جنگ رمضان، پایان افسانه برتری نظامی آمریکا
جنگ رمضان تا به اکنون نشان داده است که جمهوری اسلامی ایران توانسته بر محاسبات راهبردی آمریکا و اسرائیل اثر چشمگیری بگذارد.
گروه دیدهبان غرب: جنگ رمضان و به عبارتی عملیات وعده صادق ۴ یکبار دیگر هیمنه پوشالی آمریکا را فرو ریخت. شگفتانه های این جنگ در زمین، آسمان و دریا، نشان داد که تبلیغات هالیوودی آمریکا درباره قدرت نظامی خود، فرسنگ ها با واقعیت فاصله دارد.در جنگ رمضان برای نخستین بار یک جنگندهٔ F-35 آمریکایی توسط سامانه پدافندی ایران هدف قرار داده و به آن آسیب جدی وارد شده است. این رویداد از آن جهت اهمیت دارد که F-35 بهعنوان یکی از پیشرفتهترین جنگندههای نسل پنجم جهان، نماد برتری تکنولوژیک ایالات متحده در نبرد هوایی به شمار میرود. آسیبپذیر شدن چنین سامانهای، نه فقط یک رخداد تاکتیکی، بلکه یک پیام راهبردی برای تمام معادلات آیندهٔ جنگ هوایی خواهد بود.گزارشهای رسانهای همچنین از کاهش محسوس پروازهای تهاجمی دشمن در مناطق مرکزی ایران پس از این رخداد سخن گفتهاند. علاوه بر این در حوزهٔ دفاع هوایی، ایران از سرنگونی شمار قابل توجهی از پهپادهای آمریکایی و اسرائیلی خبر داده است. تعداد این پهپادها به حدود ۱۵۰ فروند رسیده است. این رویداد از آن جهت اهمیت دارد که پهپادها در جنگهای مدرن نقشی حیاتی در شناسایی، هدایت آتش و ارزیابی خسارت دارند؛ بنابراین، از بین رفتن گستردهٔ آنها میتواند توان عملیاتی طرف مهاجم را بهطور جدی کاهش دهد.
از سوی دیگر هدف قرار دادن رادارهای تاد و همچنین انهدام یک فروند هواپیمای آواکس آمریکا در پایگاههای منطقهای از اهمیت نظامی بسیار بالایی برخوردار است. سامانههای تاد و آواکس در معماری دفاعی و تهاجمی آمریکا نقش کلیدی دارند؛ تاد برای رهگیری موشکهای بالستیک و آواکس برای مدیریت میدان نبرد و هشدار زودهنگام طراحی شده است. بر همین اساس ضربه به این سامانهها به معنای اختلال در چشم و گوش فرماندهی عملیات است و برتری اطلاعاتی آمریکا در منطقه را به میزان قابل توجهی کاهش میدهد.
یکی از بزرگترین شگفتانههای این نبرد، ضربه کاری به شبکه پایگاههای نظامی دولت تروریست آمریکا در منطقه غرب آسیا است. برخلاف ادعاهای سیاسی مبنی بر نابودی توان دفاعی ایران، واقعیتهای میدانی حکایت از موفقیت چشمگیر در هدف قرار دادن ۱۳ پایگاه استراتژیک دارد.«دیوید پاین» از افسران ارشد سابق ستاد فرماندهی ارتش آمریکا، این حملات را سنگینترین ضربه بهپرستیژ نظامی این کشور پس از جنگ جهانی دوم توصیف کرد. این سطح از دقت و همزمانی در حملات، نشان داد که راهبرد بازدارندگی بر پایه حضور فیزیکی پایگاهها، در برابر تسلیحات نقطهزن نسل جدید کارایی خود را از دست داده است.
شگفتانه بزرگ دیگر، بستن تنگه هرمز توسط ایران است. تنگه هرمز همواره به عنوان «شریان حیاتی انرژی جهان» شناخته شده است، اما در جنگ رمضان، ایران از این جغرافیا به عنوان یک ابزار راهبردی فعال استفاده کرد. تسلط بر این گلوگاه نه تنها جریان روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت را تحت کنترل درآورد، بلکه مدل جدیدی از درآمدزایی حاکمیتی را از طریق وضع عوارض عبور معرفی کرد.تحلیلهای اقتصادی نشان میدهد که ایران با مدیریت این آبراه، پتانسیل کسب درآمدی بالغ بر ۸۰۰ میلیون دلار در ماه (و طبق برخی برآوردهای مؤسسات آمریکایی تا ۴ میلیارد دلار) را به دست آورد.این تازه در شرایطی است که ایران و محور مقاومت هنوز از برگه بستن بابالمندب استفاده نکرده است. اگر دشمن به اقدامات خصمانه خود ادامه دهد، با بستن تنگه بابالمندب، دولتهای غربی در دوگانه کمبود سوخت و گرانی اساسی کالا محصور خواهند شد.
در بُعد دریایی نیز ایران ناو هواپیمابر آمریکایی را هدف قرار داده و آن را مجبور به عقبنشینی کرده است. این رویداد مهم، تصویر سنتیِ «دستنیافتنی بودن» ناوهای هواپیمابر آمریکا را به چالش کشیده است. این رویداد نشان داد که ناوهای غولپیکر آمریکا به واسطه موشکهای دقیق، پهپادهای انبوه و عملیات ترکیبی ایران و محور مقاومت، دیگر به هیچ عنوان مصونیت ندارند.در مجموع جنگ رمضان تا به اکنون نشان داده است که جمهوری اسلامی ایران توانسته بر محاسبات راهبردی آمریکا و اسرائیل اثر چشمگیری بگذارد. بنابراین یک واقعیت روشن است و آن اینکه، معادلهٔ بازدارندگی در منطقه در حال تغییر است و طرف مقابل ناچار شده برای نخستین بار هزینهٔ واقعیِ درگیری با ایران را جدیتر از گذشته محاسبه کند.
برای دنبالکردن تحلیلها و گزارشهای مرتبط با حوزه غربشناسی، رسانه های معاند، پهلوی، اپوزیسیون و گروهکهای ضدانقلاب به صفحه «دیدهبان غرب» مراجعه کنید. 15:13 - 11 فروردین 1405