشود. ولو به اندازهٔ یک زاویهٔ بسیار کم، منافع با هم زاویهدار میشوند.در این حالت به گفتهٔ خسروی «وقتی زاویهٔ منافع، یک مقدار واگرا شود و منافع به تقابل برسد، آنجا جایی است که جنگ پدیدار میشود. «پدیدار میشود» چون اصلاً وابسته به این نیست که طرفین تصمیم بگیرند بجنگند یا تصمیم نگیرند. میتوانند تصمیم بگیرند که چگونه بجنگند. اما به محض اینکه منافع در حالت تقابل قرار میگیرد، جنگ پدیدار میشود. طرفین فقط تصمیم میگیرند که چطور بجنگند؛ به صورت نظامی بجنگند، یا سیاسی یا...»
سایهٔ تیرگی روابط در حالت تقابل منافع!
در علوم مهندسی وقتی دو بردار با هم زاویهدار میشوند، یک سایهٔ عمودی و سایهٔ افقی برایشان ترسیم میکنیم. سایه عمودی روابط، باعث میشود روابط در عین تیرگی ادامه پیدا کند.خسروی با بیان این نکته میگوید «مثلاً زمانی رابطهٔ ما با عربستان به شدت تیره شد. اما رابطه ادامه داشت. چون آن سایهٔ عمودی وزن و قدی داشت و قابل عرضاندام بود. بنابراین به آن سایهٔ افقی میچربید. اما آن سایهٔ افقی، روابط زاویهدار را در حالت تقابل نشان میدهد و در حالت تقابل منافع، طرفین بخواهند یا نخواهند، جنگ پدیدار میشود.»اما جنگ ترکیبی و جنگ همهجانبه چه معنایی دارند؟ برای تعریف دقیق آنها لازم است ابتدا با صورتها و مصادیق مختلف جنگ آشنا شویم.
مروری بر الگوی «اژدهای هفتسر جنگ»
بسته به اینکه قد و قوارهٔ این سایهٔ افقی چقدر باشد، جنگ میتواند صورتهای مختلفی بگیرد. تحلیل ابعادی تغییر صورتهای جنگ را پیشتر در پروندهٔ «اژدهای هفتسر جنگ» آوردهایم. (برگرفته از کتاب «جنگ») اما به طور خلاصه، بسته به اینکه «هدف» دشمن روی چه چیزی متمرکز شود و «رویکرد»ش جنگ با چه ماهیتی باشد، ۷ میدان جنگ داریم.در الگوی «اژدهای هفتسر جنگ» از تقاطع دو بُعد تغییر جنگ، ۷ گره پدیدار شد که هر کدام مصادیقی دارند. ۷ مصداقی که معمول هستند عبارتند از:۱. جنگ نظامی: این یک مصداق است از جنگی که برای نابودی حریف استفاده میشود.۲. جنگ سیاسی: مصداقی است برای تضعیف حریف با تمرکز بر سیاسیون و نخبگانش.۳. جنگ اقتصادی: مصداقی است برای تضعیف حریف با تمرکز بر زیرساختها.۴. جنگ اجتماعی: یعنی تضعیف حریف با تمرکز بر تودهها.۵. جنگ باورها و اعتقادی: یعنی گمراه کردن حریف با تمرکز بر نخبگان، علما، دانشمندان، چهرهها و...۶. جنگ فرهنگی: مصداقی از گمراه کردن حریف با تمرکز بر زیرساختها؛ از جمله نمادهای رفتاری، نمادهای دیداری، نمادهای شنیداری و... این نمادها در واقع زیرساختهای فرهنگ یک جامعه هستند. جنگ فرهنگی میگوید که حریف را با تمرکز بر این نمادها و زیرساختها و تغییر آنها گمراه کن.۷. جنگ روانی: یعنی حریف را با تمرکز بر تودهها گمراه کن. کاری کن که دستگاه محاسبات تودهها و قاطبهٔ مردم به هم بریزد. جنگ روانی میگوید دستگاه محاسبات حریف را، به خصوص در سطح کلان و تودههای جامعه، به هم بریز.اینها ۷ صورت جنگ است که بر اساس معناهایشان میشود برایشان مصداق طراحی کرد.
اصل اثربخشی در جنگ و ریشهکن کردن خطر
در بحث جنگ و راهبری و فرماندهی جنگ، یک اصل داریم به نام «اصل اثربخشی در جنگ» که به بیان ساده میگوید از هر چه داری استفاده کن تا خطر را ریشهکن کنی. در باورهای دینی و متون حماسی هم توجه به این اصل توصیه شده است. شاید بارزترین نمود آن آیهٔ شریفهٔ «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة...» باشد.به تحلیل خسروی، این اصل برای استفاده از میدانهای هفتگانه دو تراز را پیش میآورد.
«جنگ همهجانبه» یعنی چه؟
خسروی در تشریح «تراز اول» میگوید «در این تراز از ظرفیتهای مختلف این میدانها استفاده میکنید تا زیرساختها و توانمندیهای متناظر حریف را هدف قرار بدهید. مثلاً از توان و ظرفیتهای نظامی استفاده میکنیم تا ظرفیتهای نظامی حریف را مورد هدف قرار بدهیم. یا از قابلیتهای سیاسیمان استفاده کنیم تا ظرفیتهای سیاسی حریف را تضعیف کنیم. و...؛ این میشود جنگ همهجانبه. پس در جنگ همهجانبه از همهٔ جوانب، علیه داشتههای متناظر آن جانبها استفاده میشود.»ما در طول دوران انقلاب اسلامی فراوان شاهد این نوع جنگ بودهایم. مثلاً در جنگ هشتسالهٔ بعثیها علیه کشورمان، همزمان که جنگ در جبههٔ نظامی فعال بود، در حوزهٔ اقتصادی و سیاسی هم شعلهور بود. این معنی دقیق جنگ همهجانبه است که متأسفانه به اشتباه به نام «جنگ ترکیبی» معرفی میشود.به اعتقاد این پژوهشگر علوم راهبردی نکتهٔ مهم دیگر این است که «در جنگ همهجانبه میبینیم که مثلاً یک تیر نظامی به سمت زیرساختهای نظامیمان میآید. یا یک تیر سیاسی به سمت داشتههای سیاسیمان میآید. یعنی در جنگ همهجانبه هم مبدأ تیرها را تشخیص میدهیم و هم مقصد و هدف آنها را. اما ماهیت جنگ ترکیبی بسیار متفاوت با این حالت است.»
«ترکیب» میدانهای جنگ چگونه تفسیر میشود؟
ترکیب H2O میشود آب. اما H2O اکسیژن است یا هیدروژن؟ هیچکدام. اما هر دو را دارد. ترکیب اکسیژن و هیدروژن است. اکسیژن و هیدروژن گاز هستند. در حالی که ترکیبشان، یعنی آب، مایع است. یعنی یک معنای سومی شکل گرفته است.خسروی با این مثال میگوید «یک میدان جنگ داریم به نام میدان جنگ نظامی که در آن، رویکرد نابودی حریف است. یک میدان جنگ داریم به نام جنگ سیاسی که میگوید سیاستمداران را تضعیف کن. اگر میدان جنگ سیاسی و نظامی را با هم ترکیب کنیم، جنگ نظامیسیاسی مصداقی را پدیدار میکند مثل ترور سیاسیون. ترور شهید رجایی و شهید باهنر، نظامی بود یا سیاسی؟ هیچکدام. اما هر دو را داشت. یک معنای سومی بود.»این مدرس دانشگاه با مثال دیگری ادامه میدهد «جنگ اجتماعی میگوید تودهها را تضعیف کن. جنگ نظامی هم میگوید حریف را نابود کن. با ترکیب جنگ نظامی و اجتماعی، میدان جدیدی شکل میگیرد که به آن میگوییم جنگ نظامیاجتماعی. یکی از مصادیق این جنگ، ترور کور است. مثل جنایتی که ۱۳ دی ماه ۱۴۰۲ در کرمان رخ داد. آن جنگ، نظامی بود یا اجتماعی؟ هیچکدام. اما هم نظامی بود، هم اجتماعی.»خسروی برای ترکیب ۳ میدان جنگ مثال میزند «اگر سه میدان جنگ نظامی، سیاسی و اجتماعی را با هم ترکیب کنیم، یک معنای مرتبهٔ چهارمی پدیدار میشود که یک مصداقش میشود انقلاب مخملی. مثل آنچه در اوکراین و چند کشور دیگر رخ داد.»پس برای تعریف «جنگ ترکیبی» حتماً باید به مفهومی به نام معنای مرتبه سوم یا چهارم یا... توجه کرد. ضمن اینکه در جنگ ترکیبی نمیتوان تشخیص داد مبدأ و مقصد تیری که شلیک شده کجاست. در این باره مثالهایی میزنیم.
بازخوانی فتنهٔ ۱۳۹۶؛ براندازی با «دستمال کاغذی»
دی ماه ۱۳۹۶ اتفاق سادهای در کشور افتاد. ابتدا شایعهٔ کمبود دستمال کاغذی و بعد محصولات سلولزی پیچید. اگر با جنگ همهجانبه مواجه بودیم، این شایعه ممکن بود برای فریب دادن مردم باشد. این تیر ظاهراً در میدان جنگ روانی شلیک شد. شایعه یعنی وارونه جلوه دادن حقایق و یک قابلیت در میدان جنگ روانی است.خسروی در توصیف آن روزها میگوید «خیلی از ما باور کردیم. همان مقطع به فروشگاهی مراجعه کردم که داخل یک ادارهٔ خاص بود که در آن عمدتاً فرهیختگان کشور حضور دارند. قفسهٔ دستمال کاغذیاش خالی بود. چون آن فرد نخبه، تحصیلکرده و فرهیخته اگر میخواست ۲ بسته دستمال کاغذی بخرد، این شایعه روی او کار کرده بود و از ترس اینکه بعداً پیدا نکند، ۵ بسته خریده بود. یعنی رفتار او تغییر کرد و خرید بر اساس نیاز، جایش را داد به خرید برای احتکار خانگی.تغییر رفتار یعنی در میدان جنگ فرهنگی مورد اصابت گلوله قرار گرفتهایم. این رفتار ادامه پیدا کرد تا رب، ماکارونی و چند کالای اساسی با کمبود مواجه شد. یعنی کسی که دستمال کاغذی میخرید، دو تا رب و ماکارونی هم اضافه برمیداشت، که شاید آنها هم کم شود. تولیدکنندهها مدام میگفتند «کمبود نیست و تولید به اندازهٔ کافی هست.» اما آنقدر این رفتار ادامه پیدا کرد تا واقعاً نظام عرضه و تقاضا مختل شد. یعنی تیر بعدی به میدان اقتصادی اصابت کرد.»
خسروی ادامه میدهد «در کشور ما هر اتفاقی سریع در ارز و سکه اثر میگذارد. بسیاری افراد برای حفظ ارزش پولشان، آن را به سکه و ارز تبدیل میکنند. در واقع یعنی قرار است بعداً آن را گرانتر بفروشند. این میشود احتکار. اما عدهای اسمش را میگذارند حفظ ارزش پول. با اینکه بسیاری از علما تصریح میکنند که این کار را نکنید، اما خیلی از ما در این موضوع باورمان را تغییر دادهایم که این احتکار نیست، حفظ دارایی و حفظ ارزش پول است. یعنی تیر بعدی در میدان جنگ باورها خورد.این ماجرا همین طور ادامه پیدا کرد تا در چند شهر از جمله مشهد، در اعتراض به ناتوانی دولت در مهار تورم، ناآرامیهایی پیش آمد. نافرمانی اجتماعی یعنی جدا کردن تودهها از حاکمیت؛ یعنی میدان جنگ اجتماعی. تیر بعدی در میدان جنگ اجتماعی خورد.بعد گروه ۵+۱ زد زیر میز برجام. گفتند برجام را قبول نداریم و باید در مورد حضور منطقهای شما، سپاه، توان موشکی، شورای نگهبان و... مذاکره کنیم؛ به تعبیر رهبر انقلاب، برجامهای دو، سه، چهار، پنج و شش. بعد هم اواخر دی ماه، ترامپ برجام را پاره کرد. در نهایت، وقایع انتهایی در میدان جنگ سیاسی اتفاق افتاد.»این مدرس دانشگاه با اشاره به دیدهبانی و هوشیاری رهبر انقلاب میگوید «ابتدای همان سال ایشان در سخنرانی نوروزی در حرم امام رضا علیهالسلام هشدار دادند که مسئولین مراقب برجامهای دو، سه، چهار و... باشند. یعنی ۱۰ ماه پیش از آنکه فتنه سر باز کند، ایشان هشدارهای لازم را به مسئولین دادند و مسئولین هم طبق معمول غافلگیر شدند.»
اما چرا این اتفاقات افتاد؟ اردیبهشت همان سال، بنسلمان به واسطهٔ حضور مستشاری ایران، سیلی محکمی از انصارالله یمن خورده و گفته بود «جنگ را به خیابانهای تهران میکشانم.» هدف کشاندن جنگ به خیابانهای تهران بود. اما از «شایعهٔ کمبود دستمال کاغذی» شروع شد.هیچ کارشناس نظامی نمیتواند با تحلیل تکبعدی جنگ و حتی با تحلیل جنگ همهجانبه، تحلیل کند و تشخیص دهد که شایعهٔ کمبود دستمال کاغذی تیری از جانب بنسلمان برای براندازی نظام است. بماند که همان سالها چندین فروشگاه زنجیرهای با سرمایهگذاری عربستان در ایران تأسیس شد و طبیعتاً در راستای اهداف آنها سرخط میشدند.این حقیقت جنگ ترکیبی است. جنگ ترکیبی یعنی نمیتوان به سادگی تشخیص داد که شایعهٔ کمبود دستمال کاغذی ممکن است برای براندازی باشد!در جنگ ترکیبی خیلی سخت است تشخیص اینکه این تیر از کدام میدان شلیک شد و واقعاً کجا را میخواهد بزند.
«فرزند کمتر، زندگی بهتر» جنگ ترکیبی در میدان نظامیروانی
نویسندهٔ کتاب «جنگ» میگوید «جنگ ترکیبی یعنی از قابلیتهای میدان یک در فرآیند میدان دو استفاده کن. مثلاً میدان ۲، میدان جنگ نظامی باشد. فرآیند میدان جنگ نظامی این است که از جنگافزارهای مختلف برای نابودی حریف استفاده کن. میدان جنگ ۱، میدان جنگ روانی باشد که از قابلیتهایش وارونه جلوه دادن حقایق است. مثال؛ شعار «فرزند کمتر زندگی بهتر». آیا این حقیقت است؟ خیر. با هیچ کدام از باورهای دینی و فرهنگی و بومی ما همخوانی ندارد. این حقیقتی است که وارونه جلوه داده شد. دشمن هم اعتراف کرد طراحی خودشان بوده که به دست مسئولین وقت ما اجرا شد.»
اما اثر این جنگ در جامعهٔ ایرانی چه بود؟ خسروی میگوید «نرخ رشد جمعیت در دههٔ ۶۰ حدود ۳.۹ و در حال افزایش بود. اگر این نرخ رشد را ثابت فرض کنیم، در صورتی که روی جمعیت ایران اعمال میشد، الان جمعیت ما باید حدوداً ۱۲۶ میلیون نفر میشد. اگر نرخ افزایشی میشد به نزدیک ۲۰۰ میلیون نفر هم میرسید. اما الان طبق آمار حدود ۹۰ میلیون نفر هستیم. آن ۳۶ میلیون جمعیت ایران، قبل از اینکه به دنیا بیایند، از بین رفتند. این قابلیت جنگ نظامی است (گفتیم جنگ نظامی برای نابودی حریف است) اما از گلولههای روانی شلیک شد. آنقدر هم نامرئی بود که متأسفانه مسئولین وقت وزارت بهداشت، عقیمسازی رایگان مردان و زنان را تشویق میکردند و آن را یک خدمت اجتماعی نشان میدادند.»این پژوهشگر علوم راهبردی در تحلیل این رفتار میگوید «اگر نگوییم خیانت، قطعاً حماقت بود. ما به دست خودمان نقشهٔ نابودی خودمان را که دشمن کشیده بود اجرا کردیم. بعضی از مسئولین، از جمله رهبر انقلاب، تشخیص دادند. تذکر هم دادند. اما مسئولین اجرایی و قانونگذاری، در نگاه خوشبینانه، تشخیص ندادند و فریب خوردند. این جنگ ترکیبی است. گلولهای شلیک نشد. تیر میدان جنگ روانی به آنها اصابت کرد و با دست خودشان، بین ۳۰ تا ۷۰ میلیون ایرانی را قبل از اینکه به دنیا بیایند، نابود کردند. این پیچیدگی جنگ ترکیبی است.»تا به اینجا مؤلفههای «جنگ» و «جنگ ترکیبی» را مرور کردیم. در قسمت بعد به مؤلفهٔ «رسانه» میپردازیم و بعد به سراغ مباحث اصلی «رسانه در جنگ ترکیبی» میرویم.#رسانه_جنگ_ترکیبی#جنگ_همه_جانبه#عباس_خسروی_جنگ#علوم_راهبردی_رسانه#جنگ_رسانه_ایاخبار رسانهای را از صفحهٔ هنر و رسانه خبرگزاری فارس دنبال کنید. 11:30 - 28 آذر 1403