سیاست اصلاحطلبان؛ فاصلهگذاری با دولت، بنبستنمایی از کشور
جریان اصلاحات پس از استفاده حداکثری از قدرت و تحمیل ناکارآمدی و بیبرنامگی به دولت، در تلاشند با فاصلهگذاری و «بنبستنمایی» از کشور پاسخگوی میراث ویرانگر خود نباشند.
گروه فارس پلاس: جریان موسوم به اصلاحات که تنها راهحل معضلات اقتصادی کشور را در التماس و اعتماد به ترامپِ تاجر خلاصه و وانمود میکرد، پس از توافق قریبالوقوع، تحریمها لغو و دو تریلیون دلار سرمایهگذاری خارجی به کشور سرازیر خواهد شد، اکنون که پرده از نتایج ترفندهای گفتمانیاش کنار رفته و خیانت آمریکا در مذاکرات، تحریمهای فزاینده و تورم ناشی از بیتدبیریهای مدیریتی عیان شده، به فاصلهگذاری با دولت و بنبستنمایی از کشور روی آورده است.طیف اصلاح طلب همچنین نتایج همان رویکرد غلط را به ابزار اصلی برای «التهابآفرینی» و «بنبستنمایی» تبدیل کردهاند. آنها بهجای اعتراف به بنبستِ خودساخته، برای تورم سوگواری میکنند و با القای مکرر ضعف، ناتوانی و بیچارهنمایی در حال ایجاد بیثباتی روانی و تزریق ترس و تردید در جامعه هستند، در حالی که خود مسئول اصلی فجایع اقتصادی هستند.بنبستنمایی آنها از کشور در شرایطی است که ایران اسلامی متجاوزان شرور را ادب کرده، توان مجازات دارد، صادرات نفت را زیر سایه سنگینترین تحریمها ادامه داده است، طرحهای راهبردی در کشور در حال پیگیری است، در دولت شهید رئیسی ثابت کرد که با روحیه انقلابی، اراده و تدبیر، هیچ بنبستی پیش روی ملت ایران وجود ندارد. این موضوع با مقایسه عددی و عینی دو شیوه مدیریتی اثبات میشود: دولت روحانی با ضعیفنمایی از کشور، اعتماد به آمریکا و بهانهگیری مستمر تعریف شد؛ پیامدهای سنگین این رویکرد از این قرار بود: تحمیل توافق هستهای فاقد تضمین و فاقد ضمانت و اجرای بی قید و شرط آن، دو برابر شدن تحریم و بر باد دادن فرصتهای گشایش اقتصادی، معطل گذاشتن کشور و تعلیق توانمندیهای ملی پای اعتماد به غرب و بهانهجوییهای دشمن، شرطیسازی اقتصاد کشور، 8 برابر کردن نقدینگی (انفجار نقدینگی)، 14 برابر کردن بدهیهای دولت به بانک مرکزی، رکود تورمی بیسابقه، شکستن رکورد تورم در تاریخ چند دهساله کشور، ناترازی سنگین در تامین گاز و برق و آب، منفی بودن خزانه، انتشار ۲۰۰ هزار میلیارد تومان پول بیپشتوانه، وابستهتر کردن اقتصاد به درآمد نفتی، حذف سهمیهبندی بنزین و وارد کردن خسارت 144 هزار میلیارد تومانی به اقتصاد کشور، دپو شدن میلیونها تن کالای اساسی در گمرکات و بنادر، کاهش شرکای تجاری ایران، شش پله پسرفت ایران در رتبه بندی اقتصاد جهان، کسری بودجه 480 هزار میلیارد تومانی، بدهی انباشته 1500 هزار میلیارد تومانی، و سررسید اصل و سود اوراق به میزان 532 هزار میلیارد تومان، افزایش ضریبجینی (شکاف طبقاتی) از رقم کاهشیشده 365 در سال 92 به رقم 409 در سال 97، اصرار بر تحمیل رکود به بخش مسکن به مدت حداقل پنج سال، کوتاهی در اصلاح نظام بانکی تورم ساز، فساد ده ها هزار میلیارد تومانی در واگذاری و زدن چوب حراج به برخی شرکت ها و کارخانه ها(کشتوصنعت مغان، نیشکر هفتتپه، ماشینسازی تبریز، هپکو اراک، آلومینیوم المهدی، پالایشگاه کرمانشاه و...)، غارت صندوق ذخیره فرهنگیان، دپو شدن میلیون ها تن کالای اساسی در گمرکات و بنادر، حقوق های نجومی، کاهش شرکای تجاری ایران، کوتاهی در حمایت از تولید و صادرات،
اتخاذ سیاست های ضدشفافیت و مسبب قاچاق (حذف کارت سوخت، ایران کد، شبنم و...)، کوتاهی در تامین و اخذ مالیات از فعالیت های غیرمولد و اقشار پردرآمد و پرمصرف و نابودی 18 میلیارد دلار و 60 تن طلا از ذخایر استراتژیک.
در نقطه مقابل، دولت شهید رئیسی مسیر خروج از تعلیق و انفعال در برابر غربِ عهدشکن و روند پیشرفت درونزا و فعالسازی ظرفیتهای ملی را آغاز کرد و دستاوردهای خیره کننده داشت. نتایج این دوره عبارتاند از: جبران کسری بودجه 480 هزار میلیاردی بدون استقراض از بانک مرکزی، احیای ۸۰۰۰ کارخانه تعطیل شده، کنترل رشد نقدینگی از 46 درصد به 26 درصد، کاهش تورم از 60 درصد به 35 درصد، افزایش رشد اقتصادی نزدیک صفر درصد به حدود 6 درصد، تسویه حجم بزرگی از بدهیها و تعهدات دولت قبل، تولید گسترده واکسن و مهار کرونا، حل مشکل قطع پیدرپی برق، افزایش تولید و اشتغال، جلوگیری از اضافه برداشت موسسات مالی، افزایش دهها برابری همکاری شرکتهای دانشبنیان با وزارتخانههای اقتصادی و صنعتی، جبران بخش قابل توجهی از ناترازی در بخش آب، برق و گاز، توزیع بودجه و اعتبارات بر اساس آمایش سرزمینی و کاهش قابل توجه نرخ بیکاری در دو سوم استانهای کشور، شفافسازی اطلاعات و آمار از جمله در زمینه تشکیلات بانکی و بدهکاران بزرگ، کوتاه کردن دست برخی رانتخواران و نجومیبگیران از شرکتهای بزرگ دولتی، مبارزه با فساد و بستن گلوگاههای فساد، اقدامات گسترده در خنثیسازی تحریمها، عضویت ایران در پیمان شانگهای و بریکس، انعقاد قرارداد سوآپ گازی با ترکمنستان و آذربایجان، آغاز اجرای سند همکاری ۲۵ ساله میان ایران و چین، پیگیری همکاری بلندمدت با روسیه، اجرای طرح جهش تولید مسکن، حمایت از تولیدکنندگان داخلی و دستور محدود کردن واردات دارای مشابه داخلی، رشد صادرات به همسایگان.
نتیجه آنکه، دولت روحانی با اتکا به آمریکا و انحصار دیپلماسی در چند دولت غربی، کشور را به رکود تورمی و بدهیهای سرسامآور کشاند اما دولت سیزدهم با تکیه بر «تدبیر و اراده ملی»، مسیر پیشرفت درونزا و سیاست خارجی پویا و فعال را گشود؛ این دوگانگی مدیریتی، اثبات کرد، کلید گشایشهای اقتصادی نه در تعلیق توانمندیها و اعتماد به غرب بلکه در مدیریت انقلابی و جهادی، فعالسازی ظرفیتهای بومی و خنثیسازی هوشمندانه تحریمها نهفته است.نکته دیگر اینکه، اصلاح طلبان که در سال ۱۳۹۲ عارف و در سال ۱۳۹۶ جهانگیری را در عرصه انتخابات داشتند، به این دلیل که از بیاقبالی و نداشتن رأی آنان آگاه بودند، آنها را به کنارهگیری واداشتند تا راه برای گزینهای دیگر باز شود. در ادامه از روحانی حمایت کردند و حتی در همان سال از زبان برادر خاتمی اعلام کردند: «ما اصلاحطلبان، تضمین وعدههای روحانی هستیم». این جریان در پیروزی روحانی، سهم خود را از قدرت دریافت کرد و مهمترین مناصب و گلوگاههای اجرایی را در اختیار گرفت اما وقتی نتیجه عملکردش ناکارآمدی، آشفتگی مدیریت و گسترش نابسامانی در کشور بود، ناگهان از دولت فاصله گرفت. همان کسانی که روحانی را بالا بردند و او را «نامزد اجارهای» نامیدند، از زیر بار مسئولیت و پاسخگویی به کارنامه دولت شانه خالی کردند و حتی گفتند این دولت، دولت ما نبود!
اصلاحطلبان برای فریب افکار عمومی، بهانهها و موانع خیالی مانند دولت پنهان و کمبود اختیارات را هم پیش کشیدند تا با فرافکنی و پوشاندن بیکفایتی خود، چهرهای تطهیرشده از خود نشان دهند. حال آنکه همان وضع نابسامان کشور، دستپخت همین جریان و نتیجه سهمخواهی و حضور مستقیم آنها در دولت بود؛ وضعیتی که زیانهای سیاسی، اقتصادی و مدیریتی سنگینی را بر کشور تحمیل کرد.
عادت دیرینه فاصلهگذاری و سلب مسئولیت، امروز نیز در دولت دکتر پزشکیان تکرار میشود. در حالی که اصلاحطلبان همچنان بخش عمدهای از مناصب کلیدی در دولت را در اختیار دارند، در نقش منتقد ظاهر میشوند و میکوشند چهرهای طلبکارانه از خود بسازند. اکنون عناصر نالایق و زاویهدار با انقلاب باید پاسخگوی میراث بیکفایتی خود باشند و نمیتوانند با فرافکنی، حساب خود را از دولتی که خود ساختهاند جدا کنند.
عابد توانچه، عضو سابق دفتر تحکیم و انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر، ۶ تیر ۱۳۹۲ پیشبینی کرده بود: «اصلاح طلبان، نگاه ابزاری دوگانه به روحانی دارند. از یک طرف او را پس میزنند تا هزینهای پرداخت نکنند. از طرف دیگر تأیید میکنند. آنها به روحانی مثل ساندیسی نگاه میکنند که تا زمانی که آخرین قطره ممکن در او را میک نزنند، لوله ساندیس را بیرون نخواهند کشید. وقتی مطمئن شوند دیگر نمیتوانند از روحانی استفادهای کنند، همان کاری را که با هاشمی رفسنجانی کردند با او میکنند. اصلاحطلبان در وضعیت بدی گرفتار شدهاند. ميخواهند نهايت استفاده را بکنند اما جوابگوي کارنامه او نباشند.»فاصلهگذاری پس از بهرهمندی از قدرت، ترجمان بیمسئولیتی جریان موسوم به اصلاحات است. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هر بار این جریان از مناصب اجرایی بهرهمند شده، نتیجه آن جز رکود، تورم، فساد و خسارتهای معیشتی برای مردم نبوده است. از اینرو، بیش از هر زمان دیگر باید هوشیار بود تا فرصتطلبان مناصب، منابع و امکانات کشور را قبضه نکنند و فجایع گذشته تکرار نشود.با دنبال کردن صفحه فارس پلاس، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست داخلی و خارجی باخبر شوید.#اصلاح_طلبان#پزشکیان#پاسخگویی#مسئولیت_پذیری#شهید_رئیسی 21:04 - 18 آذر 1404