سیدناصری: حاکمیت ایران بر جزایر سه‌گانه بخشی از حقوق کودکان ایران است

یک کارشناس و پژوهشگر حقوق بین الملل گفت: جزایر موجب طرح مسائل حقوقی گوناگون در سپهر حقوقی بین المللی می شوند. یکی از مهم ترین مسائلی که مغفول واقع شده در این زمینه، موضوعِ مهم حق بر هویت ملی و فرهنگی کودکان ایران است.
محمدمهدی سیدناصری در گفتگو با خبرنگار بین‌الملل باشگاه خبرنگاران توانا گفت:مناقشه بر سر مالکیت جزایرِ سه‌گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و بوموسی، یکی از حساس‌ترین و مهم‌ترین مسائل ژئوپلیتیک در خلیج فارس است که در طول دهه‌ها مورد بحث و منازعه قرار گرفته است. ایران به عنوان کشوری با سابقه طولانی تاریخی در این منطقه، همواره مالکیت خود را بر این جزایر حفظ کرده و از نظر تاریخی و حقوقی اسنادی معتبر در این خصوص ارائه داده است. در مقابل، ادعای امارات متحده عربی بر این جزایر، که به ویژه پس از خروج نیروهای بریتانیا در سال ۱۹۷۱ میلادی مطرح شده، فاقد مستندات معتبر حقوقی و تاریخی است.وی ادامه داد: از دیرباز، جزایر سه‌گانه به‌عنوان بخشی از قلمرو حاکمیت ایران شناخته شده‌اند. شواهد تاریخی از دوران ساسانیان تا دوره‌ی اسلامی و سپس صفویه و قاجار نشان می‌دهد که این جزایر همواره تحت کنترل و مالکیت ایران بوده‌اند. به‌ویژه، منابع معتبر همچون اسناد متعلق به دوره صفویه و نقشه‌های جغرافیایی بین‌المللی، به وضوح مالکیت ایران را تایید می‌کنند.وی در ادامه افزود: موضوع حاکمیت بر جزایر سه‌گانه (بوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک) همواره از موضوعات حساس بین‌المللی بوده است. همان‌طور که در قسمت سابقه پژوهش بیشتر توضیح داده خواهد شد، این موضوع بارها مورد پژوهش قرار گرفته است. هم جمهوری اسلامی ایران و هم امارات متحده عربی به دنبال دلیل‌هایی هستند که حاکمیت آن‌ها بر این جزایر را اثبات کند.
سیدناصری کارشناس حقوق بین الملل تصریح کرد: شواهد تاریخی و حقوقی هر چند حضور حاکمانه امارات متحده عربی در جزایر سه‌گانه را نفی می‌کند، اما این کشور نیز استدلال‌هایی را در این ‌رابطه مطرح می‌کند که توجه به آن‌ها دارای اهمیت است. برای مثال، امارات متحده عربی استدلال‌های ایران نسبت به تصرف جزایر سه‌گانه از زمان امپراطوری‌های باستانی و قبل از میلاد مسیح را با استناد به نظرات برخی از مورخین به چالش می‌کشد. ریچارد ان شافیلد یکی از این مورخین است که بیان می‌کند علی‌رغم ادعاهای ایران نسبت به تسلط بر خلیج فارس مدرکی دال بر حضور در جزایر وجود ندارد. وی درمورد باور مورخین عربی درمورد این مسئله گفت: به‌علاوه مورخین عربی بر این باورند که بعد از ورود اسلام اصولاً ایران تسلطی به جزایر نداشته است. بر عکس این اعراب بوده‌اند که از این زمان بر بنادر تسلط داشته و کشتیرانی می‌کرده‌اند. حامیان امارات متحده عربی بر این باورند که پیش از دوره استعماری هیچ سندی نیست که ثابت نماید ایران یا اعراب بر این جزایر تسلط داشته‌اند. با این توضیح مشخص می‌گردد که بخش مهمی از اثبات حاکمیت بر این جزایر در اثبات حضور و تسلط بر جزایر در گذر زمان است.وی خاطرنشان کرد: جزایر موجب طرح مسائل حقوقی گوناگون در سپهر حقوقی بین المللی می شوند. یکی از مهم ترین مسائلی که مغفول واقع شده در این زمینه، موضوعِ مهم حق بر هویت ملی و فرهنگی کودکان ایران است. حقوق کودکان در عصر معاصر دارای مصادیق متعددی است که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: حق بر حیات، حق بر امنیت، حق بر آموزش، حق بر حفاظت، حق بر هویت و حق حفظ هویت فرهنگی و... تمامیت ارضی یکی از بنیادی‌ترین اصول حقوق بین‌الملل است که از سوی منشور ملل متحد نیز مورد تاکید قرار گرفته است.
وی افزود: جزایر سه‌گانه ایرانی، با تاریخی کهن و ارتباط عمیق با فرهنگ و تمدن ایران، در طول تاریخ بخشی از خاک این سرزمین بوده‌اند، اما ادعاهای مکرر برخی دولت‌ها نسبت به این جزایر و تهدیدات علیه تمامیت ارضی ایران، نه‌تنها بر امنیت ملی تاثیرگذار است، بلکه آینده کودکان این سرزمین را نیز به خطر می‌اندازد. جزایر بوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک در نقطه‌ای حساس از تنگه‌ي هرمز قرار دارند که یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان محسوب شده و کنترل این جزایر به معنای تاثیرگذاری بر جریان نفت و گاز جهانی است و این اهمیت ژئوپلیتیکی، آن‌ها را به نقطه‌ای کلیدی برای امنیت و منافع ملی ایران بدل نموده است.سید ناصری مدرس دانشگاه گفت: علاوه‌بر این، این جزایر به‌دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود، از منظر محیط‌زیستی نیز اهمیت دارند که حفاظت از این بوم‌سازگان برای نسل‌های آینده ایران ضروری و لازم است. نظام حقوق بین‌الملل، اسناد حقوق بشری متعددی را در زمینه‌ي حقوق بنیادین و حمایت از ابناء بشر و به رسمیت شناختن حقوق ابتدایی و بنیادین، تدوین و تصویب نموده است و هر فرد از بدو تولد به طور ذاتی از آن بهره‌مند می‌گردد، که اجرای آن برای کلیه‌ی اشخاص، فارغ از هرگونه تبعیضی واجب و ضروری عنوان گشته و سلب آن امکان‌پذیر نیست و عدم توجه و رعایت آن نقض حقوق بشر و کرامت انسانی اشخاص در نظر گرفته می‌شود.
وی تصریح کرد: به‌منظور حفظ کرامت انسانی، کودکان نیز هم‌چون بزرگسالان به‌عنوان یک انسان از حقوقی برخوردارند که به‌واسطه‌ي عدم توانایی در استیفای آن نیازمند حمایت‌اند. در راستای تشریح، به رسمیت شناختن و حمایت از حقوق کودکان، کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد مصوب ۱۹۸۹ میلادی به‌عنوان یکی از قابل قبول‌ترین اسناد حقوق بشری در جهان در حوزه حقوق کودکان، حقوق بنیادینی را برای کودکان در این خصوص تعیین کرده است که از جمله آن‌ها می‌توان به مواردی که در ادامه به آن می پردازم اشاره کرد. وی ادامه داد: مورد اول حق بر هویت: مطابق ماده‌ ۸ این کنوانسیون، دولت‌ها موظف‌اند هویت کودکان، شامل ملیت، نام و روابط خانوادگی آن‌ها را به رسمیت شناخته و در صورت سلب این هویت، برای بازیابی آن تلاش کنند. مورد دوم، حق بر آموزش: ماده ۲۸ بر حق کودکان برای دسترسی به آموزش تأکید دارد و ماده ۲۹ هدف آموزش را توسعه شخصیت، استعدادها و توانایی‌های ذهنی و جسمی کودکان به بالاترین حد ممکن، و همچنین تقویت احترام به هویت فرهنگی، زبان و ارزش‌های ملی آن‌ها می‌داند. وی در ادامه افزود: و مورد سوم حق حفظ هویت فرهنگی: ماده ۳۰ اشعار می‌دارد که کودکان متعلق به اقلیت‌های قومی، مذهبی یا زبانی حق دارند به‌همراه اعضای گروه خود از فرهنگ، دین و زبان خود بهره‌مند شوند. این حقوق نشان‌دهنده اهمیت هویت ملی و فرهنگی در توسعه سالم کودکان است و دولت‌ها موظف‌اند با اتخاذ تدابیر مناسب، از این حقوق حمایت و آن‌ها را ترویج کنند.
سیدناصری کارشناس حقوق بین الملل درمورد التزام اطراف کنوانسیون حقوق کودک به صیانت از آن گفت: التزام اطراف کنوانسیون حقوق کودک به صیانت از مصالح عالیه‌ی کودک متضمن آن است که در تمامی محیط‌ها خواه واقعی و دیجیتال تهدیدها علیه کودکان زائل گردد. از نظر کمیته‌ی حقوق کودک حق بقای کودکان، حیات و تعالی کودک، عدم تبعیض در دسترسی و بهره‌مندی، رعایت مصالح عالیه‌ی کودک و لزوم توجه به دیدگاه‌های وی، حق بر آموزش، حق بر هویت فرهنگی و ملی چارچوب کلی تضمین حقوق کودک را شکل می‌دهد. وی خاطرنشان کرد: فلسفه حق بر حق داشتن کودک بر اصول اساسی عدالت، کرامت انسانی و توانمندسازی افراد استوار است. این فلسفه تاکید دارد که کودکان، به عنوان اعضای کامل جامعه، مستحق بهره‌مندی از تمامی حقوق بشری هستند که به آن‌ها اجازه می‌دهد تا به‌طور کامل و برابر در زندگی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شرکت کنند. مسئله‌ی حاکمیت بر برخی سرزمین‌ها که وضعیت آن‌ها در برهه‌هایی از زمان نامشخص بوده است، در نیم‌قرن اخیر موجب اختلافات و موضوعات حاکمیتی فراوانی در عرصه جهانی شده است. وی در ادامه افزود: این اختلافات و مسائل در سرتاسر جهان وجود دارد. تعدادی از این اختلافات در دیوان بین‌المللی دادگستری مطرح شده‌اند، برخی موضوع آرای داوری بوده‌اند و برخی نیز لاینحل باقی‌مانده‌اند. موضوع جزایر سه‌گانه ایرانی و ادعاهای حاکمیتی امارات بر آن موضوع چالش برانگیزی در منطقه خلیج همیشگی ‌فارس است. دولت امارات متحده عربی در طی دو دهه گذشته بارها تلاش نموده است تا در مجامع بین‌المللی این ادعا را مطرح نماید.
وی ادامه داد: این ادعای دولت امارات بیشتر در گرو اتفاقات تاریخی است که به‌ویژه از انتهای قرن ۱۹ میلادی صورت‌گرفته است، اما می‌بایست از رویه‌ها و قضایای مشابه بررسی شده در دیوان نیز بهره جست همچون؛ قضیه نیکاراگوئه علیه کلمبیا را می‌توان واجد نقاط اشتراک قابل‌ملاحظه‌ای با اختلاف بر سر جزایر سه‌گانه دانست. مهم‌ترین این وجوه، معاهده‌ي ۱۹۲۸ میلادی میان طرفین است که در آن حاکمیت کلمبیا بر جزیره سن آندرس شناسایی شده است و دیوان نیز اعتبار این سند را به رسمیت شناخته است. سیدناصری خاطرنشان کرد: می‌توان این معاهده را با یادداشت تفاهم ۱۹۷۱ میلادی مشابهت داد، تا بتوان با زبان حقوق بین‌الملل از حقوق کودکان ایران دفاع نمود. در منظومه‌ی حقوق کودکان، هویت ملی به‌عنوان یکی از ارکان اساسی در شکل‌گیری شخصیت و خودآگاهی کودکان، نقشی بی‌بدیل در توسعه‌ي اجتماعی و فرهنگی آن‌ها ایفا می‌نماید. جزایر سه‌گانه ایرانی خلیج فارس (تنب بزرگ، تنب کوچک و بوموسی) نه‌تنها از منظر جغرافیایی و استراتژیک حائز اهمیت‌اند، بلکه به‌عنوان بخشی از میراث تاریخی و فرهنگی ایران، در تقویت هویت ملی کودکان ایرانی نقش بسزایی دارند.وی ادامه داد: کودکان امروز و فردای ایران (نسل زد و آلفا)، وارثان این منابع طبیعی و استراتژیک‌اند و وظیفه‌ی امروز ما، حفظ و پاسداری از آن‌هاست. از منظر حقوق بین‌الملل، حاکمیت ایران بر جزایر سه‌گانه به لحاظ تاریخی، قانونی و قراردادی به‌صورت شفاف قابل اثبات است. اسناد متعددی، از جمله نقشه‌های تاریخی و مکاتبات بین‌المللی از دوران ساسانیان تا دوران قاجار و پهلوی، تاییدکننده این حاکمیت‌اند.
وی تصریح کرد: در سال ۱۹۷۱ میلادی و پس از خروج بریتانیا از خلیج فارس، ایران حاکمیت خود را بر این جزایر تثبیت کرد. حقوق کودکان به‌عنوان بخش جدایی‌ناپذیر حقوق بشر، شامل حق زندگی در محیطی امن، برخورداری از آموزش، و داشتن آینده‌ای پایدار است. حفظ تمامیت ارضی ایران، به‌ویژه در مناطقی چون جزایر سه‌گانه، بخشی از تعهد ملی در قبال این حقوق است. اگر تمامیت ارضی جزایر سه‌گانه ایرانی تهدید شود، کودکان نسل‌های آینده نه‌تنها از منابع اقتصادی، بلکه از هویت تاریخی و فرهنگی خود محروم خواهند شد.وی افزود: پاسداری از این جزایر، تداوم پیوندهای تاریخی و هویتی ایران را برای نسل‌های آتی تضمین می‌کند. وظیفه‌ی امروز ما، دفاع از این اراضی به‌عنوان میراثی است که حق انکارناپذیر نسل‌های آینده است. تضمین امنیت جزایر سه‌گانه نیازمند رویکردی چندبعدی است که شامل ابزارهای دیپلماسی، تقویت نظامی و ایجاد اجماع و وفاق ملی می‌گردد. همچنین، آموزش کودکان در مورد اهمیت این جزایر و ایجاد حس مسئولیت‌پذیری نسبت به تمامیت ارضی، از دیگر گام‌های ضروری است. این آموزش‌ها باید شامل شناخت تاریخی، حقوقی و جغرافیایی این مناطق باشد تا کودکان امروز، میراث‌داران آگاه و مسئول فردا باشند. سیدناصری در پايان گفت: مطابق با نظریه‌های هویت اجتماعی، کودکان از طریق تعاملات اجتماعی و مواجهه با گفتمان‌های ملی، احساس تعلق به هویت ملی خود را توسعه می‌دهند. هنگامی که تمامیت ارضی کشور به چالش کشیده شود یا تفسیرهای متناقضی از تاریخ ملی ارائه گردد، کودکان ممکن است با بحران هویت مواجه شوند. مطالعات روان‌شناختی نشان داده‌اند که هویت ملی قوی با افزایش اعتماد به نفس، شکل‌گیری حس تعلق اجتماعی و مشارکت فعال در جامعه مرتبط است.
11:26 - 26 آوریل 2025