موزه «آوا و نما»، آرشیو صدا و تصویر دیروز

در شهرضا، موزه‌ای نفس می‌کشد که زمان در آن با آهستگی نوستالژی قدم برمی‌دارد. اینجا، در آغوش نورهای گرم و بوی خاطره‌انگیز چوب کهنه «آوا و نما» میزبان رادیوها، گرامافون‌ها و تلویزیون‌های دیروز است.
به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، موزه‌ای که زمان در آن به آرامی ایستاده است. هوای داخل، آمیخته‌ای از بوی کهنگی چوب و رایحه‌ ملایم روغن چوب است که یادآور صندوق‌های خاطره‌ی مادربزرگ‌هاست. نورهای ملایم و گرم، به دقت تنظیم شده‌اند تا سایه‌ها و خطوط هر شیء را با احترام به نمایش بگذارند، بدون آنکه چشم را آزار دهند.احسان صانعی اولین موزه‌دار بخش خصوصی شهرضا است که موزه‌اش را بر ستون‌های عشق و همکاری خانوادگی برپا کرده است تا هوای شهرش را داشته باشد و دیگر اعضای خانواده هم به یاری وی شتافتند. این موزه در حوزه تخصصی وسایل مرتبط با تکنولوژی صوت و تصویر و با نام «آوا و نما» از وزارت میراث فرهنگی، مجوز دریافت کرده است. در این موزه بیشتر وسایلی که مربوط به صدا و تصویر مثل رادیو، گرامافون، تلویزیون، آپارات و تلفن به نمایش گذاشته شده است و در کنار آن برخی از وسایل مربوط به گذشته و فرهنگ و زندگی مردم این شهر برای دیدن عموم به نمایش درآمده است. از قدیمی‌ترین وسایل این موزه، سکه‌های قدیمی مربوط به حدود ۳هزار قبل و سفال هایی مرتبط با زندگی مردم در حدود هزار سال قبل است. این موزه با هزینه شخصی، از سال ۹۶ در خانه‌ای قدیمی واقع در بافت سنتی شهرضا پذیرای بازدیدکنندگان است.نجوای برنامه‌های قدیمی در رادیو نفتی در نخستین بخش، رادیوهای نفتی خودنمایی می‌کنند. بدنه‌های چوبی تیره‌شان با طراحی‌های کنده‌کاری‌شده، حکایت از روزهایی دارد که این جعبه‌های جادویی، تنها پنجره‌ی خانواده‌ها به دنیای بیرون بودند. می‌توان تصور کرد که چگونه دورش جمع می‌شدند و با ولوم دکمه‌ای چرخشی، صدای وزوز و سپس موسیقی یا اخبار، فضای خانه را پر می‌کرد. گویی هنوز هم می‌توان نجوای برنامه‌های قدیمی را در سکوت موزه شنید.
حسرت نبود موزه در شهرضا سبب تأسیس موزه آوا و نما شد احسان صانعی، صاحب امتیاز موزه آوا و نما در گفت‌وگو با خبرنگار فارس با اشاره به انگیزه خود از تأسیس اولین موزه‌ دارای مجوز در شهرضا می‌گوید: در این راه گاهی متضرر شدم اما از این تلاش‌ها پشیمان نیستم، به دلیل علاقه‌ شخصی از سال نوجوانی شروع به خریدن و جمع‌آوری اشیا قدیمی کردم. پس از مدتی به دلیل تعداد زیاد اشیا و دلبستگی که به آن‌ها پیدا کرده بودم همچنین درک کمبود و حسرت نبود موزه در شهرمان، تصمیم به تأسیس موزه خصوصی گرفتم.وی با بیان اینکه چون حجم زیادی از وسایل، لوازم صوتی و تصویری است نام «موزه تخصصی آوا و نما» را برای آن انتخاب کردم، گفت: در حال حاضر تصمیم دارم که وسایل مربوط به مشاغل قدیمی را جمع‌آوری کنم و مدتی است در این راه تلاش می‌کنم.صانعی با اشاره به برخی از وسایل خاص موجود در موزه گفت: برخی از اشیا موجود در موزه در نوع خود کم نظیر هستند و معمولا در مکانی جز همچین موزه هایی امکان دیدن آنها نیست. مثل رادیو نفتی، دستگاه چاپ بلیط اتوبوس، برخی از انواع دوربین ها و آپارات های کمیاب.کمی آن‌سوتر، گرامافون‌ها با شیپورهای بزرگ و اشرافی‌شان، چشم‌ها را می‌دزدند. صفحه‌های سیاه و حجیم کنارشان چیده شده، هر یک گنجینه‌ای از صداها که روزی در مهمانی‌ها و شب‌های تنهایی، روح زندگی را به خانه می‌دمیدند. سوزن‌های ظریفشان همچنان آماده‌ی بوسیدن شیارهای صفحه‌ها به نظر می‌رسند.
قفسه‌های دیگر، پر از دوربین‌های قدیمی، تلفن‌های شماره‌گیرداری با سیم‌های پیچ‌خورده، ساعت‌های کوکی است. هر وسیله داستانی ناگفته دارد؛ داستان عکس عروسی، انتظار برای یک تماس مهم، نواختن زنگ ساعت برای بیدارکردن فرزندان. اینجا اشیا تنها «اشیاء» نیستند، بلکه راویان زندگی‌هایی هستند که روزگاری جریان داشت. صاحب امتیاز موزه آوا و نما با بیان این‌که در دید بسیاری از مردم بعضی وسایل قدیمی ارزش مالی و اقتصادی ندارند و باید دور ریخته شود، بیان کرد: بسیاری از وسایل و ادوات مشاغل قدیمی ارزش مالی ندارند ولی این وسایل از نظر فرهنگی بسیار پُربها هستند و تلاش اصلی ما بر جمع‌آوری و حفظ این اشیا است. نبود توان مالی برای ارتقای ویترین‌ها و افزایش نمایشگاه‌های موزه وی با بیان اینکه هرچند این مکان از استانداردها و ایده‌آل‌های شخصی من فاصله دارد، ولی قرار گرفتن آن در بافت سنتی شهر و در خانه‌ای قدیمی و با صفا، از امتیازات آن است، خاطرنشان کرد: در حال حاضر بیشترین مشکل نبود توان مالی برای ارتقای ویترین‌ها و افزایش نمایشگاه‌های موزه است، حدود نیمی از وسایلی که جمع‌آوری کرده‌ام، مکانی برای نمایش دادن ندارد.در گوشه‌ای، یک میز و صندلی چوبی با یک چراغ مطالعه‌ برنجی قرار داده شده تا فضایی صمیمی خلق کند. روی میز، یک دفتر یادبود گذاشته‌اند که بازدیدکنندگان خاطرات و احساسات خود را نوشته‌اند: «مادربزرگم دقیقاً چنین رادیویی داشت»، «احساس می‌کنم به کودکی برگشتم».صانعی ادامه داد: بعد از تأسیس موزه، برخی از همشهریان با اهدای اشیای قدیمی به موزه نام خود را در کنار آن جاودانه کردند و در این راه ما را حمایت کردند.
صاحب ‌امتیاز موزه‌ خصوصی آوا و نما با بیان اینکه در حال حاضر مجوز و اشیای لازم برای تأسیس دومین موزه به‌عنوان موزه مردم‌شناسی را دارم اما پشتوانه مالی و مکان مناسب را ندارم اما پیگیر این امر خواهم بود، گفت: برای آن دسته از کسانی که به اشیا و فرهنگ و آداب‌ و رسوم گذشته علاقه‌مندند، موزه می‌تواند محل مناسبی برای گذران اوقات فراغت و لذت بردن از محیطی آرام، جذاب و خاطره‌انگیز باشد.موزه، پلی بین نسل‌هاحال و هوای کلی موزه، آکنده از سکوتِ پرمعنی بود. این سکوت، خالی نیست، بلکه پر از صداهای خاطره‌انگیزی است که در ذهن هر بیننده زنده می‌شود. نور و سایه، بوی کهنگی اصیل و نظم موزه، همگی دست به دست هم می‌دهند تا زمان را به عقب برگردانند.موزه تنها مکانی برای دیدن اشیا نیست، بلکه پلی است بین نسل‌ها؛ جایی که جوان‌ها با حیرت به فناوری ساده اما ماندگار گذشته نگاه می‌کنند و بزرگترها به دنبال قطعه‌ای از تاریخ شخصی خود می‌گردند.خروج از موزه، همچون بیدار شدن از یک رؤیای شیرین است. برای لحظاتی کوتاه، در گذشته سفر کرده‌ای و حالا بار دیگر به حال بازگشته‌ای، اما با قلب پر از احترام به سادگی و اصالت روزگاری که این اشیای خاموش، روزی در آن زندگی می‌کردند.موزه آوا و نما در خیابان امام علی (ع) شهرضا واقع است و همه روزه (حتی روزهای تعطیل) میزبان علاقمندان جهت بازدید از موزه است.ساعت کاری موزه صبح ها ٩ الی ١٢ و عصرها با تناسب با فصل، کمی متغیر است. علاقمندان می توانند جهت آگاهی از زمان دقیق بازدید، با شماره ٠٩١٣٣٢١١۴٨٩ در تماس باشند.#موزه #گرمافون #رادیو_نفتی #فرهنگ #تلفن #سفال #اشیای_قدیمی
20:35 - 11 آذر 1404
میراث فرهنگی
استان ها
اصفهان

1 بازنشر3 واکنش
98٫9k بازدید