آیا مذاکرات، اینبار مصداق صلح حدیبیه است؟
در روزهایی که خبر مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا بار دیگر به صدر اخبار بازگشته،پای یک تشبیه تاریخی نیز دوباره به میان آمده است: صلح حدیبیه. صلحی که قرآن از آن به عنوان "فتح مبین" یادکرد .بسیاری در طول سالهای گذشته کوشیدهاند مذاکرات با آمریکا را به این واقعه مهم تاریخ اسلام شبیه بدانند، اما پرسش اینجاست که آیا شرایط کنونی، با همه تجربیات پیشین، این امکان را فراهم کرده که اینبار واقعاً با "صلح حدیبیه" مواجه باشیم؟ شواهد نشان میدهد که اینبار تفاوتهای بنیادین و ماهوی با گذشته وجود دارد.یک تفاوت این دوره با گذشته: از موضع ضعف تا موضع قدرتبرای ارزیابی درست، باید نگاهی به مذاکرات پیشین انداخت. در دهههای هشتادو نود، هرگاه سخن از مذاکره با آمریکا میشد، طرفداران آن سریعاً به صلح حدیبیه استناد میکردند. اما واقعیت آن بود که در آن دورهها، ایران یا تحریمهای گستردهتری را تجربه کرده بود یا از موضعی برابر وارد مذاکره نمیشد. نتیجه آن شدکه برجام علیرغم امضا، با بدعهدی آمریکا مواجه و در نهایت به نتیجه مطلوب نرسید وبانی های آن خسارات جبران ناپذیری به کشور وارد کردند.اما امروز، شرایط تفاوت ماهوی پیدا کرده است:۱. عبور از ۴۷ سال جنگ و فتنه؛ انباشت تجربه و بلوغ انقلابیجمهوری اسلامی ایران در طول ۴۷ سال عمر پربرکت خود، از انواع جنگها، فتنهها و بحرانها عبور کرده است. از جنگ تحمیلی هشت ساله که تمام دنیا صفکشیده بودند تا نظام نوپای اسلامی را ساقط کنند،تا جنگهای ترکیبی، ناتوی فرهنگی، تحریمهای همهجانبه،اغتشاشات خیابانی و فتنههای امنیتی. آخرین حلقه از این زنجیره، جنگ ۱۲ روزه و فتنه دیماه ۱۴۰۴ بودکه دشمن تمام توان خود را اعم از نظامی، امنیتی، رسانهای و اقتصادی به میدان آورد
تا شاید بتواند انقلاب را به زانو درآورد، اما به حول و قوه الهی و با هوشیاری ملت و رهبری، این توطئه نیز همچون دهها توطئه پیشین نقش بر آب شد. این عبور مکرر از بحرانها، نه فقط یک پیروزی، که یک "انباشت تجربه" و "بلوغ انقلابی" برای نظام ایجاد کرده است. دشمن امروز با ایرانی روبهروست که دیگر آن ایران آغازین انقلاب نیست؛ نظامی آزموده، با تجربهای گرانبها از چگونگی مدیریت بحرانهای بزرگ، که میداند چگونه از پیچهای تاریخی عبور کند و این بارقه امید را برای ایران و مستضعفان جهان و جبهه مقاومت به ارمغان آورده است.۲. تجربه ارزشمند جنگ ۱۲ روزه و عبور از بحرانهاایران در جنگ ۱۲ روزه ژوئن ۲۰۲۵ تجربهای گرانبها کسب کرد. در این جنگ، حدود ۵۰۰ موشک به سمت اهداف نظامی و غیرنظامی شلیک شد و علیرغم آنکه اسرائیل سکوهای پرتاب و انبارهای موشکی را هدف قرار داد، ایران از این درگیری فرساینده جان سالم به در برد و بخش بزرگی از زرادخانهاش دستنخورده باقی ماند . مهمتر از همه، ایران آموخت که چگونه شمار بیشتری از موشکهایش را از سد سامانههای پدافندی اسرائیل و آمریکا عبور دهد .علاوه بر این، ایران توانست از فتنه دیماه ۱۴۰۴ که ماهیت آمریکایی-اسرائیلی آن بر همگان آشکار شد، عبور کند. رهبر انقلاب این فتنه را "کودتایی" توصیف کردند که زیر پای ملت ایران له شد .تا شاید بتواند انقلاب را به زانو درآورد، اما به حول و قوه الهی و با هوشیاری ملت و رهبری، این توطئه نیز همچون دهها توطئه پیشین نقش بر آب شد. این عبور مکرر از بحرانها، نه فقط یک پیروزی، که یک "انباشت تجربه" و "بلوغ انقلابی" برای نظام ایجاد کرده است. دشمن امروز با ایرانی روبهروست که دیگر آن ایران آغازین انقلاب نیست؛
نظامی آزموده، با تجربهای گرانبها از چگونگی مدیریت بحرانهای بزرگ، که میداند چگونه از پیچهای تاریخی عبور کند و این بارقه امید را برای ایران و مستضعفان جهان و جبهه مقاومت به ارمغان آورده است.۳. بازدارندگی نظامی بیسابقهامروز ایران به سطحی از آمادگی دفاعی رسیده که حتی آمریکا با تمام پایگاهها و ناوهای خود در منطقه، از انجام کوچکترین حملهای بازمانده است. شواهد متعدد نشان میدهد:· ترامپ در اواسط ژانویه پذیرفت که نیروی کافی در منطقه ندارد تا هم ضربه قاطعی بزند و هم پاسخ ایران را کنترل کند، بنابراین در آخرین لحظه از طرح حمله صرفنظر کرد.· ایران هنوز حدود ۲ هزار موشک بالستیک میانبرد در اختیار دارد که میتوانند سراسر منطقه را پوشش دهند، به علاوه ذخایر قابل توجهی از موشکهای کوتاهبرد و موشکهای کروز ضدکشتی .· در آستانه مذاکرات مسقط، ایران از موشک قدرتمند "خرمشهر ۴" پردهبرداری کرد
که پاسخی به تهدیدهای نظامی آمریکا و نشانه عدم آمادگی برای مذاکره درباره توان موشکی بود .۴. ابتکار عمل در دست ایرانبرخلاف ادوار گذشته که آمریکا آغازگر مذاکره بود و ایران در موضع انفعال قرار داشت، امروز شرایط کاملاً متفاوت است. یدالله جوانی، رئیس دفتر سیاسی سپاه، بهصراحت اعلام کرد: آمریکا خوار و خفیف به مذاکرات بازگشته است .نشانههای این تغییر موضع آشکار است:· حضور فرمانده سنتکام در تیم مذاکرهکننده آمریکا اقدامی کاملاً غیرمعمول در سنت دیپلماتیک آمریکاست که نشان از رویکرد نظامی آنها دارد .· ایران بهوضوح اعلام کرده که تنها درباره برنامه هستهای مذاکره میکند و توان موشکی و مسائل منطقهای خط قرمز هستند .۵. ترس متحدان منطقهای آمریکا از جنگکشورهای عربی میزبان پایگاههای آمریکا در خلیج فارس، به شدت از جنگ آمریکا با ایران واهمه دارند. «الدار ممدوف» از اندیشکده کوئینسی میگوید: کشورهای عربی میدانند که در خط مقدم انتقام ایران قرار خواهند گرفت. هر حمله جدید میتواند منجر به آتش گرفتن تأسیسات قطر، امارات، عربستان و بحرین توسط موشکها یا پهپادهای ایرانی شود .۶. هزینههای سنگین جنگ برای آمریکاهرگونه درگیری جدی با ایران، تبعات اقتصادی و منطقهای جبرانناپذیری برای آمریکا دارد:· یک پنجم نفت جهان از تنگه هرمز عبور میکند و تهدید بستن آن، قیمت جهانی نفت را بالا میبرد و تورم را افزایش میدهد .· نیروی دریایی سپاه در حال آمادهسازی یک مسدود کردن "هوشمندانه" تنگه هرمز است که تانکرهای مرتبط با غرب را هدف قرار میدهد .
· ذخایر مهمات آمریکا در صورت درگیری طولانیمدت با ایران به سرعت کاهش مییابد و میتواند آسیبپذیریهای حیاتی برای متحدان دیگر آمریکا ایجاد کند .۷. انسجام داخلی در برابر تهدید خارجیعلیرغم مشکلات اقتصادی، تاریخ ایران نشان داده که در برابر تهاجم خارجی بشدت مقاوم است. صاحبنظران غربی نیز ترامپ را از تحت تأثیر وسوسههای نتانیاهو برحذر میدارند و به او توصیه میکنند تاریخ بخواند تا بفهمد تهاجم نظامی به ایران به باتلاقی تبدیل میشود که از ویتنام نیز پشیمانکنندهتر خواهد بود .دو. تطبیق با عناصر صلح حدیبیهاگر به واقعه صلح حدیبیه بازگردیم، عناصر اصلی آن عبارت بودند از:۱. تدافعی بودن دشمن: پس از جنگ احزاب، قریش در موضع ضعف و انفعال قرار داشت. امروز نیز آمریکا با وجود نمایش قدرت، در محاسبات منطقهای خود با بنبست مواجه است و نتوانسته ائتلافی فراگیر علیه ایران تشکیل دهد.۲. اطاعتپذیری و انسجام داخلی: در صلح حدیبیه، یاران پیامبر(ص) آنچنان مطیع و منسجم بودند که نمایندگان قریش با حیرت از این انسجام گزارش دادند. امروز نیز علیرغم همه تلاش دشمن برای ایجاد شکاف، ایران از انسجام داخلی و پشتوانه مردمی و حمایت از حاکمیت و رهبری آیت الله خامنهای برخوردار است.۳. روحیه شهادتطلبی: آمادگی برای جانفشانی، دشمن را به هراس میاندازد. بیعت رضوان در آن زمان، امروز در قالب آمادگی نیروهای مسلح و بسیج میلیونی مردم برای دفاع از کشور متبلور است.سه. هدف مذاکره: بسترسازی برای "فتحالمبین"هدف اصلی پیامبر(ص) از صلح حدیبیه، تأمین امنیت برای تبلیغ اسلام و فرصتسازی برای گسترش دین بود. در شرایط کنونی نیز:· اگر مذاکرات بتواند به لغو تحریمها و گشایش اقتصادی منجر شود، ایران فرصت خواهد یافت تا:
توان داخلی خود را بیش از پیش تقویت کند.· کریدورهای شمال-جنوب و شرق-غرب که اقتصاد کشور را رونق میبخشد، میتواند ایران را در موقعیت ابرقدرتی منطقه تثبیت کند.· آرامش اجتماعی و اقتصادی حاصل از رفع تنشها، بستر را برای صدور پیام انقلاب و تقویت محور مقاومت فراهم میکند.نکته مهم آنکه صلح حدیبیه تنها ۲۲ ماه دوام آورد و با بدعهدی قریش، فرمان فتح مکه صادر شد . امروز نیز اگر دشمن دست به بدعهدی بزند، رهبر انقلاب بهصراحت هشدار دادهاند: اگر این دفعه جنگ راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقهای خواهد بود . ایران علاوه بر حق دفاع مشروع، حتی حمله پیشدستانه را نیز بر اساس "تهدیدات عینی" برای خود محفوظ میدارد .نتیجهگیریبرخلاف دورههای گذشته که تشبیه مذاکرات به صلح حدیبیه بیشتر یک شعار یا آرزو بود، امروز شرایط عینی و میدانی نشان میدهد که ایران با برخورداری از قدرت بازدارنده اثباتشده، تجربه گرانبهای عبور از ۴۷ سال جنگ و فتنه (از جمله جنگ ۱۲ روزه و فتنه دیماه)، انسجام داخلی و پشتوانه مردمی، و رهبری حکیمانه آیت الله خامنه ای، از موضع اقتدار پای میز مذاکره حاضر شده است.اگر این مذاکرات به رفع تحریمها و گشایش اقتصادی بینجامد و ایران بتواند از فرصت ایجاد شده برای تقویت بنیه داخلی و گسترش نفوذ منطقهای خود استفاده کند، آنگاه میتوان این رویداد را مصداقی مدرن از "صلح حدیبیه" دانست که به "فتحالمبین" خواهد انجامید. تاریخ نشان داده که گاه برای پیروزی بزرگ، باید از مسیر صلح هوشمندانه عبور کرد. انشاءالله این اتفاق برای ملت ایران راهگشا و سرنوشتساز باشد.
15:02 - 8 اسفند 1404