وقتی در جنگ، جغرافیا سرنوشتسازتر از فناوری است
در حالی که برتری در آسمان و فضای سایبر میتواند ضربات سنگینی در یک جنگ بر طرفین وارد کند، اما این جغرافیا است که تعیین میکند یک نبرد تا کجا ادامه یابد و چگونه به پایان برسد.
گروه دیدهبان غرب: در عصر تسلط پهپادها، ماهوارهها و هوش مصنوعی، شاید تصور شود که عوارض زمین دیگر اهمیتی در نبردهای مدرن ندارند. اما نگاهی دقیق به نقشه ایران نشان میدهد که «جغرافیا» همچنان قدرتمندترین بازیگر در صحنه رقابتهای استراتژیک است. در حالی که برتری در آسمان و فضای سایبر میتواند ضربات سنگینی وارد کند، اما این جغرافیا است که تعیین میکند یک نبرد تا کجا ادامه یابد و چگونه به پایان برسد. فارن پالیسی در همین رابطه در گزارشی نوشته است: بزرگترین مزیت ایران در زمان جنگ، جغرافیای آن است.شکل و روند این جنگ را عوارض زمینی صعبالعبور و خط ساحلی طولانی ایران تعیین میکند.ایران برخلاف بسیاری از همسایگان خود در حاشیه خلیج فارس، یک سرزمین مسطح و کوچک نیست که زیرساختهایش در یک نوار ساحلی آسیبپذیر تجمع یافته باشد. رشتهکوههای سر به فلک کشیده زاگرس و البرز مانند دیوارهایی نفوذناپذیر، فلات مرکزی را در بر گرفتهاند. این ناهمواریها نه تنها حرکت ستونهای زرهی را به کابوسی لجستیکی تبدیل میکنند، بلکه بهترین پناهگاه برای استقرار تأسیسات حیاتی و جابجایی نیروها دور از چشم رادارهای پیشرفته هستند. هرچه عملیات نظامی به سمت مرکز و شرق ایران متمایل شود، فاصله از پایگاههای منطقهای مهاجم بیشتر و هزینه تداوم حملات به شکلی تصاعدی افزایش مییابد؛ این همان «عمق راهبردی» است که جنگ را از حالت برقآسا به حالت فرسایشی تغییر میدهد.
خبرنگار امور امنیتی بیبیسی در دوحه قطر در تحلیلی قابل تامل می گوید: به نظر میرسد کاخ سفید غافلگیر شده و جغرافیای این منطقه به نفع ایران است؛ آمریکا دارد هزینه زیادی پرداخت میکند که اگر این جنگ، طولانیتر بشود هزینهاش برای طرف آمریکایی بیشتر هم خواهد بود.
مزیت اصلی ایران تنها در کوهستانها خلاصه نمیشود؛ قدرت واقعی در «گلوگاههای آبی» نهفته است. تنگه هرمز با عرضی بسیار کم، به ایران این امکان را میدهد که بدون نیاز به تجهیزات فوق پیشرفته، نبض انرژی جهان را در دست بگیرد. در این نقطه، فناوریهای گرانقیمت در برابر واقعیتهای فیزیکی زمین کمرنگ میشوند. ایجاد ناامنی در مسیری که ۲۰ درصد نفت جهان از آن میگذرد، اهرمی است که هیچ پدافندی نمیتواند ریسک اقتصادی آن را به صفر برساند.این فشار جغرافیایی به هرمز محدود نمیماند. اتصال راهبردی به دریای سرخ و بابالمندب، لایه دومی از بازدارندگی را ایجاد کرده است. انسداد یا ناامنی در این مسیر، کشتیهای تجاری را مجبور به سفری طولانی و پرهزینه به دور آفریقا میکند. این یعنی جغرافیا توانسته است هزینههای یک درگیری را برای طرف متخاصم به صورت تصاعدی افزایش دهد.
در نهایت، اگرچه فناوری شیوه نبرد را تغییر داده، اما ماهیت آن را عوض نکرده است. کوهها بمباران میشوند اما فرو نمیریزند و دریاها ناامن میشوند اما جابجا نمیشوند. در شطرنج پیچیده منطقه، ایران مهرههایی دارد که ریشه در خاک و آب دارند؛ مهرههایی که خارج از دسترس الگوریتمهای هوش مصنوعی و جنگنده ها و موشکها باقی میمانند.
برای دنبالکردن تحلیلها و گزارشهای مرتبط با حوزه غربشناسی، رسانه های معاند، پهلوی، اپوزیسیون و گروهکهای ضدانقلاب به صفحه «دیدهبان غرب» مراجعه کنید. 10:59 - 5 فروردین 1405