خدا از دل برگه‌های سوخته قرآن پاسخ اغتشاشگران را داد

در میان همان برگه‌های نیم‌سوخته، آیه‌ای نگاه‌ها را میخکوب کرد. شاید همان‌جا، میان خاکستر ضریح و برگ‌های سوخته قرآن، تاریخ آرام اما محکم یادآوری کرد: خدا می‌بیند، فراموش نمی‌کند و انتقام می‌گیرد.
به گزارش فارس؛ دزفول، برای دیدن جنایت داعشی‌ها، کومله‌ها، منافقین و هم‌قطاران‌شان دیگر نیازی نیست آرشیو مستندهای سال‌های دور را ورق زد یا در تاریخ جست‌وجو کرد؛ این روزها، روایت خشونت‌شان را می‌توان در همین خاک دید و شنید؛ به دست همان وحشیان وطن‌فروش که نقاب اعتراض بر چهره زده‌اند و در باطن، چیزی جز کینه و خیانت و جنایت وحشیانه نیستند.این جماعت تازه‌وارد تاریخ نیستند. از ازل بوده‌اند، فقط لباس عوض کرده‌اند. همان‌ها که روزی آتش به درِ خانه امیرالمؤمنین(ع) انداختند و پهلوی مادرمان فاطمه زهرا(س) را شکستند؛ همان‌ها که در عاشورا سر از بدن حسین‌بن‌علی(ع) جدا کردند؛ همان‌ها که برای هتک حرمت حرم حضرت زینب(س) از هیچ جنایتی فروگذار نکردند. همان دست‌های سیاه، بارگاه و آستان مطهر حضرت سبزقبا(ع) را به آتش کشید.اینجا نه سوریه است و نه عراق داعش‌زده؛ اینجا دزفول است؛ حرم محمد بن موسی الکاظم، حضرت سبزقبا(ع)، نگین سبز انگشتری این شهر، که پنجشنبه‌شب، ۱۸ دی ماه، در آتش کینه کور منافقان و خائنان سوخت.
ساعت حوالی هشت شب بود؛ وقتی صدای زندگی در شهر ناگهان جایش را به رعب، وحشت و صدای تیراندازی داد خیلی زود روشن شد که این نه تجمعی مسالمت‌آمیز است و نه فریادی برای نان؛ آشوبگران و تروریست‌ها دلخوری‌های اقتصادی مردم را بهانه کرده بودند تا موج‌سواری کنند و آن لحظه که حرم سبزقبا در محاصره آتش قرار گرفت، فقط دل مردم دزفول نبود که سوخت؛ انگار قلب ایران را به آتش کشیدند.
٤ MB
باورش سخت است، اما آن شب، عده‌ای آن‌قدر از انسانیت فاصله گرفته بودند که هم‌وطنان خود را در شعله‌های آتش محبوس کردند. خادمان حرم، میان دود و آتش گرفتار شدند؛ راهی برای خروج نداشتند و حرم، به زندانی شعله‌ور بدل شده بود.یکی از خادمان حرم که از درب پشتی راهی برای نجات یافته، می‌گوید: نجات‌مان معجزه بود. همه در یک اتاق حبس شده بودیم، راه فراری نبود. انگار ذره‌ای بویی از خدا و پیغمبر نبرده بودند. یکسره آتش و مواد منفجره به داخل حرم پرتاب می‌کردند.
مرد جوانی که برای کمک به گرفتارشدگان خودش را به دل آتش زده بود، روایت می‌کند: در پارکینگ حرم، چند زن به‌همراه بچه‌هایشان وسط آتش گیر افتاده بودند.تا صبح، همه امیدوار بودند دود برخاسته، فقط از آتشی در حیاط حرم باشد. اما وقتی آفتاب جمعه بالا آمد، مردم نگران و دلواپس، سراسیمه خود را به حرم رساندند و آنچه دیدند، فراتر از تصور بود. از صحن ورودی تا ضریح مطهر، همه‌چیز در آتش تروریست‌های جنایتکار وطنی سوخته بود. قرآن‌های نیم‌سوخته و دیوارهای سیاه‌شده، چهره واقعی و نیت شوم‌شان را بی‌پرده آشکار می‌کرد.
چند ماهی بیشتر نگذشته بود از روزی که رژیم جعلی و جنایتکار صهیونیستی، با حمایت مستقیم ارباب خون‌خوارش آمریکا، به خاک مقدس ایران حمله کرد و شماری از فرماندهان بلندپایه و افتخارآفرین کشورمان، از جمله سردار سپهبد شهید غلامعلی رشید، به شهادت رسیدند. پیکر این شهید والامقام و فرزند طلبه‌اش، شهید امین عباس رشید، در حرم مطهر حضرت سبزقبا(ع) آرام گرفت اما حتی مزار این شهیدان اقتدار نیز آن شب از کینه آشوبگران در امان نماند؛ آتش بر مزارشان افروختند، تا نشان دهند از نام و راه سرداران ایران اسلامی هنوز هم می‌ترسند.
از ضریح چیزی باقی نمانده بود. نه آن درخشش همیشگی، نه رنگ آرامش‌بخش سبز، نه نشانی از پناه. همه‌چیز سیاه شده بود. سوخته، خاموش، فرو ریخته. سبزقبا دیگر سبزِ قبا نبود. گویی ردای سبزش را آتش خاکستر کرده بود و شهر، ماتم‌زده، مقابل این سیاهی ایستاده بود.آشوبگران به ضریح اکتفا نکرده بودند به قرآن هم رحم نکرده بودند؛ کتابی که قرن‌ها مأمن دل‌های شکسته بود، آن شب در شعله‌های کینه سوخت. قرآن‌های نیم‌سوخته، برگ‌هایی که لبه‌هایشان سیاه شده بود و واژه‌هایی که انگار هنوز از میان خاکستر نفس می‌کشیدند، حقیقت را عریان‌تر از هر فریادی فاش می‌کردند.
در میان همان برگه‌های نیم‌سوخته، آیه‌ای نگاه‌ها را میخکوب کرد؛ گویی از دل آتش برخاسته بود تا شهادت بدهد. آیه ۴۷ سوره ابراهیم: إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ. خدا شکست‌ناپذیر و صاحب انتقام است.این اهانت عناصر تروریستی سال‌ها پیش در تریبون سازمان ملل به اربابان‌شان پاسخ داده شده بود. صدایش هنوز هم در گوش‌ها می‌پیچد روزی که شهید آیت‌الله سیدابراهیم رئیسی، قرآن را در برابر چشم جهانیان بالا گرفت و از حقیقت گفت: ‌قرآن هرگز نمی‌سوزد ابدی است. تا زمین زمین است و زمان زمان باقی است. آتش توهین و تحریف، حریف حقیقت نخواهد شد.
١ MB
آن‌ها خواسته بودند با آتش، ایمان یک شهر را بسوزانند؛ اما از دل خاکستر، آیه‌ای قد کشید که قرن‌هاست مانده و خواهد ماند. ضریح را سوزاندند، اما معنای حرم را نه. قرآن را آتش زدند اما پیامش را نه. نام سبزقبا را سیاه کردند، اما حقیقتش سبزتر از همیشه در دل مردم زنده ماند.صبح جمعه ۱۹ دی ماه، وقتی مردم دزفول میان ویرانه‌ها قدم می‌زدند، این آیه تنها نوشته‌ای نبود که از شب مانده باشد، خط پایان یک توهم بود. توهم اینکه می‌شود با خشونت، ایمان را شکست.و شاید همان‌جا، میان خاکستر ضریح و برگ‌های سوخته قرآن، تاریخ آرام اما محکم یادآوری کرد: خدا می‌بیند، فراموش نمی‌کند و انتقام می‌گیرد.#اغتشاشگران #اغتشاشات خبر‌های دست اول #خوزستان را اینجا بخوانید‎@khuzestan
11:03 - 4 بهمن 1404

4 إعادة النشر16 التفاعل
44k من المشاهدات


7 الإجابة

@user1768810452654 بهمن 1404
تعليقًا على و
خدا لعنتشون کنه اصلا کار درستی نیست مخصوصا این نوع از خوشونت من شخصا بعنوان معترض دوبار با اغتشاشگران برخورد فیزیکی داشتم با کمک مردم. این کار غیر قابل پذیرشه

‌سهراب یوسفی‌ صورة الملف الشخصي
@SOHRABUOSEFE4 بهمن 1404
تعليقًا على و
سلام عالی بود ماشاالاه خانم محمدی🙏لطفا در صورت امکان تیتر خبر رو اصلاح کنید و دوباره خبر رو نشر بدید(اعتشاشگران)🙏🙏🙏🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷

‌سهراب یوسفی‌ صورة الملف الشخصي
@SOHRABUOSEFE4 بهمن 1404
تعليقًا على و
زنده باد دزفول و مردم اهل بیت دوستش🙏🇮🇷🇮🇷🇮🇷

@Mostafapoortahan4 بهمن 1404
تعليقًا على و
خدا لعنت کنه کسایی رو که به قرآن بی احترامی کردن

‌الهام انصاری‌ صورة الملف الشخصي
@Ansari86864 بهمن 1404
تعليقًا على و
دقیقا من همیشه نوشته های قران هایی رو که در حقشون جسارت سوزاندن رخ داده می خونم. پر از نکته اند

‌Fahema Jamali‌ صورة الملف الشخصي
@Tasian4 بهمن 1404
تعليقًا على و
سید کجایی دلمون تنگ شده برات صداقت تو تک بود ببخش اگه بهت گفتم بیسواد الان سخت خجلم ولی خوشحالم که به تو رای دادم رفتی با رفتنت صداقت هم رفتکاش زمان به عقب برمی گشت قدرتو می دونستیمرییسی بزرگوار

‌Fahema Jamali‌ صورة الملف الشخصي
@Tasian4 بهمن 1404
تعليقًا على و
قرآن کلام خداست نوره بله که جواب همه رو میده چه اختشاش گر هتاک به قرآن و مساجد و امام زاده ها و قاتلان مزدم چه جواب آدمهای خوب روشک نکنیم کلام خدا حق است مو لای درزش نمی ره